احفظ الله‌ تجده‌ تجاهك‌، تعرف‌ إلي ‌الله‌ في‌ الرخاء يعرفك‌ في‌ الشدة‌: حق‌ و حرمت‌ الله(ج)را نگهدار؛ او تو را حفظمي‌كند و نگاهت‌ مي‌دارد، حق‌ و حرمت‌ الله(ج)را نگاه‌دار؛ او را در برابر خود مي‌يابي‌، خدا(ج) را در رفاه‌ و نعمت‌ بشناس‌ (و يادش‌ كن)، او تو را در سختي‌ وبلا مي‌شناسد (و از تو آن‌ بلا را دفع‌ مي‌كند)». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «من‌ أحب‌ أن‌ يكون‌ أقوي‌ الناس‌ فليتوكل‌ علي‌ الله‌ تعالي‌، ومن‌ أحب‌ ان‌ يكون أغني‌ الناس‌، فليكن‌ بما في‌ يد الله‌ عزوجل‌ أوثق‌ منه‌ مما في‌ يديه‌، ومن‌ أحب‌ أن‌ يكون‌ أكرم‌ الناس‌ فليتق‌ الله‌ عزوجل‌: هر كس‌ دوست‌ دارد كه‌ قوي‌ترين‌ مردم‌ باشد، بايد بر اخداوند(ج) توكل‌ كند و هر كس‌ دوست‌ دارد توانگرترين‌ مردم‌ باشد، بايد اعتماد او به‌ آنچه‌ در دست‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ بيشتر از آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ در دست ‌خودش‌ قرار دارد و هر كس‌ دوست‌ دارد كه‌ گرامي‌ترين‌ مردم‌ باشد، بايد از خداي‌ عزوجل‌ پروا دارد».
 
سوره آل عمران آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا جز دين‌ الله را مي‌جويند؟» يعني‌: آيا مردم، ديني‌ غير از دين‌ خداي ‌آفريننده‌ موجودات‌ را مي‌طلبند و از آن‌ پشتيباني‌ مي‌كنند؟ «با آن‌ كه‌ هركه‌ در آسمانها» از فرشتگان‌ «و» هر كه‌ در «زمين‌ است» از تمام‌ مخلوقات‌ موجود در آن‌ «خواه‌ و ناخواه‌ براي‌ الله منقاد است» مفسران‌ در معني‌ (كرها: ناخواه) گفته‌اند: يعني‌ همه‌ چيز در آسمانها و زمين‌ ـ حتي‌ حيوانات‌ و جمادات‌ ـ منقاد فرمان‌ الهي‌ بوده، از قوانين‌ كوني‌ وي‌ اجبارا اطاعت‌ و انقياد مي‌كنند و حتي‌ كافر نيز ناخواسته‌ فرمانبردار خداي‌ عزوجل‌ و پيرو قوانين‌ هستي‌ اوست، هر چند كه‌ دل‌ و زبانش‌ منكر باشد. به‌ قولي‌: مراد، اسيران‌ مسلمان‌ امتها هستند كه‌ در زنجيرها وقلاده‌هاي‌ اسارت‌ خويش‌ به‌سوي‌ بهشت‌ برده‌ مي‌شوند. همزه‌ (أفغير الله ...) همزه‌ انكار است، يعني‌ طلب‌ ديني‌ جز دين‌ الله(ج)، كاري‌ بس‌ نارواست‌. و مفعول‌ كه‌: (غير دين ‌الله) است‌ بر فعل‌: (يبغون) مقدم‌ ساخته‌ شد زيرا مفعول‌ در اينجا مهم‌تر است، از آن‌ رو كه‌ انكار متوجه‌ معبودان‌ باطل‌ مي‌باشد. طلب‌ ديني‌ غير از دين‌الهي‌؛ فرمانبردن‌ و تسليم‌ شدن‌ دربرابر آن‌ دين‌ و پرستش‌ باطل‌ مي‌باشد «و به‌سوي‌او بازگردانيده‌ مي‌شوند» در روز قيامت، پس‌ حق‌ تعالي‌ هركس‌ را مطابق‌ عمل‌ وي‌ پاداش‌ مي‌دهد.
 
آيه  39‏متن آيه : ‏‏ قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ‏
آيه  40‏متن آيه : ‏‏ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ‏
  
‏ترجمه : ‏
«بگو اي‌ قوم‌ من‌! شما بر مكانت‌ خود» يعني‌: بر روش‌ و حالتي‌ كه‌ بر آن‌ قرار داريد؛ از دشمني‌ با دين‌ و دعوت‌ من‌ «عمل‌ كنيد، من‌ نيز عمل‌ مي‌كنم» يعني‌: بر شيوه‌ و حالتي‌ كه‌ بر آن‌ قرار دارم‌ «پس‌ به‌زودي‌ خواهيد دانست‌ بر چه‌ كسي‌ عذابي‌ كه ‌رسوايش‌ كند» و در دنيا خوارش‌ گرداند، بعد از افتخار و استكبار به‌ آن‌ «فرود مي‌آيد؟ و» به‌ زودي‌ خواهيد دانست‌ كه‌ «بر وي‌ عذابي‌ مقيم» يعني‌: دائم‌ و مستمر در سراي‌ آخرت‌ «فرود مي‌آيد» كه‌ عذاب‌ دوزخ‌ است‌؛ در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ اين‌ حقيقت‌ بر وي‌ آشكار مي‌شود كه‌ خودش‌ بر باطل‌ و خصمش‌ بر حق‌ بوده ‌است‌. چنان‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در بدر خوار و رسوايشان‌ گردانيد.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4532.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:4533.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:4534.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:4535.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:4536.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:4537.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:4538.txt">آيه  47</a></body></html>آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما اين‌ كتاب‌ را براي‌ مردم» يعني‌: به‌خاطر آنان‌ و براي‌ بيان‌ آنچه‌ كه ‌بدان‌ مكلف‌ گرديده‌اند و براي‌ محقق‌ ساختن‌ مصالح‌ دنيوي‌ و اخرويشان‌ «به‌حق ‌بر تو فروفرستاديم‌ پس‌ هر كس‌ هدايت‌ شد» يعني‌: هر كس‌ راه‌ حق‌ را شناخت‌ و رهرو آن‌ گشت‌ «به‌سود خود هدايت‌ شده‌ است» و راهيابي‌ وي‌ به‌نفع‌ خود وي‌ است‌ «و هر كس‌ گمراه‌ گشت» از راه‌ حق‌ «به ‌زيان‌ خويش‌ گمراه‌ مي‌شود» يعني‌: اين‌ گمراهي‌ به‌ زيان‌ خود اوست‌ و به‌ ديگران‌ متعدي‌ نمي‌شود «و تو بر آنان‌ وكيل‌ نيستي» يعني‌: تو نه‌ مكلف‌ به‌ هدايت‌ آنان‌ هستي‌ و نه‌ مخاطب‌ اين‌ كار بلكه‌ بر تو فقط بلاغ‌ است‌ و بس‌ و تو اين‌ مأموريت‌ را به‌ درستي‌ انجام‌ داده‌اي‌.
اين‌ آيه‌ به‌ آيه‌ شمشير «سيف‌» منسوخ‌ است‌ زيرا خداوند(ج) بعدا به‌ رسول‌ خويش‌ فرمان‌ داد كه‌ با اعراب‌ تا آن‌گاه‌ بجنگد كه‌: (لااله‌ الاالله) بگويند و به ‌احكام‌ اسلام‌ عمل‌ كنند.
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند(ج)رواح‌ مردم‌ را به‌ تمامي‌ قبض‌ مي‌كند» و آنها را از بدنهايشان‌ بيرون ‌مي‌آورد «به‌هنگام‌ مرگ‌ آنها» يعني‌: به‌ هنگام‌ فرارسيدن‌ اجل‌ آنها «و نيز روحي‌ را كه‌ نمرده‌ است‌، در موقع‌ خوابش‌ قبض‌ مي‌كند» يعني‌: ارواحي‌ را كه‌ نمرده‌اند ـ بدين ‌معني‌ كه‌ اجل‌ آنها هنوز به‌سر نرسيده‌ است‌ ـ در خواب‌ آنها مي‌گيرد «پس‌ آن ‌نفسي‌ را كه‌ حكم‌ مرگش‌ را كرده‌، نگاه‌ مي‌دارد» و آن‌ را به‌سوي‌ جسدي‌ كه‌ روح‌ در آن‌ قرار داشته‌، باز نمي‌گرداند «و آن‌ ديگر را تا هنگامي‌ معين‌ باز پس‌ مي‌فرستد» يعني‌: روح‌ شخص‌ خوابيده‌اي‌ را كه‌ هنوز اجلش‌ به‌سر نرسيده‌، باز پس‌ مي‌فرستد و بيداري‌ را به‌ وي‌ باز مي‌گرداند تا در مدتي‌ كه‌ زندگي‌ برايش‌ مقدر شده‌ است‌، زنده‌ بماند.
علما درباره‌ «نفس‌» و «روح‌» اختلاف‌ نظر دارند كه‌: آيا اين‌ دو، يك‌ چيز هستند يا دو چيز مختلف‌؟ ولي‌ اين‌ رأي‌ كه‌ اين‌ دو، يك‌ چيز هستند، قوي‌تر است‌، به‌دليل‌ احاديثي‌ كه‌ بر اين‌ امر دلالت‌ مي‌كند زيرا در اين‌ احاديث‌ گاهي‌ از «روح‌