در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت: چون‌ سوره‌ ( إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏) نازل‌ شد، مشركان‌ مكه‌ به‌ مؤمناني‌ كه‌ در ميانشان‌ بودند، گفتند: اينك‌ كه‌ مردم‌ گروه‌گروه‌ به‌ دين‌ خدا(ج) درآمده‌اند، شما از ميان‌ ما بيرون‌ رويد، آخر تا كي‌ و براي‌ چه‌ در ميان‌ ما اقامت‌ مي‌گزينيد؟ پس ‌اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. اما عبدالرزاق‌ از قتاده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه ‌روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت: مراد از آنان‌ يهود و نصاري‌ بودند كه‌ به‌ مؤمنان ‌گفتند: كتاب‌ ما قبل‌ از كتاب‌ شما و پيامبر ما قبل‌ از پيامبر شماست‌ پس‌ ما از شما بهتريم‌.
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خدا همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ كتاب‌ را به‌حق‌» يعني: به‌ صدق‌ و راستي‌ «فرود آورد» مراد جنس‌ كتاب‌ است‌ پس‌ اين‌ معني‌، شامل‌ تمام‌ كتابهايي‌ كه‌ بر پيامبران(ع) نازل‌ شده‌ است‌، مي‌شود «و ميزان‌ را نيز» يعني: او عدالت‌ را نيز براي‌ برپا داشت ‌داد و انصاف‌ فرود آورد. حق‌ تعالي‌ عدالت‌ را «ميزان:  ترازو» ناميد زيرا ترازو ابزار عدل‌ و انصاف‌ و برابري‌ ميان‌ خلق‌ در معاملات‌ داد و ستد و خريد و فروش‌ آنان ‌است‌. به‌قولي: مراد از ميزان: مضامين‌ و احكامي‌ است‌ كه‌ در كتب‌ آسماني‌ در مورد بيان‌ خير و شر آمده‌ است‌. به‌قولي ‌ديگر مراد اين‌ است: خداي‌ عزوجل ‌وزن‌ كردن‌ با ترازو و ابزارهاي‌ سنجش‌ را براي‌ مردم‌ آموخت‌ تا حقوق‌ در ميانشان ‌ضايع‌ نگرديده‌ و از وقوع‌ مظالم‌ در ميانشان‌ جلوگيري‌ شود «و تو چه‌ داني‌، چه‌بسا قيامت‌ نزديك‌ باشد» و تو از نزديك‌ بودن‌ آن‌ آگاهي‌ نداري‌. اين‌ جمله‌، ترغيب‌ و انگيزشي‌ است‌ به‌ پيروي‌ از شرع‌ الله(ج)  و هشداري‌ است‌ از وقوع‌ ناگهاني‌ قيامت‌ و لزوم‌ آماده ‌بودن‌ براي‌ آن‌. يعني: چون‌ از زمان‌ وقوع‌ قيامت‌ آگاهي‌ نداريد پس ‌هميشه‌ براي‌ آن‌ آماده‌ باشيد.
 
	آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ به‌ قيامت‌ ايمان‌ ندارند، شتابزده‌ آن‌ را مي‌خواهند» كه‌ اين‌ شتاب‌زدگي ‌آنها، از روي‌ ريشخند و تمسخر به‌ قيامت‌ و ناشي‌ از تكذيب‌ و ناباوري‌ به‌ آن‌ است ‌«و كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند، از آن‌ ترسانند» يعني: از آمدن‌ قيامت‌ در ترس‌ و لرز و نگراني‌ به‌سر مي‌برند پس‌ آنان‌ با در نظر داشت‌ حقانيت‌ آن‌، در عمل‌ كوشايند و براي‌ آن‌ مستعد و آماده‌ مي‌باشند زيرا آنها مي‌دانند كه‌ در قيامت‌ مورد محاسبه‌ و بازپرسي‌ قرار مي‌گيرند. فعل‌ «اشفق‌» اگر به‌ «من‌» متعدي‌ شود ـ چنان‌كه‌ در اينجاست‌ ـ معناي‌ ترس‌ و هراس‌ در آن‌ آشكارتر است‌ و اگر به‌ «علي‌» متعدي‌ شود، مانند: «اشفقت‌ علي‌ اليتيم:  دلم‌ بر يتيم‌ سوخت‌» در اين‌ صورت‌، معناي‌ عنايت‌ و شفقت‌ در آن‌ آشكارتر مي‌باشد.
در حديث‌ شريف‌ متواتر آمده‌ است‌ كه‌ مردي‌ در يكي‌ از سفرهاي‌ رسول‌ خدا ص به‌ نداي‌ بلند خطاب‌ به‌ ايشان‌ گفت: اي‌ محمد! رسول‌ خدا ص با صدايي‌ همانند صداي‌ وي‌ پاسخ‌ دادند: «هاؤم‌!» يعني: بلي‌! چه‌ مي‌گويي‌؟ باز آن‌ شخص‌ با همان‌ صداي‌ بلند از ايشان‌ پرسيد؟ قيامت‌ چه‌ وقت‌ است‌؟ رسول‌ خدا ص پاسخ ‌دادند: «ويحك‌ إنها كائنة فما أعددت‌ لها: واي‌ بر تو! قيامت‌ آمدني‌ است‌، بگو كه ‌چه‌ براي‌ آن‌ آماده‌ كرده‌اي‌؟» مرد پاسخ‌ داد: «حب‌ الله‌ و رسوله: دوستي‌ خدا و پيامبرش‌ را براي‌ آن‌ آماده‌ كرده‌ام‌». رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «أنت‌ مع‌ من‌أحببت: در اين‌ صورت‌، تو با همان‌ كساني‌ هستي‌ كه‌ دوستشان‌ داري‌».
«و مي‌دانند كه‌ آن‌ حق‌ است‌» يعني: مؤمنان‌ مي‌دانند كه‌ قيامت‌ آمدني‌ است‌ و هيچ‌ شكي‌ در وقوع‌ آن‌ نيست‌ «آگاه‌ باش‌، همانا كساني‌ كه‌ درباره‌ قيامت‌ مكابره ‌مي‌كنند» يعني: از روي‌ شك‌ و شبهه‌، در باره‌ آن‌ مجادله‌ مي‌كنند «قطعا در گمراهي‌ دور و درازي‌» از حق‌ و حقيقت‌ «هستند» زيرا زنده ‌شدن‌ پس‌ از مرگ‌، شبيه‌ترين‌ امر از امور غيبي‌ به‌ محسوسات‌ است‌ كه‌ براي‌ آن‌ از عالم‌ شهود نمونه‌هاي‌ فراواني‌ وجود دارد پس‌ كسي‌ كه‌ با وجود همه‌ اين‌ دلايل‌ روشن‌ و انگيزه‌هاي‌ مبرهني‌ كه‌ بر اعتقاد به‌ آن‌ وجود دارد، به‌ آن‌ راه‌ نيابد و آن‌ را باور نكند، قطعا از راهيابي‌ به‌ غير آن‌ از اعتقادات‌ غيبي‌، دورتر است‌ پس‌ اگر آنها مي‌انديشيدند، قطعا مي‌دانستند كه‌ همان‌ ذاتي‌ كه‌ ابتدائا آنان‌ را آفريده‌ است‌، همو بر بازآفريني‌شان‌ نيز تواناست‌.
 
	آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«الله بر بندگان‌ خود لطيف‌ است‌» يعني: او به‌ ايشان‌ بسيار با رأفت‌ و پر مهر است‌، لطف‌ او بر بندگانش‌ در همه‌ امورشان‌ جاري‌ است‌ و از جمله‌ الطاف‌ وي‌، رزق‌ و روزي‌اي‌ است‌ كه‌ آنها به‌وسيله‌ آن‌ در دنيا زندگي‌ مي‌گذرانند «هركه‌ را» از آنان‌ «بخواهد» به‌ هرگونه‌ كه‌ بخواهد «روزي‌ مي‌دهد» پس‌ روزي‌ را بر اين ‌يكي‌ فراخ‌ و بر آن‌ ديگري‌ تنگ‌ و فروبسته‌ مي‌گرداند «و او قوي‌» يعني: داراي‌ قدرت‌ و قوت‌ بزرگ‌ و آشكاري‌ است‌ «عزيز است‌» كه‌ بر همه‌ چيز غالب ‌مي‌باشد و هيچ‌ چيز بر او غلبه‌ يافته‌ نمي‌تواند.
 
	 آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هركه‌ كشت‌ آخرت‌ را خواسته ‌باشد، براي‌ وي‌ در كشته‌اش‌ مي‌افزاييم‌» يعني: هر كس‌ با كار و كردار خويش‌ ثواب‌ و پاداش‌ آخرت‌ را خواسته‌ باشد، خداوند(ج) عملش‌ را برايش‌ از ده‌برابر تا هفتصد برابر آن‌ در ثواب‌ مضاعف‌ مي‌كند. به‌قولي ‌معني‌ اين‌ است: هر كس‌ با كار و كردار خويش‌ ثواب‌ و پاداش‌ آخرت‌ را خواسته ‌باشد، خداوند(ج)  در توفيق‌ و ياري‌اش‌ و در هموارسازي‌ راههاي‌ خير به‌رويش ‌مي‌افزايد. اصل‌ در «حرث‌» افگندن‌ بذر در زمين‌ است‌ و گاهي‌ اين‌ كلمه‌ بر ميوه‌ وحاصل‌ كشتزار نيز اطلاق‌ مي‌شود بنابراين‌، خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ كريمه‌، ثمره‌ ونتيجه‌ عمل‌ را به‌ ثمره‌ و محصول‌ كشتزار ت