ن‌ است‌. يا: او هم‌ در آسمان‌ مستحق‌ و شايسته‌ عبادت‌ است‌ و هم‌ در زمين‌. قتاده‌ در معناي ‌آن‌ مي‌گويد: «او هم‌ در آسمان‌ پرستش‌ مي‌شود و هم‌ در زمين‌». البته‌ حق‌ تعالي ‌با الوهيت‌ و ربوبيت‌ در آسمانها و زمين‌، بر آنها مسلط است‌ نه‌ اين ‌كه‌ در آنها مستقر باشد چنان‌ كه‌ امام‌ رازي‌ در تفسير كبير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ كريمه‌ از روشن‌ترين‌ دلايل‌ بر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ در آسمان‌ مستقر نيست‌؛ زيرا او در اين‌ آيه ‌كريمه‌ بيان‌ داشته‌ است‌ كه‌ نسبتش‌ به‌ سوي‌ آسمان‌ در امر الوهيت‌، همچون‌ نسبتش‌ به‌ سوي‌ زمين‌ است‌ پس‌ هرگاه‌ او خداي‌ زمين‌ است‌ و درآن‌ مستقر نيست‌؛ پس‌ همين‌گونه‌ واجب‌ است‌ كه‌ او ـ كه‌ خداي‌ آسمان ‌است‌ ـ در آسمان‌ نيز مستقر نباشد زيرا نسبت‌ الوهيت‌ وي‌ به‌ هر يك‌ از آسمان‌ و زمين‌، نسبتي‌ متساوي‌ است‌»([1]). 
 «و هموست‌ حكيم‌ عليم‌» يعني: او بسيار با حكمت ‌و بسيار داناست‌ و اين‌ دو وصف‌، خود دو دليل‌ استحقاق‌ وي‌ براي‌ عبادت‌اند.
 
[1]- این تفسیر صحیح نیست , بلکه خداوند سبحان بر عرشش در آسمان می باشد, آنچنانکه آیات واحادیث بسیار زیادی موید این امر می باشد , مانند: (‏ أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء)  الملك:١٦, وهمچنین حدیث وارد شده از پیامبر که از آن دختری که به دست یهودی کشته شده بود سوال کرد : خداوند کجاست , دختر بچه گفت : در آسمان , سپس پیامبر حکم به اسلام آن دختر بچه کرد . 
تفسیر صحیح این آیه چنین است : خداوند سبحان، پروردگار و معبود مخلوقاتش در آسمان وپروردگار و معبود مخلوقاتش در زمین است.
سوره زخرف آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بسيار با بركت‌ است‌ كسي‌ كه‌ فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ در ميان‌ آنهاست ‌از آن‌ اوست‌» بركت: بسياري‌ خير است‌. مراد از:(وَمَا بَيْنَهُمَا )عبارت‌ است‌ از: آنچه ‌كه‌ در ميان‌ آسمانها و زمين‌ از فضا و هوا و موجودات‌ و جانداران‌ وجود دارد «وعلم‌ قيامت‌» يعني: آگاهي‌ از وقت‌ برپايي‌ قيامت‌ «پيش‌ اوست‌ و به‌ سوي‌ او برگردانيده‌ مي‌شويد» پس‌ او هر كس‌ را به‌ آنچه‌ كه‌ مستحق‌ آن‌ است‌ ـ از خير يا شرـ جزا مي‌دهد.
 
سوره زخرف آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ كافران‌ به‌جز او به‌ پرستش‌ مي‌خوانند، داراي‌ شفاعت‌ نيستند» يعني: بتان‌ و همه‌ كساني‌ كه‌ به‌جز خداي‌ سبحان‌ مورد پرستش‌ قرار مي‌گيرند، نزد خداوند(ج) از حق‌ شفاعت‌ برخوردار نيستند پس‌ پندار پرستشگران‌ آنها در اين ‌مورد كه‌ آنها نزد خداوند(ج) برايشان‌ شفاعت‌ مي‌كنند، پنداري‌ نادرست‌ است ‌«مگر آن‌ كساني‌ كه‌ به‌ حق‌ گواهي‌ داده‌  باشند» يعني: به‌ كلمه‌ توحيد گواهي‌ داده‌ باشند «در حالي‌ كه‌ مي‌دانند» يعني: در حالي‌ كه‌ آن‌ گواهي‌دهندگان‌ به‌ كلمه‌ توحيد، بر گواهي‌اي‌ كه‌ داده‌اند، علم‌ و آگاهي‌ دارند، از حق‌ شفاعت‌ برخوردار مي‌باشند؛ در صورتي‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ برايشان‌ اذن‌ شفاعت‌ دهد.
 
	سوره آل عمران آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلاَّ بِحَبْلٍ مِّنْ اللّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ الأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كجا يافته‌ شوند» يعني‌: در هر جايي‌ كه‌ يهوديان‌ باشند و آنان‌ را بيابيد «برآنان‌ خواري‌ زده‌ شد» يعني‌: يهود را هركجا ذلت‌ و خواري‌ در احاطه‌ گرفته‌ «مگر به‌ عهدي‌ از سوي‌ خدا» يعني‌: فقط عقد ذمه‌ و قبول‌ جزيه‌ و گردن‌ نهادن‌ آنها به‌كتاب‌ خدا(ج) است‌ كه‌ به‌ آنان‌ پناه‌ مي‌دهد «و مگر به‌ عهدي‌ از مردمان» يعني‌: زنهار و امان‌ مسلمين، يا ياري‌ و پشتيباني‌ كسان‌ ديگري‌ غير از مسلمين‌ است‌ كه‌براي‌ آنان‌ مجالي‌ فراهم‌ مي‌كند «و به‌ خشمي‌ از خدا گرفتار آمدند» يعني‌: خشمي‌ ازسوي‌ خدا (ج) كه‌ سزاوار آن‌ هستند، دامنگيرشان‌ شد «و مهر بينوايي‌ بر آنان‌ زده‌ شد» يعني‌: فقر و مسكنت‌ و خشم‌ و ذلت‌ از تمام‌ جوانب‌ بر آنان‌ احاطه‌ كرد وگرفتار فقر و ذلتي‌ بي‌پايان، يا احساس‌ آن‌ در ضمير و شعور و روان‌ خود هستند «اين» زدن‌ مهر ذلت‌ و بينوايي‌ و فقر بر آنان‌ و گرفتار شدنشان‌ به‌ خشم‌ الهي‌ «بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ به‌ آيات‌ خدا كفر مي‌ورزيدند و پيامبران‌ را به‌ ناحق‌ مي‌كشتند و اين‌ به ‌سزاي‌ آن‌ است‌ كه‌ نافرماني‌ كردند و از حد درگذشتند».
بايد دانست‌ كه‌ فقر و مسكنت‌ ابدي‌ يهوديان، ربطي‌ به‌ مال‌ و دارايي‌ آنها ندارد، چه‌ اين‌ فقر و ذلت‌ در اعماق‌ روان‌ آنها ريشه‌ دار است، لذا آنها هميشه‌ احساس ‌فقر مي‌كنند، حتي‌ اگر مالك‌ تمام‌ گنجينه‌هاي‌ دنيا هم‌ باشند[8].
بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه، همه‌ موارد ياد شده‌ بر يهوديان‌ و اهل‌ كتاب‌ واقع‌شد و هيچ‌ معركه‌اي‌ ميان‌ مسلمين‌ و اهل‌ كتاب‌ روي‌ نداد، مگر اين‌ كه‌ خداوند(ج) در آن‌ پيروزي‌ را به‌نام‌ مسلمين‌ رقم‌ زد تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ دين‌ و شريعت‌ خويش‌ پايبندبودند، ولي‌ چون‌ از دين‌ خويش‌ فاصله‌ گرفتند، ورق‌ به‌ زيان‌ آنها برگشت‌
[8] رجوع‌ كنيد به‌ تفسير المنير، 174/1.	سوره زخرف آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر از آنان‌ بپرسي: چه‌كسي‌ آنها را آفريده‌؟ مسلما خواهند گفت: الله» يعني: مشركان‌ مكه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ آفريننده‌شان‌ الله(ج) است‌، اقرار و اعتراف‌ مي‌كردند و به‌ انكار اين‌ حقيقت‌ قادر نبودند «پس‌ از كجا بازگردانيده‌ مي‌شوند؟» يعني: پس‌ چگونه‌ به‌ بيراهه‌ رفته‌ و از عبادت‌ الله(ج)  به‌ سوي‌ عبادت‌ ديگران‌ برگردانيده‌ مي‌شوند و چگونه‌ با وجود چنين‌ اعترافي‌، از اين‌ عبادت‌ برمي‌گردند؟ شكي‌ نيست‌ كه‌ اين‌ كارشان‌، نمايانگر منتهاي‌ جهل‌ و بي‌خرديشان‌ مي‌باشد.
 
	سوره زخرف آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَقِيلِهِ يَارَبِّ إِنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ لَّا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» علم‌ و آگاهي‌ قيامت‌ و نيز علم: «اين‌ سخن‌ او» يعني: علم‌ اين‌ سخن محمد ص كه‌ مي‌گويد: «پروردگارا! هرآينه‌ اينان‌» كه‌ تو 