فرمود: با آن‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در ميان‌ زنان‌ خود تقسيم‌ و عدالت‌ مي‌كردند ولي‌ با اين‌ حال، چنين ‌مناجات‌ مي‌كردند: «اللهم‌ هذا فعلي‌ فيما املك، فلا تلمني‌ فيما تملك‌ و لا املك‌ ـ زاد ابوداوود يعني: القلب: بارخدايا! اين‌ كار من‌ است‌ در آنچه‌ كه‌ مالك‌ آن‌ هستم ‌پس‌ مرا در آنچه‌ كه‌ تو مالك‌ آن‌ هستي‌ و من‌ مالك‌ آن‌ نيستم، سرزنش‌ نكن‌». ابوداوود مي‌افزايد: مراد رسول‌ خدا ص از آنچه‌ كه‌ ايشان‌ مالك‌ آن‌ نيستند، گرايش‌ و محبت‌ قلبي‌ بيشتري‌ بود كه‌ به‌ بعضي‌ از همسرانشان‌ داشتند. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عمروبن‌عاص‌(رض) آمده‌ است: از رسول‌ خدا ص پرسيدم‌ كه‌ چه‌ كسي‌ از مردم‌ نزد شما محبوب‌تر است‌؟ فرمودند: عائشه‌. باز پرسيدم: از مردان‌؟ فرمودند: پدر وي‌. باز گفتم: بعد از وي‌ چه‌ كسي‌؟ فرمودند: عمربن‌خطاب‌... و چند مرد ديگر را نيز برشمردند».
 
	سوره أحزاب آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بعد از اين‌» كه‌ اين‌ نه‌ تن‌ همسرانت‌ پس‌ از مخير شدن، تو را برگزيدند، يا بعد از اين‌ روز «ديگر گرفتن‌ زنان‌ براي‌ تو حلال‌ نيست‌» لذا بعد از نزول‌ اين‌ آيه، نه‌ تن ‌همسر در حق‌ پيامبر ص، مانند چهار زن‌ در حق‌ ما بود. به‌ اين‌ ترتيب‌ خداوند (ج) به‌ پاداش‌ آن‌ كه‌ همسرانشان، او و رسولش‌ و سراي‌ آخرت‌ را بر زندگاني‌ دنيا وتجملات‌ آن‌ برگزيدند، با اين‌ آيه‌ بر رسول‌ خويش‌ ص حرام‌ گردانيد كه‌ ديگر باهمسران‌ خود زني‌ ديگر بگيرند «و برايت‌ حلال‌ نيست‌ كه‌ زنان‌ ديگري‌ را جانشين ‌آنان‌ كني‌» يعني: برايت‌ حلال‌ نيست‌ كه‌ يك ‌تن‌ يا بيشتر از همسرانت‌ را طلاق‌ دهي‌و در عوض‌ آنان‌ با زناني‌ ديگر ازدواج‌ كني‌ «هرچند زيبايي‌ آنان‌ تو را به‌ شگفت ‌آورد» يعني: هرچند زيبايي‌ زن‌ يا زناني‌ كه‌ مي‌خواهي‌ آنان‌ را جانشين‌ همسرانت ‌گرداني، مورد پسند باشد «به‌ استثناي‌ آنچه‌ كه‌ دست‌ تو مالك‌ شده‌ است‌» يعني: بجز كنيزاني‌ كه‌ در ملك‌ تو هستند. پس‌ برايت‌ جايز است‌ كه‌ آنان‌ را به‌ ازدواج‌ خويش ‌درآورده‌ و از آنان‌ بر تعداد همسرانت‌ بيفزايي‌ چنان‌كه‌ رسول‌‌خدا ص بعد از نزول ‌اين‌ آيه، مالك‌ ماريه‌ قبطيه‌ شدند و با وي‌ ازدواج‌ كردند و فرزندشان‌ ابراهيم‌ كه‌ در حيات‌ پيامبر ص درگذشت، از وي‌ به‌ دنيا آمد «و خدا بر همه‌ چيز مراقب ‌است‌» پس‌ از مخالفت‌ اوامر وي‌ حذر كنيد.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ نگريستن‌ به‌سوي‌ دختر، يا زن‌ به‌ منظور خواستگاري‌ از وي‌ جايز است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «إذا خطب‌ أحدكم‌ المرأة فإن ‌استطاع‌ أن‌ ينظر إلى ما يدعوه‌ إلى نكاحها فليفعل‌: هرگاه‌ يكي‌ از شما مي‌خواست‌ تا از زني‌ خواستگاري‌ نمايد، اگر مي‌توانست‌ كه ‌به‌سوي‌ آن‌كه‌ او را به‌ نكاح‌ وي‌ فرامي‌خواند بنگرد، بايد كه‌ چنين‌ كند». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ به‌ روايت‌ مغيره‌بن‌شعبه‌(رض) آمده‌است‌ كه‌ گفت: «از زني‌خواستگاري‌ كردم‌. رسول‌ خدا ص به‌ من‌ فرمودند: آيا به‌سوي‌ او نگريسته‌اي‌؟ گفتم: نه‌! فرمودند: به‌ او نگاه‌ كن‌ زيرا اين‌ امر نزديكتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ در ميان‌ شما الفت‌ و محبت‌ برقرار سازد».
عائشه‌ و برخي‌ ديگر از صحابه‌(رض) گفته‌اند: «رسول‌ خدا ص رحلت‌ نكردند مگر اين‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ برايشان‌ حلال‌ گردانيد كه‌ ـ جز زنان‌ محرم‌ ـ هر تعداد از زنان‌ ديگر را كه‌ مي‌خواهند، به‌ همسري‌ بگيرند». برخي‌ بر اساس‌ اين‌ روايت ‌برآنند كه‌ حكم‌ اين‌ آيه‌ منسوخ‌ است‌ اما ترجيح‌ اين‌ است‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ محكم‌ است‌ و منسوخ‌ نيست‌ زيرا ـ چنان‌ كه‌ ابن‌ العربي‌ در «احكام‌القرآن‌» گفته ‌است‌ ـ انتساب‌ روايت‌ بالا به‌ عائشه‌ رضي‌ الله عنها ضعيف‌ است‌.
 
سوره أحزاب آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! به‌ خانه‌هاي‌ پيامبر داخل‌ نشويد» اين‌ نهي‌اي‌ است‌ عام‌ براي‌ تمام‌ صحابه‌أ كه‌ به‌ خانه‌اي‌ از خانه‌هاي‌ رسول‌ خدا ص وارد نشوند: «مگر آن‌ كه‌ براي ‌صرف‌ طعامي‌ به‌ شما اجازه‌ داده‌ شود» يعني: مگر آن‌ كه‌ از سوي‌ پيامبر ص براي ‌صرف‌ طعامي‌ دعوت‌ شده‌ باشيد «بي‌ آن‌كه‌ منتظر آماده‌ شدن‌ آن‌ باشيد» يعني: بي‌آن‌كه‌ به‌ انتظار پخته‌ شدن‌ غذا، در خانه‌ پيامبر ص بنشينيد «ولي‌ هنگامي‌ كه‌ دعوت ‌شديد، داخل‌ شويد» يعني: هنگامي‌ كه‌ از سوي‌ پيامبر ص دعوت‌ شديد و به‌ شما اجازه‌ دخول‌ داده‌ شد، وارد شويد در غير آن، دعوت‌ به‌تنهايي‌ نيز مجوز كافي ‌براي‌ داخل‌شدن‌ شما نيست‌ «پس‌ چون‌ غذا خورديد، پراكنده‌ شويد» لذا مؤمنان‌ به‌بيرون‌ آمدن‌ از منزلي‌ كه‌ در آن‌ دعوت‌ شده‌اند، بعد از صرف‌ غذا و به‌سر رسيدن ‌مقصود، ملزم‌اند.
بيضاوي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: آيه‌ كريمه‌ خطاب‌ به‌ كساني‌است‌ كه‌ چشم‌انتظار غذاي‌ رسول‌ خدا ص بودند و به‌ اتاقهايشان‌ داخل‌ شده‌ و منتظر مي‌نشستند تا غذا پخته‌ شود. روايت‌ شده‌است‌ كه‌ عائشه‌ رضي‌ الله عنها فرمود: «در امر گرانجانان‌ طفيلي‌ همين‌ بس‌ كه‌ خداوند متعال‌ آنان‌ را تحمل‌ نكرد وفرمود: فاذا طعمتم‌ فانتشروا». از سليمان‌بن‌ارقم‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ گفت: اين‌ آيه‌ درباره‌ افراد تنبل، گرانجان‌ و طفيلي‌ نازل‌ شده‌است‌ و از همين‌ جهت‌ است‌ كه ‌برخي‌ اين‌ آيه‌ را، آيه‌ «ثقلاء: تنبلان‌» ناميده‌اند.
«و نه‌ سرگرم‌ سخني‌ گرديد» مراد نهي‌ از نشستن‌ بعد از صرف‌ غذا و سرگرم ‌شدن ‌به‌ سخنان‌ است‌. «بي‌گمان‌ اين‌ كار» يعني: داخل‌شدن‌ بدون‌ اجازه، يا داخل‌ شدن ‌با اجازه‌ و به‌ انتظار پخته ‌شدن‌ غذا نشستن‌ و به‌ س