شان‌ در توحيد و شرك‌ است‌ زيرا هر گروه‌ مدعي‌ آن‌ است‌ كه‌ حق‌ با وي‌ مي‌باشد «در حقيقت‌ خدا كسي‌ را كه‌ دروغزن‌ كفران‌ پيشه‌ است» يعني‌: حق‌ تعالي ‌كسي‌ را كه‌ در پندار خويش‌ در مورد خدايان‌ باطل‌ كه‌ او را به‌ الله(ج)نزديك ‌مي‌كنند دروغگوست‌ و با گرفتن‌ بتان‌ به‌ خدايي‌ و قراردادن‌ آنها به‌عنوان‌ شركايي ‌براي‌ خداي‌ يكتاي‌ بي‌همتا، كفران‌ پيشه‌ است‌؛ «هدايت‌ نمي‌كند» به‌سوي‌ دينش‌ وبه‌ وي‌ توفيق‌ راهيابي‌ به‌سوي‌ حق‌ نمي‌دهد.
جويبر از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: اين‌ آيه‌ درباره‌ سه‌ قبيله‌ عامر، كنانه‌ و بني‌سلمه‌ نازل‌ شد كه‌ بتان‌ را پرستش‌ كرده‌ و فرشتگان‌ را دختران‌ خدا مي‌پنداشتند و مي‌گفتند: ما اين‌ بتان‌ را جز براي ‌اين‌ نمي‌پرستيم‌ كه‌ ما را با قربي‌ مخصوص‌، به‌ خدا نزديك‌ كنند.
 
	سوره آل عمران آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَاداً لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: هنگامي‌ كه‌ علماي‌ يهود و هيأت‌ نصاراي‌ نجران‌ نزد رسول‌ خداص گرد آمدند ورسول‌ خداص آنان‌ را به‌ اسلام‌ دعوت‌ نمود؛ ابورافع‌ قرظي‌ يهودي‌ گفت‌: اي‌محمد! آيا مي‌خواهي‌ تا چنان‌كه‌ نصاري‌ عيسي‌ را مي‌پرستند، ما نيز تو را پرستش‌كنيم‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: پناه‌ بر خدا(ج)  از چنين‌ كاري‌! پس‌ خداي‌ متعال‌ به‌اين‌ ارتباط نازل‌ فرمود: «هيچ‌ بشري‌ را نسزد كه‌ خدا به‌ او كتاب‌ و حكم‌ و پيامبري ‌بدهد، سپس‌ او به‌ مردم‌ بگويد: به ‌جاي‌ خدا بندگان‌ من‌ باشيد» يعني‌: چنين‌ مقوله‌اي،نه‌ سخني‌ راست‌ و درست‌ است‌ و نه‌ هم‌ سزاوار گفتن‌ زيرا انبياي‌ عظام‌: در اداي‌امانت‌ رسالت، سفيران‌ برگزيده‌ الهي‌ ميان‌ او و خلقش‌ هستند، كه‌ او ايشان‌ را به‌ وحي‌ خويش‌ مخصوص‌ گردانيده، پس‌ بي‌ترديد از مختصات‌ ايشان، راست‌ فهمي‌و اخلاص‌ براي‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ بنابراين، هرگز از هيچ‌ پيامبري‌ چنين‌ ادعايي‌سرنمي‌زند كه‌ مردم‌ را به‌سوي‌ كفر فراخوانده‌ و بگويد: اي‌ مردم‌! مرا پرستش‌ كنيد نه‌ خداي‌ عزوجل‌ را! زيرا اين‌ برخلاف‌ طبيعت‌ اشياء است‌.
آيه‌ كريمه‌ در رد نصاري‌ نازل‌ شد كه‌ بر عيسي‌(ع)  سخناني‌ را افترا بستند كه‌ اصلاصحت‌ ندارد و گفتن‌ چنين‌ سخناني‌ در باره‌ وي‌ و هر يك‌ از برادرانش‌ ـ ازخانواده‌ پيامبران‌(ع)  ـ سزاوار هم‌ نيست‌.
«و ليكن» پيامبر الهي‌ مي‌گويد: «رباني‌ باشيد» رباني‌: كسي‌است‌ كه‌ به‌ دين‌ رب، دانا، به‌ طاعت‌ وي‌ سخت‌ متمسك‌ و همراه‌ با آن‌ از حلم‌ و حكمت ‌برخوردار است‌. چنانكه‌ محمدبن‌ حنيفه‌ در روز وفات‌ ابن‌عباس‌(رض)  گفت‌: «اليوم مات رباني هذة الأمة‌: امروز رباني‌ اين‌ امت‌ در گذشت». آري‌! پيامبر الهي‌مي‌گويد: رباني‌ باشيد «به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ كتاب‌ تعليم‌ مي‌داديد و به‌ سبب‌ خواندن‌ آن» يعني‌: به ‌همراه‌ علمتان‌ به‌ كتاب‌ آسماني، به‌ طاعت‌ پروردگار سخت‌ پايبند و متمسك‌ و در اين‌ ميدان‌ نيرومند باشيد زيرا شما كتاب‌ الهي‌ را مي‌خوانيد، آن‌ را به‌مردم‌ درس‌ مي‌دهيد و آنان‌ را به‌ تمسك‌ بدان‌ امر مي‌كنيد، پس‌ كسي‌ كه‌ حق‌ را به‌ديگران‌ مي‌آموزد، قطعا خود وي‌ بايد بيشتر از ديگران‌ به‌ آن‌ پايبند باشد.
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لَّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر خدا مي‌خواست‌ براي‌ خود فرزندي‌ بگيرد، قطعا از ميان‌ آنچه‌ آفريده‌ است‌، آنچه‌ مي‌خواست‌ برمي‌گزيد» يعني‌: اگر برگرفتن‌ فرزند در حق‌ خداي‌ سبحان‌ جايز بود ـ چنان‌كه‌ شما مي‌پنداريد ـ در آن‌ صورت‌ از ميان‌ خلقش‌ هركه‌ را خود مي‌خواست‌ به‌ فرزندي‌ برمي‌گرفت‌، نه‌ كساني‌ كه‌ شما برگزيده‌ و به‌ فرزندي‌ وي‌ نامزد كرده‌ايد. يا معني‌ اين‌ است‌: در آن‌ صورت‌، از ميان‌ خلقش‌ آنچه‌ را كه‌ مي‌خواست‌ برگزيند برمي‌گزيد پس‌ نيازي‌ به‌ فرزند نداشت‌. از سوي‌ ديگر هيچ‌ موجودي‌ سواي‌ حق‌ تعالي‌ نيست‌ جز اين‌كه‌ مخلوق‌ و آفريده‌ اوست‌ پس‌ صحيح ‌نيست‌ كه‌ مخلوق‌ و آفريده‌، فرزند خالق‌ باشد لذا فقط اين‌ گزينه‌ باقي‌ مي‌ماند كه‌ حق‌ تعالي‌ مخلوق‌ را به‌عنوان‌ بنده‌ خود برگزيند. به‌ سخني‌ ديگر: اگر خداأ مي‌خواست‌ فرزندي‌ برگيرد، بايد آن‌ فرزند از جنس‌ پدر خود، قديم‌ مي‌بود و مسلما اين‌ امر كه‌ آفريده‌اي‌ حادث‌ از جنس‌ آفريننده‌ قديم‌ باشد، مستحيل‌ است ‌پس‌ نتيجه‌ اين‌كه‌: «او از اين‌ نسبتها منزه‌ است‌، او خداي‌ يگانه‌ قهار است» كه‌ از ماسواي‌ خويش‌ بي‌نياز مي‌باشد و همه‌ در پيشگاه‌ قهاريتش‌ سر كرنش‌ و ذلت ‌فرونهاده‌اند.
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آسمانها و زمين‌ را به‌حق‌ آفريده‌ است» نه‌ به‌ باطل‌ پس‌ كسي‌ كه‌ داراي‌ اين‌ چنين ‌آفرينش‌ عظيمي‌ باشد، مستحيل‌ است‌ كه‌ شريك‌، يا همسر، يا فرزندي‌ براي‌ خود برگيرد «شب‌ را به‌ روز و روز را به‌ شب‌ در مي‌پيچد» درپيچاندن‌ شب‌ بر روز، پوشاندن‌ و گستراندن‌ آن‌ بر اين‌ است‌ به‌ طوري‌كه‌ روشنايي‌ روز را از بين‌ ببرد و درپيچاندن‌ روز بر شب‌، پوشاندن‌ و گستراندن‌ آن‌ بر شب‌ است‌ به‌ طوري‌كه‌ تاريكي‌ آن‌ را ازبين‌ ببرد. اين‌ خود دليل‌ كرويت‌ و دوران‌ زمين‌ نيز مي‌باشد. و اين‌ سخن‌ اعراب‌: «كور العمامة: عمامه‌ را برپيچانيد» يعني‌ بعضي‌ از آن‌ را بر بالاي ‌بعضي‌ديگر افگند، نيز از ماده‌ «تكوير» است‌. «و خورشيد و ماه‌ را رام‌ ساخت» يعني‌: آنها را ـ با واداشتن‌ آنها به‌ طلوع‌ و غروب‌ در جهت‌ منافع‌ بندگان‌ ـ منقاد فرمان‌ خويش‌ گردانيد «هركدام‌ سير مي‌كند» در مدار فلكي‌ خود «تا ميعادي ‌معين» يعني‌: تا آن‌گاه‌ كه‌ دنيا به‌ آخر برسد و عمر آن‌ به‌سر آيد و آن‌ ميعاد؛ روز قيامت‌ است‌ «آگاه‌ باش‌ كه‌ او عزيز غفار است» يعني‌: اخداوند(ج) غالبي‌ است‌ كه‌ با وصف‌ عزت‌ 