 در دين‌ و سر سختي‌ در حق‌ ـ خطاب‌ به‌ قومش ‌هنگامي‌ گفت‌ كه‌ مي‌خواستند او را به‌ قتل‌ برسانند و چون‌ اين‌ سخن‌ را گفت‌ و ايمان‌ خويش‌ را به‌ صراحت‌ اعلام‌ داشت‌، بر او حمله‌ برده‌ و به‌ شهادتش‌ رساندند. به‌قولي‌: آنان‌ او را در زير لگدهاي‌ خود خرد كردند. به‌قولي‌: او را سوزاندند. به‌قولي‌: او را با اره‌ سر بريدند. و به‌قولي‌: او را سنگسار كردند.
 
سوره آل عمران آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ عيسي‌ از آنان‌ احساس‌ كفر كرد» يعني‌: دانست‌ به‌ علمي‌ كه‌ در آن ‌هيچ‌ شبهه‌اي‌ نيست، همچون‌ دريافت‌ آنچه‌ كه‌ به‌ وسيله‌ حواس‌ درك‌ مي‌شود. به‌كار گرفتن‌ «احساس» در ادراك‌ امور معنوي، مجاز است‌ نه‌ حقيقت، آري‌! اودر اين‌ هنگام‌ «گفت‌: انصار من‌ در راه‌ خدا چه‌ كساني‌اند؟» انصار: جمع‌ نصير، به‌معني‌ ياران‌ و ياوران‌ است‌. يعني‌: ياران‌ من‌ در دعوت‌ به‌سوي‌ خداوند(ج) ورساندن‌ پيام‌ وي‌ به‌ مردم‌ چه‌ كساني‌  اند؟ «حواريون» كه‌ دوازده‌ مرد  از شاگردان‌ ومقربان‌ نزديك‌ عيسي‌(ع) بودند «گفتند: ما انصار خدا هستيم» يعني‌: ما ياوران‌ دين‌خدا(ج) و پيامبرانش‌ هستيم‌. حواري‌: در لغت‌ به‌ معني‌ يار و ياور است‌ «به‌ خدا ايمان‌ آورده‌ايم‌ و گواه‌ باش‌ كه‌ ما تسليم‌ هستيم» يعني‌: اي‌ عيسي‌! تو در روز قيامت‌ براي‌ ما گواهي‌ بده‌ كه‌ ما در ايمانمان‌ مخلص‌ و وفاكيش‌ و در برابر خواسته‌ تو فرمانبردار و منقاد بوده‌ايم‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ آمده‌ است‌: «رسول‌ خداص چون‌ در روز احزاب‌ داوطلب‌ خواستند، زبير(رض) داوطلب‌ ميدان‌شد، بار ديگر داوطلب‌ خواستند، باز هم‌ او داوطلب‌ شد، در اين‌ اثنا فرمودند: براي‌ هر پيامبري‌ حواريي‌ است‌ و حواري‌ من‌ زبير است».
 
سوره يس آيه  26‏متن آيه : ‏‏ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ‏
 آيه  27‏متن آيه : ‏‏ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
سر انجام‌ آن‌ مرد مؤمن‌ به‌ جرم‌ ايمان‌ كشته‌ شد و: «به‌ او» در هنگام‌ شهادتش ‌«گفته‌ شد: به‌ بهشت‌ درآي» به‌عنوان‌ گراميداشتي‌ برايت‌ بعد از شهادتت‌ چنان‌كه ‌اين‌ سنت‌ الهي‌ در مورد شهدا از بندگانش‌ مي‌باشد. پس‌ چون‌ به‌ بهشت‌ وارد شد و لذت‌ها و نعمت‌هاي‌ آن‌ را مشاهده‌ كرد «گفت‌: اي‌ كاش‌ قوم‌ من‌ اين‌ امر را مي‌دانستند كه‌ پروردگارم‌ مرا آمرزيده‌ و در زمره‌ گراميانم‌ قرار داده‌ است» آرزو كرد كه ‌قومش‌ از حال‌ وي‌ آگاه‌ شوند و حسن ‌مآل‌ و سرانجام‌ نيك‌ وي‌ را بشناسند تا بيني‌هايشان‌ به‌ خاك‌ ماليده‌ شود. يا: تا مانند وي‌ ايمان‌ آورند و سرانجام‌ به‌حال ‌خوشي‌ مانند حال‌ وي‌ بپيوندند. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «پس‌ او در زندگي‌ ومرگ‌ براي‌ قومش‌ خيرخواهي‌ كرد و بر هدايت‌ آنان‌ حريص‌ بود». ابن‌ابي‌ليلي‌مي‌گويد: «سبقت ‌گيرندگان‌ امتها سه‌ تن‌اند كه‌ ايشان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ مدت ‌چشم‌برهم‌زدني‌ هم‌ كفر نورزيدند:
1 ـ علي‌ابن‌ابي‌طالب‌؛ و او بهترين‌ آنان‌ است‌.
2 ـ مؤمن‌ آل‌ فرعون‌.
3 ـ صاحب‌ يس‌. پس‌ صديقان‌ همانانند». همچنين‌ زمخشري‌ در حديث‌ مرفوعي‌ اين‌ قول‌ را از رسول‌‌خدا‌ص روايت‌ كرده‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:4182.xml">صفحة (442)</a><a class="folder" href="w:html:4196.xml">صفحة (443) </a><a class="folder" href="w:html:4210.xml">صفحة (444)</a><a class="folder" href="w:html:4227.xml">صفحة (445)</a><a class="folder" href="w:html:4240.xml">صفحة (446)</a><a class="folder" href="w:html:4261.xml">صفحة (447)</a><a class="folder" href="w:html:4287.xml">صفحة (448) </a><a class="folder" href="w:html:4312.xml">صفحة (449)</a><a class="folder" href="w:html:4334.xml">صفحة (450) </a><a class="folder" href="w:html:4352.xml">صفحة (451)</a><a class="folder" href="w:html:4375.xml">صفحة (452) </a><a class="folder" href="w:html:4397.xml">صفحة (453)</a><a class="folder" href="w:html:4415.xml">صفحة (454) </a><a class="folder" href="w:html:4426.xml">صفحة (455)</a><a class="folder" href="w:html:4443.xml">صفحة (456)</a><a class="folder" href="w:html:4461.xml">صفحة (457)</a><a class="folder" href="w:html:4482.xml">صفحة (458)</a><a class="folder" href="w:html:4493.xml">صفحة (459)</a><a class="folder" href="w:html:4499.xml">صفحة (460)</a><a class="folder" href="w:html:4510.xml">صفحة (461)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4183.txt"> آيه  28</a><a class="text" href="w:text:4184.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:4185.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:4186.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:4187.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:4188.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:4189.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:4190.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:4191.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:4192.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:4193.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:4194.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:4195.txt"> آيه  40</a></body></html>سوره يس آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما پس‌ از او بر سر قومش» يعني‌: بر سر قوم‌ حبيب‌ نجار بعد از كشته ‌شدنش ‌از سوي‌ آنان‌، يا پس‌ از اين‌كه‌ خداوند (ج)او را به‌سوي‌ آسمانها بالا برد؛ «هيچ ‌لشكري‌ از آسمان‌ فرود نياورديم» براي‌ به‌هلاكت ‌رساندن‌ و انتقام‌ گرفتن‌ از آنان‌ «و ما فرودآورنده‌ آن‌ نبوديم» زيرا قضا و قدر ما بر اين‌ پيشي‌ گرفته‌ بود كه‌ هلاك‌ كردنشان‌ با بانگ‌ مرگبار جبرئيل‌(ع) باشد، نه‌ با فروفرستادن‌ لشكر از آسمان‌.
اين‌ آيه‌، تعبيري‌ از تحقير و كوچك ‌شمردن‌ شأن‌ آنان‌ و ساده ‌شمردن‌ كار تعذيبشان‌ است‌. يعني‌: آنان‌ در جايگاهي‌ قرار نداشتند كه‌ ما براي‌ هلاك‌ ساختنشان ‌لشكري‌ از آسمان‌ نازل‌ كنيم‌ بلكه‌ آنان‌ را با يك‌ بانگ‌ تند و مرگبار نابود ساختيم‌.
 
	سوره يس آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تنها يك‌ بانگ‌ مرگبار بود و بس» كه‌ جبرئيل‌(ع) آن‌ را كشيد و همه‌ را نابود كرد «پس‌ بناگاه‌ آنها فسردند» يعني‌: چون‌ آتش‌ خاموش‌ شدند و مردند به‌طوري‌كه‌ از آنان‌ هيچ‌ حركت‌ و جنبشي‌ به‌ مشاهده‌ نمي‌رسيد.
 
	سوره يس آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«دريغا بر اين‌ بندگان» تقدير سخن‌ اين‌ است‌: در روز قيامت‌ هنگامي‌ كه‌ عذاب ‌را مشاهده‌ مي‌كنيد، بر حال‌ آنها حسرت‌ بخوريد و واويلا بگوييد. حسره‌: غم‌ واندوه‌ و پشيماني‌ بر يك‌ چيز از دست‌ رفته‌ است‌. به‌قولي‌: اين‌ حسرت‌ و دريغي‌است‌ كه‌ فرشتگان‌ بر حال‌ كفار خو