م‌ تا بگوييد: «به‌ راستي‌ كه‌ ما به‌سوي ‌پروردگارمان‌ بازمي‌گرديم‌» در سراي‌ آخرت‌. پس‌ سفر و گذر بزرگ‌؛ همانا بازگشت‌ به‌سوي‌ خداوند متعال‌ در عالم‌ معاد است‌ تا هر كس‌ را در برابر كار و كردارش‌ جزا دهد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عمر(رض) آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌‌خدا‌ص در هنگام‌ سفر ـ چون‌ سوار مركب‌ خويش‌ مي‌شدند ـ سه‌بار تكبير گفته‌ و آن‌گاه‌ مي‌خواندند:  (سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ‏ وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ‏ ‏). سپس‌ چنين‌ دعا مي‌كردند: « اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ فِى سَفَرِنَا هَذَا الْبِرَّ وَالتَّقْوَى وَمِنَ الْعَمَلِ مَا تَرْضَى اللَّهُمَّ هَوِّنْ عَلَيْنَا سَفَرَنَا هَذَا وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِى السَّفَرِ وَالْخَلِيفَةُ فِى الأَهْلِ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَكَآبَةِ الْمَنْظَرِ وَسُوءِ الْمُنْقَلَبِ فِى الْمَالِ وَالأَهْلِ: بارالها! ما در اين سفر خواهان نيكى و تقوى و عملى هستيم كه باعث خشنودى تو باشد. بار الها! اين سفر را براى ما آسان بگردان و دورى راه را براى ما نزديك كن. اى الله! تويى همراه ما در اين سفر، و تو جانشين ما در خانواده هستى. بار الها! از مشقت‏هاى سفر، و ديدن مناظر غم انگيز، و تحول ناگوار در مال و خانواده به تو پناه مي برم». و چون‌ از سفر به‌نزد خانواده‌ خويش‌ بازمي‌گشتند، مي‌گفتند: «آيبون‌ تائبون‌ إن‌شاءالله‌ عابدون‌ لربنا حامدون: توبه‌كننده‌ بازگشت‌ كرده‌ايم‌ و اگر خدا بخواهد براي‌ او ـ كه‌ پروردگار ما است‌ ـ عبادتگر و ستايشگريم‌». گفتني‌ است‌ كه‌خداوند(ج)  در سوره‌ «هود/41»، دعاي‌ ديگري‌ را براي‌ ما بر زبان‌ نوح(ع) آموزش‌داده‌ است‌ كه‌ چون‌ به‌ كشتي‌ سوار مي‌شويم‌، بايد آن‌ دعا را بخوانيم‌ و آن‌ اين‌ دعاء است: (بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏) كه‌ تفسير آن‌ گذشت‌.
 
سوره زخرف آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مشركان‌ «برايش‌ از بندگانش‌ جزئي‌ قرار دادند» مراد از جزء در اينجا، فرشتگانند زيرا مشركان‌ ايشان‌ را دختران‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌پنداشتند و فرزند جزئي‌ از پدرش‌ مي‌باشد چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «فاطمة‌ بضعة‌ مني: فاطمه ‌پاره‌ تن‌ من‌ است‌». «به‌ راستي‌ كه‌ انسان‌ بس‌ ناسپاسي‌ آشكار است‌» زيرا او آشكارا منكر نعمتهاي‌ خداوند(ج)  بر خود مي‌شود و از آنجا كه‌ نعمتهاي ‌خداوند(ج)  بر بنده‌ بسيار واضح‌ و آشكار است‌، انكار آنها نيز دروغي‌ بس‌ آشكار مي‌باشد چنان‌ كه‌ اين‌ گروه‌ نادان‌ ـ هنگامي‌ كه‌ به‌ باري‌ تعالي‌ نسبت‌ فرزند را دادند ـ همين‌ دروغ‌ بزرگ‌ را در ميان‌ آوردند.
 
	سوره زخرف آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُم بِالْبَنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا از آنچه‌ مي‌آفريند، خود دختراني‌ برگرفته‌ و به‌ شما پسران‌ را برگزيده‌ است‌؟» يعني: آيا حق‌ تعالي‌ جنس‌ مفضول‌ از دو صنف‌ پسر و دختر را ـ بر طبق ‌پندارهايتان‌ ـ براي‌ خودش‌ برگزيده‌ و جنس‌ فاضل‌ از اين‌ دو صنف‌ را به‌ شما اختصاص‌ داده‌است‌؟ در حالي‌كه‌ او آفريننده‌ و فعال‌ مايشاء است‌ و همه‌ چيز درگرو امر و اراده‌ وي‌ مي‌باشد؟ چه‌ پندارهاي‌ احمقانه‌اي‌ مي‌تنيد!؟.
 
	سوره زخرف آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ كَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ يكي‌ از آنان‌ به‌ تولد آنچه‌ براي‌ رحمان‌ مثل‌ زده‌ خبر داده‌ شود» به‌كار بردن ‌مثل‌ در اينجا از آن‌روي‌ است‌ كه‌ فرزند، مماثل‌ و همانند پدرش‌ مي‌باشد. يعني: چون‌ به‌ يكي‌ از آنان‌ خبر داده‌ شود كه‌ فرزند دختري‌ برايت‌ به‌ دنيا آمده‌ است‌، از اين‌ خبر مغموم‌ شده‌ و اثر غم‌ و اندوه‌ بر چهره‌اش‌ نمايان‌ مي‌گردد، آن‌گونه‌ كه: «چهره‌اش‌ سياه‌ مي‌گردد» از اندوه‌ و درد تولد دختر، كه‌ چرا به‌جاي‌ وي‌، آن ‌نوزاد پسر نبوده‌ است‌ «در حالي‌ كه‌ او پر از غم‌ مي‌باشد» يعني: سخت‌ در اندوه‌ فرورفته‌ و چنان‌ از اين‌ امر در رنج‌ افتاده‌ است‌ كه‌ پر از غم‌ شده‌ ولي‌ اندوه‌ خويش‌ را فرو مي‌خورد.
 
سوره زخرف آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ كه‌ در زر و زيور پرورده‌ مي‌شود و او در صف‌ خصومت‌ ظاهر نمي‌گردد؟» يعني: آن‌گاه‌ كه‌ مشركان‌ دختران‌ را به‌ خداوند سبحان‌ نسبت‌ دادند، در حقيقت‌ كسي‌ را به‌ او نسبت‌ دادند كه‌ از شأنش‌ اين‌ است‌ تا در زر و زيور پرورش‌ يافته‌ و از اين‌كه‌ به‌ امور خويش‌ بپردازد، عاجز مي‌باشد و چون‌ به‌ ميدان‌ خصومت‌ و جنگ‌ و جدل‌ كشيده‌ شود، به‌ برپا داشتن‌ حجت‌ خويش‌ و دفع‌ خصم‌ هم‌ قادر نيست‌، از آن‌روي‌ كه‌ عقل‌ وي‌ نقصان‌ داشته‌ و انديشه‌ وي‌ ضعيف‌ است‌ ـ كه‌ زنان‌ غالبا چنين ‌هستند ـ لذا فساد اين‌ سخن‌ مشركان‌، ثابت‌ و مسلم‌ مي‌باشد.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ رقت‌ طبع‌ زن‌ و غلبه‌ عاطفه‌ وي‌ بر عقلش‌ و ميل‌ و گرايش‌ وي‌ به ‌تجمل‌ و لطافت‌ است‌. همچنين‌ آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ پوشيدن‌ طلا و ابريشم‌ براي‌ زنان‌ مباح‌ و براي‌ مردان‌ حرام‌ مي‌باشد.
 
	آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از اثبات‌ وحدانيت‌ و نفي‌ شرك، خداوند متعال‌ به‌ اثبات‌ نبوت‌ پرداخته‌ ومي‌فرمايد: «و اگر در آنچه‌ بر بنده‌ خود» محمدص «نازل‌ كرده‌ايم، در شك‌ هستيد» يعني: اگر در حقانيت‌ قرآن‌ كريم‌ شك‌ داريد؛ «پس‌ سوره‌اي‌ مانند آن‌ بياوريد» واين‌گونه‌ است‌كه‌ خداوند متعال، مخالفان‌ را به‌ آوردن‌ سوره‌اي‌ - هر چندكوچك‌- همانند قرآن، كه‌ از بلاغت‌ بي‌ مانند، سلامت‌ بيان، خبردادن‌ از غيب‌ و ديگر خصوصيات‌ اعجازي‌ قرآن‌ برخوردار باشد، به‌ مبارزه‌ و تحدي‌ فرامي‌خواند «وگواهان‌ خود را ـ غيرخدا ـ فرا خوانيد» يعني: كساني‌ را كه‌ براي‌ شما بر اين‌ امر گواهي‌دهندكه‌آنچه‌ را در مقابله‌ باقرآن‌ آورده‌ايد، همانندقرآن‌ است، حاضرنماييد.ابن‌ عباس‌t در معناي‌ آيه‌ مي‌گويد: «يعني‌ از خدايان‌ باطل‌ خود دراين‌ امر ياري‌و پشتيباني‌ بخواهيد» «اگر را