ت‌ قرآن‌ ببندند «ولي ‌خداوند بر كافران‌ احاطه‌ دارد» احاطه: فروگرفتن‌ از تمامي‌ جهات‌ و جوانب‌ است ‌بدان‌سان‌ كه‌ فرد احاطه‌ شده‌ به‌ هيچ‌ وجهي‌ از وجوه، راه‌ گريزي‌ نداشته‌ باشد.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: دو تن‌ از منافقان‌مدينه‌ از نزد رسول‌ اكرم‌ص گريخته‌ جهت‌ پيوستن‌ به‌ مشركان‌ به‌ سوي‌ مكه‌مي‌شتافتند، در ميان‌ راه‌، باراني‌ سخت‌ كه‌ خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ از آن‌ يادكرده‌ است، آنان‌ را فراگرفت، پس‌ هرگاه‌ صاعقه‌ فرود مي‌آمد، آنان‌ از بيم‌ آن‌ كه‌مبادا هلاكشان‌ گرداند، انگشتان‌ خود را به‌ گوشهاي‌ خويش‌ فرو مي‌بردند و چون‌برق‌ مي‌درخشيد، در روشني‌ آن‌ اندك‌ راهي‌ مي‌رفتند، در غير آن‌ در جاي‌ خودميخكوب‌ باقي‌ مي‌ماندند. و چون‌ در اين‌ ظلمات‌ سخت‌ گرفتار شدند، گفتند: اي‌كاش‌ اين‌ ظلمت‌ شب‌ به‌ پايان‌ رسد كه‌ يك‌بار ديگر نزد محمدص رفته‌ دستهايمان‌را در دستان‌ ايشان‌ بگذاريم‌ و با ايشان‌ صادقانه‌ بيعت‌ نماييم‌! و اين‌ چنين‌ نيز شد زيرا آن‌ دو، از آن‌ شب‌ پرحادثه‌ رهيده‌ به‌ مدينه‌ برگشتند و اسلامي‌ راستين‌آوردند. پس‌ خداوند (ج)آن‌ دو تن‌ را براي‌ منافقاني‌ كه‌ در مدينه‌ بودند، مثلي‌گردانيد.
آري‌! قرآن‌ لبريز از خير است‌ و آياتي‌ كه‌ بر نزول‌ آن‌ از جانب‌ پروردگارسبحان‌ دلالت‌ دارد همانند باران، آيات‌ مشتمل‌ بر بيم‌ و وعيد و عذاب‌ همانندرعد و صاعقه‌ و آيات‌ در بردارنده‌ حجتها و برهانهاي‌ روشنگر، همانند برق‌ است‌.
 
سوره آل عمران آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ اهل‌ كتاب‌! چرا حق‌ را به‌ باطل‌ درمي‌آميزيد» آميختن‌ حق‌ به‌ باطل‌؛ خلط كردن‌ آن‌ با تحريفات‌ عمدي‌ و داخل‌ كردن‌ آن‌ چيزهايي‌ در دين‌ است‌ كه‌ از دين‌ نيست‌ و منحرفان‌ به‌ اين‌ منظور آن‌ را در دين‌ وارد مي‌كنند تا حقايق‌ را بر مردم ‌پوشانيده‌ و آنان‌ را گمراه‌ سازند «و» چرا «حقيقت‌ را كتمان‌ مي‌كنيد، با آن‌ كه‌ خود مي‌دانيد» كه‌ رسول‌ خداص بر حق‌ است‌ ؟.
 
سوره ص آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چه‌بسيار نسلها كه‌ پيش‌ از آنان‌ نابودشان‌ كرديم» يعني‌: قطعا قبل‌ از آنان‌، بسياري‌ از امتهاي‌ گذشته‌ را كه‌ نيرومندتر، بازدارنده‌تر و سرمايه‌دارتر از كفار عصر بعثت‌ بودند، نابود كرديم‌ «كه‌ فرياد برآوردند ولي‌ ديگر آن‌ زمان‌، زمان‌ خلاصي ‌نبود» يعني‌: هنگامي‌ فرياد دادرسي‌ سر دادند كه‌ عذاب‌ بر آنان‌ نازل‌ مي‌شد اما اين ‌زمان‌، نه‌ زمان‌ رهايي‌ و گريزشان‌ بود و نه‌ وقت‌ مناسبي‌ براي‌ فرياد و استغاثه‌ و زاري‌شان‌.
 
	سوره ص آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تعجب‌ كردند» كافران‌ «از اين‌كه‌ بيم‌دهنده‌اي‌ از خودشان‌ برايشان‌ آمد» كه‌ آنها را ـ چنانچه‌ بر كفر استمرار ورزند ـ از عذاب‌ الهي‌ بيم‌ و هشدار مي‌دهد «وكافران‌ گفتند: اين‌ شخص‌ جادوگري‌ شياد است» آنها اين‌ سخن‌ را هنگامي‌ گفتند كه‌ معجزات‌ پيامبر‌ص را مشاهده‌ كردند، معجزاتي‌ كه‌ از قدرت‌ بشر خارج‌ است‌.
 
	سوره ص آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
همچنين‌ كافران‌ تعجب‌كنان‌ گفتند: «آيا» محمد‌ص «خدايان‌ متعدد را خداي ‌يگانه‌اي‌ قرار داده» و الوهيت‌ را فقط بر خداي‌ سبحان‌ محدود و منحصر كرده ‌است‌؟ «به‌راستي‌ اين‌ چيز عجيبي‌ است» و بسيار شگفت‌ آور است‌! تعجب ‌مشركان‌ از آن‌روي‌ بود كه‌ هر قبيله‌اي‌، از خود خدايي‌ از بتان‌ داشت‌ و مي‌گفتند: ما اين‌ خدايان‌ را فقط بدين‌جهت‌ مي‌پرستيم‌ كه‌ ما را به‌ خداي‌ سبحان‌ نزديك‌ كنند و خدا خود مالك‌ همه‌ اين‌ خدايان‌ است‌ پس‌ در اين‌ عقيده‌ چه‌ زياني‌ وجود دارد؟ بدين‌گونه‌ شيطان‌ باطلشان‌ را در ديدشان‌، حق‌ جلوه‌گر ساخت‌.
 
	سوره ص آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اشراف‌ آنان‌ به‌ راه‌ خود رفتند» نقل‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص از مشركان ‌خواستند تا كلمه‌اي‌ بگويند كه‌ با آن‌ عرب‌ و عجم‌ برايشان‌ مطيع‌ گردد. آنها پرسيدند: اين‌ كلمه‌ چيست‌؟ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: كلمه‌ طيبه‌ لا اله‌ الا الله! پس ‌درحالي‌كه‌ جامه‌هاي‌ خويش‌ را مي‌افشاندند، سراسيمه‌ برخاستند و مي‌گفتند: آيا او همه‌ خدايان‌ را يك‌ خدا قرار داده‌ است‌؟! چنان‌كه‌ احمد، ترمذي‌، نسائي‌ وحاكم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ از ابن‌عباس‌ك روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: ابوطالب‌ بيمار شد و در اثناي‌ بيماري‌ وي‌ بود كه‌ اشراف‌ قريش‌ به‌ شكايت‌ از رسول‌‌خدا‌ص نزد وي‌ رفتند. پس‌ ابوطالب‌ خطاب‌ به‌ رسول‌‌خدا‌ص گفت‌: اي‌ برادرزاده‌ام‌! تو از قومت‌ چه‌ مي‌خواهي‌؟ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: از آنان‌ مي‌خواهم‌ تا كلمه‌اي‌ بگويند كه‌ عرب‌ براي‌ آنها منقاد و مطيع‌ گردد و عجم‌ به‌ آنان‌ جزيه بپردازد. فقط يك‌ كلمه‌! گفت‌: آن‌ كلمه‌ چيست‌؟ فرمودند: لا اله‌ الا الله! مشركان‌ گفتند: خدايي ‌يگانه‌؟ بي‌گمان‌ اين‌ چيزي‌ است‌ عجيب‌! همان‌ بود كه‌ از آيه‌ (ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ‏ ...) تا آيه‌: (بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ‏...) درباره‌ آنان‌ نازل‌ شد.
«و گفتند» مشركان‌ به‌ پيروان‌ خود «برويد» يعني‌: به‌ راه‌ و روش‌ خود ادامه ‌دهيد و دين‌ محمد را نپذيريد «و بر خدايان‌ خود ايستادگي‌ نماييد» يعني‌: بر عبادت ‌خدايان‌ خود پايداري‌ ورزيد «كه‌ اين‌ امر قطعا اراده‌ شده‌ است» يعني‌: محمدص بدين‌ خاطر از ما مي‌خواهد كه‌ عبادت‌ معبودانمان‌ را فروگذاريم‌ و دوست‌ دارد كه ‌اين‌ بساط برچيده‌ شود تا بر ما برتري‌ جويد و ما همه‌ او را پيرو باشيم‌ و بنابراين‌، در ما به‌ هرگونه‌ كه‌ بخواهد تحكم‌ كند پس‌ اين‌ كاري‌ است‌ برنامه‌ريزي‌ شده‌.
 
سوره ص آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ما چنين‌ چيزي‌ را در آيين‌ اخير نشنيده‌ايم» يعني‌: ما در آيين‌ نصرانيت‌، عقيده ‌به‌ توحيد را نشنيده‌ايم‌ «اين‌ ادعا جز دروغبافي‌ نيست» يعني‌: دعوت‌ به‌ سوي ‌توحيد، دروغي‌ است‌ كه‌ مح