نان‌ سرگرم‌ شدن‌ «پيامبر را رنج ‌مي‌دهد ولي‌ از شما شرم‌ مي‌دارد» از اين‌ كه‌ بگويد: برخيزيد و بيرون‌ رويد. «ولي ‌خدا از حق‌ شرم‌ نمي‌كند» يعني: خداوند (ج) بيان‌ آنچه‌ را كه‌ حق‌ و راست‌ است، براي‌ شما فرو نمي‌گذارد. «و چون‌ از زنان‌ پيامبر متاعي‌ خواستيد» از اسباب‌ و ظروف‌ خانه‌ و غيره‌. يعني: چون‌ با زنان‌ پيامبر ص از روي‌ ضرورت‌ سخن‌ گفتيد؛ «پس‌ از پشت‌ پرده‌» و حايلي‌ كه‌ ميان‌ شما و آنان‌ فروهشته ‌باشد «از آنان ‌بخواهيد» و به‌ طور كلي‌ به‌ سوي‌ زنان‌ پيامبر ص نگاه‌ نكنيد «اين‌» خواستن‌ آن ‌كالا از پشت‌ پرده‌ و حجاب‌ «براي‌ دلهاي‌ شما و دلهاي‌ آنان‌ پاكيزه‌تر است‌» يعني: اين‌ كار، پاك‌ كننده‌تراست‌ براي‌ دلهاي‌ شما و آنان‌ از شك‌ و شبهه، وساوس‌ شيطاني‌ و برداشتهاي‌ بدي‌ كه‌ براي‌ مردان‌ در امر زنان‌ و براي‌ زنان‌ در امر مردان ‌پيش‌ مي‌آيد «و براي‌ شما سزاوار نيست‌ كه‌ رسول‌ خدا را برنجانيد» يعني: شما اين‌ حق‌ را نداريد كه‌ رسول‌ خدا ص  را در چيزي‌ از چيزها برنجانيد و اذيت‌ نماييد «ومطلقا نبايد زنانش‌ را پس‌ از وفات‌ او به‌ نكاح‌ خود درآوريد» زيرا آنان‌ مادران‌ مؤمنان ‌هستند و نكاح‌ مادران‌ براي‌ فرزندان‌ حلال‌ نيست‌ «بي‌گمان‌ اين‌ كار» يعني: به‌ نكاح ‌گرفتن‌ همسران‌ پيامبر ص بعد از رحلتشان‌ «نزد الله بزرگ‌ است‌» يعني: گناهي ‌بزرگ‌ و كاري‌ بس‌ سهمگين‌ و نادرست‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «زنان ‌من‌ در دنيا زنان‌ من‌ در آخرتند».
نقل‌ است‌ كه‌ برخي‌ از مردم‌ هنگامي‌ كه‌ براي‌ صرف‌ غذا به‌ منزل‌ پيامبر ص دعوت‌ مي‌شدند، منزل‌ را بر پيامبر ص و خانواده‌ ايشان‌ تنگ‌ نموده‌ و سخناني ‌در ميان‌ مي‌آوردند كه‌ رسول‌ خدا ص مطرح ‌كردن‌ آنها را دوست‌ نداشت‌ ولي‌ آن‌حضرت‌ ص از روي‌ كرم‌ و بزرگواري‌اي‌ كه‌ داشتند، اين‌ سخن‌ درازي‌ آنان‌ را تحمل‌ كرده‌ و بر اين‌ رنج‌ و آزار شكيبايي‌ مي‌ورزيدند پس‌ خداي‌ عزوجل ‌خواست‌ تا به‌ اين‌ روند آزاردهنده‌ پايان‌ دهد لذا به‌ كساني‌ كه‌ به‌ محضر پيامبر ص آمدند، ادب‌ آموخت‌ و اين‌ آيه‌ ادب‌آموز آنان‌ و آيندگانشان‌ گرديد.
از انس‌بن‌مالك‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «چون‌ رسول‌ خدا ص زينب‌ دختر جحش‌ را به‌ همسري‌ گرفتند، مردم‌ را به‌ صرف‌ غذاي‌ عروسي‌ (وليمه‌) دعوت‌ كردند، مردم‌ آمدند و غذا را صرف‌ كردند. بعد از آن‌ به‌ سخنان‌ سرگرم‌ شده‌ و نشستند. رسول‌ خدا ص از خود حركتي‌ نشان‌ دادند كه‌ گويي ‌براي‌ برخاستنشان‌ آماده‌ مي‌شوند اما مدعوين‌ برنخاستند. چون‌ رسول‌ خدا ص اين ‌وضع‌ را ديدند، خود برخاستند و كساني‌ از جمع‌ هم‌ با ايشان‌ برخاستند ولي‌ سه‌ نفر همچنان‌ نشسته‌ بودند و بعدا برخاستند و رفتند. در اين‌ هنگام‌ من‌ نزد رسول‌ خدا ص رفتم‌ و به‌ ايشان‌ خبر دادم‌ كه‌ آنان‌ رفته‌اند. پس‌ رسول‌ خدا ص به‌خانه‌شان‌ وارد شدند و من‌ هم‌ رفتم‌ تا با ايشان‌ وارد شوم‌ كه‌ در اين‌ هنگام، ميان‌ من‌ و آنان‌ پرده‌ افگنده‌ شد و خداوند (ج) اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ)  تا فرموده‌اش:(إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيماً ‏).
اين‌ آيه، آيه‌ «حجاب‌» ناميده‌ مي‌شود.
سوره أحزاب آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ إِن تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر چيزي‌» از آزار دادن‌ پيامبر ص «را آشكار كنيد يا آن‌ را پنهان‌ داريد، قطعا خدا به‌ هرچيزي‌ داناست‌» و شما را در برابر آن‌ مجازات‌ مي‌كند.
بنا به‌ روايتي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول: آيه‌ كريمه‌ هنگامي‌ نازل‌ شد كه‌ يكي‌ از اصحاب ‌گفت: اگر رسول‌ خدا ص رحلت‌ كردند، من‌ فلان‌ همسر ايشان‌ را به‌ نكاح ‌مي‌گيرم‌. سدي‌ گفته ‌است: گوينده‌ اين‌ سخن، طلحه‌بن‌عبيدالله بود كه‌ از اين‌ سخن ‌خويش‌ توبه‌ كرد و در توبه‌ از آن، برده‌اي‌ را آزاد و ده‌ شتر با بار آن‌ را در راه‌ خداوند (ج) انفاق‌ كرد و پاي‌ پياده‌ به‌ حج‌ رفت‌. ابوبكربن‌عربي‌ مي‌گويد: بجز روايت ‌انس‌ و عمر رضي‌الله عنهما، تمام‌ روايات‌ ديگر در اين‌باره‌ ضعيف‌ است‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4019.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:4020.txt">آيه  56</a><a class="text" href="w:text:4021.txt">آيه  57</a><a class="text" href="w:text:4022.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:4023.txt"> آيه  59</a><a class="text" href="w:text:4024.txt"> آيه  60</a><a class="text" href="w:text:4025.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:4026.txt">آيه  62</a></body></html>سوره أحزاب آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند متعال‌ زنان‌ را به‌ رعايت‌ حجاب‌ در مورد بيگانگان‌ امر كرد، در اينجا روشن‌ مي‌سازد كه‌ حجاب گرفتن‌ از گروهي‌ از نزديكان‌ كه‌ در اين ‌آيه‌ به‌ ذكر ايشان‌ مي‌پردازد، واجب‌ نيست‌ چنان‌كه‌ در سوره‌ «نور» نيز آنان‌ را با تفصيل‌ بيشتري‌ استثنا كرده‌است: «بر زنان‌ هيچ‌ گناهي‌ نيست‌ در مورد فروگذاشتن‌حجاب‌ پيش‌ پدران‌ خويش‌ و پسران‌ خويش‌ و برادران‌ خويش‌ و پسران‌ برادران‌ خويش‌ و پسران‌ خواهران خويش‌ و زنان‌ هم‌جنس‌ خويش‌» از نزديكان‌ يا همسايگانشان، يا زناني‌ كه‌ آنان‌ را به‌ ديدارشان‌ حاجتي‌ است‌ «و نه‌ آنچه‌ كه‌ دست‌ آنان‌ مالك‌ آن‌ شده ‌است‌» از غلامان‌ و كنيزان‌ ـ چنان‌كه‌ ابن‌كثير گفته‌ است‌. اما سعيدبن‌مسيب‌مي‌گويد: مراد، فقط كنيزان‌ زنانند نه‌ غلامانشان‌ و بايد از غلامان‌ حجاب‌ بگيرند. ومذهب‌ حنفي‌ نيز اين‌ است‌. نسفي‌ مي‌گويد: «خداوند (ج) عمو و دايي‌ (خالو) را ذكر نكرد زيرا آن‌ دو به‌ منزله‌ پدر شخص‌ هستند». پس‌ بر زنان‌ حجاب‌ گرفتن‌ نزد اين‌ گروه‌ واجب‌ نيست‌. «و اي‌ زنان‌! از الله پروا بداريد» در تمام‌ امور؛ از جمله‌ در اموري‌ كه‌ در اينجا ذكر شد «همانا خدا بر همه‌ چيز شهيد است‌» يعني: دانا و گواه ‌است‌ و هيچ‌ امري‌ بر او پنهان‌ نمي‌ماند.
بخاري‌ و مسلم‌ از انس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ عمربن‌خطاب‌(رض) گفت: يا رسول‌الله! افراد نيك‌ و بد همه‌ بر زنان‌ شما وارد مي‌شوند، اي‌ كاش‌ آنان‌ را در حجاب‌ قرار مي‌داديد. پس‌ خداوند (ج) آيه‌ حجاب‌ را نازل‌ فرمود. لذا اين‌ آيه‌ از موافقات‌ عمر(رض)