‌ رضاي‌ خداوند متعال‌ مد نظر قرار نگرفته‌. پس چهره‌ مبارك‌ از فرط خشم‌ قرمز شد آن‌گاه‌ فرمودند: «رحمت‌ خداوند بر موسي‌ باد زيرا او بيشتر از اين‌ مورد آزار قرارگرفت‌ اما صبر كرد». «و موسي‌ نزد خدا با آبرو بود» و نزد وي ‌مقام‌ و منزلتي‌ عظيم‌ داشت‌ تا بدانجا كه‌ حق‌ تعالي‌ با وي‌ بي‌واسطه‌ سخن‌ گفت‌.
 
سوره أحزاب آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از خدا» در تمام‌ امور «پروا داريد و سخني‌ استوار بگوييد» يعني: در هر امري‌ از امورتان، سخني‌ درست، حق‌ و استوار كه‌ در آن‌ هيچ‌ كژي‌ وانحرافي‌ نباشد بگوييد. البته‌ سخن‌گفتن‌ مؤمنان‌ در شأن‌ زيد و زينب‌ رضي‌ الله عنهما، نيز در اين‌ فرمان‌ داخل‌ مي‌شود. چنان‌ كه‌ ذكر (لااله‌الاالله) و اصلاحگري‌ ميان‌ مردم‌ نيز در سخن‌ درست‌ و استوار داخل‌ است‌.
و اگر سخني‌ درست‌ بگوييد، توفيق‌ عمل‌ صالح‌ نيز در پي‌ آن‌ مي‌آيد، چنان‌ كه ‌مي‌فرمايد:
 
	سوره أحزاب آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا اعمال‌ شما را براي‌ شما به‌صلاح‌ آورد» يعني: اعمال‌ شما را ـ به‌سبب‌ آنچه‌ كه‌ شما را به‌سوي‌ آن‌ هدايت‌ مي‌كند و بر انجام‌ آن‌ توفيق‌ مي‌دهد ـ شايسته‌ و صالح‌ گرداند، نه‌ تباه‌ و فاسد «و گناهان‌ شما را براي‌ شما بيامرزد» يعني: گناهانتان‌ را آمرزيده‌ و كفاره‌ شده‌ بگرداند. اين‌ است‌ پاداش‌ سخن‌ حق‌ و تقواي‌ الهي، كه‌ هم‌ عمل‌ را به‌ صلاح‌ و سامان‌ مي‌آورد و هم‌ سبب‌ آمرزش‌ گناهان‌ مي‌شود پس ‌زهي‌ عز و شرف‌ كساني‌ كه‌ درست‌ و استوار سخن‌ مي‌گويند «و هر كس‌ خدا و رسول‌ او را فرمان‌ برد، قطعا به‌ رستگاري‌ بزرگي‌ نايل‌ آمده‌ است‌» هم‌ در دنيا و هم‌ در آخرت‌؛ زيرا او از آتش‌ دوزخ‌ نجات‌ يافته‌ و به‌ نعمتهاي‌ پايدار بهشت‌ نايل ‌مي‌گردد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوموسي‌اشعري(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: رسول‌ خداص با ما نماز ظهر را ادا كردند و چون‌ از نماز فارغ‌ شدند، با دست‌ خويش‌ به‌سوي‌ ما اشاره‌ كردند كه‌ بنشينيد. پس‌ نشستيم‌. آن‌گاه‌ فرمودند: «خداوند (ج) به‌ من‌ فرمان‌ داده ‌است‌ تا شما را دستور دهم‌ به‌ اين‌كه: از او پروا داريد و سخني‌ استوار و درست‌ بگوييد». سپس‌ به‌سوي‌ زنان‌ رفتند و خطاب‌ به ‌آنان‌ فرمودند: «خداوند (ج) به‌ من‌ فرمان‌ داده ‌است‌ كه‌ شما را امر كنم‌ به‌ اين‌كه: از او پروا داريد و سخني‌ درست‌ و استوار بگوييد».
 
	سوره أحزاب آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا ما امانت‌ را بر آسمانها و زمين‌ و كوهها عرضه‌ داشتيم‌» مراد از امانت: تمام‌ تكاليف‌ و از آن‌ جمله‌ طاعات‌ و فرايضي‌ است‌ كه‌ بر اداي‌ آنها ثواب‌ و بر ترك ‌آنها عقاب‌ تعلق‌ مي‌گيرد، چنان‌ تكاليف‌ و طاعاتي‌ كه‌ اگر انسان‌ آنها را ترك‌ كند، جز خداوند متعال‌ كس‌ ديگري‌ بر ترك‌ آنها آگاه‌ نمي‌گردد. و از آن‌ جمله‌ است: امانت‌ اموال‌ و سپرده‌هايي‌ كه‌ بر آنها گواه‌ و مدركي‌ وجود ندارد.
علما گفته‌ اند: امانت، مصاديق‌ گسترده‌اي‌ دارد... گوش‌ امانت‌ است، چشم‌ امانت‌ است، زبان‌ امانت‌ است، شكم‌ امانت‌ است، دست‌ امانت‌ است، پا امانت ‌است، عقل‌ و آگاهي‌ و اختيار امانت‌ است، غسل‌ جنابت‌ امانت‌ است‌ و شرمگاه‌ امانت‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عبدالله بن‌ عمرو رضي‌ الله عنهما آمده‌ است‌كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «أربع‌ إذا كن‌ فيك‌ فلا عليك‌ ما فاتك‌ من‌ الدنيا؛ حفظ أمانة‌ وصدق‌ حديث‌ وحسن‌ خليقة‌ وعفة‌ طعمة: چهار چيزند كه‌ اگر در تو باشند، باكي ‌بر تو نيست‌ در آنچه‌ كه‌ از دنيا از دست‌ داده‌ باشي: حفظ و نگهداري‌ امانت، راستي‌ در سخن، حسن‌ خلق‌ و عفت‌ طعمه‌» يعني: پاكي‌ و بي‌آلايشي‌ رزق‌ وروزي‌. آري‌! ما امانت‌ را بر آسمانها و زمين‌ و كوه‌ها عرضه‌ داشتيم‌؛ «پس‌ از برداشتن‌ آن‌ سر باز زدند و از آن‌ هراسناك‌ شدند» يعني: آسمانها و زمين‌ و كوه‌ها به‌رغم‌ بزرگي‌ اجرام‌ خود، بر حالي‌ قراردارند كه‌ اگر گذاردن‌ تكليف‌ بر دوش‌ آنها جايز بود، يقينا بر دوش‌ گرفتن‌ تكاليف‌ الهي‌اي‌ كه‌ به‌ انسان‌ موكول‌ شده‌است، برآنها سنگيني‌ مي‌كرد زيرا بر اين‌ تكاليف، ثواب‌ و عقاب‌ مترتب‌ مي‌شود اما همان ‌تكليفي‌ كه‌ بزرگترين‌ كهكشانها و اجرام‌ از پذيرفتن‌ آن‌ ترسيدند و خود را از برابر آن‌ كنار كشيدند، هنگامي‌ كه‌ بر انسان‌ عرضه‌ شد، او آن‌ را پذيرفت: «و انسان‌ آن‌ را برداشت، بي‌گمان‌ او ستمگري‌ نادان‌ بود» يعني: انسان‌ به‌ برداشتن‌ آن‌ امانت‌ وپرداختن‌ به‌ حق‌ آن‌ گردن‌ نهاد و قطعا او در اين‌ گردن ‌نهادن، برخود ستمكار و از سنجش، محاسبه‌ و ارزيابي‌ آنچه‌ كه‌ به‌ آن‌ درافتاده‌ است، نادان‌ بود. به‌قولي: معناي‌ (حملها) اين‌ است: انسان‌ به‌طور فطري‌ آماده‌ پذيرش‌ امانت‌ شد. يا هنگامي‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در عالم‌ «ذر» امانت‌ رابر وي‌ عرضه‌ كرد، او آن‌ را برداشت‌.
عبدالله ابن‌ عباس(رض) مي‌گويد: «خداوند (ج) پيش‌ از آن‌كه‌ طاعت‌ و فرايض‌ را بر آدم‌ عرضه‌ دارد، آنها را بر آسمانها و زمين‌ و كوهها عرضه‌ كرد پس‌ تاب‌ برداشتن ‌آنها را نياوردند آن‌گاه‌ به‌ آدم‌ گفت: من‌ امانت‌ را بر آسمانها و زمين‌ و كوهها عرضه‌ داشتم‌ اما آنها تاب‌ تحمل‌ آن‌ را نياوردند، آيا تو پذيرنده‌ آنچه‌ در آن‌ است ‌هستي‌؟ آدم‌ گفت: پروردگارا! مگر در آن‌ امانت‌ چه‌ چيزي‌ است‌؟ فرمود: اين‌ كه‌ اگر كار نيكو كردي، پاداش‌ داده‌ مي‌شوي‌ و اگر كار بد كردي، مجازات ‌مي‌شوي‌. پس‌ آدم‌ آن‌ را گرفت‌ و برداشت‌».
 
سوره أحزاب آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا سرانجام‌ خدا مردان‌ و زنان‌ منافق‌ و مردان‌ و زنان‌ مشرك‌ را عذاب‌ كند» يعني: انسان‌ امانت‌ را برداشت‌ تا خداوند (ج) ناشايستگانشان‌ را در برابر خيانت‌ در امانت‌ وتكليف، تكذيب‌ پيامبران‡ و شكستن‌ پيمانها، عذاب‌ كند «و بر مردان‌ و زنان ‌مؤمن‌» يعني: بر كساني‌ كه‌ امانت‌ها ـ مانند عبادا