فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ آيه، چهار گروه‌ از زناني‌ را كه‌ ازدواج‌ پيامبرش‌ با آنان ‌را مباح‌ گردانيده، بيان‌ مي‌كند: «اي‌ پيامبر! قطعا ما آن‌ همسرانت‌ را كه‌ مهرهايشان‌ را داده‌اي، براي‌ تو حلال‌ كرده‌ايم‌» حق‌ تعالي‌ از اين‌ گروه‌ از همسران‌ پيامبر ص آغاز كرد زيرا ايشان‌ همان‌ كساني‌ بودند كه‌ پيامبر ص را بر دنيا و آرايشهاي‌ آن‌ ترجيح ‌دادند و هنگامي‌ هم‌ كه‌ مخير ساخته‌ شدند، پيامبر ص را انتخاب‌ كردند. البته‌ دادن‌ مهر يا به‌طور عاجل‌ است، يا ناميدن‌ و مقرر كردن‌ آن‌ در هنگام‌ عقد (مهر مؤجل‌).
اما گروه‌ دوم‌ از زناني‌ كه‌ براي‌ رسول‌ خدا ص حلال‌ ساخته‌ شده‌اند: «و نيز» حلال‌ كرده‌ است‌ برتو اي‌ پيامبر! «كساني‌ را كه‌ خدا از طريق‌ في‌ء به‌ تو بخشيده ‌و ملك‌ يمين‌ تو هستند» و با قهر و غلبه‌ گرفته‌ شده‌اند، مانند صفيه‌ و جويريه‌. البته‌ كنيز خريداري‌ شده‌ يا بخشش‌ شده‌ و مانند آن‌ نيز براي‌ رسول‌ خدا ص حلال‌ بود.
گروه‌ سوم‌ از زناني‌ كه‌ براي‌ رسول‌ خدا حلال‌ ساخته‌ شده‌اند: «و نيز حلال‌ كرديم‌ دختران‌ عمويت‌ و دختران‌ عمه‌هايت‌ و دختران‌ دايي‌ات‌ و دختران‌ خاله‌هايت‌ را كه ‌با تو مهاجرت‌ كرده‌اند» پس‌ براي‌ تو حلال‌ است‌ كه‌ هر كس‌ از اينان‌ را كه‌ مي‌خواهي، خواستگاري‌ كني‌ و به‌ نكاح‌ خويش‌ درآوري‌ اما كساني‌ از اين‌ گروه‌ كه‌ هجرت‌ نكرده‌اند، بر تو حلال‌ نيستند.
ام‌ هاني‌ دختر ابوطالب‌ كه‌ دختر عموي‌ رسول‌ خدا ص بود، مي‌گويد: «اين ‌قسمت‌ از آيه‌ درباره‌ من‌ نازل‌ شد زيرا رسول‌ خدا ص خواستند تا با من‌ ازدواج ‌نمايند ولي‌ از ازدواج‌ با من‌ نهي‌ شدند چرا كه‌ من‌ هجرت‌ نكرده‌ بودم‌». مراد از دختران‌ عمو و عمه‌ پيامبر ص: زنان‌ قريش‌ هستند زيرا مردان‌ قريشي‌ ـ چه‌ به‌ پيامبر ص نزديك‌ باشند و چه‌ دور ـ عموهاي‌ ايشان‌ گفته‌ مي‌شوند. مراد از دخترخاله‌ها و دختردايي‌هاي‌ پيامبر ص: دختران‌ بني‌ زهره‌اند. يادآور مي‌شويم‌ كه ‌از زنان‌ قريشي، شش‌ زن‌ در نكاح‌ پيامبر ص بودند اما از بني‌زهره‌ هيچ‌ زني‌ در نكاح‌ ايشان‌ نبود.
گروه‌ چهارم‌ از زناني‌ كه‌ براي‌ رسول‌ خدا حلال‌ ساخته‌ شده‌اند: «و» نيز حلال ‌كرديم‌ بر پيامبر ص «زن‌ مؤمني‌ كه‌ خود را به‌ پيامبر ببخشد» داوطلبانه‌ بدون‌ مهر «در صورتي‌ كه‌ پيامبر بخواهد او را به‌ زني‌ گيرد» يعني: در صورتي‌ كه‌ پيامبر ص بخواهد تا با اين‌ بخشش‌ بدون‌ مهر، او را منكوحه‌ خويش‌ گردانيده‌ و مالك‌ بهره‌برداري ‌جنسي‌ از وي‌ شود. اما زنان‌ غير مؤمني‌ كه‌ خود را به‌ پيامبر ص مي‌بخشند، به‌صرف‌ اين‌ كه‌ خود را به‌ ايشان‌ بخشيده‌اند، نكاحشان‌ براي‌ پيامبر ص حلال ‌نيست‌. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ بخش‌ از آيه، درباره‌ ام‌ شريك‌ غزيه‌ دختر جابر(رض) نازل‌ شد كه‌ خود را به‌ رسول‌ خدا ص پيشكش‌ كرد.
البته‌ اين‌ ازدواج‌ از روي‌ بخشش‌ بدون‌ مهر: «مخصوص‌ توست‌ نه‌ ديگر مؤمنان‌» و براي‌ ديگران‌ جايز نيست‌. آري‌! ازدواج‌ به‌ لفظ «بخشش‌»، از خصوصيات‌ رسول‌ اكرم‌ ص است‌ نه‌ ساير مؤمنان‌ و فقط پيامبر ص مي‌توانستند بدون‌ مهر و ولي‌ و گواهان، چنين‌ زناني‌ را به‌ نكاح‌ گيرند. اما چنانچه‌ زني‌ خود را بدون‌ مهر به‌ مردي‌ غير از رسول‌ خدا ص بخشيد ـ كه‌ آن‌ را اصطلاحا «مفوضه‌» مي‌نامند ـ مهر مثل‌ وي‌ بر آن‌ مرد با مقاربت‌ يا مرگ‌ مرد، واجب‌ مي‌گردد، چنان‌كه‌ رسول‌ خدا ص در مورد بروع‌ دختر واشق‌ همين‌ حكم‌ را صادر كردند. البته‌ اين‌ نظر احناف‌ و مالكي‌هاست‌. اما از نظر جمهور فقها، براي‌ زن‌ حلال‌ نيست‌ كه‌ نفس ‌خويش‌ را به‌ كسي‌ ببخشد.
يادآور مي‌شويم‌؛ زناني‌ كه‌ خود را به‌ پيامبر ص بخشيده‌اند و زناني‌ كه‌رسول‌ خدا ص از آنان‌ خواستگاري‌ كرده‌اند اما نكاح‌ آن‌ حضرت‌ ص با ايشان ‌انجام‌ نگرفته ‌است، در مجموع‌ نه‌ زنند. همچنين‌ آن‌ حضرت‌ ص داراي‌ زناني‌ بوده‌اند كه‌ با آنها نكاح‌ كرده‌ ولي‌ عروسي‌ نكرده‌اند، كه‌ تعداد ايشان‌ نيز مجموعا ده‌ تن‌ است‌. و ـ چنان‌كه‌ ابن‌عباس‌(رض) گفته‌ ـ هيچ‌ زن‌ بخشيده ‌شده‌اي‌ در نكاح ‌پيامبر ص نبوده‌ است‌ و ام‌ شريك‌ كه‌ ذكر وي‌ رفت، نيز در حباله‌ نكاح‌ آن‌ حضرت‌ ص نبود و پس‌ از آن‌كه‌ او خود را به‌ ايشان‌ بخشيد، ايشان‌ سكوت‌ كردند. ابن‌سعد روايت‌ كرده‌است: «نشنيده‌ايم‌ كه‌ رسول‌ خدا ص از اين‌ گروه‌ زنان، كسي‌را به‌ ازدواج‌ خود پذيرفته‌ باشند».
«به‌راستي‌ دانستيم‌ آنچه‌ را فرض‌ كرده‌ايم‌» يعني: آنچه‌ را مقرر داشته‌ايم‌ از احكام‌ و حقوق‌ «برآنان‌» يعني: بر مؤمنان‌ «در حق‌ زنانشان‌» از شرايط عقد وحقوق‌ آن‌؛ مانند مهر، شهود و غيره، كه‌ اخلال‌ وارد كردن‌ به‌ اين‌ شروط بر مؤمنان‌ روا نيست‌ و نه‌ بر ايشان‌ رواست‌ كه‌ در آنچه‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌عنوان ‌گرامي‌داشت‌ و وسيع ‌كردن‌ دايره‌ انتخاب‌ از مختصات‌ رسول‌ خويش‌ ص گردانيده، به‌ ايشان‌ اقتدا كنند. لذا اي‌ مؤمنان‌! جز با مهر و شهود و ولي‌ ازدواج‌ نكنيد و بر چهار زن‌ منكوحه‌ نيفزاييد «و» نيز دانستيم‌ آنچه‌ را كه‌ مقرر داشته‌ايم‌ بر مؤمنان‌ در مورد «آنچه‌ كه‌ يمين‌هايشان‌ مالك‌ آن‌ شده‌است‌» از كنيزاني‌ كه‌ اسيرگرفتنشان‌ جايز است، نه‌ از كساني‌ كه‌ اسيرگرفتنشان‌ جايز نيست، يا كساني‌ كه‌ با مسلمانان‌ عهد وپيماني‌ دارند. همچنين‌ كنيز بايد از كساني‌ باشد كه‌ بر مالك‌ خويش‌ حلال‌ است، مانند كنيز كتابي، برخلاف‌ كنيز مجوسي‌ و بت‌پرست‌ كه‌ نكاح‌ آنان‌ بر مالك‌ روا نيست‌. چنان‌كه‌ بايد كنيز قبل‌ از نكاح، با گذراندن‌ يك‌ حيض، استبراء رحم‌ شود. يعني‌ پاكي‌ رحم‌ وي‌ از نطفه‌ ديگران‌ مسلم‌ گردد.
«تا بر تو هيچ‌ حرجي‌ نباشد» يعني: اي‌ پيامبر ص! دايره‌ حلال‌ها را در مورد زنان‌ بر تو وسيع‌ گردانيديم‌ تا از اين‌ امر دلتنگ‌ نشوي‌ كه‌ در گرفتن‌ زنان‌ بيشتر مقصر هستي‌ «و الله آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» آمرزنده‌ است‌ بر آنچه‌ كه‌ پرهيز از آن‌ دشوار است، مهربان‌ است‌؛ با وسيع‌ساختن‌ دايره‌ اباحت‌ در اموري‌ كه‌ در مظان‌ حرج‌ و محظور قرار دارند.
ابن‌العربي‌ و قرطبي‌ به‌مناسبت‌ اين‌ خصوصيت‌ پيامبراكرم‌ ص همه‌ چيزهايي‌ را كه ‌مخصوص‌ آن‌ حضرت‌ ص است‌ و احدي‌ با ايشان‌ درآنها مشاركت‌ ندارد ـ درميدان‌ فرض، تحريم‌ و اباحت‌ ـ ذكر كرده‌اند زيرا چيزهايي‌ بر رسول‌ خدا ص  فرض‌ بود كه‌ بر غير ايشان‌ فرض‌ نگرديد چ