ا شكر و سپاس ‌مي‌گزارد يا اين‌كه‌ كفران‌ و ناسپاسي‌ مي‌كند؟ «ولي‌ بيشترشان‌ نمي‌دانند» كه‌ اين ‌بخشيدن‌ نعمت‌، استدراجي‌ از جانب‌ اخداوند(ج) و امتحاني‌ براي‌ آنان‌ است‌ كه‌ آيا بدانچه‌ نزدشان‌ است‌، شكر و سپاس‌ مي‌گزارند، يا كفران‌ و ناسپاسي‌ مي‌كنند؟ هم‌ بدين‌ جهت‌، آنان‌ غافلانه‌ در نعمتهاي‌ خدا(ج) فرو مي‌روند، بي‌آن‌كه‌ منعم‌ حقيقي ‌را حاضر و ناظر بدانند.
 
آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند» مانند قارون‌ و ديگران‌ «نيز اين‌ سخن ‌را» كه‌ ما اين‌ نعمت‌ را بر اساس‌ علمي‌ كه‌ داريم‌ داده‌ شده‌ايم‌ «گفتند پس‌ آنچه ‌به‌دست‌ آورده‌ بودند» از متاع‌ و بهره‌ دنيا «بلا را از آنان‌ دفع‌ نكرد» بلكه‌ عذاب‌ الهي ‌دامنگيرشان‌ شد.
 
	آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا كيفر آنچه‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ بودند» از بدي‌ها «به‌ آنان‌ رسيد و كساني‌ از اين‌ گروه» يعني‌: از اين‌ امت‌ «كه‌ ستم‌ كرده‌اند» با شرك‌ و كفر «به‌ زودي‌ نتايج‌ سوء آنچه‌ را كه‌ مرتكب‌ شده‌اند، بديشان‌ خواهد رسيد» چنان‌كه‌ به‌ پيشينيانشان‌ رسيد؛ مانند قحطي‌ و قتل‌ و اسارت‌ و قهر «و آنان‌ عاجزكننده‌ نيستند» يعني‌: از عذاب ‌خدا(ج) توان‌ گريز ندارند بلكه‌ مرجع‌ و بازگشتشان‌ به‌سوي‌ اوست‌ و هر چه‌ بخواهد ـ از كيفر و مجازات‌ ـ با آنها مي‌كند.
 
	آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ندانسته‌اند» از طريق‌ مشاهداتشان‌ «كه‌ خداست‌ كه‌ روزي‌ را براي‌ هر كس‌ كه ‌بخواهد» گشاده‌ سازد «گشاده‌ مي‌گرداند و براي‌ هر كس‌ كه‌ بخواهد» روزي‌ را تنگ ‌گرداند «تنگ‌ مي‌گرداند؟ قطعا در اين‌ امر نشانه‌هايي‌ است» بزرگ‌ و علاماتي‌ است ‌سترگ‌ «براي‌ مردمي‌ كه‌ ايمان‌ دارند» به‌ اين‌كه‌ رويدادها همه‌ ـ اعم‌ از گشاده ‌كردن‌ يا تنگ‌گردانيدن‌ روزي‌ و غير آن‌ از امور ـ از جانب‌ خدا(ج) است‌. اما كافران‌ از ديدن‌ اين‌ نشانه‌ها كورند.
	آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص از جانب‌ من‌ به‌ بندگانم‌: «اي‌ بندگان‌ من» يعني‌: اي‌ بندگان‌ مؤمن‌ من‌! زيرا در عرف‌ قرآن‌، اين‌ اضافت‌ مخصوص‌ به‌ مؤمنان‌ است‌. آري‌! اي‌ بندگان‌ مؤمن‌ من‌: «كه‌ بر خود اسراف‌ روا داشته‌ ايد» مراد از اسراف‌: افراط و زياده‌روي‌ در گناهان‌ و ارتكاب‌ بسيار آنهاست‌. «از رحمت‌ خدا» يعني‌: از مغفرت‌ وي‌ «نوميد نشويد».
اين‌ آيه‌ اميدبخش‌ترين‌ آيه‌ در كتاب‌ خدا(ج) است‌ زيرا مشتمل‌ بر بزرگترين ‌بشارت‌ حق‌ تعالي‌ براي‌ بندگانش‌ مي‌باشد، چه‌ همان‌گونه‌ كه‌ ملاحظه‌ مي‌كنيم‌؛ حق‌ تعالي‌ در اين‌ آيه‌، اولا ـ با هدف‌ گراميداشت‌ و فزون ‌ساختن‌ بشارت‌ به‌ بندگان‌ ـ ايشان‌ را به‌ خودش‌ منسوب‌ كرد، سپس‌ ايشان‌ را به‌ زياده‌روي‌ در نافرماني‌ها و ارتكاب‌ بسيار گناهان‌ موصوف‌ ساخت‌ آن‌گاه‌ به‌دنبال‌ آن‌، اين‌ زياده‌روان‌ افراطگر در معاصي‌ را از نوميدي‌ از رحمت‌ خويش‌ نهي‌ كرد. و اين‌ خود دلالت‌ مي‌كند بر اين‌ امر كه‌ نهي‌ از نوميدي‌، براي‌ گنهكاران‌ غير مسرفي‌ كه‌ در اين‌ عرصه‌ زياده‌روي‌ نمي‌كنند، از باب‌ اولي‌ مورد نظر حق‌ تعالي‌ مي‌باشد.
سپس‌ حق‌ تعالي‌ عبارتي‌ بيان‌ مي‌دارد كه‌ بعد از آن‌ در اين‌ حقيقت‌ جاي ‌هيچ‌گونه‌ شك‌ و ترديدي‌ باقي‌ نمي‌ماند: «در حقيقت‌ خدا همه‌ گناهان‌ را مي‌آمرزد» يعني‌: اگر بخواهد، هرگونه‌ گناهي‌ را از هر نوعي‌ كه‌ باشد، براي‌ توبه‌كاران ‌مي‌آمرزد؛ جز شركي‌ كه‌ صاحبش‌ از آن‌ توبه‌ نكرده‌ باشد، به‌دليل‌ اين‌ فرموده ‌حق‌ تعالي‌: (‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ ): (در حقيقت‌خداوند نمي‌آمرزد اين‌كه‌ به‌ او شريك‌ آورده‌ شود ولي‌ مادون‌ آن‌ را براي‌ هر كس ‌كه‌ بخواهد مي‌آمرزد) «نساء/48».
سپس‌ اين‌ آمرزش‌ خويش‌ براي‌ گناهان‌ را با اين‌ عبارت‌ مؤكد مي‌گرداند: مي‌آمرزد گناهان‌ را «همه‌ يكجا» وه‌! چه‌ عظيم‌ است‌ اين‌ بشارت‌، بشارتي‌ كه‌ دلهاي‌ مؤمنان‌ نيكوكار به‌ آن‌ آرام‌ مي‌گيرد و از بهجت‌ و فرحت‌ لبريز مي‌شود «بي‌گمان‌ او آمرزگار مهربان‌ است» يعني‌: حق‌ تعالي‌ بسيار آمرزنده‌ و بسيار مهربان ‌است‌ و در هر دو وصف‌ آمرزندگي‌ و مهرباني‌، عنايت‌ وي‌ بي‌نهايت‌ وسيع‌ مي‌باشد پس‌ كسي‌ كه‌ مي‌پندارد نوميد كردن‌ بندگان‌ خدا(ج) و دلسرد كردنشان‌ از رحمت ‌وي‌، برايشان‌ بهتر از آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ اخداوند(ج) خود آنان‌ را بدان‌ بشارت‌ داده‌ است‌، چنين‌كسي‌ بي‌ترديد مرتكب‌ بزرگترين‌ ستم‌ شده‌ و اشتباهي‌ بس‌ نادرست‌ از وي‌ سر زده‌ است‌.
از ابن‌مسعود(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «بزرگترين‌ آيه‌ در كتاب‌ خدا(ج): (اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ‏)در سوره‌ «بقره‌/250» و در سوره‌ «آل‌ عمران/‌2» است‌، جامع‌ترين‌ آيه‌ در كتاب‌ خدا(ج) در باره‌ خير و شر، در سوره‌ «نحل/‌90» يعني‌ آيه‌: (‏ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ  ...) است‌، اميدبارترين‌ و گشايش‌ آورترين‌ آيه‌ در قرآن‌ كريم‌، در سوره‌ «زمر» يعني‌ همين‌ آيه‌ است‌ و استوارترين‌ آيه‌ در كتاب‌ خدا(ج) در مورد تفويض‌ و توكل‌، در سوره‌ «طلاق‌/3 ـ 2»، يعني‌ اين‌ آيه‌ است‌: (وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً ‏ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ..)». ابن‌ابي‌حاتم‌ از ابي‌الكنود روايت‌ مي‌كند: عبدالله بن‌ مسعود(رض) بر قاضي‌اي‌ گذشت‌ كه‌ در حال‌ موعظه ‌گفتن ‌براي‌ مردم‌ بود پس‌ درنگي‌ كرد و آن‌گاه‌ خطاب‌ به‌ وي‌ گفت‌: اي‌ واعظ! چرا مردم ‌را از رحمت‌ خدا(ج) نوميد مي‌كني‌؟ سپس‌ اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كرد:(قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ... ) .
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ چون‌ ابوايوب‌ انصاري‌(رض) در آستانه‌ وفات‌ قرار گرفت‌، 