دالرحمن‌ فرزند ابوبكر(رض) نازل‌ شده‌، قولش‌ ضعيف‌ است‌ زيرا عبدالرحمن‌ بعدا مسلمان‌ شد، اسلامش‌ نيك‌ استوار و از بهترين‌ اهل‌ زمانش‌ گرديد». حافظ ابن‌حجر هم‌ مي‌گويد: «عائشه‌ رضي‌الله عنها نزول‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ عبدالرحمن‌ را نفي‌ نموده‌ و نفي‌ وي‌ از نظر اسناد، نسبت‌ به‌ روايت‌ مؤيد آن‌، صحيح‌تر و به‌ پذيرفتن‌ سزاوارتر است‌». قرطبي‌ مي‌گويد: «صحيح‌ اين‌ است‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ شخص‌ كافري ‌كه‌ عاق‌ پدر و مادرش‌ بود، نازل‌ شد».
 
سوره أحقاف  آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ هر يك‌ بر حسب‌ آنچه‌ كه‌ انجام‌ داده‌اند، درجاتي‌ است‌» يعني: براي‌ هر يك‌ از دو گروه‌ مؤمن‌ و كافر جن‌ و انس‌، نزد خداوند(ج) در روز قيامت‌ مراتبي ‌است‌ «و تا اعمالشان‌ را» يعني: جزاي‌ اعمالشان‌ را «به‌ تمام‌ و كمال‌ دهد و آنان‌ مورد ستم‌ قرار نمي‌گيرند» پس‌ نه‌ از پاداش‌ مؤمنان‌ كاسته‌ مي‌شود و نه‌ بر عذاب‌ كفار افزوده‌ مي‌شود.
 
	سوره أحقاف آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ روز كه‌ كافران‌ بر آتش‌ عرضه‌ مي‌شوند» يعني: روزي‌ كه‌ پرده‌ها كنار زده ‌مي‌شود و كافران‌ به‌سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ مي‌نگرند و به‌ آن‌ نزديك‌ ساخته‌ مي‌شوند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: روزي‌ كه‌ آتش‌ بر آنان‌ پيش‌ كرده‌ شود. آري‌! در آن‌ روز به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود: «نعمت‌هاي‌ پاكيزه‌ خود را در زندگي‌ دنيايتان‌ ضايع‌ كرديد و از آنها برخوردار شديد» يعني: در نافرماني‌ خداي‌ سبحان‌ از شهوات‌ و لذات‌ پيروي ‌كرديد و به‌ سبب‌ دروغ‌ انگاشتن‌ آنچه‌ كه‌ پيامبران(ع) از وعده‌ حساب‌، عقاب‌ و ثواب‌ آورده‌ بودند، از ارتكاب‌ گناه‌ پروا نداشتيد و خرمي‌ و جواني‌ و نيرومندي‌تان‌ را در شهوات‌ زندگي‌ دنيايتان‌ تباه‌ كرديد.
آيه‌ كريمه‌ فرجام‌ ننگين‌ كفار را بيان‌ داشته‌ و اين‌ حقيقت‌ را روشن‌ مي‌سازد كه‌ بهره‌برداري‌ آنان‌ از نعمت‌هاي‌ دنيا به‌خاطر آن‌ است‌ تا در آخرت‌ از آن‌ محروم ‌گردند و اين‌ اقتضاي‌ عدل‌ الهي‌ است‌. پس‌ آيه‌ كريمه‌ بدين‌ معني‌ نيست‌ كه‌ هر كس ‌از نعمت‌هاي‌ پاكيزه‌ و مباح‌ دنيا برخوردار شد، او در آخرت‌ از آنها بهره‌اي‌ ندارد زيرا مؤمن‌ شكر منعم‌ را با ايمان‌ خويش‌ بجا مي‌آورد لذا او در بهره‌گيري‌ از نعمت‌هاي‌ دنيا مورد سرزنش‌ نيست‌ چنان‌كه‌ در آيه‌ (87) از سوره‌ «مائده‌» گذشت:  (لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ): (پاكيزگي‌هاي‌ آنچه‌ را كه‌ خدا بر شما  حلال‌ نموده‌، بر خود حرام‌ نگردانيد). و در آيه‌ (22) از سوره‌ «اعراف‌» گذشت: (‏ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ): (بگو: چه‌ كسي‌ زينت‌ خداوند را حرام‌ كرده‌ است‌). ليكن‌ بايد گفت‌ كه‌ بريدن‌ از لذتهاي‌ دنيا، اكتفا به‌ ضروريات‌ و ترك ‌تكلف‌، از شيوه‌ سلف‌ شايسته‌ ما است‌ زيرا اگر انسان‌ مؤمن‌ از امور مهم‌ به‌ امور غيرمهم‌ مشغول‌ شود چه‌ بسا اين‌ گرفتاري‌ او را از خداي‌ عزوجل‌ دور گرداند.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: روزي‌ رسول‌ اكرم‌ ص نزد اصحاب‌ صفه‌ رفتند درحالي‌كه‌ آنها مشغول‌ پينه ‌زدن‌ جامه‌هاي‌ خود با پوست‌ حيوانات‌ بودند چرا كه‌ پينه‌اي‌ از جنس‌ پارچه‌ نمي‌يافتند. پس‌ آن‌ حضرت‌ ص خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: «آيا اين‌ حال‌ و وضع‌ شما بهتر است‌، يا حال‌ و وضع‌ روزي‌ كه‌ يكي‌ از شما صبح ‌در جامه‌ زربافتي‌ بگذراند و عصر در جامه‌ زربافت‌ ديگري‌، نهار بر او قابلمه‌ غذاي ‌مرفهي‌ آورده‌ شود و شام‌ قابلمه‌ ديگري‌ و خانه‌اش‌ چنان‌ پوشانده‌ باشد كه‌ كعبه ‌پوشانيده‌ مي‌شود؟» گفتند: در آن‌ روز حال‌ و وضع‌ بهتري‌ خواهيم‌ داشت‌! رسول مبارك‌ فرمودند: «نه‌! بلكه‌ شما امروز حال‌ و وضع‌ بهتري‌ داريد».
همچنين‌ روزي‌ كه‌ كافران‌ بر آتش‌ عرضه‌ شوند، به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود: «پس ‌امروز به‌ عذاب‌ خفت‌ آور كيفر مي‌يابيد» يعني: به‌ عذابي‌ كه‌ سراسر برايتان‌ خواري‌ و رسوايي‌ است‌ «به‌ سزاي‌ آن‌كه‌ در روي‌ زمين‌ به‌ ناحق‌ تكبر مي‌ورزيديد» از ايمان‌ آوردن‌ به‌ خداوند متعال‌ و يكتاپرستي‌اش‌ «و به‌ سبب‌ آن‌كه‌ فسق‌ مي‌كرديد» يعني: از طاعت‌ خداوند(ج) خارج‌ شده‌ و مرتكب‌ معاصي‌ و نافرماني‌هاي‌ وي‌ مي‌گرديديد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ تكبر از پذيرش‌ حق‌، گناه‌ دل‌ است‌ و فسق‌، كار اعضا و اندامهاي‌ ديگر.
 
سوره آل عمران آيه  122
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ دو طايفه‌ از شما بر آن‌ شدند كه‌ بزدلي‌ كنند» اين‌ دو طايفه‌ عبارت‌ از: بني‌سلمه‌ از قبيله‌ خزرج‌ و بني‌حارثه‌ از قبيله‌ اوس‌ بودند كه‌ روز احد در دو جناح ‌لشكر قرار داشتند، پس‌ خواستند تا از همراهي‌ با رسول‌ اكرمص در اين‌ غزوه‌منصرف‌ گردند، اما خداي‌ عزوجل‌ دلهاي‌ مؤمنان‌ را از تسليم ‌شدن‌ به‌ سستي‌ و جبن ‌حفظ كرد و بنابراين، بازنگشتند «و حال‌ آن‌ كه‌ خداوند ياورشان‌ بود» هم‌ بدين‌سبب، آنان‌ را از سستي‌ و ترسويي‌ در پناه‌ خود قرار داد و از ميدان‌ كارزار بازنگشتند، چنان‌كه‌ منافقان‌ به‌ رهبري‌ عبدالله بن‌ابي‌ بازگشتند «و مؤمنان‌ بايد تنها برخدا توكل‌ كنند» نه‌ بر غير وي‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4991.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:4992.txt"> آيه  22</a><a class="text" href="w:text:4993.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:4994.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:4995.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:4996.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:4997.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:4998.txt">آيه  28</a></body></html>سوره أحقاف آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ ياد آور» اي‌ محمد ص براي‌ قومت‌ تا پند گيرند و بيمناك‌ شوند. يا مراد اين‌ است: ياد كن‌ در خلوت‌ خويش‌ «برادر قوم‌ عاد را» يعني: داستان‌ هود(ع) و شكيبايي‌ وي‌ بر آزار قومش‌ را تا به‌ وي‌ اقتدا كني‌ و 