ستي‌ پس‌ چرا با خداوند سخن‌ نمي‌گويي‌ و به‌سوي‌ وي‌ نمي‌نگري ‌چنان‌ كه‌ موسي‌(ع) با وي‌ سخن‌ گفت‌؟ پس‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ نازل‌ شد و به‌ اين‌ حقيقت ‌اشاره‌ نمود كه‌ موسي‌(ع) به‌سوي‌ خداوند متعال‌ ننگريسته‌ است‌.
 	سوره آل عمران آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بايد از شما گروهي‌ باشند كه‌ به‌ خير دعوت‌ كنند» يعني‌: بايد گروهي‌ از شما به ‌فريضه‌ امر و نهي‌ و دعوت‌ اسلامي‌ قيام‌ كنند و با تعليم‌ و موعظه‌ و ارشاد و با سلطه ‌و قدرت‌ و حكومت، مردم‌ را به‌ سوي‌ آنچه‌ كه‌ سود دنيا و آخرتشان‌ در آن ‌است، فراخوانند و دستور دهند. به‌ قولي‌ مراد اين‌ است‌: همگي‌ شما بايد امتي ‌باشيد كه‌ دعوت‌ الي‌الله و امربه‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر مي‌كنيد. ولي‌ قول‌ اول ‌صحيح‌تر است‌ زيرا «من» در آيه‌ كريمه‌ مفيد بعضيت‌ است، لذا امر به‌ معروف‌ ونهي‌ از منكر فرض‌ كفايه‌ مي‌باشد كه‌ انجام‌ آن‌ بر فرد فرد امت، فرض‌ عين‌ نيست‌ واجراي‌ آن‌ سزاوار شأن‌ هر كسي‌ هم‌ نيست‌. ابن‌كثير از ابوجعفر باقر(رض) نقل‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ خداص اين‌ آيه‌ كريمه‌ را خواندند و سپس‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرمودند: «الخير اتباع القرآن وسنتي‌: خير؛ در پيروي‌ قرآن‌ و سنت‌ من‌ است» «و» بايد ازشما گروهي‌ باشند كه‌ «به‌ كار پسنديده‌ امر و از كار ناپسند منع‌ كنند» به‌ دست، يا به‌زبان‌. بايد دانست‌ كه‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر در نزد جمهور فقها، از فرايض‌ كفايي‌ اسلام‌ است‌ كه‌ اگر اهل‌ علم‌ ـ يعني‌ آنان‌ كه‌ مي‌دانند معروف‌ چيست‌ تا به‌آن‌ امر كنند و منكر چيست‌ تا از آن‌ نهي‌ كنند ـ به‌ آن‌ قيام‌ كنند، فرضيت‌ آن‌ از ديگران‌ ساقط مي‌گردد و در غير آن، فرضيت‌ آن‌ بر ذمه‌ هر فرد مسلماني‌ باقي‌ مي‌ماند، همان‌ گونه‌ كه‌ عموميت‌ اين‌ فريضه، از آيه‌ (110) نيز برمي‌آيد.
آري‌! امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر از بزرگترين‌ واجبات‌ شريعت‌ مطهر اسلام‌ واصلي‌ مهم‌ از اصول‌ آن‌ مي‌باشد زيرا با اين‌ واجب‌ بزرگ‌ است‌ كه‌ نظام‌ اسلامي‌كامل‌ مي‌شود، بدان‌ جهت‌ كه‌ گاهي‌ بعضي‌ از پيروان‌ دين‌ حق، به‌سبب‌ جهل‌ وناآگاهي، يا به‌ انگيزه‌ پيروي‌ از هواها و خواهشهاي‌ نفس، از دين‌ خويش‌ منحرف‌مي‌شوند، يا از اداي‌ تكاليف‌ و مسئوليتهاي‌ خويش‌ شانه‌ خالي‌ مي‌كنند، يا به‌يك‌ديگر ظلم‌ مي‌كنند، پس‌ اگر كسي‌ نباشد كه‌ راه‌ را روشن، جاده‌ رانشانه‌گذاري، گمراه‌ را راهنموني، مقصر را موعظه‌ و ظالم‌ را بر سر جاي‌ خود بنشاند، بدون‌ شك‌ انحرافات‌ بزرگ‌ و بسياري‌ در جامعه‌ پديد مي‌آيد، هم‌ بدين‌جهت‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ ما را از دچار شدن‌ به‌ سرنوشت‌ و عاقبتي‌ همانندسرنوشت‌ و عاقبت‌ بني‌اسرائيل‌ برحذر مي‌دارد، آنجا كه‌ آنان‌ را به‌ علت ‌فروگذاشتن‌ فريضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر، لعنت‌ مي‌نمايد: (بني‌اسرائيل‌مورد لعنت‌ قرار گرفتند؛ چرا كه‌ سركشي‌ كردند و از حد درگذشتند، آنان‌يك‌ديگر را از منكري‌ كه‌ مرتكب‌ مي‌شدند نهي‌ نمي‌كردند، چه‌ بد است‌ كار وكردارشان) «مائده/‌79». «و آن‌ گروه» يعني‌: گروهي‌ كه‌ به‌ فريضه‌ امر به‌ معروف‌ ونهي‌ از منكر قيام‌ كردند «ايشانند رستگاران» يعني‌: ايشانند اختصاص‌ يافتگان‌ به‌فلاح‌ و رستگاري‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «من‌ رأي‌ منكم‌ منكرا فليغيره‌ بيده، فان‌ لم‌ يستطع‌ فبلسانه، فان‌ لم‌ يستطع‌ فبقلبه، وذلك‌ أضعف‌ الايمان‌: هركس‌ از شمامنكري‌ را ديد، بايد آن‌ را به ‌دست‌ خود تغيير دهد، اگر نتوانست‌ به‌ زبان‌ خود و اگرنتوانست‌ به‌ قلب‌ خود و اين‌ ضعيف‌ترين‌ پايه‌ ايمان‌ است».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4781.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:4782.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:4783.txt">آيه  1-2-3</a><a class="text" href="w:text:4784.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4785.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:4786.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:4787.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:4788.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:4789.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:4790.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:4791.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ زخرف ﴾</a></body></html>آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همين‌گونه‌ روحي‌ از امر خويش‌ را به‌سوي‌ تو وحي‌ كرديم‌» يعني: چنان‌كه‌ به ‌پيامبران‌ قبل‌ از تو وحي‌ فرستاديم‌ همچنين‌ به‌سوي‌ تو قرآن‌ را كه‌ از امر ما است‌، وحي‌ فرستاديم‌. قرآن‌ «روح‌» است‌ زيرا وسيله‌ هدايت‌ انسانها و حياتبخش‌ آنها از مرگ‌ كفر مي‌باشد كه‌ قلبها به‌وسيله‌ آن‌ زنده‌ شده‌ و جانها از آن‌ به‌ نشاط و طراوت ‌در مي‌آيند «و تو پيشتر نمي‌دانستي‌ كه‌ كتاب‌ چيست‌» زيرا رسول‌ خدا ص امي ‌بودند، نه‌ مي‌خواندند و نه‌ مي‌نوشتند «و نمي‌دانستي‌ كه‌ ايمان‌ كدام‌ است‌؟» يعني: تو قبل‌ از نبوت‌ معناي‌ ايمان‌ و تفاصيل‌ شرايع‌ و احكام‌ ديني‌ را نمي‌شناختي‌. حق‌ تعالي‌ ايمان‌ را به‌ يادآوري‌ مخصوص‌ ساخت‌ زيرا ايمان‌ رأس‌ و اساس‌ همه‌ شرايع‌ و احكام‌ است‌.
بايد دانست‌ كه‌ اين‌ آيه‌كريمه‌، نفي‌كننده‌ حقيقت‌ ايمان‌ از رسول‌ اكرم‌ص نيست ‌زيرا انبيا (ع) قبل‌ از مبعوث‌ شدن‌ به‌ نبوت‌ نيز از جهل‌ به‌ خداوند(ج) و صفات‌ آن‌ و شك ‌آوردن‌ در چيزي‌ از اين‌ حقايق‌ معصوم‌ بوده‌اند و روايات‌ متعددي‌ در اين ‌مورد كه‌ انبيا (ع) را از اين‌ نقيصه‌ تنزيه‌ مي‌كند، در دست‌ است‌ بلكه‌ چنان‌كه‌ گفتيم‌؛ مراد از «ايمان‌» در اينجا، شرايع‌ و احكامي‌ اند كه‌ بر وحي‌ الهي‌ متكي ‌مي‌باشند، يعني: تو قبل‌ از نبوت‌ تفاصيل‌ شرايع‌ و احكام‌ ديني‌ را نمي‌شناختي‌. گفتني‌ است‌؛ آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ پيامبراكرمص قبل‌ از نبوت‌ نيز به ‌شريعتي‌ از شرايع‌ انبياي‌ پيشين‌ متمسك‌ نبوده‌اند.
«ولي‌ وحي‌ را نوري‌ گردانيديم‌ كه‌ هركه‌ از بندگان‌ خود را بخواهيم‌ به‌ وسيله‌ آن‌ هدايت ‌مي‌كنيم‌» يعني: وحي‌ قرآن‌ را به‌ تو، روشني‌ و راهنمائي‌اي‌ بر توحيد و ايمان‌ و راه‌ و روشهاي‌ زندگي‌ گردانيديم‌ كه‌ به‌وسيله‌ آن‌، هركه‌ را كه‌ هدايت‌ وي‌ را خواسته ‌باشيم‌، هدايت‌ كرده‌ و او را از تاريكي‌هاي‌ جهالت‌ و گمراهي‌ به‌سوي‌ نور هدايت‌ و 