س‌ در بيان‌ حادثه‌اي‌ به‌عاريت‌ گرفته‌ شد كه‌ بر انسان‌ همانند احاطه‌ دايره‌ بر مركز خود، محيط مي‌باشد. لذا به‌كار گرفتن‌ آن‌ در حوادث‌ بد و ناميمون‌ غالب‌ گرديد «و خدا بر آنان‌ خشم‌ نموده‌ و لعنتشان‌ كرده‌» يعني: خداوند(ج) منافقان‌ و مشركان‌ را از رحمت‌ خويش‌ دور و طرد كرده‌ است‌ «و دوزخ‌ را برايشان‌ آماده‌ گردانيده‌ و چه‌ بد سرانجامي‌ است‌» دوزخ‌.
 
سوره فتح آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سپاهيان‌ آسمان‌ و زمين‌ از آن‌ خداست‌» اعم‌ از فرشتگان‌، انس‌، جن‌، شياطين‌ و غير آنها از وسايل‌ و نيروهايي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ دشمنان‌ خود را به‌ وسيله‌ آن ‌سركوب‌ مي‌كند «و خدا غالب‌ است‌» در فرمانروايي‌ خويش‌ «حكيم‌» است‌ در صنع‌ خويش‌. به‌قولي: مراد از سپاهيان‌ در اينجا، سپاهيان‌ عذاب‌ اند. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ آيات‌ دوبار از سپاهيانش‌ نام‌ برد؛ بار اول‌ در معرض‌ تأييد مؤمنان‌ و اين‌بار در معرض‌ بيان‌ قدرت‌ و سلطه‌ خويش‌ بر كافران‌.
 
	سوره فتح آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ پيامبر ص! «همانا ما تو را گواه‌ فرستاديم‌» كه‌ بر ابلاغ‌ رسالت‌ به‌ امتت‌ گواهي‌ مي‌دهي‌ چنان‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آيه‌ ديگري‌ مي‌فرمايد: (وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً): (و تا پيامبر بر شما گواه‌ باشد) «بقره‌/143» «و» فرستاديم‌ تو را «بشارت‌دهنده‌» به‌ بهشت‌ براي‌ مطيعان‌ «و بيم‌دهنده‌» از دوزخ‌ براي‌ اهل‌ گناه‌ و معصيت‌.
 
سوره فتح آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! ما پيامبر را گواه‌ فرستاديم: «تا به‌ خدا و پيامبرش‌ ايمان‌ آوريد» اي‌ مردم‌ «و تا او را نصرت ‌دهيد و بزرگ‌ شماريد» يعني: تا پيامبر ص را گرامي‌ بداريد و او را حرمت‌ گذاريد. يا ضمير در: (وتعزروه‌ وتوقروه‌) به‌ خداوند(ج) بر مي‌گردد؛ يعني: تا خداوند(ج) را بزرگ‌ شمرده‌ و دينش‌ را نصرت‌ دهيد. قتاده‌ در معني‌ آن ‌مي‌گويد: «تا پيامبر ص را نصرت‌ داده‌ و او را از آسيب‌ هر كسي‌ كه‌ قصد رساندن ‌آزاري‌ را به‌ او دارد، باز داريد». «و تا او را» يعني: خداي‌ عزوجل‌ را «بامدادان‌ و شامگاهان‌» در اول‌ و آخر روز «تسبيح‌ گوييد» با برگزاري‌ نمازهاي‌ پنج‌گانه‌.
	سوره آل عمران آيه  129
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است، از آن‌ خداست» پس‌ بدانيد كه‌ گستره‌ ملك‌ خداوند متعال، فراخ‌ است‌ «هركه‌ را بخواهد» بيامرزد، «مي‌آمرزد و هركه‌ رابخواهد» عذاب‌ كند، «عذاب‌ مي‌كند» پس‌ ملك، ملك‌ اوست‌ و هرچه‌ بخواهد در آن‌ مي‌كند و هرچه‌ اراده‌ كند، به‌ ثبوت‌ مي‌رساند «و خداوند آمرزنده‌ مهربان ‌است» اين‌ اشاره‌اي‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ رحمت‌ حق‌ تعالي‌ بر خشم‌ وي‌ پيشي‌ گرفته‌ و لذا اين‌ دعوتي‌ است‌ از قريش‌ كه‌ در موضع‌ خود در قبال‌ اسلام، تجديدنظر كنند.
 
	
﴿ سوره‌ فتح ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (29) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ افتتاح‌ آن‌ با مژده‌ فتح‌ مبين‌ براي‌ پيامبر ص، «فتح‌» ناميده‌ شد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عبدالله بن‌مغفل‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «در سال‌ فتح‌ ـ يعني‌ فتح‌ مكه‌ ـ رسول‌ اكرم‌ ص در مسير راه‌ سوار بر مركب‌ خويش‌ سوره‌ فتح‌ را خواندند و در آن‌ ترجيع‌ كردند (يعني‌ صداي‌ خود رادر گلو گردانيدند)». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عمربن‌خطاب‌(رض) راجع‌ به ‌فضيلت‌ اين‌ سوره‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «در شبي‌ كه‌ گذشت‌، بر من‌ سوره‌اي‌ نازل‌ شد كه‌ نزد من‌ از دنيا و آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌، دوست‌داشتني‌تر است: ﴿ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُّبِيناً ‏..)». آري‌! اين‌ سوره‌ بزرگ‌، به‌ دنبال ‌بازگشت‌ رسول‌اكرم‌ ص از صلح‌ حديبيه‌ به‌ مدينه‌ منوره‌، بر ايشان‌ نازل‌ شد.
خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ واقعه‌ صلح‌ حديبيه‌ در سال‌ ششم‌ هجري‌ روي‌ داد زيرا رسول‌ اكرم‌ ص در ذي‌القعده‌ آن‌ سال‌ به‌ قصد انجام‌ عمره‌ به‌ سوي‌ مكه‌ حركت ‌كردند اما قريش‌ ايشان‌ را از ورود به‌ مكه‌ باز داشتند، در عين‌ حال‌ اين‌ خبر منتشرشد كه‌ آنها عثمان‌بن‌عفان‌(رض) را ـ كه‌ فرستاده‌ رسول‌ اكرم‌ ص به‌ منظور ابلاغ‌ اين ‌قصد ايشان‌ به‌ قريش‌ بود ـ به‌ قتل‌ رسانيده‌اند. آن‌ حضرتص به‌ دنبال‌ شيوع‌ اين ‌خبر، مسلمانان‌ را به‌ بيعت‌ فراخواندند و ايشان‌ با پيامبر گرامي‌ خود در زير درختي‌كه‌ به‌نام‌ «شجرة‌الرضوان‌» معروف‌ شد، گرد هم‌ آمدند و با ايشان‌ بر جنگ‌ بادشمن‌ و اين‌كه‌ هرگز از ميدان‌ فرار نكنند، بيعت‌ نمودند كه‌ اين‌ بيعت‌، «بيعه‌الرضوان‌» و «بيعه‌ الشجره‌» نيز ناميده‌ مي‌شود. در واقع‌ همين‌ بيعت‌ بود كه‌ مشركان‌را سخت‌ مرعوب‌ كرد به‌ طوري‌ كه‌ آنها به دنبال‌ آن‌ به‌ منظور عقد صلح‌ و متاركه ‌با مسلمانان‌، نماينده‌اي‌ را نزد رسول‌ اكرم‌ ص فرستادند و از سوي‌ ديگر، شايعه ‌قتل‌ حضرت‌ عثمان‌‌(رض) نيز تكذيب‌ شد. پس‌ اين‌ صلح‌، خود همان‌ «فتح‌ مبين‌» بود. چنان‌ كه‌ زهري‌ مي‌گويد: «فتحي‌ بزرگتر از صلح‌ حديبيه‌ نبود، از آن‌ رو كه ‌مشركان‌ بر اثر اين‌ صلح‌ با مسلمانان‌ معاشرت‌ و همنشيني‌ كرده‌ و پيام‌ حق‌ آنان‌ راشنيدند پس‌ اسلام‌ در دلهايشان‌ نفوذ كرد و در عرض‌ مدت‌ سه‌ سال‌ خلقي‌ بسيار به‌ اسلام‌ مشرف‌ شدند و با مسلمان‌ شدن‌ ايشان‌، سواد اهل‌ اسلام‌ بسيار شد». البته‌ بعد از بازگشت‌ رسول‌ اكرم‌ ص به‌ مدينه‌، خداوند متعال‌ خيبر را نيز برايشان‌ گشود و ايشان‌ غنايم‌ خيبر را ميان‌ شركت‌كنندگان‌ در حديبيه‌ كه‌ تعدادشان‌ هزار و پانصد تن ‌بود، تقسيم‌ كردند و جز آنان‌ كسي‌ ديگر را در آن‌ غنايم‌ مشاركت‌ ندادند.
معاهده‌ صلح‌ حديبيه‌ بر اين‌ مبني‌ امضا شد كه‌ طرفين‌ به‌ مدت‌ ده‌ سال‌ از جنگ ‌دست‌ بردارند و مردم‌ در آن‌ مدت‌، از خونريزي‌ و جنگ‌ و تجاوز ايمن‌ باشند، بر اين‌ شرط كه:
اگر كسي‌ از قريش‌ بدون‌ اجازه‌ سرپرست‌ خود نزد رسول‌ اكرم‌ ص آمد، ايشان‌ او را به‌ قريش‌ برگردانند و اگر كسي‌ از اصحاب‌ ايشان‌ به‌ قريش‌ پيوست‌، قريش‌ او را به ‌مدينه‌ برنگردانند.
بقيه‌ قبايل‌ آزادند و هر 