 بالا مي‌برد چنان‌كه‌ سخنان‌ پاكيزه جز با عمل‌ صالح‌ مورد پذيرش‌ قرار نمي‌گيرد. صلاح‌ عمل‌: عبارت‌ از اخلاص‌ در آن‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «لا يقبل‌ الله‌ قولا إلا بعمل‌ و لا يقبل‌ قولا و عملا إلا بنية‌ ولا يقبل‌ قولا وعملا ونية‌ إلا بإصابة‌ السنة‌: خداي‌ عزوجل‌ هيچ‌ سخني‌ را نمي‌پذيرد جز با عملي‌ و هيچ‌ سخن‌ و عملي‌ را نمي‌پذيرد جز با نيت‌ (درستي) وهيچ‌ سخن‌ و عمل‌ و نيتي‌ را نمي‌پذيرد مگر آن‌كه‌ با سنت‌ مطابقت‌ داشته‌ باشد». قرطبي‌ مي‌گويد: «حق‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر گنهكار تارك‌ فرايض‌، خداأ را ياد كند و سخني‌ پاكيزه‌ بگويد، اين‌ در زمره‌ حسنات‌ وي‌ نوشته‌ مي‌شود و او در عين‌ حال‌، بار گناه‌ خويش‌ را نيز بر دوش‌ مي‌كشد. پس‌ خداوند(ج) از هر كس‌ كه‌ از شرك ‌بپرهيزد، عمل‌ صالح‌ را مي‌پذيرد و خود سخن‌ پاكيزه‌ يك‌ نوع‌ عمل‌ صالح‌ است‌. لذا تأويل‌ آيه‌ اين‌ است‌ كه‌: حق‌ تعالي‌ با عمل‌ صالح‌، بر رفعت‌ سخنان‌ پاكيزه‌ و حسن‌ جايگاه‌ آن‌ مي‌افزايد».
«و كساني‌ كه‌ با مكر و حيله‌ بديها را مي‌انديشند» يعني‌: در دنيا به‌ شيوه‌ مكر و فريب‌، مرتكب‌ بديها مي‌شوند تا به‌ عزت‌ نارواي‌ جاهليت‌ برسند، همانند نيرنگهاي ‌بدي‌ كه‌ مشركان‌ قريش‌ در دارالندوه‌ در حق‌ رسول‌‌خدا‌ص انديشيدند تا ايشان‌ را زنداني‌ كرده‌، يا به‌قتل‌ رسانده‌، يا از مكه‌ اخراج‌ كنند «آنان‌ را عذابي‌ سخت ‌است» در نهايت‌ شدت‌ «و نيرنگشان‌ خود تباه‌ مي‌گردد» و بي‌اثر مي‌شود. مكر در اصل‌: عبارت‌ از نيرنگ‌ و حيله‌گري‌ است‌.
 
سوره فاطر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا شما را از خاكي‌ آفريد» در ضمن‌ آفرينش‌ پدرتان‌ آدم‌(ع) از خاك‌ «سپس‌ از نطفه‌اي» كه‌ آن‌ را از پشتهاي‌ پدران‌ شما بيرون‌ آورد «آن‌گاه‌ شما را زوج‌ها گردانيد» يعني‌: برخي‌ از شما را جفت‌ برخي ‌ديگر گردانيد زيرا نر و ماده‌ جفت‌ يك‌ديگر هستند پس‌ اين‌ تحول‌ از خاك‌ به‌سوي‌ سلول‌ زنده‌ و از سلول‌ زنده ‌به‌سوي‌ انساني‌ تمام‌، دليلي‌ قاطع‌ بر امكان‌ بعث‌ و رستاخيز است‌. «و هيچ‌ مادينه‌اي ‌باردار نمي‌شود و وضع‌ حمل‌ نمي‌كند مگر به‌ علم‌ او» بنابراين‌، هيچ‌ چيز از ساحه‌ علم‌ وتدبير حق‌ تعالي‌ خارج‌ نيست‌ «و هيچ‌ سالخورده‌اي‌ عمر دراز نمي‌يابد و از عمرش ‌كاسته‌ نمي‌شود» يعني‌: عمر هيچ‌كس‌ طولاني‌ نمي‌شود و از عمر هيچ‌ كس‌ كاسته ‌نمي‌شود؛ «مگر آن‌كه‌ در كتابي» يعني‌: در لوح‌ محفوظ «ثبت‌ است».
سعيدبن‌ جبير مي‌گويد: «پس‌ آنچه‌ از مدت‌ عمر انسان‌ مي‌گذرد، همان‌ كاستن ‌از عمر وي‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ از عمر وي‌ در آينده‌ مي‌آيد، همان‌ عمري‌ است‌ كه‌ به ‌وي‌ داده‌ مي‌شود». به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: «هيچ‌ كهنسالي‌ تا دوران‌ پيري‌ عمر داده‌ نمي‌شود و عمر هيچ‌ كس‌ ديگر از سن‌ كهنسالي‌ كاسته‌ نمي‌شود مگر اين‌ كه ‌اين‌ امر در لوح‌ محفوظ ثبت‌ است‌، يعني‌ وابسته‌ به‌ قضاي‌ خداوند(ج) است‌». لذا دراز يا كوتاه‌ كردن‌ عمر، هر دو به‌ قضا و قدر حق‌ تعالي‌ و مربوط به‌ اسبابي‌ است‌ كه‌ مقتضي‌ دراز ساختن‌ يا كوتاه ‌كردن‌ عمر است‌. بايد دانست‌ كه‌ از اسباب‌ طولاني‌ساختن‌ عمر: صله‌ رحم‌ و از اسباب‌ كوتاه ‌كردن‌ آن‌: بسيار نافرماني‌ كردن ‌پروردگار عزوجل‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌ مالك‌(رض) آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «هر كس‌ دوست‌ دارد كه‌ رزقش‌ گشاده‌ ساخته‌ شده‌ و اجلش‌ به‌ تأخير افگنده‌ شود، بايد صله‌ رحم‌ خويش‌ را برقرار كند». اما بايد گفت‌: دراز شدن‌ عمر با اسبابي‌ مانند صله‌ رحم‌، در قضا و قدري‌ داخل‌ است‌ كه‌ علم‌ خداي‌ عزوجل‌ بر آن‌ پيشي‌ گرفته ‌است‌ زيرا در لوح‌ محفوظ نوشته‌ شده‌ كه‌ عمر فلان‌ كس‌ ـ مثلا ـ اين‌ مقدار از سال‌ است‌ و اگر صله‌ رحم‌ را برقرار كرد، در عمر وي‌ اين‌مقدار افزوده‌ مي‌شود. باز در جايي ‌ديگر از لوح‌ محفوظ بيان‌ شده‌ است‌ كه‌ آن ‌شخص‌ صله‌ رحم‌ خويش‌ را به‌جا مي‌آورد، همين‌طور از عمر هر كس‌ كه‌ كاسته ‌شود، به‌دليل‌ آن‌ است‌ كه‌ او عملي‌ انجام‌ داده‌ كه‌ مقتضي‌ كوتاه‌سازي‌ عمر وي‌ است‌، چون‌ انجام‌ دادن‌ بسيار معاصي‌ و نافرماني‌ها «بي‌گمان‌ اين‌ كار» يعني‌: افزودن‌ و كاستن‌ در عمر «بر خداوند آسان‌ است» زيرا هيچ‌ چيزي‌ بر وي‌ دشوار نيست‌ و هيچ‌ چيز ـ چه‌ اندك‌ و چه‌ بسيار، چه‌ بزرگ‌ و چه‌ كوچك‌ ـ از علم‌ وشمار پروردگار پنهان‌ نمي‌باشد.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4115.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:4116.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:4117.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:4118.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:4119.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:4120.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:4121.txt">آيه  18</a></body></html>سوره فاطر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيّاً وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و دو دريا يكسان‌ نيستند: اين‌ يك‌ شيرين‌ عطش‌بر و نوشيدنش‌ خوشگوار است‌؛ وآن‌ ديگر شور تلخ‌ مزه‌ است» بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌ اين‌ آيه‌ مثلي‌ براي‌ مؤمن‌ و كافر است‌. يعني‌: مؤمن‌ شيرين‌ و خوب‌ و كافر تلخ‌ و شوربخت‌ است‌. اما امام‌رازي‌ مي‌گويد: قول‌ قوي‌تر اين‌ است‌ كه‌ مراد از اين‌ آيه‌، ارائه‌ دليلي‌ ديگر برقدرت‌ خداوند(ج) مي‌باشد «و از هر يك» از اين‌ دو دريا «شما گوشتي‌ تازه‌ مي‌خوريد» با صيد ماهيان‌ و آبزيان‌ آن‌ درياها «و زيوري‌ كه‌ آن‌ را بر خود مي‌پوشيد بيرون‌ مي‌آوريد» زجاج‌ مي‌گويد: «زيور فقط هنگامي‌ از دو درياي‌ شور و شيرين ‌بيرون‌ آورده‌ مي‌شود كه‌ آن‌ دو باهم‌ درآميزند، نه‌ از هريك‌ به‌طور منفرد وجداگانه‌». زيور دريا؛ اغلب‌ مرواريد و مرجان‌ است‌ كه‌ از آن‌ انگشتر و دستبند وگردنبند و پاي‌برنجن‌ مي‌سازند. «و كشتي‌ها را در دريا موج شكاف‌ مي‌بيني» كه‌امواج‌ دريا را شكافته‌، مي‌آيند و مي‌روند «تا از فضل‌ او روزي‌ خود را طلب ‌كنيد» مراد از فضل‌: تجارت‌ دريايي‌ به‌سوي‌ كشورها و سرزمينهاي‌ دور در مدتي‌ نزديك