ه‌ «فتح‌ / 5 » آيه‌ (‏ لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ ... )و در اين‌ سوره‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
 
سوره آل عمران آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ پروردگار، مريم‌ را قبول‌ كرد قبولي‌ نيك‌ و بالنده‌ ساخت‌ او را باليدني‌ نيك‌ و زكريا را به‌ سرپرستي» و اداره‌ امور «او برگماشت» قتاده‌ مي‌گويد: «مريم، دختر سرور و پيشواي‌ قوم‌ بود زيرا عمران‌ پدرش‌ امامشان‌ در نماز بود، از اين‌ جهت، علما و كشيشان‌ همه‌ داوطلب‌ سرپرستي‌ از وي‌ شدند و هيچ‌ يك‌ از آنان‌ حاضرنبود تا اين‌ امتياز را به‌ ديگري‌ ببخشد، سرانجام‌ براي‌ تعيين‌ سرپرست‌ وي‌ به‌ قرعه‌كشي‌ تن‌ دادند و قرعه‌ به‌نام‌ زكريا ـ شوهرخواهر، يا شوهر خاله‌مريم‌ ـ برآمد و بدين‌ سان‌ بود كه‌ زكريا سرپرستي‌ و تربيت‌ وي‌ را بر عهده‌گرفت». «هر بار كه‌ زكريا در محراب‌ بر او وارد مي‌شد» محراب‌: ايواني‌ در جلو معبد است‌ كه‌ دري‌ دارد و به‌ وسيله‌ نردباني‌ كوچك‌ بر آن‌ بالا مي‌روند و كسي‌ كه‌ درآن‌ قرار داشته‌ باشد، از ديد كساني‌ كه‌ در معبد هستند پنهان‌ مي‌ماند، لذا محراب،گرامي‌ترين‌ جايگاه‌ براي‌ نشستن‌ است‌. و اهل‌ كتاب‌ به‌ آن‌ «مذبح» مي‌گويند.آري‌! هر بار كه‌ زكريا(ع) به‌ محراب‌ نزد مريم‌ مي‌رفت‌: «نزد او خوراكي‌ مي‌يافت» يعني‌: نوعي‌ از انواع‌ خوراكي‌ها را نزد وي‌ مي‌يافت‌. در روايات‌ است‌ آمده ‌است‌: چون‌ زكريا بر وي‌ وارد مي‌شد، ميوه‌ زمستان‌ را در فصل‌ تابستان‌ و ميوه‌ تابستان‌ را در فصل‌ زمستان‌ نزد وي‌ مي‌يافت‌. ابن‌ كثير مي‌گويد: «اين‌ خود دليل‌ كرامت‌ اوليا مي‌باشد». و چون‌ زكريا اين‌ ميوه‌ها را نزد وي‌ يافت‌: «گفت‌: اي‌مريم‌! اين‌ از كجا براي‌ تو آمده‌ است‌ ؟» و آن‌ زمان، زمان‌ قحطي‌ و خشكسالي‌ نيز بود «مريم» در پاسخ‌ گفت‌: «اين‌ از نزد خداوند است» لذا، ديدن‌ اين‌ ميوه‌ها نزد من‌ جاي‌ شگفتي‌ و استبعاد ندارد، چرا كه‌ «خدا به‌ هركس‌ بخواهد، بي‌ حساب‌ روزي ‌مي‌بخشد» به‌ هنگام‌ فصل‌ و موسم‌ آن‌ روزي‌ و بدون‌ آن‌.
 
 سوره أحزاب آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از كافران‌ و منافقان‌ فرمان‌ مبر» در آنچه‌ كه‌ به‌ تو از برخورد سهل‌انگارانه‌ در امر دين‌ كه‌ مخالف‌ با شريعت‌ توست، مشورت‌ مي‌دهند «و به‌ آزارشان‌ اعتبار نده‌» يعني: از آزارهايي‌ كه‌ به‌ تو ـ به‌سبب‌ دعوتت‌ به‌سوي‌ دين‌ خداوند (ج) و صلابت ‌و استواريت‌ عليه‌ دشمنان‌ وي‌ ـ مي‌رسانند، باكي‌ نداشته‌ باش‌ «و بر خدا توكل‌ كن‌» زيرا «خداوند به‌عنوان‌ كارساز  بس‌ است‌» براي‌ تو پس‌ كار خويش‌ را در همه‌ حال‌ به‌ او بسپار.
 
	سوره أحزاب آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! چون‌ زنان‌ مؤمن‌ را به‌ نكاح‌ خود درآورديد» و با آنان‌ عقد ازدواج ‌بستيد «آن‌گاه‌ پيش‌ از آن‌كه‌ آنان‌ را مساس‌ كنيد طلاقشان‌ داديد» يعني: آن‌ گاه‌ قبل‌ از مقاربت‌ و همخوابگي‌ با آنان‌ طلاقشان‌ داديد. از جماع‌ به‌ طور كنايه، به‌ لفظ (مس‌) تعبير شد؛ «ديگر شما را بر اين‌ زنان‌ هيچ‌ عده‌اي‌ نيست‌ كه‌ آن‌ را بشماريد» كه ‌اين‌ حكم‌ در ميان‌ فقها اجماعي‌ است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ در نزد احناف‌ و مالكي‌ها، خلوت‌ صحيحه‌ نيز در حكم‌ خود مانند جماع‌ است‌. نسبت‌ دادن ‌شمارش‌ عده‌ به‌ مردان، دال‌ بر اين‌ امر است‌ كه‌ عده‌ حق‌ مردان‌ است‌ و آنانند كه ‌زنان‌ مطلقه‌شان‌ را در قبال‌ آن‌ محاسبه‌ كرده‌ و آنها را بدان‌ ملزم‌ مي‌گردانند. آري‌! زنان‌ مطلقه‌اي‌ كه‌ هنوز مردان‌ با آنان‌ نزديكي‌ و مجامعت‌ نكرده‌اند، از حكم‌ عده‌ شمردن‌ مستثني‌ هستند زيرا عده‌ براي‌ شناخت‌ پاكي‌ رحم‌ زن‌ از آب‌ نطفه‌ مرد (استبراء) است‌ و در اين‌ مورد مقاربتي‌ صورت‌ نگرفته‌ تا استبراء رحم‌ انجام‌ بگيرد «پس‌ به‌ آنان‌ متعه‌ بدهيد» يعني: به‌ زنان‌ مطلقه‌اي‌ كه‌ قبل‌ از مقاربت‌ طلاقشان ‌داده‌ايد، متعه‌ بدهيد. بنابراين، زني‌ كه‌ قبل‌ از جماع‌ طلاق‌ داده‌ مي‌شود، داراي ‌دو حالت‌ است: يا اين‌ است‌ كه‌ مهري‌ برايش‌ مشخص‌ شده، كه‌ در آن‌ صورت‌ سزاوار نصف‌ مهر معين‌ خويش‌ است‌ و در اين‌ حال، دادن‌ متعه‌ به‌ او واجب‌ نه‌ بلكه‌ سنت‌ مي‌باشد. يا اين‌ كه‌ برايش‌ مهري‌ معين‌ نشده‌ است، كه‌ در اين‌ صورت، بر اساس‌ آيه‌ كريمه‌ سزاوار دريافت‌ متعه‌ مي‌باشد و دادن‌ متعه‌ برايش‌ ـ در نزد حنبلي‌ها و حنفي‌ها ـ واجب‌ اما در نزد شافعي، دادن‌ متعه‌ به‌ هر زن‌ مطلقه‌اي ‌واجب‌ مي‌باشد، جز براي‌ مطلقه‌ قبل‌ از جماعي‌ كه‌ براي‌ آن‌ مهري‌ معين‌ شده‌ زيرا او سزاوار نصف‌ مهر خويش‌ مي‌باشد و دادن‌ متعه‌ برايش‌ مستحب‌ است‌. اما زني ‌كه‌ شوهرش‌ درگذشته‌ است: اگر شوهر بعد از عقد و قبل‌ از جماع‌ مرد، مرگ‌ وي ‌در حكم‌ خويش‌ همچون‌ جماع‌ است‌ و زنش‌ ـ به‌ اجماع‌ فقها ـ بايد چهار ماه‌ و ده‌ روز عده‌ بشمارد. «و آنان‌ را رها كنيد به‌ رها كردني‌ نيك‌» يعني: به‌ شيوه‌اي‌ نيك‌ به‌ زنان‌ مطلقه‌ اجازه‌ دهيد كه‌ از منازلتان‌ بيرون‌ بروند ـ چنانچه‌ به‌ آن‌ وارد شده‌ بودند ـ زيرا شما برآنان‌ حق‌ عده‌ شمردن‌ نداريد. (سراح‌ جميل‌): رها كردن‌ به‌خوشي‌ و خرمي‌ است‌ كه‌ آزاري‌ به‌همراه‌ نداشته‌ باشد.
 
سوره أحزاب آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ 