سان‌، عقابي‌ مترتب‌ نيست‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن‌ الله‌ تجاوز لأمتي‌ عما حدثت‌ به‌ أنفسها ما لم‌ تتكلم‌ به أو تعمل‌ به: خداوند متعال‌ از امت‌ من‌ آنچه‌ را كه‌ نفسهايشان‌ بدان‌ حديث ‌مي‌گويد، در گذشته‌ است‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ آن‌ [حديث‌ نفس] سخن‌ نگويند، يا عمل‌ نكنند».
 
	سوره ق آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سكره‌ موت‌ حق‌ را آورد» يعني: در هنگام‌ سكرات‌ مرگ‌، حقيقت‌ بر انسان ‌آشكار شده‌ و صدق‌ و راستي‌ آنچه‌ كه‌ پيامبران(ع) از اخبار رستاخيز و وعده‌ها و هشدارهاي‌ آن‌ آورده‌اند، بر او مبرهن‌ و هويدا مي‌گردد. سكره‌ موت: سختي‌ و فشار مرگ‌ است‌ كه‌ انسان‌ را بي‌هوش‌ كرده‌ و بر عقلش‌ غالب‌ مي‌شود چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ پيامبر ص در حال سكرات‌ مرگ‌ تحت‌ فشار آن‌ قرارگرفتند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ عرق‌ را از چهره‌ خويش ‌پاك‌ مي‌كردند و در اين‌ اثنا فرمودند: «سبحان‌ الله‌! إن‌ للموت‌ سكرات: پاك‌ است‌ خداوند! همانا براي‌ مرگ‌ سختي‌هايي‌ است‌». «اين‌» مرگ‌ «همان‌ است‌ كه‌ از آن‌ كناره‌ مي‌گرفتي‌» و از آن‌ مي‌گريختي‌. مخاطب‌ اين‌ سخن‌، انسان‌ است‌ از حيث ‌انسان‌ بودنش‌.
 
سوره ق آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در صور دميده‌ شود» مراد دميدن‌ آخر براي‌ رستاخيز و خروج‌ مردگان‌ از قبرهايشان‌ است‌ «اين‌ است‌ روز وعيد» يعني: وقت‌ دميدن‌ در صور، همانا روز وعيدي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) كفار را در آن‌ به‌ عذاب‌ تهديد كرده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «چگونه‌ خوش‌ باشم ‌درحالي‌كه‌ صاحب‌ بوق‌، آن‌ را به‌ دهان‌ گرفته‌ و پيشاني‌ خود را نيز فرود آورده‌ و در انتظار آن‌ است‌ كه‌ به‌ او اذن‌ [دميدن‌] داده‌ شود؟ اصحاب‌ گفتند: يا رسول‌الله! [وقتي‌ شما كه‌ پيامبر اولي‌العزم‌ خداييد، از اين‌ امر نگرانيد] پس‌ ما چه‌ بگوييم‌؟ آن‌ حضرت‌ ص فرمودند؛ بگوييد: حسبنا الله‌ ونعم‌ الوكيل: خدا براي‌ ما بس‌ است ‌و او نيكو كارسازي‌ است‌. اصحاب‌ گفتند: حسبنا الله‌ ونعم‌ الوكيل‌».
 
	سوره ق آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كس‌ در حالي‌ مي‌آيد كه‌ با او راننده‌اي‌ و گواهي‌ است‌» يعني: هر فرد بشر و هر بدني‌ كه‌ در آن‌ روح‌ دميده ‌شده‌، درحالي‌ به‌ ميدان‌ رستاخيز مي‌آيد كه‌ همراهش ‌كسي‌ است‌ كه‌ او را به‌ سوي‌ محشر مي‌راند و نيز همراهش‌ كس‌ ديگري‌ است‌ كه‌ به‌نفع‌ يا زيانش‌ گواهي‌ مي‌دهد. مجاهد مي‌گويد: «راننده‌ و گواه‌ دو فرشته‌اند». به‌قولي: سائق‌ (راننده‌)، نويسنده‌ گناهان‌ و شهيد (گواه‌)، نويسنده‌ ثواب‌ها است‌.
 
	سوره ق آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ كه‌ از اين‌ امر سخت‌ در غفلت‌ بودي‌» يعني‌ به‌ او گفته‌ مي‌شود: به‌ راستي‌ كه‌ تو در دنيا از اين‌ سرانجام‌ و سرنوشت‌، در غفلت‌ بودي‌ «ولي‌ ما پرده‌ات ‌را» كه‌ در دنيا جلوگير رؤيتت‌ بود «از تو برداشتيم‌» يعني: حجابي‌ را كه‌ ميان‌ تو و ميان‌ امور آخرت‌ حايل‌ بود، برداشتيم‌ «پس‌ امروز ديده‌ات‌ تيزبين‌ است‌» يعني: امروز ديده‌ات‌ نافذ و تيزبين‌ است‌ پس‌ مي‌تواني‌ آنچه‌ را كه‌ در دنيا بر تو مخفي ‌بوده‌ است‌، با آن‌ ببيني‌. البته‌ خطاب‌ متوجه‌ انسان‌ است‌ از حيث‌ انسان‌ بودن‌ وي‌.
 
	سوره ق آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همنشين‌ او گفت: اين‌ است‌ آنچه‌ پيش‌ من‌ آماده‌ است‌» يعني: فرشته‌ گمارده‌ به‌وي‌ كه‌ در دنيا نويسنده‌ اعمالش‌ بوده‌ است‌، خطاب‌ به‌ وي‌ مي‌گويد: اين‌ همان‌ كتاب‌ عمل‌ توست‌ كه‌ نزد من‌ حاضر و آماده‌ است‌ و من‌ آن‌ را آماده‌ نموده‌ام‌. مجاهد در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «آن‌ فرشته‌ به‌ پروردگار سبحان‌ مي‌گويد: اينك‌ آنچه‌ كه‌ مرا در كار نوشتن‌ و ثبت‌ و ضبط اعمال‌ فرزند آدم‌ برگمارده‌ بودي‌، آماده‌ است‌، اينك‌ خود او و ديوان‌ عملش‌ را حاضر كرده‌ام‌».
 
	سوره آل عمران آيه  135
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«و» پرهيزگاران‌ «آنان» اند «كه‌ چون‌ فاحشه‌اي‌ مرتكب‌ شوند» فاحشه‌: هر كار زشت‌ و هر معصيتي‌ است، اما اختصاص‌ آن‌ به‌ زنا، در استعمال‌ غلبه‌ يافته‌ زيرا زنا از زشت‌ترين‌ معاصي‌ است‌ «يا چون‌ بر خود ستم‌ روا دارند» با ارتكاب‌ گناهان‌. بعضي‌ گفته‌اند: فاحشه‌ گناه‌ كبيره‌ و ستم‌ بر خود، گناه‌ صغيره‌ است‌. آري‌! در آن‌هنگام‌: «ياد كنند الله را» با زبانها و دلهاي‌ خويش‌ «پس‌ آمرزش‌ خواهند براي ‌گناهان‌ خويش» از بارگاه‌ خداي‌ آمرزگار. انس‌(رض) مي‌گويد: به‌ من‌ رسيده‌ است‌ كه‌چون‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، ابليس‌ گريست‌ (كه‌ بيچاره‌ شدم). «و چه‌كسي‌ جز خدا، گناهان‌ را مي‌آمرزد» با آمرزش‌ كاملي‌ كه‌ به‌دنبال‌ خود سرزنش‌ و عقوبتي ‌نداشته‌باشد؟ لذا هيچ‌ گناهي‌ ـ هر چند هم‌ كه‌ بزرگ‌ باشد ـ در برابر مغفرت‌ الهي‌ چنان‌ بزرگ‌ نيست‌ كه‌ سبب‌ عدم‌ آمرزش‌ وي‌ شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ابليس‌ گفت‌: پروردگارا! سوگند به‌ عزتت‌ كه‌ پيوسته‌ فرزندان‌ آدم‌ را گمراه ‌مي‌كنم‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ ارواحشان‌ در اجسادشان‌ باشد. حق‌ تعالي‌ فرمود: سوگند به‌عزت‌ و جلالم‌ كه‌ پيوسته‌ بر آنان‌ مي‌آمرزم‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ از من‌ آمرزش‌ بخواهند». «و» پرهيزگاران‌ «بر آنچه‌ مرتكب‌ شده‌اند» از گناهان‌ «با آن‌ كه‌ مي‌دانند» و آگاهند كه‌ آن‌ كار گناه‌ است‌ «اصرار نمي‌كنند» مراد از اصرار: عزم‌ بر بازگشت‌ به ‌گناه‌ و عدم‌ دست ‌كشيدن‌ نهايي‌ از آن‌ با توبه‌ است‌.
عطاء در بيان‌ سبب‌ نزول‌ از ابن‌عباس‌ك روايت‌ كرده‌ است‌: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ خرما فروشي‌ به‌نام‌ «بنهان‌ التمار» نازل‌ شد كه‌ كنيتش‌ «ابومقبل» بود، روزي‌ زني‌ خوبرو از او خرما خريد، پس‌ او آن‌ زن‌ را به‌سوي‌ خود كشيد و او را بوسيد، اما بعدا از اين‌ عمل‌ خويش‌ پشيمان‌ گشته‌ به‌ خدمت‌ رسول‌ خداص آمد و داستان‌ خويش‌ را به‌ ا