‌ خداوند(ج): ( وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا ...) مي‌گويد: «مراد از آن‌: همسايه‌اي‌ است‌ كه‌ در روز قيامت‌ به‌ همسايه ‌خويش‌ درآويخته‌ و مي‌گويد: پروردگارا! از اين‌ شخص‌ بپرس‌ كه‌ چرا دروازه‌ خود را به‌ روي‌ من‌ مي‌بست‌؟». همچنين‌ نقل‌ است‌ كه‌: «در روز قيامت‌ كافر به‌مؤمن‌ درآويخته‌ و به‌ وي‌ مي‌گويد: اي‌ مؤمن‌! من‌ بر تو حقي‌ دارم‌، آخر تو مي‌داني‌ كه‌ من‌ با تو در دنيا چه‌ قدر نزديك‌ بودم‌، اينك‌ امروز به‌ تو محتاج شده‌ام‌. پس‌ مؤمن‌ پيوسته‌ نزد پروردگار خويش‌ از وي‌ شفاعت‌ مي‌كند تا اين‌ كه‌ او را ـ درحالي‌كه‌ همچنان‌ در دوزخ‌ است‌ ـ به‌ منزلي‌ سبكتر از منزل‌ وي ‌برمي‌گرداند. پدر نيز در روز قيامت‌ به‌ فرزندش‌ درآويخته‌ و مي‌گويد: فرزند عزيزم‌! اينك‌ من‌ به‌ مقدار ذره‌اي‌ از حسنات‌ تو محتاج‌ شده‌ام‌ تا به‌ وسيله‌ آن‌ از اين‌ وضعي‌ كه‌ مي‌بيني‌ نجات‌ يابم‌! ولي‌ فرزندش‌ مي‌گويد: پدرجان‌! آنچه‌ از من‌خواسته‌اي‌، بسيار ناچيز است‌ ولي‌ من‌ نيز از همان‌ چيزي‌ مي‌ترسم‌ كه‌ تو از آن‌ بيم‌ داري‌ بنابراين‌، نمي‌توانم‌ چيزي‌ از حسناتم‌ را به‌ تو بدهم‌. سپس‌ به‌ همسر خويش‌ درآويخته‌ و مي‌گويد: اي‌ فلان‌! اي‌ همسر عزيزم‌! من‌ چگونه‌ شوهري‌ برايت ‌بودم‌؟ زن‌ مي‌گويد: تو نيكو شوهري‌ برايم‌ بودي‌... و از او ستايش‌ مي‌كند. آن‌گاه‌ مي‌گويد: اينك‌ من‌ از تو مي‌خواهم‌ تا فقط يك‌ حسنه‌ را به‌ من‌ ببخشي‌، شايد با آن‌ يك‌ حسنه‌ از اين‌ وضعي‌ كه‌ مي‌بيني‌ نجات‌ پيدا كنم‌! اما زنش‌ مي‌گويد: آنچه ‌از من‌ خواسته‌اي‌ بسيار ناچيز است‌ ولي‌ با تأسف‌ كه‌ من‌ نمي‌توانم‌ به‌ تو چيزي‌ بدهم‌ زيرا من‌ نيز از همان‌ چيزي‌ مي‌ترسم‌ كه‌ تو از آن‌ بيم‌ داري‌».
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ تو تنها كساني‌ را كه‌ به‌طور پنهاني‌ از پروردگارشان‌ مي‌ترسند، هشدار مي‌دهي» يعني‌: اي‌ پبامبر! قطعا هشدار دادن‌ تو جز به‌ حال‌ كساني‌ كه‌ از پروردگارشان‌ در نهان‌ مي‌ ترسند سودي‌ نمي‌رساند، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ با وجود نديدن‌ عذابش‌ از او مي‌ترسند. يا از عذاب‌ خدا درحالي‌ مي‌ترسند كه‌ او از نظرشان‌ غايب‌ است‌ و از او مي‌ترسند در خلوتهاي‌ خويش‌ از مردم‌ و در خلوتخانه‌ رازونيازهاي‌ خويش‌ با او «و» جز اين‌ نيست‌ كه‌ هشدار تو تنها براي‌ كساني ‌سودمند واقع‌ مي‌شود كه‌ «نماز را برپا داشته‌اند» يعني‌: به‌ امر نماز اهميت‌ داده‌ و از آن‌ به‌ چيز ديگري‌ از سرگرمي‌هاي‌ خويش‌ مشغول‌ نشده‌اند «و هر كس‌ پاكيزگي ‌جويد» با انجام‌ دادن‌ طاعات‌ و ترك‌ معاصي‌ «پس‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ به‌سود خويش ‌پاكيزگي‌ مي‌جويد» زيرا منافع‌ آن‌ به‌ خودش‌ بر مي‌گردد. چنان‌كه‌ گناه‌ كسي‌ كه‌ به ‌پليديها آغشته‌ شده‌، نيز بر دوش‌ خود اوست‌ نه‌ بر دوش‌ ديگران‌ «و بازگشت ‌به‌سوي‌ خداوند است» پس‌ او هر انساني‌ را در برابر عملش‌ جزا يا پاداش‌ مي‌دهد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4123.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:4124.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:4125.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:4126.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:4127.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:4128.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:4129.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:4130.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:4131.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:4132.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:4133.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:4134.txt"> آيه  30</a></body></html>سوره فاطر آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نابينا» يعني‌: كسي‌ كه‌ حس‌ بينايي‌اش‌ از بين‌ رفته‌ است‌ «و بينا» يعني‌: كسي‌كه‌ داراي‌ نيروي‌ بينايي‌ است‌ «برابر نيستند».
خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ كافر را به‌ شخص‌ نابينا و مؤمن‌ را به‌ شخص‌ بينا تشبيه ‌كرده‌ است‌.
 
	سوره فاطر آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نه‌ تاريكي‌ها و روشنايي» يعني‌: تاريكي‌ها و روشنايي‌ نيز برابر نيستند. پس‌ باطل‌ به‌ تاريكي‌ها و حق‌، به‌ نور تشبيه‌ شده‌ است‌.
	سوره فاطر آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نه‌ سايه‌ و باد گرم» يعني‌: سايه‌ خنكي‌ كه‌ در آن‌ گرمي‌ و آزاري‌ نيست‌، با آتشبادي‌ كه‌ سوزان‌ و آزاررسان‌ است‌، برابر نيستند. به‌ قولي‌: مراد از سايه‌، ثواب‌ و مراد از باد گرم‌، عذاب‌ است‌. يا مراد از سايه‌، بهشت‌ و مراد از باد گرم‌، دوزخ‌ است‌.
 
	سوره فاطر آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و زندگان‌ و مردگان‌ برابر نيستند» مؤمنان‌ به‌ زندگان‌ و كافران‌ به‌ مردگان‌ تشبيه‌ شده‌اند. به‌قولي‌: اين‌ تمثيلي‌ براي‌ عالمان‌ و جاهلان‌ است‌. «همانا خدا هركه‌ را بخواهد» از اولياي‌ خويش‌، كه‌ ايشان‌ را براي‌ بهشت‌ خويش‌ آفريده‌ و به‌ طاعت‌ خويش‌ توفيق‌ داده ‌است‌ «شنوا مي‌گرداند» و پند و پيام‌ خويش‌ را به‌ آنان‌ مي‌شنواند «و تو شنواننده‌ كساني‌ كه‌ در گورهايند نيستي» يعني‌: تو به‌ كفاري‌ كه‌ كفر دلهايشان‌ را ميرانده‌ است‌، حقايق‌ را نمي‌تواني‌ بشنواني‌. بدين‌گونه‌، خداوند أ كفار را به ‌مردگاني‌ تشبيه‌ كرد كه‌ در گور گمراهي‌ و انكار خود مدفونند و به‌ نداي‌ حق‌ و حقيقت‌ هيچ‌ پاسخي‌ نمي‌دهند.
 
	سوره فاطر آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تو جز هشداردهنده‌اي‌ نيستي» يعني‌: تو جز پيامبري‌ هشدار دهنده‌ نيستي‌ و بر عهده‌ تو جز بيم‌دهي‌ و تبليغ‌ چيز ديگري‌ نيست‌ اما شنواندن‌ همراه‌ با پذيرش‌، كار تو نيست‌ و تو قدرت‌ و تواني‌ نيز بر آن‌ نداري‌ زيرا هدايت‌ و گمراهي‌ فقط در اختيار خداي‌ عزوجل‌ است‌.
 
	سوره فاطر آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما تو را به‌ حق» يعني‌: همراه‌ با حق‌ «مژده‌دهنده» براي‌ اهل‌ طاعت‌ «و بيم‌دهنده» براي‌ اهل‌ معصيت‌ «فرستاديم‌ و هيچ‌ امتي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ در آن‌ هشداردهنده‌اي‌ گذشته‌ است» يعني‌: هيچ‌ امتي‌ از امتهاي‌ پيشين‌ نبوده‌ است‌ مگر اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آن‌ هشداردهنده‌اي‌ از پيامبران‌‡ برانگيخته‌ كه‌ آنان‌ را از فرجام‌ شوم‌ طغيان‌ و كفران‌ بيم‌ مي‌داده‌ است‌.
 
	سوره فاطر آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَ