ُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا به‌ تو و به‌ كساني‌ كه‌ پيش‌ از تو بودند» از پيامبران‌‡ «وحي‌ شده‌ است» يعني‌: به‌ هريك‌ از آنان‌ پيام‌ داده‌ شده‌ كه‌: «اگر شرك‌ ورزي‌، حتما عملت ‌تباه‌ و مسلما از زيانكاران‌ خواهي‌ شد» پس‌ اگر شرك‌ ـ بر فرض‌ و تقدير ـ موجب‌ نابود شدن‌ عمل‌ انبيا‡ باشد، به‌طريق‌ اولي‌ نابود كننده‌ عمل‌ امتهايشان‌ نيز هست‌. آري‌! اين‌ سخن‌ در حق‌ انبيا‡، سخني‌ مبتني‌ بر فرض‌ و تقدير است‌ ومراد از آن‌: تهييج‌ پيامبران‌‡ بر پايداري‌ در دعوتشان‌، نوميد كردن‌ كافران‌ و هشدار و بيدار باشي‌ به‌ امت‌ است‌.
 
	آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ فقط خدا را» به‌تنهايي‌ و يگانگي‌ «بپرست» و احدي‌ را با او در عبادت ‌شريك‌ نكن‌ «و از سپاسگزاران» نعمتهاي‌ حق‌ تعالي‌ بر خود «باش».
 
	سوره آل عمران آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ جز اسلام، ديني‌ ديگر بجويد، هرگز از او پذيرفته‌ نمي‌شود و او در آخرت‌ از زيانكاران‌ است» پس‌ بعد از بعثت‌ محمدص، دين‌ ديگري‌ جز دين‌ ايشان‌ پذيرفته ‌نيست، چون‌ دين‌ ايشان‌ ناسخ‌ همه‌ اديان‌ ديگر است، لذا، كسي‌ كه‌ به‌ دين‌ اسلام‌گردن‌ ننهاده‌باشد، در روز قيامت‌ براي‌ وي‌ نجاتي‌ نيست‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابوهريره‌(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است‌: «در روز قيامت، اعمال‌ مي‌آيند، درآغاز نماز مي‌آيد و مي‌گويد: پروردگارا! من‌ نماز هستم‌. پروردگار متعال‌مي‌فرمايد: تو بر خير هستي‌. آن‌گاه‌ زكات‌ مي‌آيد و مي‌گويد: پروردگارا! من‌زكات‌ هستم‌. پروردگار متعال‌ مي‌فرمايد: تو بر خير هستي‌. آن‌گاه‌ روزه‌ مي‌آيد ومي‌گويد: پروردگارا! من‌ روزه‌ هستم‌. پروردگار متعال‌ مي‌فرمايد: تو بر خير هستي ‌و امروز به‌سبب‌ تو مي‌گيرم‌ و به‌سبب‌ تو مي‌دهم».
مجاهد و سدي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌اند: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ حارث‌بن‌ سويد انصاري‌ نازل‌ شد كه‌ با دوازده‌ تن‌ از اسلام‌ برگشته‌ و به‌ كفار مكه ‌پيوست‌. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: حارث‌ بعد از نزول‌ اين‌ آيات‌ مجددا به‌ اسلام‌گراييد.
 
آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا را آنچنان‌ كه‌ بايد، به‌ بزرگي‌ نشناختند» يعني‌: او را چنان‌كه‌ حق‌ و سزاوار تعظيم‌ اوست‌، تعظيم‌ نكردند؛ آن‌گاه‌ كه‌ غير وي‌ را همراه‌ وي‌ به‌ پرستش‌ گرفتند «و حال‌ آن‌كه‌ روز قيامت‌ زمين‌ همه‌ يكجا» يعني‌: زمينهاي‌ هفت‌گانه‌ «در قبضه ‌اوست‌ و آسمانها در پيچيده‌ به‌ دست‌ اوست‌؛ او منزه‌ و برتر است‌ از آنچه‌ با وي‌ شريك ‌مي‌گردانند» در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ از ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌: «اخداوند(ج) در روز قيامت‌ زمين‌ را قبضه‌ مي‌كند و آسمانها را با دست‌ راست ‌خود در هم‌ مي‌پيچد، سپس‌ مي‌گويد: انا الملك‌ أين‌ ملوك‌ الارض‌؟ : منم‌ فرمانروا پس‌ كجايند فرمانروايان‌ زمين‌؟». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ از عبدالله بن‌ مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: دانشمندي‌ از دانشمندان‌ يهود نزد رسول‌‌خدا‌ص آمد و گفت‌: اي‌ محمد‌ص! ما در تورات‌ مي‌يابيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آسمانها را بر سر يك‌ انگشت‌ خود قرار مي‌دهد و زمين‌ها را بر سريك‌ انگشت‌ خود و درختان‌ را بر سر يك‌ انگشت‌ خود و آب‌ و خاك‌ مرطوب‌ را بر سر يك‌ انگشت‌ خود و ساير خلق‌ را بر سر يك‌ انگشت‌ خود آن‌گاه‌ مي‌گويد: منم‌ فرمانروا! رسول‌‌خدا‌ص ـ از سر تصديق‌ سخن‌ آن‌ دانشمند ـ چنان‌ خنديدند كه‌ دندانهاي‌ آسيابشان‌ نمايان‌ شد، سپس‌ اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عمرك آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: رسول‌‌خدا‌ص روزي‌ اين‌آيه‌: (‏ وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ...)را بر منبر خواندند و در حالي‌  كه‌ دست‌ خويش‌ را در هنگام‌ سخنراني‌ حركت‌ داده‌ و آن‌ را پشت‌ورو مي‌كردند، فرمودند: «يمجد الرب‌ نفسه‌، أنا الجبار، أنا المتكبر، أنا الملك‌، أنا العزيز أنا الكريم‌، فرجف ‌برسول‌الله‌ص المنبر، حتي‌ قلنا: ليخرن‌ به‌: پروردگار عزوجل‌ خود را تمجيد كرده‌ و مي‌گويد: منم‌ جبار، منم‌ متكبر، منم‌ فرمانروا، منم‌ غالب‌، منم‌ كريم‌. در اين ‌هنگام‌ منبر در زير پاي‌ رسول‌‌خدا‌ص به‌لرزه‌ درآمد تا بدانجا كه‌ باخود گفتيم‌: قطعا منبر با رسول‌‌خدا‌ص فرومي‌افتد».
ابن‌كثير اين‌ احاديث‌ را در تفسيرش‌ نقل‌ كرده‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌گويد: «احاديث ‌بسياري‌ روايت‌ شده‌ كه‌ به‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ متعلق‌ است‌ و بايد گفت‌: روش‌ صواب ‌در آنها و امثال‌ آنها همانا پيروي‌ از مذهب‌ سلف‌، يعني‌ بيان‌ آنها و اعتقاد به‌ آنها به‌ همان‌ صورتي‌ است‌ كه‌ آمده‌ است‌، بدون‌ قائل‌شدن‌ به‌ كيفيت‌، يا دست‌ بردن‌ به ‌تحريف‌ آنها». يمين‌: هم‌ بر دست‌ اطلاق‌ مي‌شود، هم‌ بر قدرت‌ و فرمانروايي‌ و هم ‌بر قوت‌ و نيرومندي‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4562.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:4563.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:4564.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:4565.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:4566.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:4567.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:4568.txt">آيه  74</a></body></html>آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در صور دميده‌ مي‌شود پس‌ هركه‌ در آسمانها و هركه‌ در زمين‌ است‌ بي‌هوش‌ درمي‌افتد» اين‌ همان‌ نفخه‌ دوم‌ يا نفخه‌ «صعق‌» است‌. صعق‌: عبارت‌ از مرگ‌ فوري ‌است‌. صور: بوق‌ يا شاخي‌ است‌ كه‌ اسرافيل‌ در آن‌ مي‌دمد و از بس‌ صدايي ‌هولناك‌ دارد، تمام‌ اهالي‌ آسمانها و زمين‌ از هول‌ آن‌ مي‌ميرند. آري‌! هركه‌ در آسمانها و هركه‌ در زمين‌ است‌، بي‌هوش‌ در مي‌افتد؛ «جز كسي‌ كه‌ خدا خواسته‌ است» به‌ قولي‌: كسي‌ كه‌ از واقعه‌ مرگ‌ همگاني‌ استثنا شده‌ است‌، خود اسرافيل‌(ع) است‌ كه‌ بعد از آن‌ مي‌ميرد. به‌قولي‌: استثناشدگان‌؛ جبرئيل‌، ميك