هَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردم‌» يعني: مشركان‌ مكه‌ «از تو درباره‌ قيامت‌» يعني: از وقت‌ وقوع‌ آن ‌«مي‌پرسند» از روي‌ عناد و استبعاد و آزمودنت‌ «بگو: علم‌ آن‌ فقط نزد الله است‌» و هيچ‌كس‌ ديگر از آن‌ آگاهي‌ ندارد «و تو چه‌ داني‌» اي‌ محمد ص! «چه ‌بسا قيامت‌ نزديك‌ باشد» و در زماني‌ نزديك‌ روي‌ دهد. مخاطب ‌ساختن‌ رسول‌ خدا ص براي‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ قيامت‌ از ايشان‌ در پرده‌ غيب ‌مستور باشد و ايشان‌ ـ درحالي‌كه‌ فرستاده‌ خداوند (ج) هستند ـ وقت‌ آن‌ را ندانند پس ‌در اين‌ صورت، ديگران‌ چگونه‌ وقت‌ آن‌ را خواهند دانست‌؟ آري‌! وقت‌ قيامت ‌پنهان‌ نگاه‌ داشته ‌شد تا بندگان‌ در هر حال‌ براي‌ آن‌ آماده‌ باشند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ ص فرمودند: «بعثت ‌والساعة كهاتين: من‌ در حالي‌ مبعوث‌ شدم‌ كه‌ قيامت‌ مانند اين ‌دو [انگشتم] نزديك‌ است‌». و به‌سوي‌ دو انگشت‌ سبابه‌ و وسطاي‌ خود اشاره‌ كردند. يعني: چنان‌كه‌ اين‌ دو انگشت‌ مياني‌ به‌هم‌ نزديكند، قيامت‌ نيز نزديك‌ است‌.
 
	سوره أحزاب آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا خداوند كافران‌ را لعنت‌ كرده‌» يعني: آنان‌ را از رحمت‌ خويش‌ طرد كرده ‌و دور رانده‌ است‌ «و برايشان‌» در آخرت‌ همراه‌ با اين‌ لعنت‌ در دنيا «آتش ‌فروزاني‌ آماده‌ كرده ‌است‌» سعير: آتش‌ بسيار فروزان‌ و سهمگين‌ است‌.
 
سوره آل عمران آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنجا بود» يعني‌: در اين‌ مكاني‌ كه‌ زكريا نزد مريم‌ ايستاده‌ بود و با مشاهده‌ اين‌ حالات‌ و مقامات‌ براي‌ مريم‌ بود كه‌ او نيز به‌ شوق‌ و طمع‌ فرزند افتاد، هرچند خود پيرمردي‌ كهنسال، و زنش‌ نيز پير زني‌ نازا بود. آري‌! آنجا بود «كه‌ زكريا به‌ درگاه‌ پروردگارش‌ دعا كرد و گفت‌: پروردگارا! به‌ من‌ از نزد خود فرزندي‌ پاك‌ و پسنديده‌ عطاكن، كه‌ تو شنواي‌ دعايي» و پذيرنده‌ آن‌. آري‌! زكريا بي‌ درنگ‌ به‌ اين‌ حقيقت‌پي‌ برد، كه‌ همان‌ خدايي‌ كه‌ به‌ فراهم‌ نمودن‌ چنين‌ ميوه‌هاي‌ بهشتي‌ براي‌ مريم‌ قادراست، بي‌ترديد بر پديد آوردن‌ فرزند از پيرمردي‌ كهنسال‌ و زني‌ نازا و عقيم‌ نيزتواناست‌.
 
سوره أحزاب آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً لَّا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جاودان‌ و هميشه‌» بي‌ هيچ‌ گسست‌ و انقطاعي‌ «در آن‌ مي‌مانند» نه‌ از آن ‌بيرون‌ برده‌ مي‌شوند و نه‌ در آن‌ زوال‌ و فنايي‌ دارند «نه‌ هيچ‌ دوستي‌ مي‌يابند» كه ‌ياري‌ و پشتيباني‌شان‌ كند و آنان‌ را از عذاب‌ دوزخ‌ باز دارد «و نه‌ هيچ‌ ياوري‌» كه ‌نصرتشان‌ داده‌ و آنان‌ را از آن‌ برهاند.
	سوره أحزاب آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ چهره‌هايشان‌ در آتش‌ دوزخ‌ گردانده‌ شود» يعني: زيروروي‌ شود، گاهي‌ به‌ اين‌ جهت‌ و گاهي‌ بر جهتي ‌ديگر، از پشت‌ به‌ رو، همانند گوشت‌ كه‌ در آتش‌ بريان‌ كرده‌ مي‌شود. يا مراد، دگرگون ‌شدن‌ رنگهايشان‌ با سوزش‌ آتش‌ است‌كه‌ گاهي‌ سياه‌ و گاهي‌ كبود مي‌شود. چهره‌ها به‌ يادآوري‌ مخصوص‌ ساخته‌ شد زيرا چهره‌ گرامي‌ترين‌ عضو جسم‌ انسان‌ است‌. «مي‌گويند: اي‌ كاش‌ ما الله را فرمان ‌مي‌برديم‌ و پيامبر را اطاعت‌ مي‌كرديم‌» يعني: كافران‌ آرزو مي‌كنند كه‌ كاش‌ در دنيا خداوند (ج) و رسول‌ او ص را اطاعت‌ مي‌كردند و به‌ آنچه‌ پيامبر ص آورده ‌بود، ايمان ‌مي‌آوردند تا از اين‌ عذابي‌ كه‌ در آن‌ درافتاده‌اند، نجات‌ مي‌يافتند چنان‌كه‌ مؤمنان ‌نجات‌ يافته‌اند.
 
	سوره أحزاب آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مي‌گويند: پروردگارا! ما از پيشوايان‌ و بزرگان‌ خود فرمان‌ برديم‌» يعني: از رؤسا و علماي‌ گمراه‌گر و رهبران‌ تباهي‌ و فساد فرمان‌ برديم‌ و به‌ آنان‌ اقتدا كرديم‌ «و ما را از راه‌ گمراه‌ ساختند» با آنچه‌ كه‌ براي‌ ما از كفر به‌ خداوند (ج) و رسولش ‌آراستند.
 
	سوره أحزاب آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! آنان‌ را دوچندان‌ عذاب‌ ده‌» يعني: دو برابر عذاب‌ ما عذابشان‌ كن‌؛ يكي‌ عذاب‌ كفرشان‌ و ديگري‌ اين‌ عذاب‌ كه‌ ما را گمراه‌ ساختند «و لعنتشان‌ كن ‌لعنتي‌ بزرگ‌» يعني: لعنتي‌ كه‌ مقدار آن‌ بسيار بزرگ‌ و وقوع‌ آن‌ بر آنان‌ بسيار سخت‌باشد. بنا به‌ قرائتي: (لعنا كثيرا) آمده ‌است، يعني: لعنتشان‌ كن‌ به‌ لعنتي‌ بسيار. كه ‌اين‌ دو قرائت، در معني‌ به‌هم‌ نزديكند و ـ چنان‌كه‌ ابن‌كثير گفته‌ ـ خواننده‌ ميان ‌هر دو قرائت‌ مخير است‌.
 	سوره أحزاب آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! مانند كساني‌ نباشيد كه‌ موسي‌ را آزار دادند پس‌ خدا او را از آنچه‌ گفتند مبرا ساخت‌» به‌ اين‌ ترتيب، خداوند (ج) مؤمنان‌ را اندرز مي‌دهد كه‌ پيامبرش‌ حضرت‌ محمد ص را نرنجانند و اذيت‌ نكنند چنان‌كه‌ بني‌اسرائيل‌ موسي‌(ع) را رنجانيدند.
ابن‌ابي‌شيبه، ابن‌جرير و ابن‌منذر از ابن‌عباس‌ك روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: قوم ‌موسي‌(ع) مي‌گفتند كه‌ او دبه‌ خايه‌ است‌. روزي‌ موسي‌(ع) بيرون‌ آمد و جامه‌هاي‌ خود را از تن‌ خويش‌ بيرون‌ آورده‌ بر روي‌ سنگي‌ نهاد تا غسل‌ كند، آن‌ سنگ‌ برجامه‌ وي‌ پيچ‌ خورد و از جاي‌ خود پريده‌ به‌ چرخ‌ افتاد و روان‌ شد. موسي‌(ع) ناگزير با تني‌ عريان‌ به‌دنبال‌ وي‌ افتاد و همين‌طور رفت‌ تا به‌ محل‌ مجالس ‌بني‌اسرائيل‌ رسيد. در اين‌ اثنا آنها تمام‌ بدنش‌ را به‌خوبي‌ ديدند و مشاهده‌ كردندكه‌ بيضه‌هاي‌ او ورم‌ ندارد و او دبه‌ خايه‌ نيست‌. اين‌ حديث‌ شريف‌ گوياي‌ برخي‌ ازمظاهر آزار رساندن‌ به‌ پيامبر ما ص است‌. ابن‌مسعود(رض) فرمود: رسول‌ خدا ص روزي‌ مالي‌ را ميان‌ اصحاب‌(رض) تقسيم‌ كردند. در اين‌ اثنا مردي‌ از انصار گفت: قطعا در اين‌ تقسيم