نده‌ زدند» از روي‌ استهزا و تمسخر.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4830.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:4831.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:4832.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:4833.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:4834.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:4835.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:4836.txt"> آيه  54</a><a class="text" href="w:text:4837.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:4838.txt"> آيه  56</a><a class="text" href="w:text:4839.txt"> آيه  57</a><a class="text" href="w:text:4840.txt"> آيه  58</a><a class="text" href="w:text:4841.txt"> آيه  59</a><a class="text" href="w:text:4842.txt">آيه  60</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:484.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:485.txt"> آيه  110</a><a class="text" href="w:text:486.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:487.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:488.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:489.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:490.txt">آيه  115</a></body></html>سوره زخرف آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا نُرِيهِم مِّنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما هيچ‌ نشانه‌اي‌ به‌ آنان‌ نمي‌نموديم‌ مگر اين‌كه‌ آن‌ از نظير آن‌ بزرگتر بود» يعني: هريك‌ از نشانه‌هاي‌ موسي(ع) و معجزاتش‌، بزرگتر و با شكوه‌تر از معجزه‌ ماقبلش ‌بود، با وجود آن‌كه‌ معجزه‌ و نشانه‌ قبلي‌ نيز در حد خود بزرگ‌ بود. به‌قولي ‌ديگر معني‌ اين‌ است: نشانه‌هاي‌ موسي‌(ع) به‌گونه‌اي‌ بود كه‌ چون‌ نشانه‌ دوم‌ به‌ اول‌ ضميمه‌ مي‌شد، بر وضوح‌ و روشني‌ آن‌ مي‌افزود. «و به‌ عذاب‌ گرفتارشان‌ كرديم‌» يعني: به‌سبب‌ اين‌كه‌ آنها اين‌ آيات‌ و نشانه‌ها را دروغ‌ انگاشتند، عذابهايي‌ چون ‌قحطي‌ و طوفان‌ و هجوم‌ سيل‌ ملخ‌ را گريبانگير آنان‌ كرديم‌ «تا مگر به‌ راه‌ آيند» ازكفر به‌ سوي‌ ايمان‌. اما با اين‌ وجود، بازنگشتند و به‌ راه‌ نيامدند.
 
سوره زخرف آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌» موسي(ع) «گفتند: اي‌ ساحر» آنها دانشمندان‌ را ساحر مي‌ناميدند و ساحران‌ را تعظيم‌ و احترام‌ مي‌كردند. «پروردگارت‌ را به‌ آنچه‌ با تو عهد كرده‌ براي‌ مابخوان‌» يعني: به‌ آنچه‌ كه‌ به‌ ما در مورد عهد پروردگارت‌ با خود خبر داده‌اي‌ ـ كه‌ بر طبق‌ مفاد آن‌، اگر ما ايمان‌ آوريم‌، عذاب‌ را از ما دور مي‌گرداند ـ او را براي‌ ما بخوان‌ «زيرا ما راهيافتگانيم‌» در آينده‌ و به‌ آنچه‌ كه ‌آورده‌اي‌، مؤمن‌ و باورمند خواهيم‌ شد. يعني: شرط ايمان ‌آوردن‌ ما اين‌ است‌ كه ‌تو دعا كني‌ تا عذاب‌ از ما برطرف‌ شود.
 
	سوره زخرف آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ عذاب‌ را از آنان‌ برداشتيم‌، بناگاه‌ آنان‌ عهد شكستند» تقدير سخن‌ چنين‌ است: آن‌گاه‌ موسي‌(ع) به‌ بارگاه‌ پروردگار خويش‌ دعا كرد و بر اثر دعاي‌ او، عذاب‌ را از آنان‌ برطرف‌ كرديم‌ پس‌ چون‌ عذاب‌ از آنان‌ برداشته‌ شد، پيمان‌شكني‌كردند و عهدي‌ را كه‌ به‌ موسي(ع) داده‌ بودند، شكستند.
 
	سوره زخرف آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و فرعون‌ در ميان‌ قوم‌ خود ندا در داد» فرعون‌ از گرايش‌ قومش‌ به‌سوي ‌موسي(ع) بيمناك‌ شد پس‌ آنها را گرد آورد و با صدايي‌ بلند در ميانشان‌ ندا در داد. يا منادي‌اي‌ را دستور داد تا در ميانشان‌ چنين‌ ندا در دهد: «گفت: اي‌ قوم ‌من‌! آيا فرمانروايي‌ مصر و اين‌ نهرها كه‌ از زير من‌» يعني: از زير كاخهاي‌ من‌ «روان ‌است‌ از آن‌ من‌ نيست‌» به‌طوري‌كه‌ هيچ‌كس‌ در تملك‌ آنها با من‌ كشمكش‌ نمي‌كند و هيچ‌ مخالفي‌ نيست‌ كه‌ با من‌ در آنها مخالفت‌ كند؟. مراد ار «انهار» رودهاي ‌نيل‌ است‌ و مهمترين‌ شاخه‌هاي‌ رود نيل‌ عبارت‌ بودند از: رود «ملك‌»، رود «طولون‌»، رود «دمياط» و رود «تنيس‌» و هم‌اكنون‌ دو شاخه‌ از اين‌ رودخانه‌ها مشهور است‌ و آن‌ رود «دمياط» و رود «رشيد» مي‌باشد كه‌ هر دو دلتاي‌ نيل‌ راتشكيل‌ مي‌دهند «پس‌ مگر نمي‌بينيد؟» اين‌همه‌ اقتدار و شكوه‌ مرا؟ تا از آن‌ به‌نيرومندي‌ ملك‌ و مكنت‌ و بزرگي‌ قدر و منزلت‌ من‌ و در مقابل‌؛ به‌ ضعف‌ و ناتواني ‌موسي‌ از مقاومت‌ با من‌ پي‌ ببريد؟.
 
	سوره زخرف آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ من‌ از اين‌كسي‌ كه‌ او خوار است‌» يعني: بلكه‌ من‌ از موسي‌(ع) كه‌ ضعيف‌ و بي‌مقدار و خوار و فقير است‌ و هيچ‌ عزت‌ و شكوهي‌ ندارد «و نزديك‌ نيست‌ كه‌ واضح‌ بگويد» سخن‌ را، از آن‌ روي‌ كه‌ در زبانش‌ لكنتي‌ است‌ «بهترم‌» بيان‌ لكنت‌زبان‌ موسي‌(ع) در سوره‌ «طه/‌27» گذشت‌.
 
سوره زخرف آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چرا دستبندهايي‌ زرين‌ بر او فرود آورده‌ نشد؟» يعني: اگر موسي‌(ع) شخص‌ بزرگي‌ است‌، چرا به‌ دستبندهايي‌ از زر آراسته‌ نيست‌؟! اين‌ سخن‌ فرعون‌ نمايانگر متأثر بودنش‌ از عادت‌ شاهان‌ است‌ زيرا عادت‌ شاهان‌ چنين‌ بود كه‌ چون‌ به‌پادشاهي‌ مي‌رسيدند و تاج‌گذاري‌ مي‌شدند، دستبندها و طوقي‌ زرين‌ بر آنان‌ مي‌پوشانيدند تا اين‌ امر نشانه‌ سياست‌ و رياست‌ آنان‌ باشد. «يا چرا همراه‌ او فرشتگان‌ پيوست‌ شده‌ نيامده‌اند؟» اگر او در ادعاي‌ خويش‌ راستگوست‌ تا اين ‌فرشتگان‌ پياپي‌ آينده‌ و همراه‌ شده‌ با وي‌، او را بر كارش‌ ياري‌ نمايند و برايش‌ به‌نبوت‌ گواهي‌ دهند؟ بدين‌گونه‌ بود كه‌ آن‌ ملعون‌، به‌ قومش‌ اين‌ وهم‌ و گمان‌ را القا كرد كه‌ پيامبران(ع) لابد بايد بر شكل‌ و شمايل‌ شاهان‌ ستمگر باشند و فرشتگان‌ نيز گرداگرد ايشان‌ حلقه‌ زده‌ و همراهي‌شان‌ كنند!!.
 
	سوره زخرف آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً فَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ سبك‌ ساخت‌ عقل‌ قوم‌ خويش‌ را و از او اطاعت‌ كردند» يعني: فرعون‌ آنان‌ را با اين‌ سخنان‌ نيرنگ‌بازانه‌ و فريبنده‌اش‌، به‌ سبكي‌ جهل‌ و ناداني‌ واداشت‌ و آنان‌ نيز فرمان‌ او را اطاعت‌ كرده‌ و سخنش‌ را پذيرفتند و موسي‌(ع) را تكذيب‌ كردند «هرآينه‌ آنها قومي‌ فاسق‌ بودند» يعني: آنها از دين‌ خداوند(ج) خارج‌ بودند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌، علت‌ اطاعت‌ آنان‌ از فرعون‌ را آشكار مي‌كند؛ و آن‌ تهي