‌ متشابه» يعني‌: بعضي‌ از قرآن‌ با بعض‌ ديگر آن‌ ـ در زيبايي‌، محكمي‌، صحت‌ معاني‌، قوت‌ مباني‌ و رسيدن‌ تا برترين‌ درجات‌ بلاغت‌ ـ شباهت ‌و همگوني‌ دارد «و» كتابي‌ است‌ «مكرر» يعني‌: داستانها، اندرزها و احكام‌ در آن‌ تكرار مي‌شود چنان‌كه‌ آيات‌ آن‌ نيز در تلاوت‌ تكرار مي‌شود پس‌ قرآن ‌شنونده‌اش‌ را ملول‌ و خواننده‌اش‌ را دلتنگ‌ نمي‌كند «كساني‌ كه‌ از پروردگارشان ‌خشيت‌ دارند، پوست‌ بدنشان‌ از آن‌ به‌لرزه‌ مي‌افتد» اعراب‌ مي‌گويند: «اقشعرجلده‌»؛ آن‌گاه‌ كه‌ پوست‌ بدن‌ شخص‌ از ترس‌، يا از سردي‌ هوا منقبض‌ گردد و موي‌ خيز شود. زجاج‌ مي‌گويد: «چون‌ آيات‌ عذاب‌ خوانده‌ شود، پوستهاي‌ تن ‌ترسندگان‌ از خدا(ج)، به‌لرزه‌ درآمده‌ و موي‌ بر اندام‌ آنان‌ راست‌ مي‌شود». «سپس‌ پوستهايشان‌ و دلهايشان‌ به‌ ياد خدا» يعني‌: با به‌ ياد آوردن‌ رحمت‌ و ثواب‌و بهشت‌ وي‌ «نرم‌ مي‌شود» قتاده‌ مي‌گويد: «اين‌ وصف‌ اولياي‌ خدا(ج) است‌.اخداوند(ج) ايشان‌ را به‌ اين‌ وصف‌ كه‌: در آغاز پوستهايشان‌ به‌لرزه‌ درمي‌آيد، سپس‌ دلهايشان‌ به‌ياد خدا(ج) آرام‌ مي‌گيرد، توصيف‌ كرد. نه‌ به‌ اين‌ وصف‌ كه ‌عقلهايشان‌ از بين‌ رفته‌ و بيهوشي‌ بر آنان‌ دست‌ مي‌دهد! پس‌، از اين‌ امر به‌ اين‌حقيقت‌ مي‌رسيم‌ كه‌ خود را در هنگام‌ ذكر خدا(ج) به‌ غش‌ و بيهوشي‌ انداختن‌، خصيصه‌ اهل‌ بدعت‌ است‌ و بيهوشي‌ و غش‌ از شيطان‌ مي‌باشد». اسماء دخترابوبكر صديق‌ رضي‌الله عنهما مي‌گويد: «چون‌ بر ياران‌ پيامبر‌ص قرآن‌ خوانده‌ مي‌شد ـ چنان‌كه‌ اخداوند(ج) توصيفشان‌ كرده‌ است‌ ـ چشمهايشان‌ اشكبار گشته‌ و پوستهايشان‌ به‌لرزه‌ درمي‌آمد. به‌ وي‌ گفته‌ شد: اما امروز مردماني‌ هستند كه‌ چون ‌بر آنان‌ قرآن‌ خوانده‌ شود، يكي‌ از آنان‌ بيهوش‌ بر زمين‌ مي‌افتد، (ونعره‌ مي‌كشد)! گفت‌: اعوذ بالله من‌ الشيطان ‌الرجيم‌: پناه‌ مي‌برم‌ به‌ خدا از شيطان ‌رانده‌ شده‌!».
«اين» قرآن‌ «هدايت‌ الله است‌، هركه‌ را بخواهد به‌ آن‌ راه‌ مي‌نمايد و هركه‌ را خدا گمراه‌ كند، او را هيچ‌ راهبري‌ نيست» به‌سوي‌ حق‌. ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول ‌اين‌ آيه‌ مي‌گويد: «گروهي‌ از اصحاب‌ گفتند: يارسول‌الله! به‌ ما با سخنان ‌شيرين‌ و نيكو از اخبار روزگاران‌ حديث‌ بگوييد پس‌ نازل‌ شد: (‏ اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ...).
 
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا آن‌ كس‌ كه» به‌ جاي‌ دستها «با چهره‌ خود سختي‌ عذاب‌ رز قيامت‌ را دفع ‌مي‌كند» مانند كسي‌ است‌ كه‌ از عذاب‌ ايمن‌ است‌؟ يعني‌: آيا كسي‌ كه‌ در روز قيامت‌ چهره‌ خويش‌ را در برابر عذاب‌ سپر قرار داده‌ و در عذاب‌ به‌سختي‌ جان‌ مي‌كند، مانند كسي‌ است‌ كه‌ از آن‌ در امان‌ است‌ و چيزي‌ از اين‌ عذاب‌ بر او فرود نمي‌آيد و نيازي‌ به‌ اين‌ ندارد كه‌ چهره‌ خويش‌ را در برابر عذاب‌ سپر قرار دهد بلكه ‌از هر آفتي‌ در امان‌ بوده‌ و در بهشت‌ اخداوند(ج) آرام‌ و مطمئن‌ به‌سر مي‌برد؟
در اين‌ آيه‌ نيز صنعت‌ «ايجاز» به‌كار رفته‌ و به‌ ذكر يكي‌ از دو نوع‌، از ذكر ديگري‌ اكتفا شده‌ است‌ «و به‌ ستمگران‌ گفته‌ مي‌شود: وبال‌ آنچه‌ را كه‌ مي‌كرديد، بچشيد» يعني‌: بچشيد جزاي‌ كار و كردار خود را.
 
	آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ هم‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند، تكذيب‌ پيشه‌ كردند» يعني‌: كساني‌ كه‌ پيش‌ از كفار معاصر با حضرت‌ محمدص است بودند، نيز پيامبرانشان‌ را تكذيب‌ كردند «و از آنجا كه‌ حدس‌ نمي‌زدند عذاب‌ بر آنان‌ آمد» يعني‌: عذاب‌ از جهتي‌ بر آنان‌ آمد كه ‌آمدن‌ عذاب‌ را از آن‌ جهت‌ هيچ‌ تصور نمي‌كردند و آن‌ را محاسبه‌ نكرده‌ بودند. يعني‌: نزول‌ عذاب‌ در هنگام‌ احساس‌ ايمني‌ و غفلتشان‌ بود.
	آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ خدا خفت‌ و خواري» و ذلت‌ و پستي‌ «را در زندگاني‌ دنيا به‌ آنان‌ چشانيد» با مسخ‌ و خسف‌ (فروبردن) آنان‌ به‌ زمين‌ و با كشتن‌ و به ‌اسارت‌ درآوردن‌ و غير اينها از انواع‌ عذاب‌ «و اگر مي‌دانستند» يعني‌: اگر آنها از كساني‌ بودند كه ‌مي‌دانستند و مي‌ انديشيدند و به‌مقتضاي‌ علم‌ خويش‌ عمل‌ مي‌كردند؛ «قطعا عذاب ‌آخرت‌ بزرگتر است» از عذاب‌ دنيا زيرا عذاب‌ آخرت‌ در نهايت‌ سختي‌ قرار دارد، به‌ اضافه‌ اين‌كه‌ دوامدار و مستمر نيز هست‌.
 
	آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ مردم‌ در اين‌ قرآن‌ از هرگونه‌ مثلي‌ آورديم» يعني‌: از هرگونه‌ مثلي‌ كه‌ در كار دينشان‌ به‌ آن‌ نياز دارند «باشد كه‌ آنان‌ پند گيرند» و عبرت‌ اندوزند زيرا مثل‌، معني‌ را به‌ ذهن‌ نزديك‌ مي‌كند.
 
	آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ قُرآناً عَرَبِيّاً غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قرآني‌ است‌ عربي» يعني‌: به‌ زبان‌ عربي‌ روشن‌ «بي‌ هيچ‌ كژي‌ و كاستي‌اي» نه‌ در آن‌ ـ به‌وجهي‌ از وجوه‌ ـ اختلاف‌ و تناقض‌ و تضادي‌ وجود دارد و نه‌ شك‌ و التباس‌ و ابهامي‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: در آن‌ هيچ‌ خطايي‌ از حيث‌ لفظ و اعراب‌ و دستور زبان‌ نيست‌ «باشد كه‌ آنان‌ راه‌ تقوي‌ پويند» پس‌ هشدارهاي‌ قرآن ‌را جدي‌ گرفته‌ و وعده‌هاي‌ آن‌ را باور كنند.
 
	آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلاً فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلاً سَلَماً لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا مثلي‌ زده‌ است» زدن‌ مثل‌: تشبيه‌ حالي‌ غريب‌ به‌ حال‌ ديگري‌ مانند آن‌ است‌. آري‌! اخداوند(ج) براي‌ مشركي‌ كه‌ بيشتر از يك‌ خدا را مي‌پرستد، مثل‌ زده‌ است‌؛ «مردي‌ را» يعني‌: برده‌اي‌ مملوكي‌ را «كه‌ چند مالك‌ ناسازگار در او شركت ‌دارند» و به‌طور مشترك‌ مالك‌ آنند و ميان‌ خود بر سر تصاحب‌ و بهره‌گيري‌ بيشتر از آن‌، در ستيز و ناسازگاري‌ و كشمكش‌ به‌سر مي‌برند «و مردي‌ را كه‌ بي‌مدعي‌ ويژه ‌يك‌ مرد است» يعني‌: و براي‌ شخص‌ موحد و يكتاپرست‌، برده‌اي‌ را مثل‌ زده ‌است‌ كه‌ يك‌ نف