ان‌ ساختيم‌، بدان‌سان‌ كه‌ اعراب‌ پارگي‌ و پراكندگي‌ يك‌ قوم‌ را به‌ آنان‌ مثل‌ زده‌ و مي‌گويند: «تفرق‌ القوم‌ أيدي‌ سباء: فلان‌ قوم‌ مانند پارگي‌ و پراكندگي‌ قوم‌ سبا، متفرق‌ و پراكنده‌ شدند». بنابراين‌، دو قبيله ‌اوس‌ و خزرج‌ كه‌ از قبيله‌ بزرگ‌ سباء بودند، به‌ يثرب‌ پيوستند، قبيله‌ غسان‌ به‌ شام ‌رفت‌، قبيله‌ ازد به‌ عمان‌ و قبيله‌ خزاعه‌ به‌ سرزمين‌ تهامه‌ «بي‌گمان‌ در اين‌ ماجرا نشانه‌هايي‌ است» واضح‌ و دلالتها و عبرتهايي‌ است‌ روشن‌ «براي‌ هر صبر كننده‌ شكرگزاري» يعني‌: براي‌ هر كسي‌ كه‌ در هنگام‌ بلا بسيار صابر و شكيبا و در گاه ‌نعمت‌ و رفاه‌، بسيار شكرگزار باشد. كه‌ البته‌ هر مؤمني‌ بايد اين‌چنين‌ باشد.
 
	سوره سبأ آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا شيطان‌ گمان‌ خود را در مورد آنها راست‌ يافت» يعني‌: شيطان‌ در حق ‌اهالي‌ سباء چنين‌ انديشيد كه‌ اگر اغوايشان‌ كند، از او پيروي‌ مي‌كنند و او همين ‌انديشه‌ و پندار را در مورد آنان‌ به‌ واقعيت‌ رساند، يا راست‌ يافت‌ «پس» اهالي ‌سباء «از او پيروي‌ كردند» حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «شيطان‌ نه‌ آنها را به‌ تازيانه‌ زد و نه‌ به‌ عصا بلكه‌ فقط در آنان‌ گماني‌ زد و واقع‌ امر چنان‌ بود كه‌ او در آنان‌ گمان ‌زده‌ بود لذا كار شيطان‌ جز افگندن‌ غرور و آرزوهاي‌ خام‌ در آنان‌ چيز ديگري ‌نبود». آري‌! آنها بي‌محابا شيطان‌ را اجابت‌ گفتند «جز گروهي‌ از مؤمنان» كه‌دست‌ رد بر سينه‌ شيطان‌ نامحرم‌ زدند و اينان‌ نسبت‌ به‌ كفار اندك‌ بودند.
 
سوره سبأ آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شيطان‌ را برآنان‌ هيچ‌ سلطه‌اي‌ نبود» يعني‌: او آنان‌ را به‌زور و اجبار به‌ كفر وادار نساخت‌ «مگر» كار او دعوت‌ و وسوسه‌ و آراستن‌ كفر و عصيان‌ براي‌ آنان ‌بود و ما آنها را به‌ وسوسه‌ شيطان‌ مبتلا گردانيديم‌ «تا معلوم‌ بداريم‌ كسي‌ را كه‌ به‌آخرت‌ ايمان‌ مي‌آورد از كسي‌ كه‌ او از آن‌ در شبهه‌ است» يعني‌: ليكن‌ ما آنان‌ را مبتلاي‌ وسوسه‌ شيطان‌ گردانيديم‌ تا اين‌ واقعيت‌ را به‌ علم‌ ظهور آشكار گردانيم‌، در غير آن‌ ما به‌ همه‌چيز داناييم‌. آري‌! چنين‌ بود كه‌ خداوند(ج) شيطان‌ را بر آنان ‌مسلط كرد چنان‌كه‌ مگس‌ را بر چشمان‌ آلوده‌ مسلط مي‌كند و قطعا قرباني‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ قدرت‌ مقاومت‌ خود را از دست‌ مي‌دهد اما كساني‌ كه‌ نيرومند و بيدارند، از آسيب‌ شيطان‌ به‌سلامت‌ مي‌مانند «و پروردگار تو بر همه‌ چيز نگهبان ‌است» از آن‌جمله‌ بر اعمال‌ اين‌ گروه‌ از كفار پس‌ به‌زودي‌ آنان‌ را در آخرت ‌مجازات‌ مي‌كند.
	سوره سبأ آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر‌ص! به‌ كفار قريش‌ «كساني‌ را كه‌ گمان‌ مي‌كنيد» خدايان‌ هستنند «بجز الله بخوانيد» تا از شما زياني‌ را كه‌ در سالهاي‌ قحطي‌ و گرسنگي‌ بر شما نازل‌ شد، برطرف‌ گردانند. سپس‌ خداي‌ سبحان‌ خود از جايشان‌ پاسخ‌ داده ‌مي‌فرمايد: «هم‌وزن‌ ذره‌اي‌ نه‌ در آسمانها و نه‌ در زمين‌ مالك‌ نيستند» يعني‌: آنها در هيچ‌ امري‌، بر خير و شر و نفع‌ يا ضرر قدرتي‌ ندارند «و آنان‌ را در آسمان‌ و زمين ‌هيچ‌ شركتي‌ نيست» يعني‌: بتان‌ را در آسمانها و زمين‌ هيچ‌ مشاركتي‌ نيست‌، نه‌ در آفرينش‌، نه‌ در اداره‌ و فرمانروايي‌ و نه‌ در تصرف‌ «و براي‌ خداوند از ميان‌ آنان‌ هيچ‌ پشتيباني‌ نيست» كه‌ حق‌ تعالي‌ را در چيزي‌ از كار تدبير و اداره‌ آسمانها و زمين‌ و كساني‌ كه‌ در آنها به‌سر مي‌برند، همكاري‌ و ياري‌ رسانند پس‌ چگونه‌ صحيح ‌است‌ كه‌ چنين‌ موجودات‌ عاجز و ناتواني‌ را به‌ پرستش‌ گرفته‌ و به‌ ياري ‌فراخوانيد؟!
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4066.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:4067.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:4068.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:4069.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:4070.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:4071.txt"> آيه  28</a><a class="text" href="w:text:4072.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:4073.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:4074.txt">آيه  31</a></body></html>سوره سبأ آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و شفاعت‌ در پيشگاه‌ او سود نمي‌بخشد مگر براي‌ آن‌ كس‌ كه‌ به‌ وي‌ اجازه‌ دهد» يعني‌: شفاعت‌ كردن‌ در هيچ‌ حالي‌ از احوال‌ سود نمي‌بخشد مگر براي‌ كساني‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ ايشان‌ اجازه‌ شفاعتگري‌ داده‌است‌؛ از فرشتگان‌، پيامبران‌‡ و مانند آنها از اهل‌ علم‌ و عمل‌ و اين‌ گروه‌ نيز جز براي‌ كسي‌ كه‌ سزاوار شفاعت‌ باشد، شفاعت‌ نمي‌كنند، كه‌ مسلما كافران‌ سزاوار شفاعت‌ نيستند «تا چون‌ اضطراب‌ از دلهايشان‌ برطرف‌ شود» مراد اضطراب‌ و هراسي‌ است‌ كه‌ به ‌فرشتگان‌ دست‌ مي‌دهد در هر امري‌ كه‌ پروردگار متعال‌ به‌ آن‌ فرمان‌ دهد زيرا هنگامي‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ وحي‌ سخن‌ گويد و اهالي‌ آسمانها كلام‌ او را بشنوند، از هيبت‌ امر وي‌ بر خود مي‌لرزند، آن‌ گونه‌ كه‌ حالتي‌ همچون‌ بيهوشي‌ به‌ آنان‌ دست‌ مي‌دهد و چون‌ اين‌ حالت‌ برطرف‌ شود، برخي‌ از آنان‌ از برخي ‌ديگر مي‌پرسند و: «مي‌گويند: پروردگارتان‌ چه‌ فرمود؟ مي‌گويند: حق‌؛ و هموست‌ بلندمرتبه‌ بزرگ» يعني‌: پروردگار ما سخن‌ حق‌ و راست‌ را گفت‌ و او پروردگار بزرگ‌ و قهاري‌ است‌ كه ‌كسي‌ با وي‌ در هيچ‌ چيزي‌ مشاركت‌ ندارد.
مراد اين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ فرشتگان‌ از امر خداأ اين‌چنين‌ در اضطراب‌ و بيقراري‌ باشند، چگونه‌ مي‌توانند نزد وي‌ براي‌ كساني‌ شفاعت‌ كنند كه‌ او بدان‌ راضي‌ نيست‌؟ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «إذا قضي‌ الله‌ الأمر في ‌السماء ضربت‌ الملائكة‌ بأجنحتها خضعانا لقوله‌ كأنه‌ سلسلة‌ علي‌ صفوان‌ ينفذهم‌ ذلك‌ فإذا فزع‌ عن‌ قلوبهم‌، قالوا: ماذا قال ‌ربكم‌؟ قالوا للذي‌ قال‌: الحق‌؛ وهو العلي‌ الكبير: چ