بب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده ‌است‌ كه‌ مشركان‌ گفتند: شايد محمد در آنچه‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهد (از امر تبليغ‌)، خواهان‌ پاداشي‌ است‌. پس‌ اين ‌آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد تا اين‌ پندارشان‌ را نفي‌ نموده‌ و در عوض‌، آنان‌ را به‌ مودت‌ و دوستي‌ با آن‌ حضرت‌ ص و نزديكانشان‌ برانگيزد.
 	
سوره آل عمران آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چگونه‌ كفر مي‌ورزيد» مراد اين‌ نيست‌ كه‌ آن‌ گروه‌ از مسلمانان‌ كافر شده‌اند، چرا كه‌ به‌ صفت‌ ايمان‌: (يا أيها الذين آمنوا) مخاطب‌ گرديده‌اند، بلكه‌ مراد اين‌است‌ كه‌ راه‌ دوستي‌ با يهوديان، به‌ كفر منتهي‌ مي‌شود. آري‌! چگونه‌ به‌ راهي‌مي‌رويد كه‌ سرانجام‌ آن‌ كفر است‌ «با آن‌ كه‌ آيات‌ الهي‌ بر شما خوانده‌ مي‌شود» پس‌بر شماست‌ كه‌ اين‌ آيات‌ را بخوانيد و به‌ آنها چنگ‌ زنيد تا از اهداف‌ توطئه‌آميزي ‌كه‌ يهوديان‌ در قبال‌ شما دارند، آگاه‌ شويد «و رسول‌ خدا در ميان‌ شماست» پس‌ به‌او رجوع‌ نماييد و قضايا را به‌ او ارجاع‌ دهيد، كه‌ در اين‌ صورت‌ قطعا نيرنگ ‌يهوديان‌ بي‌اثر مي‌شود. البته‌ رجوع‌ به‌ شخص‌ پيامبرص در حال‌ حيات‌ ايشان‌ بود، اما بعد از درگذشت‌ ايشان‌؛ آثار و نشانه‌ها و سيرت‌ ايشان‌ و قرآني‌ را كه‌ از جانب‌حق‌ تعالي‌ آورده‌اند و سنت‌ ايشان، همگي‌ در ميان‌ ما باقي‌ است‌ و علماي‌ امت‌ هم ‌اين‌ منابع‌ و معارف‌ را مي‌شناسند، پس‌ چنان‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص براي‌ هميشه ‌در ميان‌ ما هستند، به‌ شرط آن‌ كه‌ به‌ آستان‌ سنت‌ و سيرتشان‌ رجوع‌ كرده‌ و بدانها تمسك‌ جوييم‌ تا از دسايس‌ و فتنه‌هاي‌ كفار اهل‌ كتاب‌ و غير آنان‌ در امان‌ مانيم‌ «و هر كس‌ به‌ خداوند پناه‌ برد، به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ شده‌است» بنابراين، خداوندمتعال‌ مؤمنان‌ را به‌ پناه ‌بردن‌ به‌ خود و ترك‌ اعتماد و گرايش‌ به‌ دشمنانش‌ ارشادمي‌كند تا راه‌ هدايت‌ به‌ رويشان‌ هموار شود و از گمراهي‌اي‌ كه‌ از سوي‌ دشمنان برايشان‌ برنامه‌ ريزي‌ شده‌ است، رهايي‌ يابند.
ابن‌جرير طبري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ از زيدبن‌ اسلم‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: شاس‌بن‌ قيس‌ يهودي‌ پيرمردي‌ بسيار عقده‌اي‌ و كينه‌توز عليه‌ مسلمانان ‌بود، روزي‌ نامبرده‌ از برابر مجلس‌ اوس‌ و خزرج‌ كه‌ با هم‌ گرم‌ گفت‌وگو بودند گذشت، پس‌ محبت‌ و الفت‌ و صفايي‌ را كه‌ از آنان‌ ديد، او را سخت‌ برآشفته ‌ساخت‌ و روزگار جاهليت‌ را به‌ ياد آورد كه‌ اوس‌ و خزرج‌ با هم‌ درگير جنگي‌ طولاني‌ و دشمني‌هاي‌ دراز دامني‌ بودند. در اين‌ اثنا جواني‌ از يهوديان‌ را كه‌ با وي ‌بود، دستور داد كه‌ برود و با آنان‌ بنشيند و روز «بعاث» را كه‌ در آن‌ ميان‌ اوس‌ وخزرج‌ جنگي‌ سخت‌ شعله‌ور شده‌ بود به‌ خاطرشان‌ بياورد. جوان‌ يهودي‌ چنين‌كرد. پس‌ احساسات‌ دوران‌ جاهليت‌ در ميان‌ آنان‌ بر انگيخته‌ شد و مشاجره‌ آغاز گشت‌ و كارچنان‌ بالا گرفت‌ كه‌ به‌ ميدان‌ جنگ‌ و سلاح‌ كشيد. رسول‌ خداص كه‌از ماجرا آگاه‌ شدند، به‌ سويشان‌ شتافته‌ و خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: آيا درحالي‌ كه ‌من‌ در ميان‌ شما هستم، داعيه‌ جاهليت‌ را سر داده‌ايد؟ آن‌گاه‌ در اين‌ باره، خطابه‌اي‌ موجز و بليغ‌ ايراد كردند كه‌ بر اثر آن‌ مسلمانان‌ به‌ خود آمدند و دانستندكه‌ اين‌ انگيزه، بر اثر وسوسه‌ شيطان‌ و مكر دشمنانشان‌ بوده‌ است‌. آن‌گاه‌ همديگررا به‌ گرمي‌ در آغوش‌ گرفته‌ و به‌ آيين‌ مهر و صفا بازگشتند. و خداوند متعال‌ اين‌آيات‌ را نازل‌ نمود.
 
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر مي‌گويند: پيامبر بر خداوند دروغي‌ بسته‌است‌» يعني: يا مگر اين‌ گروه‌ ستمگر مي‌گويند: محمد ص با ادعاي‌ نبوت‌، بر خداوند(ج) دروغ‌ بربسته ‌است ‌«پس‌ اگر خدا بخواهد، بر دلت‌ مهر مي‌نهد» يعني: اگر نفست‌ اين‌ پندار را بر تو القا كند كه‌ بر خداوند(ج)  دروغ‌ بربندي‌، بي‌گمان‌ او ـ اگر بخواهد ـ بر قلبت‌ مهر مي‌نهد لذا بر دروغ‌ بستن‌ قادر نمي‌شوي‌. مراد، استبعاد دروغ‌بافي‌ از سوي‌ كسي‌ مانند پيامبر اكرم‌ص است‌. ابوالسعود در تفسير خويش‌ مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ شاهدي‌ بر بطلان‌ افتراي‌ مشركان‌ است‌ زيرا بيانگر اين‌ امر مي‌باشد كه‌ اگر آن حضرت‌ص بر خداوند(ج)  دروغ‌ برمي‌بست‌، خداوند(ج)  به‌طور قطع‌ او را ـ با كوبيدن‌ مهر بر قلبش‌ ـ از اين‌ كار بازمي‌داشت‌، به‌گونه‌اي‌ كه‌ هيچ‌ معنايي‌ از معاني ‌آن‌ افتراها در ضميرش‌ نقش‌ نمي‌بست‌ و او نمي‌توانست‌ به‌ حرفي‌ از آن‌ حروف ‌نطق‌ كند».
«و خدا باطل‌ را» يعني: شرك‌ و افترارا «محو مي‌كند» پس‌ اگر آورده‌هاي ‌پيامبر ص باطل‌ مي‌ بود، قطعا خداوند(ج)  آنها را محو و نابود مي‌كرد چنان‌‌كه ‌عادت‌ پروردگار در خصوص‌ افتراكنندگان‌ به‌ وي‌ اين‌ بوده‌ است‌ «و حق‌ را» يعني: اسلام‌ را «استوار مي‌دارد» ولذا آن‌ را «با كلمات‌ خويش‌» يعني‌ با آنچه‌ كه‌ از قرآن‌ نازل‌ كرده‌ است‌، بيان‌ مي‌دارد «همانا الله به‌ راز سينه‌ها» يعني: به‌ آنچه‌ كه‌ در دلهاي‌ بندگان‌ است‌ «داناست‌».
 
	آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ كسي‌ كه‌ توبه‌ را از بندگان‌ خود مي‌پذيرد» يعني: از بندگان‌ گنهكارش ‌توبه‌ و بازگشتشان‌ را به‌سوي‌ خود از گناهاني‌ كه‌ كرده‌اند، مي‌پذيرد. اين‌ تعريض‌ وكنايه‌ گويي‌ به‌ بندگان‌ نافرمان‌ است‌ كه: بايد به‌ توبه‌ روي‌ آورند «و از گناهان‌ درمي‌گذرد» اعم‌ از صغيره‌ و كبيره‌ آنها «و آنچه‌ مي‌كنيد» از گناه‌ و توبه‌ «را مي‌داند» پس‌ در قبال‌ آن‌ به‌ شما جزاي‌ مناسب‌ مي‌دهد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌ مالك‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌خدا ص فرمودند: «بي‌گمان‌ خداوند متعال‌ به‌ توبه‌ بنده‌ خود ـ هنگامي‌ كه‌ به‌سوي‌ وي‌ بازمي‌گردد ـ شادمان‌تر از كسي‌ از شماست‌ كه‌ مركب ‌سواريش‌ در بياباني‌ از نزدش ‌گريخته‌ در حالي‌كه‌ غذا و نوشيدني‌اش‌ نيز بر بالاي‌ آن‌ مركب‌ قرار داشته‌ است‌ و او از يافتن‌ مركب‌ خويش‌ نا اميد گشته‌ و در اين‌ حال‌ نوميد