9
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ كتاب‌ خدا را تلاوت‌ مي‌كنند» يعني‌: بر تلاوت‌ قرآن‌ كريم ‌استمرار ورزيده‌ و بر آن‌ مداومت‌ مي‌ورزند «و نماز را برپا داشته‌اند» در اوقات ‌آن‌ و با رعايت‌ كامل‌ اركان‌ و اذكار آن‌ «و از آنچه‌ به‌ آنان‌ روزي‌ داده‌ايم‌، پنهان‌ و آشكارا انفاق‌ كرده‌اند» اين‌ تعبير، انگيزه‌بخش‌ انفاق‌ و بخشش‌ مال‌ به‌ هرگونه‌اي ‌است‌ كه‌ ميسر شد؛ اگر انفاق‌ به‌طور پنهاني‌ ميسر شد، بهتر است‌، در غير آن‌ انفاق ‌آشكار نيز خوب‌ است‌ و اين‌ گمان‌ شخص‌ كه‌ مبادا در آن‌ ريا داخل‌ شود، نبايد او را از انفاق‌ بازدارد. آري‌! اينان‌: «اميد به‌ تجارتي‌ بسته‌اند كه‌ هرگز زوال ‌نمي‌پذيرد» كه‌ اين‌ تجارت‌، همانا دريافت‌ ثواب‌ و پاداش‌ طاعتشان‌ است‌، تجارتي ‌كه‌ هرگز كساد نمي‌شود و از بين‌ نمي‌رود. ابن‌كثير از قتاده‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود: «اين‌ آيه‌، آيه‌ قاريان‌ دانا به‌ كتاب‌ خداوند(ج) و عامل‌ به‌ آن‌ است‌».
	سوره فاطر آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا پاداشهايشان‌ را به‌تمام‌ و كمال‌ به‌ ايشان‌ بپردازد» يعني‌: اين‌ تجارتشان‌ هرگز كساد نمي‌شود و از رونق‌ نمي‌افتد، به‌خاطر اين‌ كه‌ خداوند(ج) پاداشهاي‌ اعمال‌ شايسته‌ ايشان‌ را به‌ تمام‌ و كمال‌ به‌ ايشان‌ مي‌پردازد «و از فضل‌ خود به‌ آنان ‌بيفزايد» يعني‌: با افزودن‌ بر پاداش‌ اعمالشان‌، به‌ ايشان‌ فضل‌ و منت‌ مي‌نهد «چراكه‌ او آمرزگار» گناهانشان‌ «و قدردان» اعمال‌ اندك‌ ايشان‌ «است».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4136.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:4137.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:4138.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:4139.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:4140.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:4141.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:4142.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:4143.txt">آيه  38</a></body></html>سوره فاطر آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ از كتاب» يعني‌: از قرآن‌ «به‌سوي‌ تو وحي‌ كرده‌ايم‌، خود حق‌ و تصديق‌كننده‌ كتابهاي‌ پيش‌ از آن‌ است» يعني‌: قرآن‌ با كتابهاي‌ پيشين‌ آسماني‌ همخوان‌ و موافق‌ است‌ «قطعا خدا نسبت‌ به‌ بندگانش‌ آگاه‌ بيناست» يعني‌: حق‌ تعالي‌ به‌ تمام ‌امورشان‌ آگاه‌ و محيط و به‌ كساني‌ از بندگانش‌ كه‌ شايستگي‌ برتري‌ بر ديگران‌ را دارند، بيناست‌ بدين‌ جهت‌ پيامبران‌‡ را بر تمام‌ بشر برتري‌ داد و باز برخي‌ از پيامبران‌‡ را به‌ درجاتي‌ بر برخي‌ ديگر برتري‌ عنايت‌ فرمود و در اين‌ ميان‌، جايگاه‌ و منزلت‌ سرور ما حضرت‌ محمدص است را فوق‌ همه‌ ايشان‌ (صلوت ‌الله و سلامه ‌عليهم‌ اجمعين)‌ گردانيد.
	سوره فاطر آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ اين‌ كتاب» يعني‌: قرآن‌ «را به‌ آن‌ بندگان‌ خود كه‌ آنان‌ را برگزيده ‌بوديم» از اين‌ امت‌ «به‌ ميراث‌ داديم» يعني‌: اي‌ محمد‌ص! ما به‌ اين‌ امر كه‌ قرآني ‌را كه‌ بر تو فرستاده‌ايم‌ به‌ علماي‌ امتت‌ ميراث‌ دهيم‌، حكم‌ كرده‌ايم‌ و آن‌ را مقدر ساخته‌ايم‌ و در ضمن‌ اين‌ قرآن‌، تمام‌ كتابهاي‌ آسماني‌ ديگر را نيز به‌ آنان‌ ميراث ‌داده‌ايم‌ زيرا اين‌ كتاب‌، تصديق‌ كننده‌ و نگهبان‌ همه‌ كتب‌ آسماني‌ پيشين‌ است‌.
آري‌! شكي‌ نيست‌ كه‌ خداوند متعال‌ علماي‌ اين‌ امت‌ را ـ از صحابه‌ گرفته‌ تاكساني‌ كه‌ بعد از آنان‌ آمده‌اند و خواهند آمد ـ بر ساير بندگان‌، شرف‌، منزلت‌ و برتري‌ عنايت‌ كرده‌ است‌ و امت‌ ما را امت‌ برگزيده‌ و ميانه‌اي‌ گردانيده‌ است‌ تا بر همه‌ مردم‌ جهان‌ گواه‌ و رهبر باشند و آنان‌ را به‌ اين‌ شرف‌ كه‌ امت‌ بهترين‌ انبيا و سرور و سالار اولاد آدم‌ قرارشان‌ داده‌، اكرام‌ نموده‌ و گرامي‌ داشته‌ است‌.
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ امت‌ را به‌ سه‌ دسته‌ تقسيم‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «پس‌ برخي‌ از آنان‌ بر نفس‌ خود ستمكار و برخي‌ از آنان‌ ميانه‌ رو و برخي‌ از آنان‌ به‌ اذن‌ الله به‌سوي ‌نيكي‌ها پيشگامند» مقاتل‌ مي‌گويد: «ستمگران‌ بر نفس‌ خود: مرتكبان‌ گناهان ‌كبيره‌ از اهل‌ توحيداند. ميانه‌روان‌: كساني‌ هستند كه‌ مرتكب‌ گناه‌ كبيره‌اي‌ نگرديده‌اند و سبقت‌كنندگان‌ و پيشتازان‌: كساني ‌هستند كه‌ به‌سوي‌ اعمال‌ شايسته‌ پيشي‌ گرفته‌اند. شكي‌ نيست‌ كه‌ ستمكار بر نفس‌ خود، از اداي‌ واجبات‌ و تكاليف‌ خويش‌ كوتاهي‌ مي‌كند، يا مرتكب‌ محرمات‌ مي‌گردد. ميانه‌رو، در كار دين ‌ميانه‌روي‌ اختيار كرده‌ و به‌ جانب‌ افراط و تفريط ميل‌ نمي‌كند و او از اهل‌ بهشت ‌است‌. اما پيشتاز و پيشي‌گيرنده‌ كسي‌ است‌ كه‌ از ديگران‌ در امور دين‌ سبقت‌ گرفته‌ و او بهترين‌ اين‌ سه‌ گروه‌ مي‌باشد». ابن‌كثير مي‌گويد: «ستمگر بر نفس‌ خويش‌: كسي‌ است‌ كه‌ برخي‌ از واجبات‌ را فروگذاشته‌ و برخي‌ از محرمات‌ را مرتكب ‌مي‌گردد. ميانه‌رو: كسي‌ است‌ كه‌ واجبات‌ را انجام‌ داده‌ و محرمات‌ را ترك ‌مي‌كند و گاهي‌ برخي‌ از مستحبات‌ را ترك‌ كرده‌ و برخي‌ از مكروهات‌ را انجام ‌مي‌دهد. سابق‌ الي ‌الخيرات‌: كسي‌ است‌ كه‌ واجبات‌ و مستحبات‌ را به‌جا آورده‌ و محرمات‌ و مكروهات‌ و حتي‌ بعضي‌ از مباحات‌ را نيز ترك‌ مي‌كند». نسفي ‌مي‌گويد: «ظالمان‌ را در اول‌ ذكر كرد زيرا آنان‌ اكثريت‌ هستند، بعد از آنان‌ ميانه‌روان‌ از نظر تعداد بيشتراند اما پيشگامان‌ از هر دو گروه‌ فوق‌ كمترند و در اقليت ‌قرار دارند لذا در آخر ذكر شده‌اند».
«اين» گزينش‌ و ميراث‌ دادن‌ كتاب‌، يا اين‌ سبقت‌گرفتن‌ و پيشتازي‌ به‌سوي ‌اعمال‌ خير «همانا فضل‌ بزرگ‌ است» در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابودرداء(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «خداوند(ج) فرموده‌است‌:(‏ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَ