كس‌ دوست‌ دارد مي‌تواند به‌ عهد و پيمان‌ يكي‌ از طرفين ‌درآيد. پس‌ بر اثر آن‌، قبيله‌ خزاعه‌ شتابان‌ به‌ عهد و پيمان‌ رسول‌ خداص درآمدند و قبيله‌ بنوبكر به‌ عهد و پيمان‌ قريش‌.
شرط ديگر اين‌ بود كه‌ مسلمانان‌ در آن‌ سال‌ از مكه‌ برگردند و قريش‌ در سال‌ بعد به ‌مدت‌ سه‌ روز از مكه‌ بيرون‌ روند و مسلمانان‌ با شمشيرهاي‌ در غلاف‌ كرده‌ خود به‌آن‌ وارد شده‌ و مراسم‌ عمره‌ را انجام‌ دهند.
آري‌! چنان‌كه‌ زهري‌ گفته‌ است‌، اين‌ صلح‌ در حقيقت‌ براي‌ اسلام‌ و مسلمين ‌يك‌ پيروزي‌ بزرگ‌ بود زيرا قريش‌ در آن‌ به‌ جايگاه‌ مسلمين‌ و نقش‌ مهم‌ و موقعيت‌ ممتازشان‌ اعتراف‌ كردند و از سوي‌ ديگر، متاركه‌ با قريش‌ زمينه‌ را براي ‌گسترش‌ دعوت‌ اسلامي‌ در سايه‌ امنيت‌ و صلح‌ فراهم‌ كرد پس‌ در واقع‌، اين‌ فتحي ‌مبين‌ يا مقدمه‌ وتمهيدي‌ براي‌ فتح‌ مكه‌ بود. بهترين‌ گواه‌ اين‌ حقيقت‌ اين‌ است‌ كه ‌شمار مسلمين‌ در هنگام‌ صلح‌، هزار و پانصد يا هزار و چهارصد تن‌ بود اما دو سال ‌بعد از آن‌ در فتح‌ مكه‌، شمار مسلمين‌ به‌ ده‌ هزار تن‌ بالغ‌ شد كه‌ خالدبن‌وليد و عمروبن‌عاص‌ از آن‌ جمله‌ بودند. ابن‌مسعود، جابر و براء رضي‌الله عنهم‌ گفته‌اند: «شما فتح‌ مكه‌ را فتح‌ مي‌شماريد ولي‌ ما صلح‌ حديبيه‌ را فتح‌ مي‌دانيم‌».
نقل‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص در راه‌ بازگشت‌ از سفر حديبيه‌ بودند كه‌ اين‌ سوره ‌بر ايشان‌ نازل‌ شد. از عبدالله بن‌مسعود(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «چون‌ ازحديبيه‌ بازگشتيم‌، آخر شب‌ براي‌ خواب‌ و استراحت‌ فرود آمديم‌ و چون‌ به‌خواب ‌رفتيم‌ بيدار نشديم‌ مگر آن‌گاه‌ كه‌ خورشيد طلوع‌ كرده‌ بود و رسول‌ اكرم‌ ص هنوز در خواب‌ بودند. در اين‌ اثنا با خود گفتيم: بايد ايشان‌ را بيدار كنيم‌. آن‌گاه‌ ايشان ‌بيدار شدند و فرمودند: آنچه‌ را كه‌ انجام‌ مي‌داديد، انجام‌ دهيد و كسي‌ كه‌ در خواب‌ مانده‌ است‌، يا فراموش‌ كرده‌ است‌، چنين‌ مي‌كند. يعني‌ نماز بامداد خود را قضا آوريد. ابن‌مسعود(رض) مي‌گويد: در اين‌ اثنا شتر رسول‌ اكرم‌ ص را گم ‌كرديم‌ و به‌ جست‌وجوي‌ آن‌ پرداختيم‌ پس‌ آن‌ را در حالي‌ يافتيم‌ كه‌ مهارش‌ بر درختي‌ آويخته‌ بود. من‌ آن‌ را آوردم‌ و حضرت‌ ص بر آن‌ سوار شدند و به‌ راه‌ افتاديم‌ و در ميان‌ راه‌ بوديم‌ كه‌ بر ايشان‌ص وحي‌ فرودآمد...  و چون‌ وحي‌ از ايشان‌ برداشته‌ شد، به‌ ما خبر دادند كه‌ سوره: ﴿ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُّبِيناً ‏) بر ايشان ‌نازل‌ شده‌ است‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5062.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:5063.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:5064.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:5065.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:5066.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:5067.txt">آيه  15</a></body></html>سوره فتح آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، كساني‌ كه‌ با تو بيعت‌ مي‌كنند» مراد بيعه‌الرضوان‌ در حديبيه‌ است‌. حديبيه‌ قريه‌ كوچكي‌ است‌ كه‌ از مكه‌ در حد يك‌ منزل‌ راه‌ فاصله‌ داشته‌ و در داخل‌ حدود سرزمين‌ حرم‌ قرار دارد و مؤمنان‌ در آن‌ با رسول‌ اكرم‌ ص در زير درختي‌ بيعت‌ كردند كه‌ تا سرحد مرگ‌ بادشمن‌ بجنگند. به‌ قولي: مؤمنان‌ بر اين ‌امر بيعت‌ كردند كه‌ از ميدان‌ فرار نكنند. هرچند مفاد هر دو قول‌ در نهايت‌ يكي ‌است‌. البته‌ اين‌ روايت جابربن‌ عبدالله(رض) جامع‌ هر دو قول‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: «با رسول‌ اكرم‌ ص در زير درخت‌ بر مرگ‌ و بر اين‌كه‌ فرار نكنيم‌ بيعت‌ كرديم‌ پس‌ جز جدبن‌قيس‌ هيچ‌ كس‌ از ما بيعت‌ را نشكست‌ و او منافقي‌ بود كه‌ در پشت‌ سر شتر خود پنهان‌ شده‌ بود...». آري‌! كساني‌ كه‌ با تو بيعت‌ مي‌كنند؛ «جز اين‌ نيست‌ كه‌ با خدا بيعت‌ مي‌كنند» زيرا ايشان‌ با اين‌ بيعت‌، خود را در ازاي‌ بهشت‌ به‌ خداي ‌عزجل ‌مي‌فروشند و از آنجا كه‌ هدفشان‌ از بيعت‌ با پيامبر ص همانا بيعت‌ با خداوند(ج) است‌ پس‌ «دست‌ خدا بالاي‌ دستهايشان‌ است‌» يعني: عقد ميثاق‌ با رسول‌‌خدا ص، در واقع‌ عقد ميثاق‌ با خداي‌ سبحان‌ است‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ بر بيعتشان‌ آگاه‌ است‌ و ايشان‌ را در ازاي‌ آن‌ پاداش‌ مي‌دهد و نصرت‌ او براي‌ مؤمنان‌ قوي‌تر و برتر از نصرت‌ دادن‌ ايشان‌ براي‌ اوست‌. تعبير (يدالله: دست‌ خدا)، در اينجا مجاز است‌ نه‌ حقيقت‌. پس‌ (يد الله‌) به‌ معناي‌ غلبه‌، نصرت‌، نعمت‌ و هدايت‌ او مي‌باشد زيرا حق‌ تعالي‌ از اوصاف‌ اجسام‌ منزه‌ است‌. اما سلف‌ صالح‌ به‌ وجود دست‌ براي‌ خداوند(ج) عقيده‌ دارند ولي‌ نه‌ مانند دستي‌ كه ‌بشر مي‌شناسد زيرا هيچ‌ چيز مانند حق‌ تعالي‌ نيست‌.
«پس‌ هر كه‌ پيمان‌ شكني‌ كند، تنها به‌ زيان‌ خود پيمان‌ مي‌شكند» لذا زيان‌ بيعت‌شكني‌ او به‌ خودش‌ بر مي‌گردد و به‌ غير وي‌ تجاوز نمي‌كند «و هر كه‌ بر آنچه ‌با خدا بر آن‌ عهد بسته‌، وفا كند» يعني: هر كه‌ در وفاداري‌ به‌ عهد خود با خداوند(ج) به‌ بيعت‌ با پيامبرش‌ پايداري‌ ورزد «به‌ زودي‌ خدا پاداشي‌ بزرگ‌ به‌ او مي‌بخشد» و آن‌ بهشت‌ است‌.
 
	سوره فتح آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرّاً أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعاً بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«برجاي‌ ماندگان‌ اعرابي‌» كه‌ از جهاد تن‌ زدند؛ «به‌ زودي‌ به‌ تو خواهند گفت‌» بعد از بازگشتت‌ از حديبيه‌ كه: «اموال‌ و كسانمان‌ ما را گرفتار كردند» يعني: اموال‌، زنان‌ و فرزندانمان‌ ما را از همراهي‌ با تو بازداشتند زيرا ما كسي‌ را نداشتيم‌ كه‌ در غياب‌ ما به‌ آنها بپردازد و جانشين‌ ما بر آنان‌ باشد «براي‌ ما آمرزش‌ بخواه‌» تا خداوند(ج) واپس‌ماني‌مان‌ از اين‌ غزوه‌ و عدم‌ همراهي‌ با تو را كه‌ عاملي‌ جز امور فوق‌ نداشته‌ است‌، بر ما بيامرزد. «چيزي‌ را كه‌ در دلهايشان‌ نيست‌ بر زبان‌ خويش‌مي‌رانند» كه‌ اين‌ همان‌ شيوه‌ كار منافقان‌ است‌ «بگو: اگر خدا در حق‌ شما زياني ‌بخواهد» يعني: بخواهد تا زياني‌ چون‌ نابودي‌ اموال‌ و خانواده‌تان‌ را بر شما فرود آورد «يا در حق‌ ش