نزد رسول‌ اكرم‌ ص چنين‌ شكايت‌ كرد: «ابوسفيان‌ مردي‌ است‌ حريص‌ كه‌ آنچه‌ تكافوي‌ خرج‌ من‌ و فرزندم‌ را بنمايد به‌ من‌ نمي‌دهد پس‌ آيا مي‌توانم‌ بدون‌ آگاهي‌ وي‌ از مالش ‌برگيرم‌؟ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: آري‌! برگير».
4 ـ هشدار دادن‌ از آفت‌ فساق‌ و فجار: بدگويي‌ از فاسق‌ غيبت‌ نيست‌، مانند بدگويي‌ از شخص‌ دائم‌الخمر و كسي‌ كه‌ پيوسته‌ به‌ محلات‌ بدكاري‌ و فحشا سرمي‌كشد. به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف: «اذكرو الفاسق‌ بما فيه‌ كي‌ يحذره‌ الناس: فاسق‌ رابه‌ آنچه‌ كه‌ در وي‌ است‌، معرفي‌ كنيد تا مردم‌ از او حذر كنند».
5 ـ اعلام‌ و هشداردهي‌ درباره‌ رازي‌ كه‌ مربوط به‌ امور عامه‌ است: چون‌ بيان ‌نقاط ضعف‌ گواهان‌، راويان‌، مصنفان‌ و مفتياني‌ كه‌ اهليت‌ ندارند و نصيحت ‌كردن ‌خواستگار، شريك‌ و مانند آنها.
6 ـ معرفي‌كردن‌ شخص‌ به‌ لقبي‌ كه‌ به‌ آن‌ مشهور است‌، درصورتي‌كه‌ شناخت ‌وي‌ با غير آن‌ لقب‌ ممكن‌ نباشد، مانند القاب‌ لنگ‌، كور، ديوانه‌، لال‌ و امثال ‌اين‌ها.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است: اين‌ آيه‌ درباره‌ سلمان‌ فارسي‌(رض) نازل‌ شد كه‌ غذا خورد و به‌دنبال‌ آن‌ بي‌درنگ‌ خوابيد پس‌ شخصي‌ از اين‌ گونه‌ خوردن‌ وخوابيدنش‌ به‌ بدي‌ ياد كرد. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
 آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«و بشارت‌ بده‌ كساني‌ را» تبشير: خبردادن‌ از چيزي‌ است‌ كه‌ اثر مژده‌ بخش‌ وسرور انگيز آن‌ بر پوست‌ چهره‌ انسان‌ آشكار شود. آري‌! بشارت‌ بده‌ كساني‌ را: «كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ انجام‌ داده‌اند» يعني: همان‌ كارهاي‌ درست‌ وصوابي‌ را كه‌ از ايشان‌ خواسته‌ شده‌ و بر ايشان‌ فرض‌ گرديده، انجام‌ داده‌ اند. ياكساني‌ كه‌ اعمالي‌ را انجام‌ داده‌اند كه‌ خداوندY انجام‌ داوطلبانه‌ آنها را نيكوشمرده‌ است‌ زيرا بهشت‌ با ايمان‌ و عمل‌ صالح‌ قابل‌دسترسي‌ است‌.
عبارت: (آمنوا وعملوا الصالحات) نزديك‌ به‌ شصت‌بار در قرآن‌ كريم‌ به‌كاررفته‌ است‌؛ و اين‌ خود نشان‌ دهنده‌ آن‌ است‌ كه‌ ايمان‌ و عمل‌ صالح‌ لازم‌ و ملزوم‌ يك‌ديگرند.
آري‌! مژده‌ بده‌ به‌ ايشان‌ «كه‌ برايشان‌ جناتي‌ است‌» جنت: نام‌ بهشت‌ دارالخلد وسراي‌ ثواب‌ و پاداش‌ است‌ كه‌ مشتمل‌ بر باغهاي‌ بسياري‌ است‌ و آن‌ را جنت ‌ناميده‌اند زيرا جنت‌ در لغت‌ به‌ معني‌ پوشانيدن‌ است‌ و بهشت‌ ساكنان‌ خود را در زير درختهاي‌ انبوه‌ خويش‌ مي‌پوشاند. آري‌! برايشان‌ جناتي‌ است: «كه‌ ازفرودست‌ آنها» يعني: از زير درختان‌ و قصرهاي‌ آنها «جويها روان‌ است، هرگاه‌ميوه‌اي‌ از آن‌ روزي‌ آنان‌ شود» از هر نوعي‌ از انواع‌ ميوه‌ها كه‌ باشد؛ «مي‌گويند: اين‌همان‌ است‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ نيز روزي‌ ما بوده‌» يعني: اين‌ ميوه، شبيه‌ و نظير و از جنس‌همان‌ ميوه‌ است‌. اين‌ سخن‌ را بدان‌ سبب‌ مي‌گويند كه‌ رنگ‌ ميوه‌هاي‌ بهشتي‌ شبيه‌هم‌اند، هرچند كه‌ حجم‌ و طعم‌ و بوي‌ آنها مختلف‌ است‌ و چون‌ از آن‌مي‌خورند، طعم‌ آن‌ را مخالف‌ طعم‌ ميوه اول‌ مي‌يابند «و به‌ ايشان‌ همانند آن‌» ميوه‌ قبلي‌ در خوبي‌ و نيكويي‌ «داده‌ شود» زيرا هيچ‌ يك‌ از آنها پست‌ و نامطبوع ‌نيست‌ و در شكل‌ نيز مشابه‌ همديگرند «و در آنجا همسراني‌ پاكيزه‌ دارند» كه‌ حوران‌بهشتي‌ و غير ايشانند «و هم‌ در آنجا جاويدانند» نه‌ مي‌ميرند و نه‌ از آن‌ بيرون‌ برده‌مي‌شوند. مراد از پاكيزه ‌بودن‌ جفتهاي‌ بهشتي‌ اين‌ است‌ كه‌: آنچه‌ به‌ زنان‌ دنيا ازپليدي‌ حيض‌ و نفاس‌ و بزاق‌ و ساير پليديها مي‌رسد، به‌ همسران‌ بهشتي‌ نمي‌رسد.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه: هر مرد بهشتي‌ دو همسر دارد. علما گفته‌اند: «يكي‌ از آن‌ دو، از زنان‌ دنياست‌ و ديگري‌ از زنان‌ بهشت‌». خلود: بقاي‌ دايم‌ وهميشگي‌اي‌ است‌ كه‌ هرگز گسست‌ و انقطاعي‌ ندارد. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «إن أهل الجنة يأكلون فيها ويشربون، ولا يتفلون، ولا يبولون، ولا يتغوطون ولا يتمخطون، قالوا: فما بال الطعام؟ قال: جشاء ورشح كرشح المسك، ويلهمون التسبيح والتحميد كما تلهمون النفس‌: همانا اهل‌ بهشت‌ در بهشت‌ مي‌خورند ومي‌آشامند، نه‌ آب‌ دهان‌ مي‌اندازند، نه‌ ادرار و مدفوع‌ مي‌كنند و نه‌ آب‌ بيني‌مي‌اندازند. اصحاب‌ گفتند: پس‌ غذايي‌ كه‌ مي‌خورند چه‌ مي‌شود؟ فرمودند: به‌آروغي‌ و ترشح‌ عرقي‌ چون‌ ترشح‌ مشك‌، دفع‌ مي‌شود. و خواندن‌ «سبحان‌ الله»، و «الحمدلله‌» برآنان‌ چنان‌ الهام‌ مي‌شود كه نفس‌ كشيدن‌ براي‌ شما».
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:511.txt">آيه  133</a><a class="text" href="w:text:512.txt">آيه  134</a><a class="text" href="w:text:513.txt">آيه  135</a><a class="text" href="w:text:514.txt">آيه  136</a><a class="text" href="w:text:515.txt"> آيه  137</a><a class="text" href="w:text:516.txt">آيه  138</a><a class="text" href="w:text:517.txt">آيه  139</a><a class="text" href="w:text:518.txt">آيه  140</a></body></html>سوره حجرات آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مردم‌! همانا ما شما را از يك‌ مرد و يك‌ زن‌ آفريده‌ايم‌» كه‌ آن‌ دو، آدم‌ وحواء علیهماالسلام اند. مراد اين‌ است‌ كه‌ انسانها همه‌ با هم‌ در اصل‌ انسانيت‌ برابرند، از آن‌رو كه‌ به‌ يك‌ نسب‌ واحد پيوند دارند و همه‌ آنان‌ را يك‌ پدر و يك‌ مادر با هم‌ جمع‌ مي‌كند بنابراين‌، فخر نمودن‌ بعضي‌ از آنها به‌ نسب‌ بر بعضي‌ ديگر، هيچ ‌توجيهي‌ ندارد زيرا همه‌ آنها در اصل‌ انسانيت‌، با هم‌ برابرند «و شما را شعب‌ها و قبيله‌ها گردانيديم‌» شعب: امتي‌ است‌ بزرگ‌ كه‌ چندين‌ قبيله‌ را با هم‌ جمع‌ مي‌كند ودر فارسي‌ به‌ آن‌ «ملت‌» مي‌گويند، مانند «شعب‌ مضر» و «شعب‌ ربيعه‌» كه‌ هريك‌ چندين‌ قبيله‌ را در خود گنجانيده‌اند و «قبيله‌» از حيث‌ كثرت‌ كمتر از«شعب‌» و زير مجموعه‌ آن‌ مي‌باشد، مانند قبيله‌ «بني‌بكر» از شعب‌ «ربيعه‌» وقبيله‌ «بني‌تميم‌» از شعب‌ «مضر». به‌قولي‌ ديگر: «شعوب‌» شاخه‌هاي‌ عجم‌اند و«قبايل‌» شاخه‌هاي‌ عرب‌. شايان‌ ذكر است‌ كه: طبقات‌ نسل‌ بشر در نزد اعراب