مه‌ رضي‌ الله عنها: اسم‌ وي‌ هند است‌ و او دختر ابي‌اميه‌ مخزومي‌ است‌. رسول‌ خدا ص او را از پسرش‌ سلمه‌ خواستگاري‌ كردند.
6 ـ ام‌ حبيبه‌ رمله‌ دختر ابي‌سفيان‌رضي‌ الله عنهما: رسول‌ خدا ص در سال ‌هفتم‌ هجري‌ بعد از مرگ‌ شوهرش‌ در حبشه، با وي‌ ازدواج‌ كردند و وكيل‌ وي‌ در ازدواجش‌ عمروبن‌ اميه‌ ضمري‌(رض) بود و نجاشي(رض) مبلغ‌ چهارصد دينار از جاي ‌رسول‌ خدا ص به‌ وي‌ مهر داد.
7 ـ زينب‌ دختر جحش‌ رضي‌ الله عنها: آن‌ حضرت‌ ص بعد از طلاق‌ دادن‌ وي‌از سوي‌ شوهرش‌ زيدبن‌حارثه‌(رض) به‌ فرمان‌ الهي‌با وي‌ ازدواج‌ كردند تا عادت ‌فرزندخواندگي‌ از ميان‌ برود و ابطال‌ گردد. اسم‌ وي‌ بره‌ بود و رسول‌ خدا ص او را زينب‌ ناميدند.
8 ـ زينب‌ دختر خزيمه‌ رضي‌ الله عنها: هشت‌ ماه‌ بعد از آن‌ كه‌ رسول‌خدا ص با وي‌ ازدواج‌ كردند، درگذشت‌. او را در جاهليت‌ ام‌المساكين‌ مي‌ناميدند زيرا مساكين‌ را بسيار اطعام‌ مي‌كرد.
9 ـ صفيه‌ دختر حيي، فرزند اخطب‌ هاروني‌ رضي‌ الله عنها: از اسراي ‌خيبر بود و رسول‌‌خدا ص بعد از آن‌كه‌ او را آزاد كردند، با وي‌ ازدواج‌ نمودند. نقل‌ است‌ آن‌ حضرت‌ ص او را با هفت‌ «اروس‌» از دحيه‌ كلبي‌ خريداري‌ كرده ‌بودند.
10 ـ ريحانه‌ دختر زيد رضي‌ الله عنها: رسول‌ خدا ص در سال‌ هشتم‌ هجري‌ با وي‌ ازدواج‌ كردند و پس‌ از حجه‌الوداع‌ رحلت‌ كرد. شوهر اول‌ وي‌ در جنگ ‌كشته‌ شده ‌بود.
11 ـ جويريه‌ دختر حارث‌ مصطلقي‌ رضي‌ الله عنها: از اسراي‌ بني‌مصطلق‌ و نام‌ وي‌ بره‌ بود. رسول‌ خدا ص در شعبان‌ سال‌ ششم‌ هجري‌ با وي‌ ازدواج‌ كردند و او را جويريه‌ ناميدند.
12 ـ ميمونه‌ دختر حارث‌ هلالي‌ رضي‌ الله عنها: آخرين‌ زني‌ بود كه ‌رسول‌خدا ص با وي‌ ازدواج‌ كردند.
همچنان‌ رسول‌ خدا ص دو كنيز داشتند، به‌نامهاي‌ ماريه‌ قبطي‌ كه‌ مادر فرزندشان‌ ابراهيم‌ بود و ديگري‌ ريحانه‌.
 
سوره أحزاب آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از خطاب‌ مستقيم‌ رسول‌ خدا ص، همسرانشان‌ مورد خطاب‌ قرار مي‌گيرند تا حق‌ تعالي‌ ايشان‌ را به‌ مقام‌ بلند تقوا رهنمون‌ گردد:
«اي‌ همسران‌ پيامبر! هر كس‌ از شما بدكاري‌ آشكاري‌ به‌ عمل‌ آورد» يعني: گناه ‌بزرگي‌ مرتكب‌ شود كه‌ زشتي‌ آن‌ آشكار و بدي‌ و ناشايستي‌ آن‌ واضح‌ باشد؛ مانند نافرماني‌ شوهر و درپيش‌ گرفتن‌ اخلاق‌ ناشايست‌. ابن‌ عباس‌(رض) مي‌گويد: «مراد ازبدكاري‌ آشكار، همين‌ دو كار است‌». شاه‌ ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «مراد در اينجا ايذاي‌ پيامبر ص به‌ زبان‌درازي‌ است‌». ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ جمله‌ شرط است‌ و شرط مقتضي‌ وقوع‌ آن‌ نيست‌ زيرا خداي‌ عزوجل‌ همسران‌ پيامبرش‌ را از اين‌ ناشايستگي‌ معصوم‌ قرار داده‌ و ايشان‌ را از آن‌ پاك‌ و بيزار گردانيده‌ است‌». ابوحيان‌ مي‌گويد: «نبايد پنداشته‌ شود كه‌ مراد از (فاحشه‌) در اين‌ آيه، عمل ‌زناست‌ زيرا رسول‌ خدا ص و حريم‌ پاك‌ خانواده‌ ايشان‌ از اين‌ عمل‌ معصوم‌اند وبه‌دليل‌ اين‌ كه‌ خداوند متعال‌ (فاحشه‌) را در اينجا به‌ وصف‌ (مبينه‌) يعني‌ (فاحشه‌ آشكار) مقيد كرده‌است، درحالي‌ كه‌ زنا از اموري‌ است‌ كه‌ پنهاني‌ انجام‌ گرفته‌ و در ارتكاب‌ آن‌ مخفي‌كاري‌ صورت‌ مي‌گيرد». آري‌! هر كس‌ از شما زنان‌ پيامبر بدكاري‌ آشكاري‌ به‌ عمل‌ آورد «عذابش‌ دوچندان‌ مي‌شود» در دنيا و آخرت‌ زيرا عذاب‌ آنها دوچندان‌ عذاب‌ غير آنان‌ از زناني‌ است‌ كه‌ مرتكب‌ عملي‌ مانند عمل ‌آنان‌ گردند و اين‌ به‌سبب‌ جايگاه‌ رسول‌ اكرم‌ ص و بلندي‌ مرتبه‌ همسرانشان‌ است‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «همسران‌ رسول‌ خدا ص در منازل‌ آن‌ حضرت‌ ص واقع‌ در اعلي‌عليين‌ بهشت‌ بر فراز منازل‌ همه‌ خلايق‌ در مقام‌ (وسيله‌) كه‌ نزديكترين‌ منازل ‌بهشت‌ به‌سوي‌ عرش‌ رحمان‌ است، جاي‌ مي‌گيرند. پس‌ چنان‌كه‌ ثواب‌ و پاداش ‌آنها دوچندان‌ است‌ (آيه‌ بعد)، عدل‌ خداوند (ج) اقتضا مي‌كند كه‌ افزايش‌ عذاب ‌به‌ افزايش‌ ثواب‌ پيوسته‌ باشد. بدين‌ جهت‌ است‌ كه‌ نكوهش‌ شخص‌ گنه‌كاري‌ كه‌ عالم‌ است، سخت‌تر از نكوهش‌ گنه‌كار جاهل‌ مي‌باشد زيرا معصيت‌ از سوي‌ عالم‌ زشت‌تر است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ حد آزاد بر حد برده‌ فزوني‌ دارد و كافر رجم‌ نمي‌شود».
«و اين‌ امر» يعني: دو چندان‌ كردن‌ عذاب‌ آنان‌ «بر خداوند آسان‌ است‌» پس‌آن‌ را بزرگ‌ نمي‌شمارد و بر وي‌ دشوار نيست‌ و اين‌ كه‌ ايشان‌ زنان‌ پيامبر ص هستند، پروردگار را از دوبرابر كردن‌ عذابشان‌ باز نمي‌دارد؛ هرگاه‌ بدكاري‌ آشكاري‌ به‌ عمل‌ آورند.
	سوره آل عمران آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ زن‌ عمران» كه‌ نامش‌ حنه‌ بود «گفت‌: پروردگارا، آنچه‌ در شكم‌ خود دارم، نذر تو كردم» يعني‌: براي‌ عبادتت‌ «تا آزاد از هر قيد» و مشغله‌ دنيايي، خالصانه‌ پرستشگر تو و خادم‌ معبدت‌ «باشد» و چيزي‌ از امور دنيا او را به‌ خود مشغول‌ نگرداند «پس‌ از من‌ بپذير» اين‌ نذر را كه‌ در رحم‌ دارم‌ «كه‌ تو شنواي ‌دانايي» دعايم‌ را مي‌شنوي‌ و به‌ نيت‌ مخلصانه‌ام‌ دانايي‌. ابن‌ كثير به‌ نقل‌ ازمحمدبن‌ اسحاق‌ مي‌گويد: «حنه‌ مادر مريم‌ ـ همسر عمران‌ ـ زني‌ بود كه‌ باردار نمي‌شد، روزي‌ پرنده‌اي‌ را ديد كه‌ جوجه‌ خويش‌ را صدا مي‌زند، در اين‌ هنگام ‌آرزو كرد كه‌ كاش‌ او هم‌ فرزندي‌ مي‌داشت، پس‌ به‌ بارگاه‌ حق‌ تعالي‌ دعا كرد و حق‌ تعالي‌ دعايش‌ را اجابت‌ نمود و در نتيجه‌ او از شوهرش‌ باردار شد، آن‌گاه‌گفت‌: (پروردگارا! آنچه‌ در شكم‌ خود دارم، نذر تو كردم‌...). يادآور مي‌شويم‌ كه‌ نذر كردن‌ فرزند در شريعتشان‌ جايز بود و فرزند هم‌ بايد از نذر پدر و مادراطاعت‌ مي‌كرد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:3991.xml">صفحة (422)</a><a class="folder" href="w:html:3997.xml">صفحة (423)</a><a class="folder" href="w:html:4005.xml">صفحة (424)</a><a class="folder" href="w:html:4013.xml">صفحة (425)</a><a class="folder" href="w:html:4018.xml">صفحة (426)</a><a class="folder" href="w:html:4027.xml">صفحة (427)</a><a class="folder" href="w:html:4039.xml">صفحة (428)</a><a class="folder" href="w:html:4048.xml">صفحة (429)</a><a class="folder" href="w:html:4056.xml">صفحة (430)</a><a class="folder" href="w:html:4065.xml">صفحة (431)</a><a class="folder" href="w:html:4075.xml">صفحة (432)</a><a class="folder" href="w:html:4084.xml">صفحة (433)</a><a class="folder" href="w:html:4094.xml">صفحة (434)</a><a class="folder" href="w:html:4