‌ زمين‌ با آن‌ مي‌ميرند «آنان‌ را در حالي‌ فرومي‌گيرد كه» ميان‌ خويش‌ در خريد و فروش‌ و معامله‌ و مانند آن‌ از امور دنيا «ستيزه‌ و جدل‌ مي‌كنند».
 
	سوره يس آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ نه‌ وصيتي‌ توانند كرد» يعني‌: در آن‌ هنگام‌، نمي‌توانند برخي‌ به‌برخي ‌ديگر درباره‌ نفع‌ و زيان‌ خويش‌ وصيتي‌ بكنند؛ كه‌ بر ديگران‌ چه‌ حقي‌ دارند و از ديگران‌ چه‌ حقي‌ بر ذمه‌ آنهاست‌. يا نمي‌توانند يك‌ديگر را به‌ توبه‌ و دست ‌كشيدن‌ از گناهان‌ وصيت‌ و سفارش‌ كنند بلكه‌ در بازارها و محلات‌ كار خويش‌ ـ بي‌ يك‌ لحظه‌ مهلت‌ ـ مي‌ميرند «و نه‌ به‌سوي‌ خانواده‌شان‌ بازمي‌گردند» يعني‌: نمي‌توانند به‌سوي‌ منازل‌ خويش‌ كه‌ در بيرون‌ از آنها مرده‌اند، باز گردند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ از ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «بي‌ترديد قيامت‌ درحالي‌ برپا مي‌شود كه‌ دو مرد جامه‌ خويش‌ را فرو گسترده‌اند ؛ نه‌ مي‌توانند آن‌ را معامله‌ كنند و نه‌ آن‌ را در هم‌ پيچند. بي‌ترديد قيامت‌ درحالي‌ برپا مي‌شود كه‌ شخص‌ حوض‌ خويش‌ را گل‌اندود مي‌كند (تعمير مي‌كند) و نمي‌تواند از آن‌ آب‌ بنوشد. بي‌ترديد قيامت‌ در حالي‌ برپا مي‌شود كه‌ شخص‌ با شير ماده‌شتر خويش‌ بازگشته‌ است‌ اما فرصت‌ آن‌ را نمي‌يابد كه‌ آن‌ را تناول‌ كند. بي‌ترديد قيامت‌ در حالي‌ برپا مي‌شود كه‌ شخص‌ لقمه‌ خود را به‌سوي‌ دهان‌ خويش‌ بالا برده‌ است‌ اما نمي‌تواند آن‌ را تناول‌ كند».
 
سوره يس آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در صور دميده‌ مي‌شود» مراد از آن‌: نفخه‌ دوم‌ است‌ كه‌ مردگان‌ با آن‌ از قبرهايشان‌ برانگيخته‌ مي‌شوند و ميان‌ دو نفخه‌، چهل‌ سال‌ فاصله‌ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ميان‌ دو نفخه‌، چهل‌ سال‌ فاصله‌ است‌، خداوند (ج)با نفخه‌ اول‌ هر جانداري‌ را مي‌ميراند و با نفخه‌ دوم‌ هر مرده‌اي‌ را زنده‌ مي‌گرداند». «پس‌ بناگاه‌ از قبرهاي‌ خود به‌سوي‌ پروردگار خويش‌ مي‌شتابند» و به‌ سرعت‌ روانه‌ صحراي‌ محشر مي‌گردند.
	سوره يس آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌گويند» كفار «اي‌ واي‌ بر ما! چه‌كسي‌ ما را از آرامگاهمان‌ برانگيخت‌؟» يعني‌: از فرط هولي‌ كه‌ با آن‌ روبرو مي‌شوند، عقلهايشان‌ چنان‌ در هم‌ مي‌آشوبد وچنان‌ سراسيمه‌ و متوحش‌ مي‌گردند كه‌ مي‌پندارند در خواب‌ بوده‌اند و كسي‌ از خواب‌ بيدارشان‌ كرده‌ است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ معني‌ كه‌: (اي‌ واي‌ بر ما!چه‌كسي‌ ما را از آرامگاهمان‌ برانگيخت‌؟) عذابشان‌ در قبرهايشان‌ را نفي‌ نمي‌كند زيرا حال‌ شان‌ در محشر نسبت‌ به‌ عذاب‌ قبر چنان‌ سخت‌ است‌ كه‌ گويي‌ در قبر به‌خواب‌ فرورفته‌ بوده‌اند». اما أبي‌بن‌كعب‌ و جمعي‌ ديگر از مفسران‌ تابعين ‌مي‌گويند: «آنان‌ قبل‌ از رستاخيز ـ در ميان‌ دو نفخه‌ صور ـ اندكي‌ مي‌خوابند». آن‌گاه‌ به‌ خود مي‌آيند و به‌ خويشتن‌خويش‌ مراجعه‌ كرده‌ و اعتراف‌ مي‌كنند به‌اين‌كه‌: «اين» همان‌ رستاخيز «است» و مصداق‌ «همان‌ وعده‌اي» است‌ «كه‌ خداي‌ رحمان‌ داده‌ بود و پيامبران‌ راست‌ مي‌گفتند» پس‌ به‌ راستگويي‌ پيامبران‌(ع) در روزي‌ اقرار مي‌كنند كه‌ اين‌ اقرار به‌ حالشان‌ هيچ‌ سودي‌ در بر ندارد. اما ابن‌جرير و ابن‌كثير برآنند كه‌ اين‌ جمله‌: جواب‌ فرشتگان‌، يا جواب‌ مؤمنان‌ به‌ آنان‌ است‌.
 
	سوره يس آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ جز يك‌ بانگ‌ تندي‌ نيست» كه‌ اسرافيل‌(ع) آن‌ را با دميدني‌ در صور فرياد مي‌كشد. مراد از آن‌ همان‌ نفخه‌ اخير است‌ «پس‌ بناگاه‌ آنان‌ همگي‌ نزد ما احضار شده‌اند» يعني‌: بناگاه‌ آنان‌ به‌سرعت‌ نزد ما براي‌ حساب‌ و عقاب‌ گرد آورده ‌مي‌شوند.
 
	 سوره يس آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«امروز بر هيچ‌كس‌ ستمي‌ نمي‌رود» از ناحيه‌ عملش‌ «و جز به‌حسب‌ آنچه ‌مي‌كرديد» از اعمال‌ نيك‌ و بد «جزا داده‌ نخواهيد شد» و اين‌ است‌ قاعده‌ حساب‌.
	سوره آل عمران آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» كساني‌ كه‌ عيسي‌(ع) از آنان‌ احساس‌ كفر كرد، يعني‌ كفار بني‌اسرائيل‌ «مكر ورزيدند» مكر: تدبيري‌ پنهاني‌ است‌ كه‌ شخص‌ مكر شده‌ را به‌ ورطه‌هايي ‌مي‌افگند كه‌ در محاسبه‌اش‌ قرار نداشته‌ است‌ و استعمال‌ آن‌ در توطئه‌ و برنامه‌ريزي‌ بد و فتنه‌گرانه‌ غالب‌ شده‌ است‌ «و خداوند هم‌ مكر در ميان‌ آورد» و مكر وي ‌استدراج‌[5] وي‌ براي‌ بندگان‌ از جايي‌ است‌ كه‌ نمي‌دانند. بعضي‌ گفته‌اند: مكر خدا(ج) در اينجا؛ عبارت‌ از افگندن‌ شباهت‌ عيسي‌(ع) بر يكي‌ از حواريون‌ و بالابردن‌ خود عيسي‌(ع) به‌سوي‌ آسمان‌ بود، به‌طوري‌ كه‌ لشكريان‌ كفر كه‌ به ‌قصد كشتن‌عيسي‌(ع) به‌ محل‌ اقامت‌ وي‌ آمدند، همان‌ حواريي‌ را كه‌ شبيه‌ عيسي‌(ع) بود، گرفته‌ او را كشتند و به‌ دار آويختند و گمان‌ كردند كه‌ عيسي‌(ع) را كشته‌ و به‌ دارآويخته‌اند «و خداوند بهترين‌ مكركنندگان‌ است» يعني‌: او در مكرورزي‌ از آنان ‌قويتر، در تدبير و برنامه‌ريزي‌ از آنان‌ نافذتر و بر رساندن‌ ضرر به‌ آنان‌ كه ‌بخواهد ـ از جايي‌ كه‌ آنها هرگز حساب‌ آن‌ را هم‌ نكرده‌اند ـ نيرومندتر است، اما جز با مكركنندگان‌ مكر نمي‌كند.
 
[5] استدراج‌: نزديك‌كردن‌ مجرمان‌ به‌ تدريج‌ و درجه‌به‌درجه‌ به‌سوي‌ عذاب‌ است، بدان‌سان‌ كه‌خداوند(ج)  به‌ آنان‌ با وجود گناه‌ و نافرماني‌شان‌ نعمت‌ مي‌بخشد تا به‌ آن‌ سرمست‌ شوند و از ياد مرگ‌ و توبه‌ غافل‌ گردند. پس‌ استدراج‌ درواقع، گرفتن‌ الهي‌ به‌طور آهسته‌ و به‌ شيوه‌اي‌ است‌ كه‌ گمانش‌ را نمي‌برند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4211.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:4212.txt">آيه  56</a><a class="text" href="w:text:4213.txt">آيه  57</a><a class="text" href="w:text:4214.txt"> آيه  58</a><a class="text" href="w:text:4215.txt">آيه  59</a><a class="text" href="w:text:4216.txt">آيه  60</a><a class="text" href="w:text:4217.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:4218.txt">آيه  62<