، به‌طوري‌ كه‌ مي‌توانست‌ با او در كارها و نيازمنديهايش‌ كمك‌ كند. مقاتل ‌مي‌گويد: «يعني‌: چون‌ به‌ سني‌ رسيد كه‌ مي‌توانست‌ همراه‌ پدرش‌ راه‌ برود». فراء مي‌گويد: «اسماعيل‌ در آن‌ هنگام‌ پسري‌ سيزده‌ساله‌ بود»، آري‌! در آن‌ وقت‌: «ابراهيم‌ گفت‌: اي‌ پسرك‌ من‌! هرآينه‌ من‌ در خواب‌ چنين‌ مي‌بينم‌ كه‌ تو را ذبح‌ مي‌كنم» و رؤياي‌ انبيا‡ حق‌ است‌ و كارهايشان‌ به‌ فرمان‌ خداوند(ج) مي‌باشد «پس‌ ببين ‌در اين‌ كار چه‌ به‌نظرت‌ مي‌آيد؟» ابراهيم‌(ع) به‌ فرزندش‌ اسماعيل‌(ع) گفت‌: كار اين‌ است‌ كه‌ من‌ به‌ ذبح‌ تو فرمان‌ يافته‌ام‌ پس‌ درنگر كه‌ چه‌ مي‌بيني‌؟ دليل‌ اين‌كه‌ابراهيم‌(ع) در اين‌ مورد با اسماعيل‌(ع) مشورت‌ كرد، اين‌ بود تا صبر و شكيبايي ‌وي‌ در برابر فرمان‌ الهي‌ را بداند، در غيرآن‌، رؤياي‌ انبيا‡ وحي‌ است‌ و امتثال ‌آن‌ لازم‌ مي‌باشد «گفت‌: پدرجان‌! آنچه‌ فرمانت‌ داده‌اند» در مورد ذبح‌ من‌ «انجام ‌بده» و عملي‌ كن‌ «ان‌ شاءالله مرا از شكيبايان‌ خواهي‌يافت» بر ذبح‌، يا بر قضاي ‌پروردگار متعال‌.
به‌ قولي‌: ابراهيم‌(ع) شب‌ «ترويه‌» در خواب‌ ديد كه‌ گوينده‌اي‌ به‌ وي ‌مي‌گويد: «خداوند(ج) تو را به‌ ذبح‌ فرزندت‌ فرمان‌ مي‌دهد». پس‌ چون‌ صبح ‌دميد، در اين‌ انديشه‌ فرورفت‌ كه‌ آيا اين‌ خواب‌ از جانب‌ خداوند(ج) است‌، يا از سوي‌ شيطان‌؟ باز چون‌ شب‌ فرارسيد، بار ديگر خوابي‌ مانند آن‌ ديد، در اين ‌هنگام‌ متيقن‌ شد كه‌ آن‌ خواب‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ است‌. سپس‌ در شب‌ سوم ‌نيز خوابي‌ مانند آن‌ ديد پس‌ در اين‌ هنگام‌ بر ذبح‌ فرزندش‌ مصمم‌ گرديد. بدين‌جهت‌، اين‌ ايام‌ سه‌گانه‌ را ايام‌ «ترويه‌»، «عرفه‌» و «نحر» يعني‌: «تفكر»، «شناخت‌» و «قرباني‌» ناميدند.
البته‌ فرزندي‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) به‌ ذبح‌ آن‌ مأمور شد، اسماعيل‌(ع) است‌ زيرا بشارت‌ به‌ پسري‌ حليم‌، مربوط به‌ وي‌ مي‌باشد و بيان‌ ذبح‌ وي‌ نيز به‌دنبال‌ اين ‌بشارت‌ آمده‌ است‌، سپس‌ بعد از بيان‌ اينهاست‌ كه‌ در آيه‌ (112) بشارت‌ به‌ تولد اسحاق‌ مطرح‌ مي‌شود. همچنين‌ از دلايلي‌ كه‌ اثبات‌ مي‌كند، ذبيح‌ اسماعيل‌(ع) است‌ نه‌ اسحاق‌(ع)، اين‌ است‌ كه‌ در تورات‌ آمده‌ است‌: «اي‌ ابراهيم‌! فرزند آغازين‌ يكدانه‌ خود اسحاق‌ را ذبح‌ كن‌». در حالي‌ كه‌ اسحاق‌ فرزند آغازين‌ ابراهيم‌(ع) و فرزند يكدانه‌ وي‌ نيز نبود بلكه‌ فرزند آغازين‌ و يكدانه‌ وي‌ اسماعيل‌(ع) بود پس‌ ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ كلمه‌ «اسحاق‌» از افزوده‌هاي‌ اهل ‌كتاب‌ و تحريف‌هاي‌ آنان‌ است‌. و چون‌ ابراهيم‌(ع) فرزندش‌ را براي‌ ذبح‌ آماده‌ كرد و از خداي‌ خويش‌ اطاعت‌ نمود، حق‌ تعالي‌ به‌ وي‌ فرزند ديگري‌ نيز ارزاني‌ كرد كه‌ همان‌ اسحاق‌(ع) است‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «گروهي‌ از اهل‌ علم‌ برآنند كه‌ ذبيح‌ اسحاق‌(ع) است‌...  اما من‌ گمان‌ نمي‌كنم‌ كه‌ اين‌ برداشت‌، جز از منابع‌ علماي‌ اهل‌ كتاب‌، از جاي‌ ديگري‌ نشأت‌ گرفته‌ باشد...  زيرا يهوديان‌ با اعراب‌ بر سر اين‌ فضل‌ كه‌ پدرشان‌ اسماعيل‌(ع) ذبيح‌ خدا باشد، حسد ورزيدند لذا در تورات‌ دست‌ برده‌ و كلمه ‌اسحاق‌ را بدان‌ افزودند، همان‌ گونه‌ كه‌ در روايات‌ تاريخي‌ و حتي‌ در بعضي‌ از احاديث‌ رسول‌ اكرمص نيز دست‌ بردند تا بدانجا كه‌ اين‌گونه‌ برداشت‌ ميان‌ بعضي‌ از صحابه‌ نيز سرايت‌ كرد.
همچنين‌ از دلايلي‌ كه‌ اثبات‌ مي‌كند: ذبيح‌، اسماعيل‌(ع) است‌، اين‌ فرموده رسول‌ اكرم‌ ص است‌: «انا ابن‌ الذبيحين‌: من‌ فرزند دو ذبيح‌ هستم‌». كه‌ يكي‌ از آنها جدشان‌ اسماعيل‌(ع) و ديگري‌ پدرشان‌ عبدالله است‌؛ زيرا عبدالمطلب‌ نذر كرده‌ بود كه‌ چنانچه‌ خداوند متعال‌ برايش‌ حفر چاه‌ زمزم‌ را آسان‌ سازد، يا فرزندان‌ او را به‌ ده‌ تن‌ برساند، يكي‌ از فرزندانش‌ را قرباني‌ نمايد. پس‌ چون‌ خداوند(ج) كار حفر زمزم‌ را بر وي‌ آسان‌ ساخت‌، ميان‌ فرزندانش‌ قرعه‌ انداخت ‌كه‌ يكي‌ از آنها را ذبح‌ كند و قرعه‌ به‌نام‌ عبدالله برآمد. سرانجام‌ به‌ جاي‌ ذبح ‌عبدالله، صد شتر فديه‌ داد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4335.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:4336.txt">آيه  104-105</a><a class="text" href="w:text:4337.txt">آيه  106</a><a class="text" href="w:text:4338.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:4339.txt">آيه  108-109</a><a class="text" href="w:text:4340.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:4341.txt"> آيه  111</a><a class="text" href="w:text:4342.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:4343.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:4344.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:4345.txt">آيه  115الي118</a><a class="text" href="w:text:4346.txt"> آيه  119-120</a><a class="text" href="w:text:4347.txt">آيه  121-122</a><a class="text" href="w:text:4348.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:4349.txt">آيه  124</a><a class="text" href="w:text:4350.txt">آيه  125</a><a class="text" href="w:text:4351.txt">آيه  126</a></body></html>سوره صافات آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ وقتي‌ هردو، تن‌ دردادند» يعني‌: چون‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ علیهماالسلام تسليم‌ امر خداي‌ سبحان‌ شده‌ و به‌ فرمانش‌ گردن‌ نهادند و كار خود را به‌ او سپردند زيرا يكي‌از آنها خودش‌ و ديگري‌ فرزندش‌ را به‌ خداوند(ج) تسليم‌ كرد؛ «و پسر را به‌پيشاني‌ بر خاك‌ افگند» يعني‌: ابراهيم‌، اسماعيل‌  علیهماالسلام را بر چهره‌اش‌ به‌ خاك‌ افگند تا در هنگام‌ ذبح‌ چهره‌اش‌ را نبيند كه‌ مبادا قلبش‌ بر فرزند دلبندش‌ به‌ رقت‌ آيد. يادآور مي‌شويم‌؛ محلي‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) خواست‌ تا فرزندش‌ را در آن‌ ذبح‌ كند، قربانگاه‌ مني‌ در محل‌ رمي‌ جمرات‌ بود. به‌قولي‌: اين‌ محل‌ در شام‌ بود.سوره صافات آيه  104‏متن آيه : ‏‏ وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ‏
آيه  105‏متن آيه : ‏‏ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و او را ندا داديم» ابراهيم‌، اسماعيل‌ علیهماالسلام را براي‌ ذبح‌ خوابانده‌ بود كه‌ در اين ‌اثنا فرشته‌اي‌ به‌ فرمان‌ پروردگار او را از پشت‌ سر كوه‌ ندا داد: «كه‌ اي‌ ابراهيم‌! رؤياي‌ خود را راست‌ ساختي» و آن‌ را به‌ حقيقت‌ و راستي‌ پيوستي‌. خداوند(ج) ابراهيم‌(ع) را به‌صرف‌ عزمش‌ بر ذبح‌ فرزندش‌ ـ هرچند كه‌ او را ذبح‌ نكرد ـ راست‌ كننده‌ رؤيايش‌ معرفي‌ كرد زيرا او تمام‌ مقدمات‌ كار ذبح‌ را فراهم‌ كرد وعملا هم‌ آنچه‌ را كه‌ در امكان‌ وي‌ بود، در اين‌ راستا انجام‌ داد «ما نيكوكاران‌ را چنين‌ پاداش‌ مي‌دهيم» با رها ساختن‌ آنها از سختي‌، به‌ سلامت‌ نگه ‌داشتن‌ آنها از محنتها و پديدار ساختن‌ گشايش‌ براي‌ آنها با فرج‌ بعد از شدت‌.
 
	سوره صافات آيه  106
‏متن آيه : ‏
