يدارند. يا اين‌ كه‌ مسلمانان‌ با تمسك‌ به‌ آنچه‌ كه‌ خود شماگفته‌ايد، عليه‌ شما دليل‌ و حجت‌ ارائه‌ مي‌كنند».
«بگو: هرآينه‌ هدايت، هدايت‌ الهي‌ است» يعني‌: هدايت‌ فقط به‌دست‌ اوست‌ والا اگر هدايت‌ مولود و نتيجه‌ شناخت‌ حق‌ مي‌بود، شما گروه‌ يهود، حق‌ را به‌ خوبي‌شناختيد، ولي‌ نفسهايتان‌ با شما بر ايمان‌ به‌حق‌ همراهي‌ و موافقت‌ نكرد. اين‌ بيان ‌الهي‌ جمله‌ معترضه‌اي‌ در ميانه‌ سخن‌ رؤساي‌ يهوداست‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ ادامه ‌سخنشان‌ در توجيه‌ بازداشتن‌ پيروان‌ خويش‌ از ايمان‌ مي‌آيد كه‌ گفتند: «نكند به‌كسي‌ نظير آنچه‌ به‌ شما داده‌ شده ‌است‌ داده‌ شود، يا در پيشگاه‌ پروردگارتان‌ با شما محاجه‌ كنند» يعني‌: ما بدان‌ جهت‌ اين‌ نقشه‌ پنهان‌كاري‌ را كشيده‌ايم‌ كه‌ از اين‌ كه ‌مسلمانان‌ صاحب‌ نبوت‌ و كتاب‌ شوند، بر آنان‌ رشك‌ مي‌بريم‌ و داشتن‌ اين ‌فضيلت‌ را برايشان‌ تحمل‌ نمي‌كنيم‌ و ديگر براي‌ اين‌ كه‌ مسلمانان‌ در روز قيامت‌ به‌پيشگاه‌ خدا(ج) بر ما احتجاج‌ نورزند كه‌ ما در دنيا حق‌ را مي‌شناختيم، اما از آن‌پيروي‌ نكرديم‌. يا آنها ايمان‌ آوردن‌ كساني‌ از ما را كه‌ مسلمان‌ شده‌اند و بر اسلام‌خويش‌ ثابت‌قدم‌اند، حجت‌ نياورند. «بگو: بي‌شك‌ فضل‌ به‌دست‌ خداست» و ازجمله‌ فضل‌ وي، نبوت‌ و دين‌ اسلام‌ است‌ «آن‌ را به‌ هركس‌ كه‌ بخواهد، مي‌بخشد» پس‌ هيچ‌كس‌ نمي‌تواند فضل‌ الهي‌ را از كسي‌ بازدارد، يا در بازگردانيدن‌ آن‌ از كسي‌ كه‌ خدا(ج)  مي‌خواهد تا بدو رسد، تحكم‌ كند و اين‌ حقيقت‌ مسلمي‌ است‌ كه‌خداي‌ عزوجل‌ خواسته‌ است‌ تا محمدص و امت‌ ايشان‌ را به‌ اين‌ فضل‌ آشكار؛ يعني‌ اين‌ دين‌ مبين‌ اختصاص‌ دهد «و خداوند گشايشگر داناست» فضل‌ وي‌ بر اهل‌فضل‌ وسيع‌ و گسترده‌ است‌ و او خود به‌ اهل‌ فضل‌ داناست‌.
 
سوره ص آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ محمد‌ص! «آيا خبر اصحاب‌ دعوي‌ به‌ تو رسيده‌ است‌ چون‌ از ديوار محراب‌ او بالا رفتند؟» نقل‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) دو فرشته‌ را به‌ هيأت‌ دو خصم ‌به‌سوي‌ داوود(ع) فرستاد كه‌ او را متوجه‌ و متنبه‌ به‌ خطايي‌ گردانند كه‌ از وي‌ سر زده‌ بود تا توبه‌ كند. آن‌ دو فرشته‌ از بالاي‌ ديوار محراب‌ عبادت‌ و نمازش‌ نزد وي ‌فرود آمدند. از ابن‌عباس‌ك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «داوود(ع) زن ‌اوريا ـ يكي‌ از فرماندهانش‌ ـ را در حال‌ غسل‌ ديد و دلبسته‌ و شيداي‌ وي‌ شد پس ‌شوهرش‌ را در جنگ‌ پيش‌ افگند تا به‌ قتل‌ رسيد آن‌گاه‌ چون‌ عده‌ وي‌ سپري‌ شد، از وي‌ خواستگاري‌ كرد و او را به‌ عقد خويش‌ درآورد. بعدا آن‌ دو فرشته‌، از ديوار محل‌ عبادت‌ وي‌ بالا آمده‌ و قضيه‌اي‌ را پيش‌ وي‌ افگندند كه‌ در كتاب ‌خدا(ج) حكايت‌ آن‌ را مي‌خوانيم‌. و داوود(ع) سجده‌كنان‌ بر زمين‌ افتاد پس ‌خداي عزوجل‌ بر او آمرزيد و توبه‌اش‌ را پذيرفت‌». اما ابن‌كثير مي‌گويد: «مفسران‌ در اينجا داستاني‌ (نظير روايت‌ ياد شده‌ ابن‌ عباس ك) را نقل‌ كرده‌اند كه ‌بيشتر آن‌ برگرفته‌ از اسرائيليات‌ است‌ و از معصوم‌ ص در باره‌ آنها حديثي‌ كه‌ پيروي‌ از آن‌ واجب‌ باشد، به‌ ثبوت‌ نرسيده‌ است‌ و هر چند ابن‌ابي‌حاتم‌ در اين‌ باب‌ حديثي‌ را روايت‌ كرده‌ است‌، اما سند آن‌ حديث‌ صحيح‌ نيست‌ پس‌ بهتر آن‌ است‌كه‌ به‌صرف‌ خواندن‌ اين‌ داستان‌ بسنده‌ كنيم‌ و حقيقت‌ آن‌ را به‌ خداي‌ عزوجل ‌موكول‌ نماييم‌ زيرا قرآن‌ حق‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ قرآن‌ متضمن‌ آن‌ مي‌باشد، نيز حق ‌است‌». بعضي ‌ديگر از علماي‌ اسلام‌ نيز ـ همانند ابن‌كثير ـ منكر صحت‌ اين ‌داستان‌ شده‌ و گفته‌اند: «آن‌ دو تن‌ كه‌ از ديوار محراب‌ بر داوود(ع) بالا آمدند، دو فرشته‌ نه‌ بلكه‌ دو بشر بودند كه‌ حقيقتا درباره‌ گوسفندان خويش‌ با هم‌ دعوي‌ ومرافعه‌ داشتند»[2].
 
[2] حق نیز همان است که ابن کثیر رحمه الله عنوان کرده است زیرا چنین عملی از پیامبر خدا داوود علیه السلام بسیار بعید است و چنین روایتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم به ثبوت نرسیده و به احتمال بسیار از اسرائیلیات و منابع اهل کتاب است.سوره ص آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«وقتي‌ بر داوود درآمدند و او از آنان‌ به‌ هراس‌ افتاد» زيرا آن‌ دو به‌ طور ناگهاني‌ وبي‌ اجازه‌اش‌ ـ نه‌ از دروازه‌ عادي‌اي‌ كه‌ مردم‌ از آن‌ وارد مي‌شدند ـ بر وي‌ درآمدند. ابن‌كثير مي‌گويد: «داوود(ع) فرمان‌ داده‌ بود كه‌ در آن‌ روز كسي‌ نزد وي‌ نيايد و او را در خلوت‌ عبادتش‌ تنها بگذارند پس‌ بناگاه‌ با دو تن‌ كه‌ به‌ شكلي ‌غير عادي‌ از ديوار بالا آمدند روبرو شد و از اين‌ حالت‌ غيرعادي‌ هراسيد». «گفتند: نترس‌، ما دو طرف‌ دعوا هستيم‌ كه‌ يكي‌ از ما بر ديگري‌ ستم‌ كرده‌ است‌ پس ‌ميان‌ ما به‌حق‌ داوري‌ كن‌ و جور نكن» يعني‌: در حكم‌ و داوري‌ خويش‌، از حق‌ دور نشو «و ما را به‌ راه‌ راست‌ راهنمايي‌ كن» يعني‌: در اين‌ قضيه‌ ما را به‌سوي‌ حق ‌راهنمايي‌ كرده‌ و بر حق‌ وادارمان‌ كن‌.
 
	سوره ص آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ يكي‌ از آن‌دو گفت‌: «اين‌ برادر من‌ است‌، نودونه‌ نعجه‌ دارد» نعجه‌: گوسفند ماده‌ (ميش) است‌ و گاهي‌ به‌ گاو وحشي‌ نيز نعجه‌ مي‌گويند «و من‌ فقط يك‌ ميش‌ دارم‌ و مي‌گويد: آن‌ يك‌ ميش‌ را هم‌ به‌ من‌ واگذار» يعني‌: آن‌ يك‌ ميشت‌ را هم‌ به‌ من‌ بده‌ تا آن‌ را به‌ ميشهاي‌ خودم‌ بپيوندانم‌ و آن‌ يكي‌ هم‌ بهره‌ و نصيب‌ من ‌باشد «و در سخن‌گويي‌ بر من‌ غالب‌ آمده‌ است» يعني‌: برادرم‌ بر من‌ در دعوي‌ غالب‌ آمده‌ زيرا در طرح‌ حجت‌ از من‌ تواناتر است‌.
اعراب‌ از زن‌ نيز كنايتا به‌ «نعجه‌» تعبير كرده‌ و زنان‌ را به‌ گاوهاي‌ ماده‌ تشبيه‌ مي‌كنند. ازاين‌روي‌ كساني‌ كه‌ داستان‌ زن‌ «اوريا» را مطرح‌ مي‌كنند، مي‌گويند: آن‌ دو فرشته‌ اين‌ داستان‌ را به‌ منظور تنبيه‌ داوود(ع) و متوجه‌ ساختن‌ وي‌ به‌ اشتباهش‌ مطرح‌ كردند زيرا او در عين‌ حالي‌ كه‌ خودش‌ ده‌ها زن‌ آزاد داشت‌، به‌ زن‌ اوريا نيز چشم‌ دوخته‌ بود. پس‌ مرادشان‌ از «نعجه‌»، زن‌ اوريا بود.
و چنان‌كه‌ گفتيم‌، 