وانده‌ مي‌شود: «حاء، م» كه‌ از حروف‌ مقطعه‌ است‌. «اين ‌فروفرستاده‌اي‌ از جانب‌ خداي‌ رحمان‌ رحيم‌ است» يعني‌: اين‌ قرآن‌، كتابي‌ است ‌فروفرستاده‌ از جانب‌ خداي‌ تبارك‌ و تعالي‌ كه‌ بخشايشگر و مهربان‌ است‌.آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كتابي‌ است‌ كه‌ آيات‌ آن‌ به‌ روشني‌ بيان‌ شده» مراد اين‌ است‌ كه‌ آيات‌ قرآن‌ به‌ شيوايي‌ بيان‌ شده‌، احكام‌ حلال‌ آن‌ از حرام‌ آن‌ و طاعت‌ آن‌ از معصيت‌ آن‌ به‌ وضوح‌ از يك‌ديگر جدا ساخته‌ شده‌ و معاني‌ آن‌ به‌ چنان‌ روشني‌ و استواري‌اي‌ تبيين‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌آساني‌ و سهولت‌ قابل‌ فهم‌ مي‌باشد «قرآني‌ است‌ به‌ زبان ‌عربي» تا برايشان‌ حجت‌، نعمت‌ و پند آموزي‌ باشد. بيان‌ عربي‌ بودن‌ قرآن‌، منت‌گذاري‌ بر اعراب‌ و ديگران‌ است‌ زيرا عربي ‌بودن‌ قرآن‌، گوياي‌ سهولت ‌قرائت‌ و سادگي‌ فهم‌ آن‌ مي‌باشد، از آن‌ روي‌ كه‌ زبان‌ عربي‌، زباني‌ فصيح‌ و شيواست‌ «براي‌ مردمي‌ كه‌ مي‌دانند» و يقين‌ دارند به‌ اين‌كه‌ قرآن‌ از نزد الله(ج) فرستاده‌ شده‌ اما كساني‌ كه‌ به‌ اين‌ امر يقين‌ ندارند، قرآن‌ كريم‌ برايشان‌ نعمتي‌ نه ‌بلكه‌ مايه‌ سردرگمي‌ آنهاست‌.
 
	آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ بَشِيراً وَنَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مژده‌آور است» قرآن‌ براي‌ اولياي‌ خدا(ج) «و هشداردهنده» است‌ براي ‌دشمنان‌ وي‌؛ و اين ‌دو وصف‌، از اوصاف‌ قرآن‌ مي‌باشد «و بيشتر آنان‌ رويگردان ‌شدند» يعني‌: بيشتر كفار، از گرفتن‌ هشدارهايي‌ كه‌ قرآن‌ مشتمل‌ بر آنهاست‌، روي‌گردانيدند «در نتيجه‌ نمي‌شنوند» به‌ شنيدن‌ تأمل‌ و طاعت‌ و پذيرش‌، يعني‌ به‌چنان‌ شنيدني‌ كه‌ از آن‌ بهره‌اي‌ ببرند، بدان‌ جهت‌ كه‌ از آن‌ روي‌گردانند.
	آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند» كافران‌: «دلهاي‌ ما از آنچه‌ ما را به‌ آن‌ مي‌خواني» از توحيد و تقوي‌ و ايمان‌ «در پرده‌هايي‌ است» يعني‌: در پوشش‌هايي‌ است‌ پس‌ آنچه‌ را كه‌ تو مي‌گويي‌، دلهاي‌ ما فهم‌ نمي‌كند و سخنت‌ به‌ آنها نمي‌رسد. كنان‌: جعبه‌ يا خريطه ‌تير است‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ دلهاي‌ ما در درون‌ پرده‌هاي‌ ضخيمي‌ قرار دارد «و درگوشهايمان‌ سنگيني‌اي‌ است» يعني‌: كري‌ و ناشنوايي‌اي‌ است‌ «و ميان‌ ما و تو حجابي‌ است» يعني‌: پرده‌اي‌ است‌ كه‌ ما را از رؤيت‌ تو باز مي‌دارد، يا صداي‌ تو را از ما مي‌پوشاند لذا آنچه‌ را كه‌ تو مي‌گويي‌، نمي‌دانيم‌.
اينها تمثيل‌ هايي‌ است‌ از سوي‌ آنان‌ براي‌ دوري‌ دلهايشان‌ از دريافت‌ حق‌، بيزاري‌ گوشهايشان‌ از شنيدن‌ آن‌ و ممتنع ‌بودن‌ ايجاد هرگونه‌ پيوند و ارتباط ميان‌ آنان‌ و ميان‌ رسول‌‌خدا‌ص «پس‌ تو كار خود را بكن‌، ما هم‌ كار خود را مي‌كنيم» يعني‌: تو بر دين‌ خويش‌ عمل‌ كن‌ كه‌ ما نيز بر دين‌ خودمان‌ عمل‌ مي‌كنيم‌. به‌قولي‌ مراد اين‌ است‌: تو براي‌ آخرتت‌ عمل‌ كن‌ و ما براي‌ دنيايمان‌ عمل‌ مي‌كنيم‌.
 
	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمدص در رد اين‌ موضع‌ كافران‌ «جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ بشري‌ مانند شما هستم‌، با اين‌ تفاوت‌ كه‌ به‌سوي‌ من‌ وحي‌ مي‌شود كه‌: خداي‌ شما خداي‌ يگانه‌اي ‌است» يعني‌: جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ نيز بشري‌ همانند يك‌ تن‌ از خود شما هستم‌ و از جنسي‌ مغاير با جنس‌ شما نيستم‌، نه‌ فرشته‌ هستم‌، نه‌ جن‌ و نه‌ از جنس‌ ديگري‌ جز جنس‌ بشر تا دلهايتان‌ از من‌ در پرده‌ و پوششي‌ باشد. از سوي‌ ديگر، من‌ شما را به‌سوي‌ چيزي‌ كه‌ با عقل‌ مخالف‌ باشد دعوت‌ نكرده‌ام‌ بلكه‌ شما را به‌سوي‌ توحيد و يكتاپرستي‌ فراخوانده‌ام‌. تنها فرقي‌ كه‌ ميان‌ من‌ و شما هست‌ در اين‌ است‌ كه‌ به‌من‌ وحي‌ فرستاده‌ مي‌شود نه‌ به‌ شما لذا من‌ با وحي‌ الهي‌ پيامبر شده‌ام‌ و پيروي‌ من ‌بر شما واجب‌ گرديده‌ است‌ «پس‌ مستقيما به‌سوي‌ او بشتابيد» با طاعت‌ و عبادت ‌خالصانه‌ و بي‌شائبه‌ و از راه‌ وي‌ ميل‌ و انحراف‌ نكنيد «و از او آمرزش ‌بخواهيد» به‌خاطر گناهاني‌ كه‌ از شما سر زده‌ است‌ «و ويل‌ بر مشركان» از فرط جهالت‌ و استخفافشان‌ به‌ خداي‌ سبحان‌. ويل‌: كلمه‌ عذاب‌ و تهديد است‌. يعني‌: هلاكت‌ و نابودي‌ بر آنان‌ باد!
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ زكات‌ نمي‌پردازند» يعني‌: به‌ وجوب‌ زكات‌ ايمان‌ ندارند و آن‌را از فقرا بازداشته‌ و در راه‌ حق‌ انفاق‌ نمي‌كنند «و آنان‌ كه‌ به‌ آخرت‌ كافرند» و منكر آن‌ مي‌باشند. نسفي‌ مي‌گويد: «خداوند متعال‌ ندادن‌ زكات‌ از سوي‌ آنهارا به‌ انكار آخرت‌ پيوست‌ كرد زيرا دوست‌ داشته‌ترين‌ چيز در پيش‌ انسان‌ مال‌ اوست‌ و سخن‌ معروفي‌ است‌ كه‌ مال‌، به‌ جان‌ راه‌ دارد پس‌ اگر شخص‌ مالش‌ را در راه ‌خدا(ج) داد، اين‌ دليلي‌ است‌ نيرومند بر صلاح‌ و استقامت‌ وي‌».
 
	سوره آل عمران آيه  94
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ كساني‌ كه‌ بعد از اين» يعني‌: بعد از آوردن‌ تورات‌ و تلاوت‌ آن، يا بعد از اين‌ تحدي‌ و هماوردطلبي‌ با آنان‌ در خصوص‌ آنچه‌ كه‌ در كتاب‌ خودشان‌ آمده‌است‌؛ «بر خدا دروغ‌ بندند، آنان‌ خود ستمكارانند» زيرا كسي‌ كه‌ به‌ داوري‌ كتاب‌خودش‌ و آنچه‌ كه‌ اعتقاد شرعي‌ درست‌ خويش‌ مي‌شناسد، فرا خوانده‌ شود و باز هم‌ بعد از آن‌ جدل‌كنان‌ بر خداي‌ سبحان‌ دروغ‌ بربندد، هيچ‌كس‌ از وي‌ ستمكارترنيست‌.
 
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، ايشان‌ را پاداشي‌ غير مقطوع‌ است» يعني‌: پاداشي‌ ناكاسته‌ و قطع‌ نشدني‌ است‌. يا معناي‌ «غير مقطوع‌» اين‌ است‌: به‌خاطر دادن‌ آن‌ پاداش‌، بر ايشان‌ منت‌ گذاشته‌ نمي‌شود زيرا منت‌گذاشتن‌ در برابر فضل‌ و بخش