د. اعراب‌ مي‌گويند: «خوله‌ الشي‌ء»، يعني‌ او را مالك‌ آن‌چيز گردانيد «فراموش‌ مي‌كند كه‌ پيشتر چه‌ دعايي‌ به‌ درگاه‌ او داشت» يعني‌: در وقت ‌نعمت‌، رنجي‌ را فراموش‌ مي‌كند كه‌ پيش‌ از مالك ‌شدن‌ آن‌ نعمت‌، در رفع‌ آن‌ به‌بارگاه‌ خداي‌ سبحان‌ زاري‌ و التماس‌ مي‌كرد. به‌قولي‌ديگر معني‌ اين‌ است‌: او پروردگارش‌ را در وقت‌ سختي‌ و رنج‌ مي‌خواند و به‌سويش‌ زاري‌ و تضرع‌ مي‌كرد ولي‌ در وقت‌ نعمت‌ فراموشش‌ كرده‌ و سپس‌ از اين‌ فراموشي‌ هم‌ به‌ مرحله ‌خطرناكتري‌ گذر مي‌كند كه‌ شرك ‌آوردن‌ به‌ آن‌ ذات‌ سبحان‌ است‌. و اين‌ است‌ معني‌ فرموده‌ وي‌: «و براي‌ خدا همتاياني‌ قرار مي‌دهد» يعني‌: شركايي‌ از بتان‌ يا غير آنها را به‌ پرستش‌ مي‌گيرد «تا ديگران‌ را هم‌ از راه‌ او گمراه‌ سازد» يعني‌: تا مردم‌ را از راه‌ خدا(ج) كه‌ همانا اسلام‌ و توحيد است‌، گمراه‌ سازد «بگو: اندكي‌ به‌ كفرت ‌برخوردار شو» يعني‌: به‌ بهره‌مندي‌اي‌ اندك‌، يا اندك‌زماني‌ از آن‌ برخوردار شو زيرا بهره‌ دنيا اندك‌ است‌ «كه ‌بي‌گمان‌ تو از دوزخياني» يعني‌: پايان‌ كارت‌ در نزديك‌ زماني‌، به‌ دوزخ‌ مي‌انجامد.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِداً وَقَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آيا چنين‌ كسي‌ بهتر است‌: «يا آن‌ كسي‌ كه‌ در طول‌ ساعتهاي‌ شب‌ قانت‌ است» يعني‌: آيا اين‌ مشرك‌ غافل‌ ناسپاس‌ در حال‌ و مال‌ كار خود، بهتر و نيكوتر است‌، يا كسي‌ كه‌ به‌ اخداوند(ج) مؤمن‌ بوده‌ و در ساعتها و پاسهايي‌ از شب‌ ـ در اول‌، اوسط و آخر آن‌ ـ براي‌ خداي‌ خويش‌ ايستاده‌ است‌ و نماز و نياز گزارده‌ و بر اين‌كار استمرار مي‌ورزد لذا او فقط به‌ خواندن‌ خداي‌ سبحان‌ در هنگام‌ فرود آمدن ‌رنج‌ و زيان‌ بر خود اكتفا نمي‌كند بلكه‌ خداي‌ عزوجل‌ را پيوسته‌ ياد كرده‌ و او را در هر حالي‌ به‌ يگانگي‌ مي‌خواند «در سجده‌ و قيام» يعني‌: در سجده‌ و قيام‌ نماز شب ‌(تهجد) «از آخرت‌ مي‌ترسد و رحمت‌ پروردگار خود را اميد دارد؟» و بدين‌ گونه‌، ميان‌ خوف‌ و رجاء جمع‌ مي‌كند، خوف‌ و رجائي‌ كه‌ در قلب‌ هيچ‌ كسي‌ جمع ‌نمي‌شوند جز اين‌كه‌ آن‌ شخص‌ را به‌ ساحل‌ رستگاري‌ مي‌رسانند؟.
به‌ قولي‌: در عبارت‌ آيه‌ مباركه‌ جمله‌اي‌ محذوف‌ است‌ پس‌ تقدير سخن‌ چنين ‌مي‌شود: آيا اين‌ انسان‌ مؤمن‌، همانند كسي‌ است‌ كه‌ چيزي‌ از اينها را انجام‌ نمي‌دهد؟ هرگز چنين‌ نيست‌. علما در باب‌ خوف‌ و رجاء گفته‌اند: «بايد در حال‌ احتضار، بر انسان‌ رجاء و اميد غالب‌ باشد». چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ گفت‌: رسول‌‌خدا‌ص بر بالين‌ مردي‌ كه‌ در سكرات‌ موت ‌بود حاضر شدند پس‌ به‌ او فرمودند: «خود را چگونه‌ مي‌يابي‌؟» گفت‌: «در ميان ‌اميد و بيم‌». فرمودند: «لا يجتمعان‌ في‌ قلب‌ عبد في‌ مثل‌ هذا الموطن‌، إلا أعطاه‌ الله ‌عزوجل‌ الذي‌ يرجو وأمنه‌ الذي‌ يخافه‌: بيم‌ و اميد در مانند همچو موقفي‌ در بنده‌اي ‌جمع‌ نمي‌شوند، جز اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او آنچه‌ را كه‌ اميد مي‌دارد، عطا مي‌كند و از آنچه‌ كه‌ بيم‌ مي‌دارد، ايمنش‌ مي‌گرداند».
«بگو: آيا كساني‌ كه‌ مي‌دانند با كساني‌ كه‌ نمي‌دانند، برابرند؟» مراد: علما و جهال‌اند. پس‌ همان‌ گونه‌ كه‌ عالمان‌ و جاهلان‌ برابر نيستند همچنين‌ عابدان‌ و عاصيان‌ برابر نيستند. ابوحيان‌ مي‌گويد: «در آيه‌ مباركه‌ دلالتي‌ است‌ بر فضيلت ‌قيام‌ شب‌ و اين‌كه‌ قيام‌ شب‌ از قيام‌ روز برتر است‌». همو مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ كمال‌ انسان‌ در اين‌ دو مقصود محصور است‌: علم‌ و عمل‌». قانت‌: كسي‌ است‌ كه‌ بر طاعت‌ مداومت‌ ورزد «فقط خردمندانند كه‌ پند مي‌گيرند» يعني‌: فرق‌ ميان‌ علما و جهال‌ را فقط عاقلان‌ مي‌دانند و بس‌.
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عمرك روايت‌ كرده‌ است‌ كه ‌فرمود: اين‌ آيه‌ در شأن‌ عثمان‌بن‌عفان‌(رض) نازل‌ شد. ابن‌كثير مي‌گويد: «عجيب ‌نيست‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ عثمان‌(رض) نازل‌ شده‌ باشد زيرا او بسيار نماز شب ‌(تهجد) مي‌گزارد و در شب‌ بسيار قرآن‌ مي‌خواند تا بدانجا كه‌ بسا مي‌شد تمام ‌قرآن‌ را در يك‌ ركعت‌ مي‌خواند. چنان‌كه‌ شاعر گفته‌ است‌: «يقطع‌ الليل‌ تسبيحا وقرآنا: عثمان‌(رض) شب‌ ـ تمام‌ شب‌ ـ را به‌ تسبيح‌ و قرائت‌ قرآن‌ سپري‌ مي‌كرد». اما ابن‌عباس‌ك گفته‌ است‌: «آيه‌ كريمه‌ درباره‌ ابن‌مسعود، عماربن‌ ياسر و سالم‌ ـ برده‌ آزاد شده‌ ابوحذيفه‌ ـ رضي‌الله عنهم‌ نازل‌ شد».
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص اين‌ سخنم‌ را به‌ بندگانم‌: «اي‌ بندگان‌ من‌ كه‌ ايمان ‌آورده‌ايد، از پروردگارتان‌ پروا بداريد» با به‌جا آوردن‌ اوامر و اجتناب‌ از نواهي‌ وي ‌«براي‌ كساني‌ كه‌ در اين‌ دنيا نيكوكاري‌ كرده‌اند، پاداش‌ نيكوست» در آخرت‌؛ با بهشت‌. يا پاداش‌ نيكوست‌ در دنيا؛ با سلامتي‌، عافيت‌، پيروزي‌ و غنيمت‌ «و زمين ‌خدا فراخ‌ است» يعني‌: بايد چنين‌ كسي‌ به‌ آن‌ جايي‌ هجرت‌ كند كه‌ در آن‌ طاعت ‌اخداوند(ج) و عمل‌ به‌ اوامر و ترك‌ منهيات‌ وي‌ برايش‌ ممكن‌ باشد. مجاهد مي‌گويد: «چون‌ به‌سوي‌ معصيت‌ اخداوند(ج) فراخوانده‌ شديد، از آن‌ بگريزيد». «جز اين‌ نيست‌ كه‌ صابران‌، مزد خود را به‌ تمامي‌ بي‌حساب‌ داده‌ مي‌شوند» يعني‌: اخداوند(ج) مزدشان‌ را در مقابل‌ صبرشان‌ به‌تمامي‌ و بدون‌ حساب‌ مي‌دهد. بدون‌حساب‌: يعني‌ به‌مقداري‌ كه‌ هيچ‌ شمارنده‌اي‌ آن‌ را به حدومرزي‌ محدود نمي‌تواند كرد و هيچ‌ حسابگري‌ آن‌ را در حساب‌ نمي‌تواند آورد. البته‌ قضاي‌ الهي‌ بر انسان ‌ناشكيبا و بي‌صبر هم‌ ـ چه‌ بخواهد چه‌ نخواهد ـ نازل‌ مي‌شود اما او پاداش‌ و مزدي‌ را كه‌ هيچ‌كس‌ حدومرزي‌ براي‌ آن‌ تعيين‌ كرده‌ نتوانسته‌ و مقدار آن‌ را نمي‌شناسد، از دست‌ داده‌ است‌ پس‌ در واقع‌، اين‌ انسان‌ نگونبخت‌، بر مصيبت‌ خود مصيبت‌ ديگري‌ را نيز افزوده‌ و در عين‌ حال‌، جز بي‌قراري‌ و جزع‌ و فزع‌، هيچ‌ دستاورد ديگري‌ هم‌ نداشت