‌ آثاركم‌: اي‌ بني‌سلمه‌! در ديار خود باقي‌ بمانيد زيرا نقش‌ قدمهايتان‌ (به‌سوي‌ مسجد، در زمره‌ حسنات‌ شما) نوشته‌ مي‌شود، در ديار خود باقي‌ بمانيد، زیرا نقش‌ قدمهايتان ‌(به‌سوي‌ مسجد در زمره‌ حسناتتان) نوشته‌ مي‌شود». پس‌ آنها بعد از اين‌ توصيه رسول‌اكرم‌ ص، منازل‌ خود را ترك‌ نكردند.
به‌ تأييد معني‌ اول‌ نيز احاديثي‌ روايت‌ شده‌ است‌. از جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌: «من‌ سن‌ في‌ الإسلام‌ سنة‌ حسنة‌ كان‌ له‌ أجرها وأجر من‌ عمل‌ بها من‌ بعده‌ من‌ غير أن‌ ينقص‌ من‌ أجورهم‌ شيئا، ومن‌ سن‌ في ‌الإسلام‌ سنة‌ سيئة‌ كان‌ عليه‌ وزرها ووزر من‌ عمل‌ بها من ‌بعده‌ من‌ غير أن‌ ينقص‌ من‌ أوزارهم‌ شيئا: هر كس‌ در اسلام‌ سنت‌ نيكي‌ را بنيان‌ گذارد، مزد وي‌ و مزد كساني‌ كه‌ بعد از وي‌ به‌ آن‌ عمل‌ كرده‌اند، برايش‌ مسلم ‌است‌، بي‌آن‌كه‌ از مزدهاي‌ آنان‌ چيزي‌ كم‌ شود و هر كس‌ در اسلام‌ سنت‌ بدي‌ را بنيان‌ گذارد، گناه‌ وي‌ و گناه‌ كساني‌ كه‌ بعد از وي‌ به‌ آن‌ عمل‌ كنند، برايش‌ مسلم ‌است‌، بي‌آن‌كه‌ از گناهانشان‌ چيزي‌ كم‌ ساخته‌ شود». «و هر چيزي‌ را» يعني‌: همه‌ چيز، اعم‌ از اعمال‌ بندگان‌ و غير آن‌ را «در امامي‌ مبين‌ برشمرده‌ايم» يعني‌: در كتابي‌ كه‌ به‌ آن‌ اقتدا مي‌شود و روشنگر همه‌چيز است‌، ثبت‌ و ضبط كرده‌ايم‌. به‌قولي‌: مراد از «امام‌ مبين‌» لوح‌ محفوظ، و به‌قولي‌: نامه‌ها و صحيفه‌هاي‌ اعمال ‌بندگان‌ است‌.
 
	﴿ سوره‌ یس ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (83) آيه‌ است‌.
 
فضيلت‌ آن‌: در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عباس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «لوددت‌ أنها في‌ قلب‌ كل‌ إنسان‌ من‌ أمتي‌: همانا دوست‌ داشتم‌ كه‌ سوره‌ يس‌ در قلب‌ هر انساني‌ از امت‌ من‌ مي‌بود». يعني‌: هر يك‌ از افراد امت‌ من‌ آن‌ را حفظ مي‌داشت‌. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «يس‌ را برمردگانتان‌ بخوانيد». بدين‌ جهت‌، ابن‌كثير به‌نقل‌ از برخي‌ علما مي‌گويد: «از ويژگي‌هاي‌ اين‌ سوره‌ يكي‌ اين‌ است‌ كه‌ در هيچ‌ كار دشواري‌ خوانده‌ نمي‌شود، جز اين‌كه‌ خداوند (ج)آن‌ كار را آسان‌ مي‌كند لذا قرائت‌ آن‌ در نزد فرد محتضر نيز سبب‌ نزول‌ رحمت‌ و بركت‌ گرديده‌ و بيرون ‌آمدن‌ روح‌ را بر وي‌ آسان‌ مي‌كند. والله اعلم‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «من‌ قرأ يس‌ في‌ ليلة ابتغاء وجه‌ الله ‌عزوجل‌ غفر له‌: هر كس‌ يس‌ را در شبي‌ به‌ طلب‌ رضاي‌ خداي‌ عزوجل‌ بخواند، بر وي‌ آمرزيده‌ شده‌ است‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4167.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:4168.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:4169.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:4170.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:4171.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:4172.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:4173.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:4174.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:4175.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:4176.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:4177.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:4178.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:4179.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:4180.txt">آيه  26-27</a></body></html>سوره يس آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و برايشان‌ از اصحاب‌ قريه‌ مثلي‌ بيان‌ كن» قرطبي‌ مي‌گويد: «مراد از قريه‌ در اين‌ آيه‌ ـ به‌قول‌ تمام‌ مفسران‌ ـ شهر انطاكيه‌ است‌». «آن‌گاه‌ كه‌ فرستادگان‌ به‌ آن ‌قريه‌ آمدند» آن‌ فرستادگان‌، اصحاب‌ عيسي‌÷ بودند كه‌ او ايشان‌ را به‌ منظور دعوتشان‌ به‌سوي‌ الله(ج)به‌ ميان‌ آنان‌ فرستاد. يعني‌ به‌ مشركان‌ بگو: من‌ در سلسله ‌پيامبران‌ الهي‡ تافته‌ جدابافته‌ و پديده‌ نوظهوري‌ نيستم‌ زيرا پيش‌ از من‌ نيز فرستادگان‌ الهي‌ به‌ سوي‌ مردم‌ شهرها آمده‌ و آنان‌ را از همان‌ چيزهايي‌ كه‌ من‌ شما را از آن‌ بيم‌ مي‌دهم‌، بيم‌ داده‌اند، آن‌ پيامبران‌‡ نيز، اصل‌ توحيد و يكتاپرستي‌ را تبليغ‌ كرده‌اند، از حساب‌ روز قيامت‌ بيم‌ داده‌ و به‌ نعمتهاي‌ بهشت‌ جاودان‌ مژده ‌داده‌اند.
 
سوره يس آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ دو تن‌ به‌سويشان‌ فرستاديم» عيسي‌(ع) آن‌ دو تن‌ را به‌ امر خداي ‌سبحان‌ فرستاده‌ بود «ولي‌ آن‌ دو را دروغزن‌ شمردند» در رسالتشان‌. به‌قولي‌: مردم‌ انطاكيه‌ آن‌ فرستادگان‌ را زدند و زنداني‌شان‌ كردند «سپس‌ آنان‌ را با فرستاده‌ سومين‌ تأييد كرديم» يعني‌: كار رسالت‌ آن‌ دو تن‌ را با فرستاده‌ سومي‌ قوت‌ داده‌ و استوار داشتيم‌. از اينجا مي‌فهميم‌ كه‌ مكلف‌ كردن‌ سه‌ تن‌ در يك‌ مأموريت ‌دعوتگرانه‌ ـ با تعيين‌ امير ـ حركتي‌ نيرومند است‌. نقل‌ است‌ كه‌ دو فرستاده‌ اول‌، يوحنا و بولص‌ بودند و سومين‌ فرستاده‌ شمعون‌ بود. يا سومين‌ فرستاده‌ بولص‌ و دو تن‌ اول‌ يوحنا و شمعون‌ بودند. «پس‌ رسولان‌ گفتند: هر آينه‌ ما به‌سوي‌ شما به‌پيامبري‌ فرستاده‌ شده‌ايم» تا شما را به‌سوي‌ حق‌ و فضيلت‌ و عقيده‌ صحيح‌ دعوت ‌كنيم‌.
	سوره يس آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» ناباوران‌ آن‌ ديار «شما جز بشري‌ مانند ما نيستيد» يعني‌: شما در بشريت‌ با ما مشاركت‌ داريد لذا شما را بر ما مزيتي‌ نيست‌ تا به‌ رسالت‌ مخصوص ‌گرديد و رسالت‌ فقط ويژه‌ شما باشد و اگر شما فرستاده‌ خدا بوديد، بايد فرشته ‌مي‌بوديد نه‌ بشر. كه‌ اين‌ شبهه‌ تكراري‌ بسياري‌ ديگر از امت‌هاي‌ تكذيب‌ كننده ‌است‌. «و رحمان‌ چيزي» از وحيي‌ كه‌ شما و ديگر پيامبران‌ پيشين‌ و پيروانشان‌ ادعا مي‌كنند؛ «فرو نفرستاده‌، شما جز دروغ‌ نمي‌پردازيد» يعني‌: شما در ادعاي‌ رسالت ‌دروغ‌ مي‌گوييد. اين‌ است‌ منطق‌ بي‌اساس‌ و واهي‌ كفار در هر زمان‌ و مكاني‌.
 
	سوره آل عمران آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان، خداوند پروردگار من‌ و پروردگار شماست، پس‌ او را بپرستيد كه‌ راه‌ راست ‌همين‌ است» و تمام‌ پيامبران‌ بر پيمودن‌ اين‌ راه‌ اتفاق‌ نظر دارند.
به‌ اين‌ ترتيب، عيسي‌(ع) صراحتا اعلام‌ كرد كه‌ پروردگارشان‌ نيست، لذا زياده‌روي‌ نصاري‌ در مورد وي‌ بعد از بردنش‌ به‌ آسمان‌ و ادعاي‌ اين‌ كه‌ او يكي‌ از سه‌خدا مي‌باشد، يك‌ بهتان‌ بيش‌ نيست، بلكه‌ ع