 ملول‌ و دلتنگ‌ نمي‌شوند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4705.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:4706.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:4707.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:4708.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:4709.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:4710.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:4711.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:4712.txt">آيه  46</a></body></html>آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از» ديگر «آيات» و نشانه‌هاي‌ قدرت‌ و وحدانيت‌ «او اين‌ است‌ كه‌ تو زمين‌ را خاشع‌ و پژمرده‌ مي‌بيني» اصل‌ خشوع‌، عبارت‌ از خواري‌ و خاكساري‌ است‌ كه‌ اين‌ تعبير براي‌ زمين‌ خشك‌ و بي‌رونق‌، استعاره‌ گرفته‌ شده‌ است‌ لذا چون‌ زمين ‌خشك‌ شود و بر آن‌ باران‌ نبارد، گفته‌ مي‌شود كه‌: زمين‌ خاشع‌ شد. «پس‌ چون‌ بر آن‌ آب‌ فروفرستيم‌، به‌ جنبش‌ آيد» يعني‌: زمين‌ به‌ سبب‌ رستني‌ها به‌ حركت‌ درمي‌آيد و سبزه‌ها بر آن‌ مي‌جنبد «و بردمد» يعني‌: زمين‌ قبل‌ از آن‌كه‌ گياه‌ از آن‌ برويد، پرحجم‌ مي‌شود و بالا مي‌آيد. به‌قولي‌: رشد و بالا آمدن‌ زمين‌ به‌ سبب‌ اين ‌است‌ كه‌ رويش‌ گياهان‌ و رستني‌ها بر حجم‌ آن‌ مي‌افزايند. گفتني‌ است‌ كه‌ مراد از دو كلمه‌: «اهتزت‌» و «ربت‌» ارائه‌ تصويري‌ زنده‌ و متحرك‌ از زمين‌ سبز شده ‌است‌. «بي‌گمان‌ همان‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را زندگي‌ بخشيد، زندگي‌بخش‌ مردگان‌ است» با برانگيختن‌ مجدد و حشر و نشر آنان‌ «در حقيقت‌ او بر هر چيزي‌ تواناست» هر چه‌ كه ‌باشد ؛ اعم‌ از زنده ‌گردانيدن‌، ميرانيدن‌ و غيره‌.
 
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ در آيات‌ ما كژروي‌ مي‌كنند» يعني‌: كساني‌ كه‌ از جاده‌ حق‌ و استقامت‌ ميل‌ مي‌كنند و كلام‌ خداي‌ عزوجل‌ را تحريف‌ نموده‌ و آن‌ را در غير جايگاه‌ آن‌ مي‌نهند و لازم‌ عقلي‌ آن‌ را بر آن‌ مترتب‌ نمي‌كنند «بر ما پوشيده‌ و پنهان‌ نيستند» بلكه‌ ما به‌ حال‌ آنان‌ داناييم‌ لذا آنان‌ را در برابر آنچه‌ كه‌ مي‌كنند، جزا مي‌دهيم‌. و اين‌ تهديدي‌ است‌ بسيار سخت‌ «آيا كسي‌ كه‌ در آتش‌ افگنده ‌مي‌شود، بهتر است‌ يا كسي‌ كه‌ روز قيامت‌ آسوده‌ خاطر مي‌آيد؟» مراد اين‌ است‌ كه‌ كژروان‌ و كژانديشان‌ در آيات‌ الهي‌، به‌ آتش‌ دوزخ‌ افگنده‌ مي‌شوند در حالي‌كه ‌مؤمنان‌ به‌ آيات‌ الهي‌، در روز قيامت‌ ايمن‌ و آسوده‌ خاطر مي‌آيند پس‌ شما خودداوري‌ كنيد كه‌ كدام‌ يك‌ از دوگروه‌ بهترند؟ «هر چه‌ مي‌خواهيد، بكنيد» از خير يا شر «همانا او به‌ آنچه‌ مي‌كنيد، بيناست» پس‌ شما را در برابر آنچه‌ مي‌كنيد، جزاي ‌مناسب‌ مي‌دهد. زجاج‌ مي‌گويد: «لفظ «اعملوا:  هر چه‌ مي‌خواهيد، بكنيد» لفظ امر و مفيد تهديدي‌ سخت‌ مي‌باشد».
بشيربن‌فتح‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: «اين‌ آيه ‌كريمه‌ درباره‌ ابوجهل‌ و عماربن‌ ياسر(رض) و تفاوت‌ حال‌ آن‌ دو نازل‌ شد». البته‌ مفاد آيه‌ عام‌ است‌.
 
	آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ به‌ ذكر» يعني‌: به‌ قرآن‌ «چون‌ بر آنان‌ نازل‌ شد كافر شدند» يقينا در برابر كفر خويش‌ مجازات‌ مي‌شوند «و به‌تحقيق‌ كه‌ آن‌ كتابي‌ عزيز است» يعني‌: قرآني‌ كه‌ در آن‌ كژروي‌ و كژانديشي‌ مي‌كنند، كتابي‌ است‌ گرامي‌ و ارجمند و برتر از آن‌ است‌ كه‌ مورد معارضه‌ قرار گيرد، يا طاعنان‌ در آن‌ طعن‌ زنند، اين ‌كتاب‌ برتر و والاتر از آن‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ عيبي‌ نسبت‌ داده‌ شود، گويي‌ دژ استوار و رفيعي‌ است‌ كه‌ دست‌ طاعنان‌ و غداران‌ تحريفگر و عيب‌جو از آن‌ كوتاه‌ مي‌باشد.
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باطل‌ از پيش‌ روي‌ آن‌ و از پشت‌ سر آن‌ در آن‌ راه‌ نمي‌يابد» يعني‌: قرآن‌ كريم‌ از اين‌ امر كه‌ چيزي‌ از آن‌ كاسته‌ يا در آن‌ افزوده‌ شود، محفوظ و مصون‌ است‌. از جانبي‌ ديگر، اين‌ كتاب‌ مبين‌، از سوي‌ كتب‌ آسماني‌ قبل‌ از خود، تكذيب ‌نمي‌شود و بعد از آن‌ نيز كتابي‌ نمي‌آيد تا آن‌ را ابطال‌ كند؛ پس‌ گذشته‌ و آينده ‌همه‌ مؤيد آن‌ است‌ «فروفرستاده‌اي‌ از سوي‌ الله با حكمت‌ ستوده‌ است» يعني‌: چگونه‌ باطل‌ را بر آن‌ راهي‌ خواهد بود در حالي‌كه‌ خداي‌ ذوالجلال‌ فرودآورنده‌ آن‌، از كمال‌ حكمت‌ و برترين‌ و والاترين‌ اوصاف‌ برخوردار است‌ به‌ طوري‌كه‌ از حكمت‌ و فرزانگي‌ خويش‌، امور را در نصاب‌ و جايگاه‌ درست‌ آنها قرار مي‌دهد، همچنان‌ او ستوده‌ است‌؛ به‌طوري‌كه‌ تمام‌ خلقش‌ او را در برابر نعمتهاي‌ بسياري‌ كه‌ بر آنان‌ فيضان‌ نموده‌ است‌، مي‌ستايند.
	آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ تو» اي‌ محمد‌ص «جز آنچه‌ كه‌ به‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو گفته‌ شده‌ بود، گفته‌ نمي‌شود» يعني‌: به‌ تو از سوي‌ اين‌ گروه‌ كفار ـ از انتسابت‌ به‌ جادوگري‌ و دروغ‌ و ديوانگي‌ ـ جز مانند آنچه‌ كه‌ به‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو گفته‌ شد، گفته‌ نمي‌شود زيرا اقوام‌ ايشان‌ نيز به‌ ايشان‌ همانند اين‌ چيزهايي‌ را مي‌گفتند كه‌ هم‌ اكنون‌ اين‌ گروه‌ به ‌تو مي‌گويند پس‌ همچنان‌ كه‌ ايشان‌ بر آزار اقوام‌ خويش‌ شكيبا بودند، تو نيز شكيبا باش‌ «بي‌گمان‌ پروردگارت‌ هم‌ صاحب‌ آمرزش‌ و هم‌ صاحب‌ عقوبتي‌ دردناك‌ است» پس ‌انتخاب‌ راه‌ با آنان‌ است‌ كه‌ آيا راه‌ آمرزش‌ را مي‌پويند، يا همچنان‌ به‌ راه‌ عقوبت ‌رهنوردند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ سعيدبن‌مسيب(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: چون‌ اين ‌آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «لولا عفو الله‌ وتجاوزه‌ ما هنأ أحد العيش‌، ولولا وعيده‌ وعقابه‌، لاتكل‌ كل‌ أحد: اگر عفو و درگذشت‌ خداوند (ج) نمي‌بود، زندگي‌ بر هيچ‌كس‌ گوارا نبود و اگر هشدارها و عذاب‌ وي‌ نمي‌بود، بي‌گمان‌ هركسي‌ به‌ (عفو و مغفرت‌) وي‌ تكيه‌ مي‌كرد». يعني‌ بي‌ ه