يز يك‌ ماه‌ راه‌ مي‌پيمود».
 
[3] همچنين‌ نگاه‌ كنيد به‌ سوره‌ «سبا/ 12».
	سوره ص آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» نيز مسخر گردانيديم‌ براي‌ او «شيطانها را» يعني‌: ديوان‌ را «از بنا و غواص» كه‌ آنچه‌ را از مباني‌ و ساختمانها مي‌خواست‌، برايش‌ بنا مي‌كردند و در دريا فرورفته‌ و از آن‌ براي‌ او در و گوهر بيرون‌ مي‌آوردند.
 
	سوره ص آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ديگراني» از ديوان‌ را نيز برايش‌ مسخر كرديم‌ «كه‌ دست‌وپا به‌هم‌ بسته‌ در زنجيرها بودند» آنها ديواني‌ متمرد و نافرمان‌ بودند كه‌ از كار سر باز زده‌، يا در كار خود خلاف‌ و تجاوز مي‌كردند. آن‌ ديوان‌ نيز رام‌ و مسخر سليمان‌(ع) گردانيده ‌شدند تا بدانجا كه‌ او آنان‌ را در زنجيرها به‌هم‌ بسته‌ مي‌كرد.
 
	سوره ص آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ سليمان‌: «اين‌ بخشش‌ ما است» از ملك‌ و فرمانروايي‌ عظيمي‌ كه‌ خواستار آن‌ شدي‌، فرمانروايي‌اي‌ به‌ وسعت‌ تسلط بر باد و ديوان‌ ؛ دو پديده‌ شگفت‌آسايي ‌كه‌ عقلها را خيره‌ مي‌كند «آن‌ را ببخش‌ يا براي‌ خود نگهدار» يعني‌: ما اين‌ ملك‌ ومكنت‌ را به‌ تو عطا كرديم‌ پس‌ به‌ هركه‌ مي‌خواهي‌ ببخش‌ و از هركه‌ مي‌خواهي ‌بازدار «بي‌حساب» بي‌آن‌كه‌ در اين‌ بخشش‌ يا بازداشتن‌، با تو حساب‌ به‌ عمل ‌آيد. يعني‌: به‌ تو گفته‌ نمي‌شود كه‌: چه‌ مقدار داده‌اي‌ و چرا داده‌اي‌، يا چرا بازداشته‌ و چرا نگه‌ داشته‌اي‌؟
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌: چون‌ رسول‌‌خدا‌ص مخير ساخته‌ شدند ميان ‌اين‌كه‌ «بنده‌اي‌ فرستاده‌» باشند يا «پيامبري‌ فرمانروا» كه‌ به‌ هر كس‌ بخواهند بي‌حساب‌ و گناهي‌ بدهند و از هركه‌ خواهند بي‌حساب‌ و گناهي‌ بازدارند؛ آن‌حضرت‌‌ص بعد از مشورت‌ با جبرئيل‌(ع) منزلت‌ اول‌ را انتخاب‌ كردند زيرا چنان‌كه‌ ابن‌كثير نقل‌ كرده‌ ـ اين‌ منزلت‌ نزد خداي‌ عزوجل‌ برتر و والاتر است‌.
	سوره آل عمران آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِماً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از اهل‌ كتاب‌ كسي‌ هست‌ كه‌ اگر او را بر قنطاري» از طلا «امين‌ شماري، آن‌ را به‌ تو بازمي‌دهد» قنطار: صد رطل‌ است‌ و هر رطل‌ دو كيلو و نيم‌ مي‌باشد. اين‌ تعبير، كنايه‌ از بسياري‌ مال‌ امانت‌ است‌. «و از آنان‌ كسي‌ هست‌ كه‌ اگر ديناري» واحد «به‌او امانت‌ دهي، آن‌ را به‌ تو بازنمي‌دهد» اين‌ تعبير، كنايه‌ از قلت‌ مقدار مال‌ امانت‌ وشدت‌ حرص‌ و طمع‌ شخصي‌ است‌ كه‌ امانت‌ بدو سپرده‌ شده‌. يعني‌: در ميان‌ اهل‌كتاب، امانت‌داراني‌ هستند كه‌ امانت‌ خويش‌ را مي‌پردازند، هر چند مال‌ امانت‌ بسيار و هنگفت‌ باشد. همچنين‌ از آنان‌ خائناني‌ هستند كه‌ امانت‌ را باز پس‌نمي‌دهند، هر چند بي‌ارزش‌ و ناچيز هم‌ باشد. و شكي‌ نيست‌ كه‌ هر كس‌ در بسيار امانت‌ نگاهدار باشد، در كم‌ به‌طريق‌ اولي‌ امين‌ است، و هر كس‌ در كم‌ خاين‌باشد، در بسيار به ‌طريق‌ اولي خاين‌ است‌. آري‌! اين‌ خاينان‌ حتي‌ يك‌ دينار امانت ‌را باز پس‌ نمي‌دهند؛ «مگر آن‌ كه‌ پيوسته‌ بر سرش‌ ايستاده‌ باشي» يعني‌: مگر آن‌ كه ‌دائما براي‌ اثبات‌ حق‌ خود با مدرك‌ و گواه، مطالبه‌ مكرر، اعمال‌ فشار، تنگ‌ساختن‌ حلقه‌ گريز بر وي‌ و تقاضاي‌ مصرانه‌ حق‌ خود، بر سر وي‌ به ‌پا بايستي ‌«اين‌ بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ آنان‌ گفتند: بر ما در باب‌ اميين‌ هيچ‌ راهي‌ نيست» اميين‌: قوم‌عرب‌ و ديگر امتهايي‌ اند كه‌ اهل‌ كتاب‌ نيستند. يعني‌: بر ما در ستم‌نمودن‌ به‌ آنان‌ وخوردن‌ مالشان‌ هيچ‌ گناه‌ و حرجي‌ نيست، چه‌ آنان‌ در دين‌ با ما مخالفند! عجيب‌تر اين‌ كه‌ ادعا كردند: دستور اين‌ ستمگري‌ به‌ آنان‌ در كتاب‌ آسماني‌شان‌داده‌ شده‌ است‌!! «و با اين‌ كه‌ خودشان‌ مي‌دانند، بر خدا دروغ‌ مي‌بندند» يعني‌: اين‌ ياوه‌هايي‌ كه‌ مي‌گويند، در ديني‌ كه‌ خداوند(ج)  بر آنان‌ نازل‌ كرده‌ نيست، بلكه ‌تماما ساخته‌ و پرداخته‌ خودشان‌ است، و آنان‌ دانسته‌ بر خداي‌ سبحان‌ دروغ‌ برمي‌بندند.
نقل‌ است‌ كه‌ مردي‌ از ابن‌عباس‌(رض)  پرسيد: هنگامي‌ كه‌ ما به‌ جهاد مي‌رويم، از اموال‌ اهل‌ ذمه‌ چيزهايي‌ ـ مثلا مرغ‌ ماكيان‌ و گوسفند ـ را براي‌ خود مي‌گيريم‌. ابن‌عباس‌(رض)   فرمود: درباره‌ آنچه‌ مي‌گيريد چه‌ نظري‌ داريد؟ گفت‌: مي‌گوييم‌؛ برما در اين‌ كار هيچ‌ گناهي‌ نيست‌. ابن‌عباس‌(رض)  فرمود: اين‌ سخن‌ شما همچنان‌ است ‌كه‌ اهل‌ كتاب‌ گفتند: ﴿لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ﴾ (بر ما در خوردن‌ مال‌ اميين‌ هيچ‌گناهي‌ نيست!) بدانيد كه‌ آنها چون‌ جزيه‌ را پرداختند، اموالشان‌ براي‌ شما حلال ‌نيست، مگر به‌ طيب‌ خاطر ايشان‌.
 
سوره ص آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بي‌گمان‌ براي‌ او» يعني‌: براي‌ سليمان‌(ع) «نزد ما قربتي‌ است» در آخرت ‌«و» براي‌ او «نيكو بازگشتي‌ است» كه‌ اين‌ بازگشتگاه‌، بهشت‌ است‌.
 
	سوره ص آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ بنده‌ ما ايوب‌ را آن‌گاه‌ كه‌ پروردگارش‌ را ندا داد كه‌: شيطان‌ مرا به‌ رنجوري ‌و عذاب‌ مبتلا كرده‌ است» مراد از عذاب‌: بيماري‌ وي‌ است‌ و بجز اين‌، خانواده‌ و مالش‌ نيز از بين‌ رفته‌ بود. دليل‌ اين‌كه‌ ايوب‌(ع) درد و رنجوري‌ و مشكلاتش‌ را به‌شيطان‌ نسبت‌ داد، اين‌ بود كه‌ شيطان‌ سبب‌ اين‌ بلاي‌ وي‌ بود زيرا ـ به‌ قولي‌ ـ ايوب‌(ع) از بسياري‌ مالش‌ در شگفت‌ شد و به‌ او غرور دست‌ داد. به‌قولي‌ ديگر: مظلومي‌ ايوب‌(ع) را به‌ فريادرسي‌ خواند اما او به‌ فريادش‌ نرسيد، كه‌ اين‌ چيزي‌ جز اثر وسوسه‌ شيطان‌ نبود.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «بلاي‌ نبي‌ خدا ايوب‌، هجده‌ سال‌ بر وي‌ طول‌ كشيد تا بدانجا كه‌ خويش‌ و بيگانه‌ او را ترك‌ كردند، جز دو مرد كه‌ از مخصوص‌ترين‌ برادران‌ ديني‌اش‌ بودند و صبح‌ و شام‌ احوال‌ وي‌ را مي‌پرسيدند. پس‌ رو