ه : ‏
«و از ميانشان‌ كساني‌ هستند كه‌ به‌ تو گوش‌ مي‌سپارند» يعني: از اين‌ گروه‌ كفاري ‌كه‌ همانند چهارپايان‌ مي‌خورند و از لذت‌هاي‌ دنيا بهره‌برداري‌ مي‌كنند، كساني ‌هستند كه‌ ظاهرا به‌ تو گوش‌ مي‌سپارند ـ و آنان‌ منافقانند «ولي‌ چون‌ از نزد تو بيرون ‌مي‌روند به‌ كساني‌كه‌ علم‌ داده‌ شده‌اند» يعني: به‌ علما و دانشمندان‌ اصحاب‌ «مي‌گويند» يعني: از ايشان‌ سؤال‌ مي‌كنند و مي‌گويند: «هم اكنون‌ چه‌ گفت‌؟» يعني: هم‌اكنون‌ كه‌ در مجلس‌ سخنراني‌ بوديم‌، رسول‌ اكرم‌ ص چه‌ گفت‌؟ آري‌! منافقان‌ در پاي‌ منبر وعظ و مجلس‌ سخنراني‌ تو حاضر مي‌شوند اما چون‌ از محضرت‌ بيرون‌ مي‌روند، به‌ شيوه‌ استهزا و تمسخر چنين‌ مي‌گويند. پس‌ معناي ‌سخنشان‌ اين‌ است‌ كه: ما به‌ سخن‌ پيامبر هيچ‌ التفات‌ و توجهي‌ نداشته‌ايم‌ «اين‌گروه‌» منافقان‌ «كساني‌ هستند كه‌ خداوند بر دلهايشان‌ مهر نهاده‌ است‌» پس‌ ايمان ‌نياورده‌ و دلهايشان‌ به‌ سوي‌ چيزي‌ از خير روي‌ نمي‌آورد «و از هواهايشان‌ پيروي ‌كرده‌اند» در كفر و عناد و نفاق پس‌ نه‌ فهم‌ صحيحي‌ دارند و نه‌ قصد صحيحي‌.
ابن‌جريج‌ و مقاتل‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ نقل‌ كرده‌اند كه: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره ‌منافقان‌ نازل‌ شد. گفتني‌ است‌؛ از جمله‌ اصحابي‌ كه‌ از سوي‌ منافقان‌ با تمسخر مورد سؤال‌ قرار گرفتند؛ عبدالله بن‌مسعود و عبدالله بن‌عباس‌ بودند. شاه‌ ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «از اينجا تا آخر سوره‌ در باب‌ تهديد مردم‌ ضعيف‌ الايمان‌ نازل ‌شد».
	سوره محمد آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ولي‌ كساني‌كه‌ راهياب‌ شدند» به‌ سوي‌ راه‌ خير لذا به‌ خداي‌ عزوجل‌ ايمان آورده‌ و به‌ فرمانهايش‌ عمل‌ كردند، او با بخشيدن‌ توفيق‌؛ «آنان‌ را هدايت‌ افزود» يا معني‌ اين‌ است: رويگرداني‌ منافقان‌ و استهزاي‌ آنان‌، بر هدايت‌، ثبات‌، ايمان‌، علم‌ و بصيرت‌ اين‌ راه‌يافتگان‌ افزود «و بديشان‌ تقوايشان‌ را عطا كرد» يعني: حق‌ تعالي‌ به‌ ايشان‌ تقوي‌ را الهام‌ كرد و بر آن‌ ياريشان‌ نمود، با توفيق‌ بخشيدنشان ‌بر انجام‌ عملي‌ كه‌ مورد پسند وي‌ است‌.
 
	سوره محمد آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا جز اين‌ انتظار مي‌برند كه‌ ساعت‌» يعني: قيامت‌ «بناگاه‌» و غافلگيرانه‌ «بر آنان‌ فرارسد؟ پس‌ هرآينه‌ علامات‌» و نشانه‌هاي‌ نزديكي‌ «آن‌ اينك‌ پديد آمده‌ است‌» زيرا اهل‌ كتاب‌ در كتابهاي‌ خود خوانده‌ بودند كه‌ حضرت‌ محمدصآخرين‌ انبيا (ع) اند بنابراين‌، بعثت‌ آن‌ حضرت‌ ص خود از نشانه‌هاي‌ قيامت‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ و غير آنان‌ از انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «بعثت‌ أنا والساعة كهاتين‌، وأشار بالوسطي‌ والسبابة: من‌درحالي‌ به‌ رسالت‌ برانگيخته‌ شدم‌ كه‌ قيامت‌ اين‌چنين‌ (نزديك) است‌ ـ و به‌ دو انگشت‌ سبابه‌ و وسطاي‌ خود اشاره‌ كردند». «پس‌ آن‌گاه‌ كه‌ رستاخيز بر آنان‌ در رسد، ديگر كجا جاي‌ اندرزشان‌ است‌» يعني: آن‌گاه‌ كه‌ قيامت‌ بر آنان‌ بيايد، آنها ازكجا پند مي‌گيرند؟ قطعا در آن‌ هنگام‌، وقت‌ پندگرفتن‌ از دست‌ رفته‌ است‌.
 
	سوره محمد آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ بدان‌ كه‌ هيچ‌ معبودي‌ جز خدا نيست‌» يعني: بر اين‌ عقيده‌ ثابت‌ قدم‌ باش‌ و بر آن‌ استمرار بورز «و براي‌ گناه‌ خويش‌ آمرزش‌ جوي‌» يعني: از گناهي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ گاهي‌ از تو سرزند، آمرزش‌ بخواه‌. اين‌ دستور به‌ پيامبر ص با وجود عصمت ‌ايشان‌ از گناه‌؛ تعليمي‌ به‌ امت‌ ايشان‌ است‌ تا به‌ آن‌ حضرت‌ ص در اين‌ امر اقتدا كنند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ در عين‌ حال‌ رسول‌ اكرم‌ ص نيز از خدا(ج) آمرزش‌ مي‌خواستند چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ طبراني‌ از ابوهريره‌(رض) آمده‌ است ‌كه‌ آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: «إني‌ لأستغفر الله‌ وأتوب‌ إليه‌ في‌اليوم‌ مائة مرة: همانا من‌ در روزي‌ صد بار از خداوند آمرزش‌ مي‌خواهم‌ و به‌ سوي‌ او توبه‌ مي‌كنم‌». يا معني‌ اين‌ است: اي‌ پيامبر ص! بر ترك‌ امور اولي‌ و افضل‌ استغفار بخواه‌. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص ـ در عمل‌ به‌ فرمان‌ الهي‌ در مورد آمرزش‌خواهي‌ ـ چنين‌ دعا مي‌كردند: «اللهم‌ اغفر لي‌ خطيئتي ‌وجهلي‌ وإسرافي‌ في‌ أمري‌ وما أنت‌ أعلم‌ به‌ مني‌، اللهم‌ اغفر لي‌ خطيئتي‌ وجهلي‌ وإسرافي‌ في‌أمري‌ وما أنت‌ أعلم‌ به‌ مني‌، اللهم‌ اغفر لي‌ هزلي‌ وجدي‌ وخطئي‌ وعمدي‌، وكل‌ ذلك ‌عندي: بار الها! بر من‌ خطا و جهل‌ و اسرافم‌ در كارم‌ را و آنچه‌ را كه‌ تو به‌ آن‌ از من‌ داناتر هستي‌، بيامرز. بار الها! بيامرز بر من‌ امور غير جدي‌ و جدي‌ام‌ را و خطا و قصدم‌ را و همه‌ اينها را كه‌ نزد من‌ است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه ‌آن‌ حضرت‌ ص در آخر نماز چنين‌ دعا مي‌كردند: «اللهم‌ اغفرلي‌ ما قدمت‌ وما أخرت‌، وما أسررت‌ وما أعلنت‌، وما أسرفت‌ وما أنت‌ أعلم‌ به‌ مني‌، أنت‌ إلهي‌ لا إله‌ إلا أنت: بار الها! بيامرز بر من‌ آنچه‌ را كه‌ پنهاني‌ انجام‌ داده‌ام‌ و آنچه‌ را كه‌ آشكار كرده‌ام‌ و بيامرز بر من‌ زياده‌روي‌ام‌ را و آنچه‌ را كه‌ تو از من‌ به‌ آن‌ داناتري‌، تو خداي‌ من‌ هستي‌، معبودي‌ جز تو نيست‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابوبكر صديق‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «به‌ ذكر لا اله ‌الا الله  و به ‌استغفار پايبند باشيد و اين‌ دو را بسيار تكرار كنيد زيرا ابليس‌ گفت: همانا من‌ مردم ‌را با گناهان‌ هلاك‌ ساختم‌ و آنان‌ مرا به‌ لا اله ‌الا الله و استغفار هلاك‌ ساختند، سپس‌ چون‌ اين‌ كار را از آنان‌ ديدم‌؛ با هوس‌ها هلاكشان‌ ساختم‌ پس‌ آنان‌ (به‌ غلط) مي‌پندارند كه‌ راهيافته‌اند».
«و» اي‌ پيامبر ص! «براي‌ مردان‌ و زنان‌ با ايمان‌» نيز بر گناهاني‌ كه‌ از آنان‌ سرزده‌ است‌، آمرزش‌ طلب‌ كن‌ «و خداست‌ كه‌ جاي‌ آمد و رفت‌ هر يك‌ از شما را» يعني: جاي‌ جنب‌ و جوش‌ و تحرك‌ شما را در اعمال‌ شما؛ «مي‌داند و جاي ‌قرارتان‌» و فرجام‌ و مال‌ كار هر يك‌ از شما در سراي‌ آخرت‌ 