ref="w:text:4679.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:4680.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:4681.txt">آيه  17-18</a><a class="text" href="w:text:4682.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:4683.txt">آيه  20</a></body></html>آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظاً ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آنها را به‌ صورت‌ هفت‌ آسمان‌ ساخت» يعني‌: خداوند (ج) زمين‌ و آسمان‌ را آفريد و آنها را محكم‌ و استوار ساخت‌ و از كار آنها فارغ‌ شد «در دو روز» ديگر. پس‌ آفرينش‌ زمين‌ و آسمانها، جمعا در شش‌ روز انجام‌ يافت‌. مجاهد مي‌گويد: «و هر روز از اين‌ شش‌ روز، همانند هزار سال‌ است‌ از آنچه‌ شما مي‌شماريد». «و در هر آسماني‌ امر آن‌ را وحي‌ كرد» يعني‌: در هر آسمان‌، نظامي قرار داد كه‌ امور آن‌ آسمان‌ بر مبناي‌ آن‌ نظام‌ به‌ سامان‌ مي‌آيد. قتاده‌ مي‌گويد: «يعني‌ در هر آسماني‌، خورشيد، ماه‌، ستارگان‌، كهكشانها، افلاك‌، فرشتگان‌، درياها، برف‌ها و... همه‌ چيز آن‌ را آفريد. بعد از اين‌ پرداختن‌ به‌ كار آسمانها بود كه‌ زمين‌ را نيز ـ كه‌ قبل‌ از آسمانها آفريده‌ بود ـ گسترانيد و آن‌ را درهم‌ پيچانيد (يعني‌ آن‌ را به‌ هيأت‌ كروي‌ قرار داد) پس‌ زمين‌ در آفرينش‌ خود بر آسمانها متقدم‌ اما در گسترانيدن‌ و به‌ هيأت‌ كروي‌ قرار داده‌ شدن‌، از آسمانها متأخر است‌. والله اعلم‌». «و آسمان‌ دنيا را به‌ چراغها بياراستيم» يعني‌: به‌ ستارگاني‌ درخشان‌ ونوراني‌ و روشنگر كه‌ مانند چراغ‌ مي‌درخشند «و حفظي» يعني‌: چراغها را در آسمان‌ به‌ عنوان‌ زينت‌ و نگهباني‌ آفريديم‌. مراد؛ نگهباني‌ آسمان‌ دنيا به‌وسيله ‌ستارگان‌ از نفوذ شياطيني‌ است‌ كه‌ استراق‌ سمع‌ مي‌كنند «اين‌ است‌ تقدير خداوند عزيز عليم» يعني‌: اين‌ نظام‌ بديع‌ و اين‌ آفرينش‌ شگرف‌ و شگفت‌، همانا از ترتيب‌، تقدير و تدبير خداوندي‌ است‌ كه‌ بر آفرينش‌ هر چيزي‌ قادر است‌، ذاتي‌ كه ‌همه‌چيز را مي‌داند.
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر» بعد از اين‌ بيان‌ روشن‌ «روي‌ برتافتند» كفار مكه‌ از تدبير و تفكر در اين‌ مخلوقات‌ و در اين‌ آيات‌ تكويني‌. يا از پيروي‌ اين‌ آيات‌ تنزيلي‌ و ايمان‌ به‌ آن ‌«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «شما را از صاعقه‌اي‌ چون‌ صاعقه‌ عاد و ثمود هشدار دادم» مراد از صاعقه‌: عذابي‌ است‌ كه‌ مانند صاعقه‌ در دم‌ كشنده‌ است‌، گويي‌ صاعقه‌اي‌ است‌. صاعقه‌ در اصل‌: بانگ‌ مرگبار يا قطعه‌اي‌ از آتش‌ مذاب‌ است‌ كه‌ همراه‌ با رعدي‌ شديد از آسمان‌ فرود مي‌آيد.
در بيان‌ واقعه‌ گفت‌وگوي‌ عتبه‌بن‌ربيعه‌ با رسول‌‌خدا‌ص در مقدمه‌ سوره‌، خوانديم‌ كه‌: رسول‌‌خدا‌ص چون‌ به‌ اين‌ آيه‌ رسيدند، عتبه‌ دست‌ بر دهان‌ ايشان ‌نهاد و التماس‌ كرد كه‌ جلوتر نروند تا مبادا بر مشركان‌ عذاب‌ نازل‌ شود.
 
	آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ جَاءتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاء رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چون‌ پيامبرانشان‌ از پيش‌ رو و از پشت‌ سر بر آنان‌ آمدند» يعني‌: چون ‌پيامبران‌(ع) از هر جانب‌ و جهتي‌ و با به‌كار گرفتن‌ هرگونه‌ امكان‌ و تواني‌ نزد آنها آمدند اما جز رويگرداني‌ چيز ديگري‌ از آنها نديدند. يا معني‌ اين‌ است‌: پيامبران ‌متقدم‌ و متأخر به‌ سويشان‌ آمدند، كه‌ پيامبران‌ متأخر را آنها خود ديدند اما پيام‌ پيامبران‌ پيشين‌ نيز به‌ آنان‌ رسيده‌ بود پس‌ گويي‌ پيامبران‌ پيشين‌ و پسين‌ همگي ‌به‌سويشان‌ آمده‌ و آنها را با اين‌ سخن‌ مورد خطاب‌ قرار دادند: «كه‌ جز خدا را نپرستيد» و فقط او را به‌ يگانگي‌ بپرستيد «گفتند: اگر پروردگار ما مي‌خواست‌، قطعا فرشتگاني‌ فرومي‌فرستاد» به‌سوي‌ ما و بشري‌ از جنس‌ ما را به‌سوي‌ ما به‌ رسالت‌ برنمي‌انگيخت‌ «پس ما به‌ آنچه‌ شما بدان‌ فرستاده‌ شده‌ايد، كافريم» يعني‌: چون‌ شما پيامبران‌، بشر هستيد و فرشته‌ نيستيد لذا ما به‌ شما و آنچه‌ كه‌ با خود به‌همراه ‌آورده‌ايد، ايمان‌ نمي‌آوريم‌. يعني‌: ما كافر و منكر اين‌ امر هستيم‌ كه‌ خداوند (ج) شما را به‌سوي‌ ما فرستاده‌ باشد.
آري‌! پاسخ‌ اين‌ امتها به‌ هود و صالح‌ و ساير پيامبراني‌ كه‌ آنها را به‌سوي‌ ايمان ‌دعوت‌ كردند، اين‌ بود.
 
	 آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما قوم‌ عاد، به‌ ناحق‌ در زمين‌ تكبر كردند» از ايمان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ و تصديق ‌پيامبرانش‌ و بر كساني‌ كه‌ در زمين‌اند برتري‌ طلبيدند، بي‌آن‌كه‌ مستحق‌ اين‌ برتري ‌باشند «و گفتند: از ما نيرومندتر كيست‌؟» يعني‌: چه‌كسي‌ از ما پرتوان‌تر و نيرومندتر است‌؟ زيرا آنان‌ قامت‌هاي‌ بلند و تن‌هاي‌ قوي‌ و استواري‌ داشتند به‌ طوري‌كه ‌يكي‌ از آنان‌ صخره‌سنگي‌ بزرگ‌ را از كوه‌ با دستش‌ مي‌كند و سپس‌ آن‌ را در هر جايي‌ كه‌ مي‌خواست‌، مي‌گذاشت‌ از اين‌ روي‌، وقتي‌ كه‌ هود آنان‌ را به‌ عذاب ‌تهديد كرد، به‌ پيكرهاي‌ تنومند خود مغرور و فريفته‌ شدند. البته‌ منظورشان‌ از اين‌ سخن‌ اين‌ بود: ما بر دفع‌ عذابي‌ كه‌ بر ما فرود مي‌آيد، قادر و تواناييم‌. «آيا نديده‌اند» يعني‌: آيا به‌ علمي‌ يقيني‌ كه‌ در حكم‌ ديدن‌ عيني‌ است‌، ندانسته‌اند «كه‌ خدايي‌ كه‌ آنان‌ را آفريده از آنها پرتوان‌تر است‌؟» پس‌ او تواناست‌ بر اين‌كه‌ از انواع ‌عذاب‌ خويش‌ هر چه‌ بخواهد، فقط با گفتن‌ كلمه‌: «كن‌: موجود شو» بر آنان ‌فرود آورد؟ لذا قدرت‌ بندگان‌ متناهي‌ و محدود و قدرت‌ خداوند (ج) بي‌نهايت‌ وغيرمحدود است‌. بنابراين‌، مراد از اين‌ فرموده‌ خداوند (ج): (او از آنان‌ پرتوان ‌تر است)، بيان‌ نسبت‌ تفضيلي‌ نيست‌، چراكه‌ قدرت‌ او با قدرت‌ بشر قابل‌ مقايسه ‌نمي‌باشد بلكه‌ اين‌ سخن‌ از باب‌ اين‌ سخن‌ ماست‌ كه‌ مي‌گوييم‌: «الله‌ اكبر: خدا بزرگتر است‌». بي‌آن‌كه‌ نسبت‌ تفضيلي‌ و مقايسه‌اي‌ را مد نظر داشته‌ باشيم‌. «و در نتيجه‌ آيات‌ ما را انكار مي‌كردند» يعني‌: معجزات‌ پيامبران‌(ع) را انكار مي‌كردند، با آن‌كه‌ مي‌