ن‌ حمله‌ور شوي، زبان‌ از كام‌ برآورد و اگر هم‌ آن‌ را به‌ حال‌ خود واگذاري، باز هم‌ زبان‌ از كام‌ برآورد» يعني‌: بلعم‌ باعورا چنان‌ است‌ كه‌ اگر فهم‌ وحكمت‌ را بر او بار كني، آن‌ را برنمي‌دارد و اگر هم‌ او را به‌ حال‌ خودش ‌واگذاري، به‌ خيري‌ راه‌ نمي‌ يابد. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: اگر پندش‌ دهي،گمراه‌ مي‌شود و اگر او را به‌ حال‌ خودش‌ واگذاري، نيز گمراه‌ مي‌شود پس‌ او در گمراهي‌اي‌ پيوسته‌ قرار داشته‌ و گمراهي‌ هميشه‌ گريبانگيرش‌ مي‌باشد، به‌ سبب‌ آن‌كه‌ از آيات‌ پرورگارش‌ تهي‌ و عاري‌ شده‌ لذا او همچون‌ سگي‌ است‌ كه‌ اگر به‌حال‌ خود رها باشد، زبان‌ از دهان‌ بيرون‌ مي‌آورد و اگر بر وي‌ حمله‌ور شوند، نيز زبان‌ از دهان‌ بيرون‌ مي‌آورد، درحالي‌كه‌ ساير حيوانات‌ چنين‌ نيستند زيرا اگر بر آنان‌ حمله‌ور شوي، زبان‌ از دهان‌ بيرون‌ مي‌آورند و در غير آن‌ خير، اما سگ‌ در هر دو حالت، زبان‌ از دهان‌ بيرون‌ مي‌آورد.
«اين‌ مثل‌ آن‌ گروهي‌ است‌ كه‌ آيات‌ ما را تكذيب‌ كردند» يعني‌: اين‌ مثل‌ پست‌ و خفت‌بار، مثل‌ و وصف‌ گروهي‌ است‌ كه‌ بعد از علم‌ و آگاهي‌ به‌ آيات‌ ما، آنها را تكذيب‌ نمودند و تحريف‌ كردند؛ اعم‌ از يهود و غير آنان‌ «پس‌ اين‌ داستانها رابرآنان‌ حكايت‌ كن» يعني‌: داستان‌ مرد تهي‌ شده‌ از آيات‌ ما و غير آن‌ از داستانهاي ‌پندآموز را بر آنان‌ حكايت‌ كن‌ چراكه‌ مثل‌ و وصفشان، همانند مثل‌ اين‌ گروهي‌ از يهود است‌ كه‌ تو را تكذيب‌ مي‌كنند «شايد آنان‌ بينديشند» و از گمراهي‌ باز آمده ‌به‌سوي‌ راه‌ صواب‌ روي‌ آورند.
 
	آيه  177
‏متن آيه : ‏
‏ سَاء مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُواْ يَظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چه‌ زشت‌ است‌ از روي‌ مثل» يعني‌: چه‌ زشت‌ است‌ داستان‌ و وصف‌ «قومي‌ كه‌ آيات‌ ما را تكذيب‌ كردند» چرا كه‌ افعالشان‌ زشت‌ است‌ «و به‌ خود ستم‌مي‌كردند» يعني‌: با تكذيب‌ آيات‌ بر كسي‌ ديگر جز بر خود ستم‌ نمي‌كردند.
 
آيه  178
‏متن آيه : ‏
‏ مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كه‌ را خدا هدايت‌ كند، همانا او راه‌يافته‌ است» به‌ سوي‌ شرع‌ و امر خداوند(ج)  به‌ بندگانش‌ پس‌ هدايتي‌ جز به‌ توفيق‌ حق‌ تعالي‌ و آفرينش‌ وي‌ نيست‌ «وكساني‌ را كه‌ گمراه‌ نمايد، آن‌ گروه‌ ايشانند زيانكاران» كه‌ در زيان‌ كامل‌ فرو افتاده‌اند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1334.txt">آيه  179</a><a class="text" href="w:text:1335.txt">آيه  180</a><a class="text" href="w:text:1336.txt">آيه  181</a><a class="text" href="w:text:1337.txt">آيه  182</a><a class="text" href="w:text:1338.txt">آيه  183</a><a class="text" href="w:text:1339.txt">آيه  184</a><a class="text" href="w:text:1340.txt">آيه  185</a><a class="text" href="w:text:1341.txt">آيه  186</a><a class="text" href="w:text:1342.txt">آيه  187</a></body></html>آيه  179
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در حقيقت، بسياري‌ از جن‌ و انس‌ را» كه‌ عبارت‌اند از كفار هر دو گروه‌ «براي‌ جهنم‌ آفريديم» البته‌ خداوند متعال‌ درحال‌ آفرينش‌شان‌ مي‌دانست‌ كه‌ فرجام‌ كارشان‌ سرانجام‌ به‌سوي‌ جهنم‌ است، چرا كه‌ اختيارا به‌ عمل‌ اهل‌ دوزخ ‌عمل‌ مي‌كنند. آري‌! او ـ قبل‌ از آن‌كه‌ آنان‌ به‌ دنياي‌ هستي‌ قدم‌ گذارند ـ مي‌دانست‌ كه‌ در زندگي‌ خود چگونه‌ عمل‌ خواهند كرد. آن‌گاه‌ در علت ‌جهنمي‌ بودنشان‌ مي‌فرمايد: «چرا كه‌ آنان‌ دلهايي‌ دارند كه‌ با آنها در نمي‌يابند» حقايق‌را چنان‌كه‌ رهيافتگان‌ درمي‌يابند «و چشماني‌ دارند كه‌ با آنها نمي‌بينند» راه‌ رشد و راستي‌ و نشانه‌هاي‌ الهي‌ را «و گوشهايي‌ دارند كه‌ با آنها نمي‌شنوند» پندها و اندرزهارا بنابراين، از چشمانشان‌ ديدن‌ راه‌ هدايت‌ رخت‌ بربسته، هرچند كه‌ چشمانشان‌ در غير اين‌ ميادين، از ديد و بينايي‌ برخوردار است‌ و از گوشهايشان‌ شنيدن‌ پندهاي ‌سودمند و قوانين‌ و احكامي‌ كه‌ كتابهاي‌ منزل‌ و سنن‌ پيام‌آوران‌ خدا(ج)  دربردارند، از بين‌ رفته‌ لذا اين‌ چيزها را نمي‌شنوند، هرچند كه‌ از نيروي‌ شنوايي‌ كلا بي‌بهره‌ نبوده‌ و غير آن‌ از سخنان‌ را مي‌شنوند و مي‌پذيرند «آنان» كه‌ موصوف‌ به ‌اين‌ اوصافند «همانند چهارپايانند» در سود نگرفتن‌ از حواس‌ و مشاعر خود «بلكه ‌گمراه‌ترند» از چهارپايان‌ زيرا چهارپايان‌ آنچه‌ را كه‌ به‌ سود و زيانشان‌ است، درمي‌يابند و بنابراين، از آنچه‌ كه‌ برايشان‌ سودمند است، سود گرفته‌ و از آنچه‌ كه ‌زيانبار است، پرهيز مي‌كنند، اما اين‌ گروه‌؛ در ميان‌ سود و زيان‌ خود ـ به‌ اعتبار آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ از آنان‌ خواسته‌ و آنها را بدان‌ مكلف‌ نموده‌ ـ هيچ‌گونه ‌تمييزي‌ نمي‌دهند «آن‌ گروه، همانا غافلانند» يعني‌: آنان‌ نسبت‌ به‌ خداوندي‌ خدا(ج)  و آيات‌ و شريعت‌ وي‌ و آنچه‌ كه‌ براي‌ اهل‌ طاعت‌ و معصيت‌ آماده‌ كرده‌ است، در غفلت‌ كامل‌ قراردارند.
 
	 آيه  180
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ الله نامهاي‌ نيكو است» يعني‌: نيكوترين‌ نامها از آن‌ خداوند(ج)  است‌ و به‌ وي‌ اختصاص‌ دارد زيرا نامهاي‌ وي‌ بر نيكوترين‌ مسمي‌ كه‌ ذات‌ ذوالجلال ‌اوست‌ و بر شريف‌ترين‌ معاني‌؛ چون‌ رحمت، قدرت، علم، حكمت، آگاهي، عزت‌ و غيره‌ دلالت‌ مي‌كنند «پس‌ او را به‌ آن‌ نامها بخوانيد» مثلا بگوييد: يا الله! يارحمن‌! يا رحيم‌! يا عليم‌!... زيرا خواندن‌ خداي‌ سبحان‌ با نامهاي‌ نيكوي‌ وي، از اسباب‌ اجابت‌ دعاء است‌ «و كساني‌ را كه‌ در مورد نامهاي‌ الله كژروي‌ مي‌كنند واگذاريد» يلحدون‌: الفاظ يا معاني‌ نامهاي‌ الهي‌ را تحريف‌ مي‌كنند «به‌ زودي‌ به‌سزاي‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دادند، كيفر خواهند يافت».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ الحاد (كجروي‌) در اسماء خداوند متعال‌ بر سه‌ وجه ‌است‌: 
1 ـ تغييردادن‌ اسماء الهي‌ ـ چنان‌كه‌ مشركان‌ كردند ـ زيرا آنها اسم‌ «لات» را ازالله، اسم‌ «عزي» را از عزيز و اسم‌ «مناه» را از منان‌ گرفتند.
2 ـ افزودن‌ بر نامهاي‌ الله(ج) ، چون‌ اختراع‌ نامهايي‌ براي‌ وي‌ كه‌ بدانها اذن‌ نداده‌است‌ زيرا نامهاي‌ خداوند متعال، توقيفي‌ است‌ 