َحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر خردهايشان‌ آنان‌ را به‌ اين‌ امر فرمان‌ مي‌دهد» يعني: يا مگر عقلهايشان ‌آنان‌ را به‌ اين‌ ادعاهاي‌ متناقض‌ كه‌ قرآن‌ سحر، يا كهانت‌ يا شعر است‌، دستور مي‌دهد؟ شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بزرگان‌ قريش‌ به‌ خردمندي‌ و تعقل‌ توصيف‌ مي‌شدند پس‌ خداوند متعال‌ بدين‌سان‌ عقلها و خردهايشان‌ را به‌ باد تحقير گرفت‌؛ آن‌گاه‌ كه ‌عقلهايشان‌ شناخت‌ حق‌ از باطل‌ را برايشان‌ به‌ باروبر ننشاند «يا مگر آنها قومي‌ طغيانگرند» كه‌ در عناد از حد گذشته‌اند پس‌ به‌ سبب‌ آن‌ گفته‌اند آنچه‌ را كه‌گفته‌اند؟ بنابراين‌، سخنانشان‌ از اثر خردورزي‌ و تعقل‌ نيست‌ بلكه‌ از اثر طغيان ‌نفس‌ است‌.
	سوره طور آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر مي‌گويند: آن‌ را بر بافته‌» يعني: محمد قرآن‌ را از نزد خود بر بافته‌ و برساخته‌ است‌ «نه‌! بلكه‌ ايمان‌ ندارند» يعني: حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ سبب‌ سرزدن ‌همه‌ اين‌ سخنان‌ متناقض‌ از آنان‌، كافر بودنشان‌ است‌. آري‌! آنان‌ به ‌خداوند متعال‌ ايمان‌ نياورده‌ و آنچه‌ را كه‌ رسول‌ وي‌ص آورده‌ است‌، تصديق ‌نمي‌كنند.
	سوره طور آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر راستگو هستند» در اين‌ پندارشان‌ كه‌ محمد ص قرآن‌ را بر بافته‌ و از نزد خود آورده‌ است‌؛ «بايد سخني‌ مانند آن‌» يعني: مانند قرآن‌ در نظم‌ و بيان ‌شيوا و اسلوب‌ بديع‌ آن‌ «بياورند» زيرا با در نظر داشت‌ اين‌ امر كه‌ قرآن‌ كلامي ‌عربي‌ است‌ و آنان‌ هم‌ سران‌ عرب‌ و ميدانداران‌ گستره‌ فصاحت‌ و فرهنگ ‌عربي‌ اعم‌ از نظم‌، نثر، بيان‌ و بديع‌ آن‌  ـ هستند، اينك‌ اين‌ گود و اين‌ ميدان‌؛ قدم ‌پيش‌ گذارند و نظير قرآن‌ را بياورند.
 
	سوره طور آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر آنها از هيچ‌ آفريده‌ شده‌اند؟» يعني: يا مگر آنان‌ با اين‌ كيفيت‌ بديع‌ و صنع‌ عجيب‌، بدون‌ آفريننده‌اي‌ آفريده‌ شده‌اند و از اين‌ جهت‌، حق‌ تعالي‌ را عبادت‌ نمي‌كنند «يا آن‌كه‌ خود آفريدگار خويش‌ هستند؟» يعني: يا مگر آنان‌ خود آفريدگار خويش‌اند؟ پس‌ اگر اقرار كردند كه‌ در اين‌ كائنات‌ بدون‌ آفريننده‌اي ‌آفريده‌ نشده‌اند و اگر اقرار كردند كه‌ خود هم‌ آفريننده‌ خويش‌ نيستند، ديگر پذيرفتن‌ اين‌ امر بر آنان‌ الزامي‌ مي‌شود كه‌ آفريدگاري‌ آنان‌ را خلق‌ كرده‌ است‌ و اين‌ آفريدگار هم‌ خداوند متعال‌ است‌.
 
	سوره طور آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر آسمانها و زمين‌ را آفريده‌اند؟» كه‌ آنها قطعا اين‌ كاره‌ نيستند زيرا جز خداي‌ آفريننده‌ توانا، ديگر كسي‌ بر آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ قادر نيست‌ پس‌ چرا ديگر حق‌ تعالي‌ را نمي‌پرستند؟! «نه‌! بلكه‌ يقين‌ ندارند» يعني: واقعيت‌ اين‌ است‌كه‌ علت‌ موضع‌گيريهاي‌ لجبازانه‌ و عنودانه‌شان‌ اين‌ است‌ كه‌ در كار خود بر باور و يقيني‌ قرار ندارند بلكه‌ در مورد وعده‌هاي‌ عذاب‌ و هشدارهاي‌ الهي‌، در تاريكي‌هاي‌ شك‌ و شبهه‌ دست‌وپا مي‌زنند، در غير آن‌ بايد ايمان‌ مي‌آوردند.
 
سوره طور آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر گنجينه‌هاي‌ پروردگارت‌ پيش‌ آنهاست‌؟» يعني: آيا كليدهاي‌ پروردگارت‌ در امر رسالت‌ به‌ دست‌ آنهاست‌ تا آن‌ را در هر جايي‌ كه‌ بخواهند بگذارند؟ يا معني‌ اين‌ است: آيا گنجينه‌هاي‌ باران‌ و رزق‌ به‌دست‌ آنهاست‌؟ «يا مگر آنان‌» بر مخلوقات‌ خداوند(ج) در زمين‌ و آسمان‌ «چيره‌اند» و مسلط؟ و بنابراين‌، كار آنها را هر گونه‌ كه‌ بخواهند مي‌پردازند و اداره‌ و ساماندهي‌ مي‌كنند؟ نه‌! هرگز اين‌ گونه‌ نيست‌ بلكه‌ فقط خداي‌ عزوجل‌ است‌ كه‌ مالك‌، متصرف‌ و فعال‌ مايشاء مي‌باشد.
 
	سوره طور آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر نردباني‌ دارند كه‌ برشوند و بشنوند؟» يعني: يا مگر مي‌گويند كه‌ نردباني ‌نصب‌كرده‌ به‌ سوي‌ آسمان‌ دارند كه‌ بر آن‌ بالا رفته‌ و سخن‌ فرشتگان‌ و آنچه‌ را كه ‌به‌ سويشان‌ وحي‌ مي‌شود، مي‌شنوند و به‌ وسيله‌ آن‌ به‌ علم‌ غيب‌ مي‌رسند چنان‌ كه محمد ص از طريق‌ وحي‌ به‌ آن‌ مي‌رسد؟ «پس‌» اگر چنين‌ ادعايي‌ دارند «بايد شنونده‌ آنان‌ سلطاني‌ مبين‌ بياورد» يعني: بايد شنونده‌ آنان‌، حجت‌ روشن‌ وآشكاري‌ بر اين‌ شنيدن‌ خود بياورد ولي‌ اگر چنين‌ چيزي‌ نزدشان‌ موجود نيست‌، ديگر راهي‌ جز اين‌ ندارند كه‌ از اين‌ پيامبر و از اين‌ قرآن‌ پيروي‌ كنند.
 
	سوره طور آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا خدا را دختران‌ است‌ و شما را پسران‌؟» يعني: يا مگر دختران‌ را به‌ خداوند(ج) و پسران‌ را به‌ خود نسبت‌ مي‌دهند؟ قطعا هر كس‌ داراي‌ چنين ‌انديشه‌اي‌ باشد، با فهم‌ و خرد بيگانه‌ بوده‌ و در حضيض‌ انحطاط فكري‌ قرار دارد بنابراين‌، از او بعيد نيست‌ كه‌ توحيد و رستاخيز را هم‌ انكار كند.
 
	 سوره طور آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْراً فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا» اي‌ پيامبر ص! «از آنها مزدي‌ مطالبه‌ مي‌كني‌» كه‌ در برابر تبليغ‌ رسالت‌ به ‌تو بدهند؛ «و آنان‌ از غرامت‌ گرانبارند؟» يعني: از بر عهده‌ گرفتن‌ اين‌ غرامت‌ و تاواني‌ كه‌ تو از آنان‌ مي‌طلبي‌، احساس‌ گرانباري‌ مي‌كنند لذا از حمل‌ اين‌ بار گران ‌به‌ عسرت‌ و زحمت‌ درافتاده‌اند و نمي‌توانند اسلام‌ بياورند؟.
 
	سوره طور آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر غيب‌ پيش‌ آنهاست‌ و آنها مي‌نويسند؟» يعني: يا مگر ادعا مي‌كنند كه ‌علم‌ غيب‌ يعني‌ اطلاعات‌ ثبت‌ شده‌ بر لوح‌ محفوظ نزدشان‌ است‌ و بنابراين‌، هر چه‌ را بخواهند از روي‌ علم‌ غيب‌ براي‌ مردم‌ مي‌نويسند؟ پس‌ بر اين‌ مبني‌ مي‌گويند كه‌ ما برانگيخته‌ نمي‌شويم‌ و اگر هم‌ برانگيخته‌ شويم‌ عذاب‌ نمي‌شويم‌؟ قطعا موضوع‌ چنين‌ نيست‌ زيرا جز خداي‌ سبحان‌ هيچ‌ كس‌ ديگري‌ غيب‌ را نمي‌داند. قتاده ‌مي‌گويد: «چون‌ مشركان‌ گفتند كه‌ ما در حق‌ محمد حوادث‌ بد روزگار را انتظارمي‌كشيم‌»