آيد كه‌ اين‌ سخن‌ خداوند(ج)  ناظر بر يكي‌ از شاهان ‌تبابعه‌ است‌ كه‌ اعراب‌، بيشتر از ديگران‌ او را به‌ اين‌ اسم‌ مي‌شناختند چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عباس(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: تبع‌ را دشنام‌ ندهيد زيرا او مسلمان‌ شد». قرطبي‌ مي‌افزايد: اين‌ تبع‌ ـ والله اعلم‌ ـ همان ‌«ابوكرب‌» جهانگشاي‌ يمن‌ بود كه‌ قصد كعبه‌ كرد تا آن‌ را ويران‌ كند ولي‌ در راه‌ دچار بيماري‌ حادي‌ گرديد و از قصد خويش‌ منصرف‌ گشته‌ و براي‌ نخستين‌ بار، كعبه‌ را پرده‌ يا پيراهن‌ پوشانيد و بعد از آن‌كه‌ به‌ مدينه‌ حمله‌ كرد و قصد داشت‌ تا آن‌ را ويران‌ سازد، به‌ او خبر دادند كه‌ مدينه‌، هجرت‌گاه‌ پيامبري‌ خواهد بود كه‌ نام‌ وي‌ «احمدص» است‌ پس‌ از مدينه‌ نيز دست‌ برداشت‌».
«و» آيا قريش‌ بهترند، يا «كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند؟» چون‌ عاد و ثمود و مانند آنان‌؛ «آنها را هلاك‌ كرديم‌ چرا كه‌ آنها مجرم‌ بودند» پس‌ هلاك‌ ساختن ‌گروهي‌ مانند قريش‌ كه‌ در قدرت‌ و شوكت‌ بس‌ پايين‌تر از آنانند ـ به‌سبب‌ مجرم ‌بودنشان‌ ـ به‌طريق‌ اولي‌ بر خداوند(ج) سهل‌ است‌.
 
سوره دخان آيه  38‏متن آيه : ‏‏ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ ‏
آيه  39‏متن آيه : ‏‏ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و آسمانها و زمين‌ را و آنچه‌ را كه‌ ميان‌ آن‌ دو است‌، به‌ بازي‌ نيافريده‌ايم‌؛ آنها را جز به‌ حق‌ نيافريده‌ايم‌» يعني: آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ را كه‌ در ميان‌ آنهاست‌، براي ‌برپاداشتن‌ و نمايان‌ ساختن‌ حق‌ آفريده‌ايم‌ تا دلايل‌ و شواهد روشني‌ بر وجود و وحدانيت‌ ما باشند پس‌ اگر رستاخيزي‌ در ميان‌ نبود و آفرينش‌ خلق‌ هدفي‌ جز فاني ‌ساختن‌ آنها نداشت‌؛ اين‌ امر، كاري‌ عبث‌ و بازي‌گونه‌ بيش‌ نبود و خداوند(ج)  از بازيگري‌ برتر است‌ «وليكن‌ بيشترشان‌» كه‌ مشركانند «نمي‌دانند» كه‌ كار اين‌چنين ‌است‌ و آفرينش‌ ما از هدف‌ و فلسفه‌اي‌ بس‌ عميق‌ برخوردار مي‌باشد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4909.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:4910.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:4911.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:4912.txt">آيه  43-44</a><a class="text" href="w:text:4913.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:4914.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:4915.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:4916.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:4917.txt"> آيه  49</a><a class="text" href="w:text:4918.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:4919.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:4920.txt">آيه  52-53</a><a class="text" href="w:text:4921.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:4922.txt"> آيه  55</a><a class="text" href="w:text:4923.txt">آيه  56</a><a class="text" href="w:text:4924.txt"> آيه  57</a><a class="text" href="w:text:4925.txt"> آيه  58</a><a class="text" href="w:text:4926.txt">آيه  59</a></body></html>سوره دخان آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، روز جداسازي‌، موعد همگي‌ آنهاست‌» يعني: روز قيامت‌، ميعادي ‌است‌ كه‌ براي‌ جداساختن‌ نيكوكار از بدكار و محق‌ از مبطل‌ قرار داده‌ شده‌ است‌.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:492.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:493.txt"> آيه  117</a><a class="text" href="w:text:494.txt"> آيه  118</a><a class="text" href="w:text:495.txt"> آيه  119</a><a class="text" href="w:text:496.txt"> آيه  120</a><a class="text" href="w:text:497.txt">آيه  121</a></body></html>سوره دخان آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئاً وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ روزي‌ كه‌ هيچ‌ دوستي‌ از دوست‌ ديگر چيزي‌ را دفع‌ نكند» يعني: در آن ‌روز، هيچ‌ قوم‌ و قريبي‌ نه‌ مي‌تواند به‌ نزديكانش‌ هيچ‌گونه‌ نفعي‌ برساند و نه‌ از آنان‌ آسيبي‌ را دفع‌ كند. مولي: كلمه‌اي‌ است‌ كه‌ معاني‌ مشترك‌ بسياري‌ دارد؛ مانند سرور، برده‌، پسر عمو، ياور، همپيمان‌، خويشاوند، نزديك‌ و دوست‌. «و نه‌ آنان‌ ياري‌ مي‌شوند» يعني: نه‌ آنها در آن‌ روز، از عذاب‌ خدا(ج) باز داشته‌ مي‌شوند.
 
	سوره دخان آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كسي‌ را كه‌ خدا بر او رحم‌ كرده‌ است‌» يعني: ليكن‌ كسي‌ كه‌ خداوند(ج)  بر او ـ با درگذشت‌ از وي‌ يا قبول‌ شفاعت‌ در حق‌ وي‌ ـ رحم‌ كرده‌ باشد؛ آن‌ كس ‌قطعا ياري‌ مي‌شود و نجات‌ پيدا مي‌كند «زيرا كه‌ اوست‌ همان‌ عزيز مهربان‌» يعني: باري‌ تعالي‌ همان‌ غالبي‌ است‌ كه‌ اگر عذاب‌ كسي‌ را اراده‌ كند، هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند به‌ ياري‌ وي‌ بشتابد ولي‌ در عين‌ حال‌، او به‌ بندگان‌ مؤمنش‌ مهربان‌ است‌.
 
سوره دخان آيه  43‏متن آيه : ‏‏ إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ ‏
 آيه  44‏متن آيه : ‏‏ طَعَامُ الْأَثِيمِ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«همانا درخت‌ زقوم‌ خوراك‌ گناه‌ پيشه‌ است‌» أثيم: كسي‌ است‌ كه‌ گناه‌ بسياري ‌دارد. مراد از آن‌ كفاري‌ مانند ابوجهل‌، يارانش‌ و امثالشان‌ از ملحدان‌ مجرم‌ در هر عصري‌ هستند زيرا ماقبل‌ و مابعد اين‌ آيه‌، بر اين‌ معني‌ دلالت‌ مي‌كند. زقوم: درختي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را در جهنم‌ آفريده‌ و آن‌ را به‌ نام‌ «شجره‌ ملعونه‌» ناميده‌ است‌، كه‌ چون‌ دوزخيان‌ گرسنه‌ شوند، به‌ سوي‌ آن‌ پناه‌ مي‌برند و از آن‌ مي‌خورند.
سعيدبن‌منصور در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ (43) و مابعد آن‌ از ابي‌مالك‌ روايت ‌مي‌كند كه‌ گفت: ابوجهل‌ خرما و كره‌ را مي‌آورد و به‌ هم‌ مي‌آميخت‌ آن‌گاه‌ مي‌گفت: تزقموا: زقوم‌ بخوريد و اين‌ همان‌ زقومي‌ است‌ كه‌ محمد به‌ شما وعده ‌مي‌دهد! پس‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ نازل‌ شد.
 
سوره دخان آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانند مهل‌ در شكم‌ها مي‌جوشد» مهل: درد و ته‌نشين‌ روغن‌، يا مايع‌ قطران ‌است‌. و به‌قولي: مس‌ گداخته‌ است‌.
 
	سوره دخان آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانند جوشش‌ حميم‌» حميم: آب‌ بسيار داغ‌ و جوشان‌ است‌.
 
	سوره دخان آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاء الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او را بگيريد و به‌ سختي‌ بكشانيد» يعني: به‌ فرشتگان‌ نگهبان‌ دوزخ‌ گفته ‌مي‌شود: اين‌ مجرم‌ را بگيريد و او را بكشانيد، يا برداريد؛ «به‌ سوي‌ ميانه‌ دوزخ‌» يعني: به‌ وسط و مركز آن‌.
 
	سوره دخان آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ بر فراز سرش‌ از عذاب‌ آب‌ جوشان‌ فرو ريزيد» در روايات‌ آمده‌ است: فرشتگان‌ بر او با گرزي‌ از آهن‌ مي‌كوبند به‌ طوري‌كه‌ دماغش‌ شكافته‌ مي‌شود، سپ