چشم‌چراني‌ در چيزي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را دوست‌ ندارد». ابن‌عباس‌(رض) در تفسير آن‌ گفته‌ است‌: «مراد از آن‌: مردي‌ است‌ كه‌ بر اهل‌ يك ‌خانواده‌ وارد مي‌شود و در ميانشان‌ زني‌ زيبا است‌، يا از برابر آن‌ خانه‌ مي‌گذرد و در ميانشان‌ زني‌ زيبا است‌ پس‌ چون‌ غافل‌ مي‌شوند، نگاهي‌ دزدانه‌ به‌سوي‌ آن‌ زن‌ مي‌افگند اما وقتي‌ كه‌ متوجه‌ شوند، چشمش‌ را از آن‌ فرو مي‌بندد و باز چون‌ غافل ‌شوند، به‌ او چشم‌ مي‌دوزد و چون‌ متوجه‌ شوند، چشم‌ فرومي‌پوشد در حالي‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ از قلب‌ وي‌ آگاه‌ است‌ و مي‌داند كه‌ او حتي‌ دوست‌ دارد كه‌ كاش ‌بر فرج‌ آن‌ زن‌ بالا مي‌رفت‌». «و» مي‌داند «آنچه‌ سينه‌ها» و اندرونها «نهان ‌مي‌دارند» از معاصي‌ و نافرماني‌هاي‌ وي‌ و از امانت‌ و خيانت‌.
 
	آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا به‌ حق» و عدل‌ «حكم‌ مي‌كند» پس‌ هر كس‌ را به‌ آنچه‌ كه‌ سزاوار وي ‌از خير يا شر است‌، جزا مي‌دهد «و كساني‌ را كه‌ كافران‌ در برابر او مي‌پرستند» يعني‌: بتان‌ و معبوداني‌ كه‌ مشركان‌ ـ جز خداي‌ سبحان‌ ـ دستهاي‌ خود را به‌سوي‌ آنها به‌ دعا بالا مي‌كنند «به‌ چيزي‌ حكم‌ نمي‌كنند» زيرا آنها نه‌ چيزي‌ مي‌دانند و نه‌ بر كاري‌ قادرند «در حقيقت‌، خداست‌ كه‌ خود شنواست» سخنانشان‌ را و «بيناست» به‌ افعالشان‌.
 
آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ محمدص! «آيا» اين‌ دروغ‌انگاران‌ رسالتت‌ «در زمين‌ سير نكرده‌اند تا ببينند فرجام‌ كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنها زيسته‌اند چگونه‌ بوده‌ است‌؟» و در نتيجه‌، از ديگران ‌عبرت‌ بگيرند؟ زيرا «آنها» يعني‌: كساني‌ از كفار كه‌ درگذشته‌اند؛ «از اينان‌ در روي‌ زمين‌ پرتوان‌تر بوده‌اند» يعني‌: از اين‌ كافران‌ حاضر، در توان‌ بدني‌ و مادي ‌نيرومندتر و استوارتر بوده‌اند «و آثار زيادتري‌ از خود باقي‌ گذاشتند» با آنچه‌ كه‌ در روي‌ زمين‌ از دژها و قصرها آباد كرده‌ بودند، كه‌ نشانه‌هايشان‌ تا ديرزماني‌ در روي‌ زمين‌ باقي‌ بود و بعضا هنوز هم‌ باقي‌ است‌... و هر كس‌ سد چين‌، اهرام‌هاي ‌مصر، ستونهاي‌ تدمر و بعلبك‌ را از نزديك‌ ببيند، به‌ برتري‌ مدنيت‌ پيشينيان ‌اعتراف‌ مي‌كند. اين‌ معني‌ در صورتي‌ است‌ كه‌ خطاب‌ براي‌ همه‌ بشريت‌ عام‌ باشد اما اگر خطاب‌ مخصوص‌ مردم‌ مكه باشد پس‌ قضيه‌ روشن‌تر از آن‌ است‌ كه‌ مثال‌ و نمونه‌اي‌ براي‌ آن‌ ارائه‌ شود. «با اين‌ همه» يعني‌: با وجود آن‌ همه‌ نيرو و شكوه ‌«خدا آنان‌ را به‌ كيفر گناهانشان‌ گرفتار كرد و آنها را در برابر خداوند هيچ‌ پناه‌دهنده‌اي ‌نبود» يعني‌: برايشان‌ مدافعي‌ نبود كه‌ عذاب‌ را از آنان‌ دفع‌ كند.
 
	آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين» كيفر الهي‌ «از آن‌ روي‌ بود كه‌ پيامبرانشان‌ بينات» يعني‌: حجتهاي‌ روشن ‌«برايشان‌ مي‌آوردند ولي‌ آنها كافر شدند» به‌ آنچه‌ كه‌ پيامبران‌‡ به‌ آنان‌ آوردند «پس‌ خدا آنان‌ را گرفتار كرد، بي‌گمان‌ او نيرومند» است‌؛ پس‌ هر چه‌ بخواهد انجام ‌مي‌دهد و هيچ‌چيز او را عاجز نمي‌تواند كرد «سخت‌كيفر است» براي‌ كساني‌ كه‌ او را عصيان‌ كرده‌ و به‌سويش‌ به‌ توبه‌ بازنمي‌گردند.
 
	آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ يقين‌ موسي‌ را با آيات‌ خود» مراد از اين‌ آيات‌، معجزات‌ نه‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ ذكر آنها در چندين‌ جا از قرآن‌ گذشت‌ «و حجتي‌ آشكار» و روشن‌ «فرستاديم» پس‌ معجزه‌ و حجت‌ قولي‌، هر دو براي‌ موسي‌(ع) فراهم‌ شد.
 
	آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرستاديم‌ او را «به‌سوي‌ فرعون» شاه‌ مصر «و هامان» وزير فرعون‌ «و قارون» ثروتمندترين‌ فرد زمانش‌ «اما آنان‌ گفتند:» بي‌ترديد موسي‌(ع) «جادوگري‌ دروغگوست» در آنچه‌ كه‌ با خود به‌همراه‌ آورده‌ است‌. خداوند(ج) مخصوصا از اين‌ سه‌ تن‌ ياد كرد زيرا آنها رؤسا و رهبران‌ كساني‌ بودند كه‌ موسي‌(ع) را تكذيب ‌مي‌كردند.
البته‌ در اين‌ داستان‌، دلجويي‌ و تسليتي‌ براي‌ رسول‌ ما در مواجهه‌ ايشان‌ با تكذيب‌كنندگان‌ قوم‌ خويش‌ است‌.
 
	آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ وقتي‌ حق‌ را» يعني‌: وقتي‌ موسي‌(ع) معجزات‌ آشكار و برهانهاي‌ واضح ‌را «از جانب‌ ما براي‌ آنان‌ آورد، گفتند: پسران‌ كساني‌ را كه‌ با او ايمان‌ آورده‌اند بكشيد و زنانشان‌ را زنده‌ بگذاريد» چون‌ خداوند(ج) موسي‌(ع) را به‌ رسالت‌ برانگيخت‌، فرعون‌ كشتار بني‌اسرائيل‌ را مجددا از سر گرفت‌ و به‌ قتل‌ پسران‌ و زنده‌ گذاشتن ‌دخترانشان‌ دستور داد؛ زيرا به‌ دختران‌ و زنان‌ براي‌ اغراض‌ و اهداف‌ سوء خويش‌ ـ از قبيل‌ گماشتن‌ آنها به‌ خدمتكاري‌ ـ چشم‌ داشت‌ و هر دو امر، بلاي‌ آشكاري ‌بود «و نيرنگ‌ كافران‌ جز در تباهي‌ نيست» يعني‌: اين‌ نيرنگها به‌ پيامبران‌ الهي‌‡ هيچ‌ زياني‌ نمي‌رساند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4600.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:4601.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:4602.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:4603.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:4604.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:4605.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:4606.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:4607.txt">آيه  33</a></body></html>آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مردم‌! پروردگارتان‌ را كه‌ شما و پيشينيانتان‌ را آفريده‌ است، بپرستيد، باشد كه‌ به‌ تقوا گراييد» «يا» در «يا ايهاالناس‌» حرف‌ نداست‌ و كار برد آن‌ در ندا دادن‌كسي‌ است‌ كه‌ از ندا دهنده‌ دور باشد، يا فراموش‌ كار، يا غافل‌ باشد