 سريرته‌، أصلح‌ الله‌ تعالي‌ علانيته: هر كس ‌نهان‌ خويش‌ را اصلاح‌ نمود، خداوند متعال‌ آشكار وي‌ را نيز اصلاح‌ مي‌كند».
«اين‌ مثل‌ ايشان‌ است‌ در تورات‌» يعني: اين‌ است‌ توصيفي‌ كه‌ مؤمنان‌ در تورات‌ به‌ آن‌ وصف‌ شده‌اند «و مثل‌ ايشان‌ در انجيل‌» يعني: توصيفي‌ كه‌ در انجيل‌ به‌ آن‌ وصف‌ شده‌اند نيز همان‌ توصيف‌ ذكر شده‌ در تورات‌ است‌. يا معني‌ اين ‌است: توصيف‌ آنان‌ در انجيل: «چون‌ كشته‌اي‌ است‌ كه‌ جوانه‌ خود را بر آورد» شطأ: جوانه‌ و بيخچه‌اي‌ است‌ كه‌ از ريشه‌ و تنه‌ گياه‌ يا درخت‌ مي‌رويد «و آن‌ را نيرومند ساخت‌» يعني: آن‌ درخت‌ يا كشتزار، جوانه‌ها و شاخك‌هاي‌ نورسته‌ خود را قوي‌ و نيرومند گردانيد زيرا اين‌ جوانه‌ها از آن‌ تغذيه‌ نموده‌، در پناه‌ آن‌ محفوظ مي‌مانند و از آن‌ چون‌ سپري‌ براي‌ خويش‌ بهره‌ مي‌برند «تا آن‌ را ستبر كرد» يعني: اين‌ جوانه‌ بعد از آن‌كه‌ باريك‌ و ضعيف‌ بود، ستبر و قوي‌ گرديد «و بر ساقه‌هاي‌ خود بايستد» يعني: جوانه‌ها و شاخك‌ها چنان‌ قوي‌ و نيرومند شدند كه‌ بر ساقه‌هاي‌ خود راست‌ ايستادند «و دهقانان‌ را شاد و شگفت‌زده‌ كند» يعني: كشتزاري‌ اين‌گونه‌، كشاورزانش‌ را به‌ اعجاب‌ و شادي‌ و شگفتي‌ وامي‌ دارد، از بس‌ كه‌ دلكش‌، پر محصول‌، نيكومنظر و چشم‌ فريب‌ است‌.
البته‌ اين‌ مثلي‌ است‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ آن‌ را براي‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا ص در انجيل‌ زده‌ است‌ و مراد از اين‌ مثل‌ اين‌ است‌ كه: اصحاب‌ رسول‌ اكرم‌ ص در ابتداي‌ امر اندك‌ و ضعيف‌اند، سپس‌ روزبه‌روز بر شمارشان‌ افزوده‌ مي‌شود و نيرومند مي‌گردند، همچون‌ زرع‌ كه‌ جوانه‌هاي‌ آن‌ در آغاز ضعيف‌ است‌، سپس ‌مرحله‌ به‌ مرحله‌ و روز تا روز قوي‌ و قوي‌تر مي‌گردد تا آن‌كه‌ سرانجام‌ ساقه‌ آن ‌ستبر و استوار مي‌شود پس‌ همچنين‌ است‌ مسلمان‌ كه‌ چون‌ به‌ اسلام‌ درآمد، ايمان‌ وي‌ در آغاز ضعيف‌ است‌، سپس‌ بر اثر مصاحبت‌ و ملازمت‌ وي‌ با اهل‌ علم‌ و ايمان‌، ايمانش‌ چنان‌ قوي‌ و نيرومند مي‌شود كه‌ سرانجام‌، در ايمان‌ خود راست‌ واستوار مي‌ايستد و همانند آنان‌ مي‌شود.
«تا كافران‌ را به‌ سبب‌ ديدنشان‌ به‌ خشم‌ در اندازد» يعني: حق‌ تعالي‌ مسلمانان‌ را بسيار و نيرومند مي‌گرداند تا مايه‌ خشم‌ و غيظ كافران‌ گردند «خدا به‌ كساني‌ از آنان‌كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، آمرزش‌ و پاداش‌ بزرگي‌ را وعده‌ داده‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ وعده‌ داده‌ است‌ كه‌ گناهانشان‌ را بيامرزد و مزد و پاداششان‌ را بزرگ‌ و افزون‌ سازد؛ با وارد نمودنشان‌ به‌ بهشتي‌ كه‌ بزرگترين‌ نعمت‌ و عظيم‌ترين ‌منت‌ است‌. البته‌ اين‌ مثل‌، شامل‌ صحابه‌ رسول‌ اكرم‌ ص و همه‌ كساني‌ از افواج ‌ايمان‌ و لشكريان‌ اسلام‌ در گذار عصرها و نسلها مي‌شود كه‌ نقش‌ قدمشان‌ را دنبال‌ و بر راه‌ و روش‌ ايشان‌ رهرو باشند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مسلم‌ از ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ ص فرمودند: «لا تسبوا أصحابي‌، فوالذي‌ نفسي‌ بيده‌، لو أن‌ أحدكم‌ أنفق‌ مثل‌ أحد ذهباً، ما أدرك‌ مد أحدهم‌ ولا نصيفه: اصحابم‌ را دشنام‌ ندهيد زيرا سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم ‌در دست‌ اوست‌، اگر يكي‌ از شما به‌ مانند كوه‌ احد طلا انفاق‌ كند، [اجر] انفاق‌ پيمانه‌ يكي‌ از آنان‌ و يا نصف‌ آن‌ را در نيافته‌ است‌». البته‌ احاديث‌ بسيار و آيات‌ ديگري‌ نيز در فضيلت‌ صحابه‌ رضوان‌الله عليهم ‌اجمعين‌ و در نهي‌ از تعرض‌ به ‌بدي‌ بر ايشان‌، آمده‌ است‌ و صحابه‌ي همه‌ عادل‌ و اوليا و اصفياي‌ خداوند(ج) و برگزيدگان‌ وي‌ از خلقش‌ بعد از پيامبرانش(ع) هستند.
برخي‌ از علما درباره‌ اختلافات‌ و جنگهايي‌ كه‌ بعد از خلافت‌ حضرت ‌عثمان‌(رض) در ميان‌ صحابه‌(رض) رخ‌ داد، گفته‌اند: «اينها خونهايي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ دستهاي‌ ما را از آلودگي‌ به‌ آن‌ پاك‌ نگه‌ داشته‌ پس‌ ما زبانهايمان‌ را نيز به‌ آن‌ نمي‌آلاييم‌ و آنچه‌ كه‌ در ميان‌ اصحاب‌(رض) روي‌ داده‌، همانند واقعه‌اي ‌است‌ كه‌ در ميان‌ يوسف(ع) و برادرانش‌ روي‌ داد».
 

سوره حجرات آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! در برابر خدا و پيامبرش‌ پيشي‌ نجوييد» يعني: كاري‌ را پيش‌ از خدا و رسولش‌ فيصله‌ نكرده‌ و درباره‌ آن‌ تصميم‌ نگيريد، درحضور پيامبر ص نسبت‌ به‌ قضاياي‌ مطروحه‌ به‌ ابراز نظر شتاب‌ نكنيد و بر خلاف ‌قرآن‌ و سنت‌ چيزي‌ نگوييد «و از خدا پروا بداريد» در تمام‌ امور خويش‌ «بي‌گمان‌ خدا شنواست‌» هر امر شنيدني‌اي‌ را «داناست‌» به‌ هر امر دانستني‌اي‌ پس‌ در هيچ‌كاري‌ از كارها ـ اعم‌ از قول‌ يا فعل‌ ـ بر خدا و رسولش‌ پيشدستي‌ نكنيد. آيه‌ كريمه‌ ترتيب‌ منابع‌ اجتهاد را نيز در بر مي‌گيرد كه‌ اولين‌ آن‌ كتاب‌ و پس‌ از آن ‌سنت‌ است‌ چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ائمه‌ حديث‌ آمده‌ است‌ كه‌ وقتي ‌رسول‌‌اكرم‌‌ص معاذبن‌جبل‌(رض) را به‌ يمن‌ مي‌فرستادند، به‌ وي‌ فرمودند: «به‌ چه ‌چيز حكم‌ مي‌كني‌؟» گفت: به‌ كتاب‌ خداوند(ج). فرمودند: «اگر حكمي‌ را در كتاب‌ خداوند(ج) نيافتي‌؟». گفت: به‌ سنت‌ رسول‌ خدا ص حكم‌ مي‌كنم‌. فرمودند: «اگر حكمي‌ را در سنت‌ نيافتي‌؟». گفت: «به‌ رأي‌ خود اجتهاد مي‌كنم‌». پس‌ آن‌ حضرت‌ ص به‌ نشانه‌ تأييد بر سينه‌ او زدند و فرمودند: الحمد لله ‌الذي‌ وفق‌ رسول‌ رسول‌ الله‌ لما يرضي‌ رسول‌ الله: ستايش‌ خدايي‌ را كه‌ فرستاده ‌فرستاده‌اش‌ را بر آنچه‌ كه‌ مورد پسند فرستاده‌ اوست‌، توفيق‌ داد». اين‌ حديث ‌شريف‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ معاذ(رض)، رأي‌ و اجتهاد خود را بعد از كتاب‌ و سنت‌ و در آخرين‌ مرتبه‌ و مرحله‌ قرار داد و اگر او رأي‌ خويش‌ را بر آنها مقدم‌ مي‌كرد، اين ‌همان‌ پيشدستي‌ بر خدا و رسول‌ وي‌ بود. خلاصه: اين‌ آيه‌ ادبي‌ است‌ فراگير كه‌ شامل‌ سخن‌، عمل‌ و اجتهاد هر سه‌ مي‌شود.
بخاري‌ و غير وي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ تا آيه‌ ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا  ...) «آيه/‌4» از عبدالله بن‌زبيرك روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: قافله‌اي‌ از قبيله‌ بني‌تميم‌ به‌ محضر رسول‌ خدا ص آمدند. ابوبكر صديق‌(رض) به‌ آن‌ حضرت‌ ص پيشنهاد كرد و گفت: يا رسول‌الله! قعقاع‌بن‌معبد را بر آنان‌ امير گردانيد. و عمر(رض) گفت: نه‌ بلكه‌ اقرع‌بن‌حابس‌(رض) را بر آنان‌ امير گردانيد. پس‌ از آن‌ 