خيرخواه‌ باشد. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «قلب‌ سليم ‌دلي‌ است‌ كه‌ به‌ لااله‌ الاالله گواهي‌ دهد».
 
سوره آل عمران آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر! خطاب‌ به‌ يهود و نصاري‌ «اي‌ اهل‌ كتاب‌! بياييد به‌سوي‌سخني‌ كه‌ ميان‌ ما و شما برابر است» يعني‌: دعوت‌ من‌ از شما اين‌ است‌ كه‌: بياييد تابه‌ سخني‌ كه‌ در كتاب‌ آسماني‌ ما و كتاب‌ آسماني‌ شما به‌ طور برابر و يكسان ‌موجود است‌ و شريعتهاي‌ آسماني‌ در آن‌ هيچ‌ اختلافي‌ ندارند، اقرار كنيم، آن‌ سخن‌ اين‌ است‌: «كه‌ جز خدا را نپرستيم‌ و چيزي‌ را شريك‌ او نگردانيم» يعني‌: چيزي ‌از مخلوقات‌ را با خالق‌ سبحان‌ مورد پرستش‌ قرار ندهيم‌. و اين‌ است‌ پيام‌ توحيد ومتن‌ دعوت‌ همه‌ انبياي‌ الهي‌ «و» بياييد «بعضي‌ از ما بعضي‌ ديگر را به‌ جاي‌ خداوند به‌پروردگاري‌ نگيرد» و هيچ‌كس‌ از ما ديگري‌ را سجده‌ نكند، بلكه‌ همگي‌ متفقا براي ‌خداي‌ عالميان‌ سجده‌ كنيم‌ و مانند كساني‌ نباشيم‌ كه‌ به‌ پروردگاري‌ مسيح‌ و عزيرمعتقدند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ حجت‌ است‌ بر اين‌ امر كه‌: در مسايل‌ ديني‌؛ چون‌ عبادات‌ وحرام‌ و حلال، جز به‌ سخن‌ پيامبر معصوم، به‌ سخن‌ كسي‌ ديگر ـ چون‌ امام‌ وفقيه‌ ـ استناد نمي‌شود، در غير اين‌ صورت‌؛ شرك‌ در ربوبيت‌ ـ يعني‌ امري‌ كه‌قرآن‌ كريم‌ در آيات‌ بسياري‌ آن‌ را مردود اعلام‌ كرده‌ است‌ ـ به‌ وقوع‌ مي‌پيوندد.
«پس‌ اگر از اين» دعوت‌ «اعراض‌ كردند، بگوييد: گواه‌ باشيد به‌ اين‌ كه‌ ما مسلمانيم» يعني‌: ما به‌ احكام‌ پروردگار تسليم‌ و منقاد، به‌ خداوندي‌ او خشنود وبه‌ نعمتهايي‌ كه‌ در اين‌ دين‌ قويم‌ بر ما ارزاني‌ نموده، معترفيم‌. ابن‌عباس‌(رض)  به‌ نقل‌از ابوسفيان‌ مي‌گويد: هرقل‌ نامه‌ رسول‌ خداص را طلب‌ كرد و آن‌ را خواند. درآن‌ نامه‌ چنين‌ آمده‌ بود: «به‌نام‌ خداوند بخشايشگر مهربان‌. از محمد رسول‌ خدا به‌ هرقل‌ بزرگ‌ روم‌! سلام‌ بر آنان‌ كه‌ پيرو هدايت‌ اند. اما بعد! همانا من‌ تو رابه‌سوي‌ اسلام‌ دعوت‌ مي‌كنم‌. مسلمان‌ شو تا در سلامت‌ بماني، در اين‌ صورت‌خداوند(ج) پاداش‌ تو را دوبار مي‌دهد، اما اگر روي‌ برتافتي، بي‌گمان، گناه‌ رعايايت‌ هم‌ بر دوش‌ توست، و: اي‌ اهل‌ كتاب‌! بياييد به‌ سوي‌ سخني‌ كه‌ ميان‌ ماو شما يكسان‌ است، كه‌ جز خدا را نپرستيم‌ و چيزي‌ را شريك‌ او نگردانيم‌...».
 
سوره صافات آيه  85‏متن آيه : ‏‏ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ‏
آيه  86‏متن آيه : ‏‏ أَئِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«چون» ابراهيم‌(ع) «به‌ پدرش‌ و قومش‌ گفت» سرزنش‌كنان‌ و معترض‌ «چه‌ چيزي‌ را مي‌پرستيد؟» آيا نمي‌دانيد كه‌ اين‌ بتان‌ بي‌جان‌ قابل‌ پرستش‌ نيستند؟
«آيا به ‌دروغ‌ و دغل‌ معبوداني‌ را بجز الله مي‌خواهيد؟» افك‌: بدترين‌ نوع‌ دروغ‌ است‌.
 
سوره صافات آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گمانتان‌ به‌ پروردگار جهانيان‌ چيست‌؟» هنگامي‌ كه‌ او را ملاقات‌ كنيد در حالي‌كه‌ غير وي‌ را پرستيده‌ايد؟ به‌ نظر شما او با شما چه‌ خواهدكرد؟.
 
	سوره صافات آيه  88‏متن آيه : ‏‏ فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ‏
 آيه  89‏متن آيه : ‏‏ فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ نگاهي‌ به‌ ستارگان‌ افگند و گفت‌: من‌ بيمارم» نقل‌ است‌ كه‌: قوم ‌ابراهيم‌(ع) به‌ علم‌ نجوم‌ دلبستگي‌اي‌ داشتند پس‌ ابراهيم‌(ع) به‌ آنان‌ چنين‌ وانمود كرد كه‌ از همان‌ فن‌ نجوم‌ بهره‌ مي‌گيرد تا بر او عيب‌ نگيرند. تعلل‌ ابراهيم‌(ع) به‌اين‌كه‌ بيمار است‌، تمهيدي‌ براي‌ اين‌ بود كه‌ عليه‌ بتانشان‌ برنامه‌اي‌ را به‌اجرا گذارد تا اين‌ حجت‌ بر قومش‌ كه‌ بتان‌ شايسته‌ پرستش‌ نيستند، الزام‌ گردد. نقل‌ است‌: در فرداي‌ روزي‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) خود را بيمار وانمود كرد، قومش‌ مراسم‌ جشني ‌داشتند كه‌ همه‌ در آن‌ از شهر بيرون‌ مي‌رفتند پس‌ ابراهيم‌(ع) خواست‌ تا خود را از آنها عقب‌ كشيده‌ و كار بتان‌ را يكسره‌ سازد، بدين‌ جهت‌ خود را به‌ در بيماري‌ زد.
مفسران‌ درباره‌ نگريستن‌ ابراهيم‌(ع) به‌ ستارگان‌ گفته‌اند: نگاه‌ ابراهيم‌(ع) به‌ ستارگان‌، به‌ منظور تعظيم‌ و تقديس‌ آنها نبود چنان‌كه‌ قومش‌ اين‌ كار را مي‌كردند بلكه‌ هدف‌ او اين‌ بود تا با اين‌ نگاه‌، در آنها اين‌ ذهنيت‌ را القا كند كه‌ او هم‌ آنچه ‌را كه‌ آنها درباره‌ ستارگان‌ مي‌دانند، مي‌داند و در امور خود بر ستارگان‌ تكيه ‌مي‌كند. پس‌ اين‌ نگاه‌ وي‌ صرفا حيله‌اي‌ بود كه‌ او انديشيد. يا قصد وي‌ از اين‌ كار، تأمل‌ در كائنات‌ و آسمان‌ بود. چنان‌كه‌ قتاده‌ مي‌گويد: «اعراب‌ براي‌ شخصي‌ كه‌درحال‌ تفكر است‌ و زماني‌ دراز در فكر و انديشه‌ فرو رفته‌، مي‌گويند: نظر في ‌النجوم‌: در ستارگان‌ نگريست‌»، يعني‌: بسيار در فكر فرو رفت‌.
خلاصه‌ اين‌ كه‌: نگريستن‌ ابراهيم‌(ع) به‌ ستارگان‌ و اين‌ سخن‌ وي‌ كه‌: «من ‌بيمارم‌»، از باب‌ «توريه‌» بود. يعني‌: او از اين‌ سخن‌ هدفي‌ مخصوص‌ به‌ خود داشت‌ ولي‌ در عين‌ حال‌ خواست‌ كه‌ آنها از آن‌ چيز ديگري‌ غير از آنچه‌ او اراده ‌داشت‌، برداشت‌ كنند تا بدين‌ وسيله‌ بتواند نقشه‌ خود را در مورد بتانشان‌ به‌ اجرا گذارد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ دروغ‌ گفتن‌ به‌ منظور «توريه‌» و «تعريض‌» مباح‌ است ‌چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «إن‌ في‌ المعاريض‌ لمندوحة عن‌ الكذب‌: بي‌گمان‌ در سخنهاي‌ سربسته‌، گريزگاهي‌ از دروغ‌ است‌».
 
سوره صافات آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ پشت‌كنان‌ از او روي‌ برتافتند» يعني‌: قوم‌ ابراهيم‌(ع) بعد از آن‌ تعللش‌، او را تنها گذاشته‌ و خود به‌ مراسم‌ عيد خويش‌ رفتند.
 
	سوره صافات آيه  91‏متن آيه : ‏‏ فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ‏
آيه  92‏متن آيه : ‏‏ مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«تا نهاني‌ به‌سوي‌ خدايانشان‌ رفت» راغ‌: ابراهيم‌(ع) در غياب‌ قوم‌ خود به ‌سرعت‌ و به‌طور نهاني‌ به‌سوي‌ معبودانشان‌ رفت‌ «و گفت» خطاب‌ به‌ آن‌ بتان‌ از روي‌ استهزا و تمسخر: «آيا چيزي‌ نمي‌خوريد؟» يعني‌: از غذايي‌ كه‌