 كه‌ عقيده‌ به‌ توحيد و يگانگي‌ حق‌ تعالي‌است‌.
سوره يس آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما در گردنهايشان‌ طوقهايي‌ نهاده‌ايم‌ پس‌ اين» طوقها منتهي‌ «به‌سوي ‌چانه‌هايشان» است‌ لذا آنها در چنين‌ حالتي‌ توان‌ اين‌ را ندارند كه‌ گردنهايشان‌ را به‌سوي‌ چپ‌ و راست‌ بگردانند، يا آنها را خم‌ كنند «به‌ طوري‌ كه‌ آنان‌ سرهايشان‌ را بالا نگاه‌ داشته‌ ديده‌ فروهشته‌اند» يعني‌: آنان‌ به‌ سبب‌ اين‌ طوقها، بر فرود آوردن‌ وحالت ‌دادن‌ به‌ گردنهايشان‌ قادر نيستند لذا سرهايشان‌ همچنان‌ بالا و نگاهشان‌ رو به‌پايين‌ است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: در گردنهايشان‌ غلهايي‌ را قرار داده‌ايم‌ كه‌ دستهايشان‌ به‌ آن‌ غلها بسته‌ شده‌ است‌ و چون‌ اين‌ غلها بين‌ دستها و گردنهايشان ‌قرار دارد و محكم‌ بسته‌ است‌ لذا آنها به‌ حركت‌ دادن‌ گردنهايشان‌ قادر نيستند.
اين‌ مثلي‌ است‌ كه‌ خداوند (ج)در امتناع‌ آنها از قبول‌ هدايت‌ زده‌ است‌. يعني‌: وصف‌ آنان‌ در نپذيرفتن‌ هدايت‌، همچون‌ نپذيرفتن‌ كسي‌ است‌ كه‌ در غل‌ و قيد قرار دارد و قادر به‌ حركت‌ نيست‌. به‌قولي‌: آيه‌ كريمه‌ به‌ گروهي‌ اشاره‌ دارد كه‌ در دوزخ‌ بر گردنها و دستهايشان‌ غل‌ و زنجير نهاده‌ مي‌شود.
همان‌ گونه‌ كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ گذشت‌،[1] علما روايت‌ كرده‌اند كه‌ ابوجهل‌ گفت‌: اگر محمد‌ص را ببينم‌، با او چنين‌وچنان‌ خواهم‌ كرد! همان‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيه‌ و مابعد آن‌ را نازل‌ كرد، بعد از آن‌ مردم‌ به‌ او مي‌گفتند: اينك‌ اين‌ محمد است‌ پس‌ تهديد خود را در حق‌ وي‌ عملي‌ كن‌! اما او مي‌پرسيد: او كجاست‌... او كجاست‌؟ و آن‌ حضرت‌‌ص را نمي‌ديد.
 
[1] نگاه‌، آيه‌ «2».	سوره يس آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما پيش‌ رويشان‌ سدي‌ و پشت‌ سرشان‌ هم‌ سدي‌ نهاده‌ايم» يعني‌: آنان‌ را با ايجاد موانعي‌، از ايمان ‌آوردن‌ بازداشته‌ايم‌ پس‌ نمي‌توانند از كفر به‌سوي‌ ايمان ‌بيرون‌ آيند، همانند كسي‌ كه‌ پيشاپيش‌ و پشت‌ سرش‌ سدي‌ نهاده‌ باشند و او نتواند خود را از حصار آن‌ سدها بيرون‌ آورد. اين‌ سدها چيزي‌ جز استكبار و گردنكشي ‌و عنادشان‌ از پذيرش‌ و گردن‌ نهادن‌ در برابر حق‌ نيست‌ «باز بر آنان‌ پرده‌اي‌ افگنده‌ايم» يعني‌: ديدگانشان‌ را با پرده‌اي‌ پوشانده‌ايم‌ «در نتيجه‌ آنان» به‌سبب‌ اين ‌پرده‌ «هيچ‌ نمي‌توانند ببينند» يعني‌: به‌ ديدن‌ راه‌ هدايت‌ قادر نبوده‌ و از ايمان‌ به‌ رستاخيز و معاد و از پذيرش‌ برنامه‌هاي‌ الهي‌ در دنيا نيز كور شده‌اند.
اين‌ آيه‌ نيز تمثيلي‌ است‌ بر مسدود بودن‌ راه‌ ايمان‌ به‌روي‌ آنان‌ ؛ زيرا خداي ‌سبحان‌ به‌ علم‌ ازلي‌ خويش‌ دانسته‌ است‌ كه‌ آنان‌ تا دم‌ مرگشان‌ بر كفر اصرار و پافشاري‌ مي‌كنند. البته‌ اين‌ علم‌ ازلي‌ الهي‌: مجرد شناخت‌ قبلي‌ وي‌ است‌ كه‌ عقلا و در واقعيت‌ امر، اجباري‌ در كار انسان‌ به‌ وجود نمي‌آورد و بنابراين‌، او را از ايمان‌ آوردن‌ باز نمي‌دارد.
 
سوره يس آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌ برابر است» يعني‌: براي‌ آن‌ كفار يكسان‌ است‌ «چه‌ بيمشان‌ بدهي‌، چه‌ بيمشان‌ ندهي‌: ايمان‌ نمي‌آورند» يعني‌: هشدار دادن‌ و هشدار ندادنت‌ برايشان ‌يكسان‌ است‌ و مادامي‌ كه‌ آنها حق‌ را نمي‌پذيرند و براي‌ خداوند (ج)سر فرود نمي‌آورند، هشدار دادن‌ به‌ آنها سودي‌ نمي‌رساند.
 
	سوره يس آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تنها كسي‌ را بيم‌ مي‌دهي» يعني‌: بيم‌ و هشدار دادنت‌ تنها به‌ كسي‌ سود مي‌رساند «كه‌ از ذكر» يعني‌: از قرآن‌ «پيروي‌ كند و غائبانه» يعني‌: در نهان‌ «از خداي‌ رحمان‌ بترسد» هرچند كه‌ او را نمي‌بيند. پس‌ بدان‌ كه‌: از هشدارهايت‌ فقط كساني‌ بهره‌ مي‌برند كه‌ پيروي‌ از قرآن‌ عظيم‌ و ترس‌ از خداوند (ج)هر دو در آنان‌ جمع‌ شود. «پس‌ او را» كه‌ از قرآن‌ پيروي‌ مي‌كند و غائبانه‌ از خداي‌ رحمان ‌مي‌ترسد «به‌ آمرزش‌ و پاداشي‌ ارجمند» كه‌ همانا بهشت‌ است‌ «بشارت‌ ده».
 
	سوره يس آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ ماييم‌ كه‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌سازيم» بعد از مرگشان‌ در روز رستاخيز «و آنچه‌ را پيش‌ فرستاده‌اند مي‌نويسيم» يعني‌: آنچه‌ را در دنيا از اعمال‌ نيك‌ و بد پيش‌ فرستاده‌اند، در لوح‌ محفوظ مي‌نويسيم‌ «و آثارشان‌ را» يعني‌: همچنان ‌مي‌نويسيم‌ آنچه‌ را كه‌ بعد از مرگ‌ خود باقي‌ گذاشته‌اند ؛ از حسناتي‌ كه‌ جريان‌ آن ‌پس‌ از مرگ‌ آنان‌ قطع‌ نمي‌شود و هميشه‌ براي‌ صاحب‌ خود خيري‌ جاري‌ است‌؛ مانند كسي‌ كه‌ سنتي‌ نيكو را بنيان‌ مي‌گذارد. يا معني‌ اين‌ است‌: ما بديها و گناهاني‌ را كه‌ پس‌ از مرگ‌ انجام‌دهنده‌ خود باقي‌ مي‌مانند، مي‌نويسيم‌. از آثار خير: تدريس‌ علم‌، تصنيف‌ آن‌، وقف‌ كردن‌ به‌ قصد قربت‌، آباد كردن‌ مساجد، پلها و اماكن‌ عام‌ المنفعه‌ است‌. و از آثار شر: بدعت‌آفريني‌، بنيان‌گذاري‌ ظلم‌ و ستم‌ و پديدآوردن‌ اموري‌ است‌ كه‌ سبب‌ زيان‌ مردم‌ شده‌ و اهل‌ جور و ستم‌ به‌ آن‌ اقتدا مي‌كنند. قول‌ ديگر در معناي‌ «آثارهم‌» اين‌ است‌: نقش‌ قدمهايشان‌ به‌سوي‌ طاعت ‌يا معصيت‌ را مي‌نويسيم‌. ابن‌كثير در اين‌ معني‌ احاديثي‌ را نقل‌ كرده‌ است‌ از جمله‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ جابربن‌عبدالله(رض) كه‌ فرمود: اماكن‌ پيرامون‌ مسجدالنبي‌خالي‌ شد و طايفه‌ بني‌ سلمه‌ كه‌ منازلشان‌ از مسجد دور بود، با استفاده‌ از اين ‌موقعيت‌ خواستند تا به‌ نزديك‌ مسجد نقل‌ مكان‌ كنند. پس‌ اين‌ خبر به ‌رسول‌‌خدا‌ص رسيد، آن‌ حضرت‌‌ص خطاب‌ به‌ آنها فرمودند: «إنه‌ بلغني‌ أنكم‌ تريدون‌ أن‌ تنتقلوا قرب‌ المسجد: به‌ من‌ خبر رسيده‌ است‌ كه‌ شما مي‌خواهيد به‌ نزديك‌ مسجد نقل‌ مكان‌ كنيد». گفتند: آري‌! اين‌ خبر درست‌ است‌ يا رسول‌الله! فرمودند: «يا بني‌ سلمه‌! دياركم‌ تكتب‌ آثاركم‌، دياركم‌ تكت