ز آن‌» يا فاصله‌ وي‌ با رسول‌ اكرم‌ ص كمتر از مقدار دو كمان‌ بود. مراد از فاصله‌ دو كمان‌ در اينجا: فاصله‌ ميان‌ دسته‌ كمان‌ و دو طرف‌ خميده‌ آن‌ است‌ زيرا هر كمان ‌داراي‌ دو طرف‌ است‌. البته‌ مراد حق‌ تعالي‌ در اين‌ آيه‌، تمثيل‌ ملكه‌ اتصال‌ و تحقق ‌امر استماع‌ وحي‌ از سوي‌ پيامبر ص به‌ كامل‌ترين‌ وجه‌ آن‌ است‌ زيرا در اين‌ تمثيل‌، بعد مسافت‌ كه‌ خود شبهه‌ ابهام‌ و غموض‌ را پيش‌ مي‌آورد، نفي‌ شده‌ است‌.
	سوره نجم آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ به‌ بنده‌اش‌ آنچه‌ را بايد وحي‌ كند، وحي‌ فرمود» يعني: آن‌گاه‌ جبرئيل‌(ع) از آن‌ مسافت‌ نزديك‌، آنچه‌ را از قرآن‌ كه‌ در اين‌ فرود آمدن‌ با خود آورده‌ بود، به ‌بنده‌ خدا(ج) و فرستاده‌ وي‌ حضرت‌ محمد ص وحي‌ كرد. يا معني‌ اين‌ است:خداوند متعال‌ به‌ بنده‌ خود جبرئيل‌(ع) وحي‌ كرد آنچه‌ را كه‌ او به‌ محمد ص وحي‌نمود. دليل‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ از متن‌ پيام‌ وحي‌ يادي‌ نكرد، بزرگ‌ نمودن‌ و تفخيم‌ شأن‌ آن‌ است‌.
 
سوره نجم آيه  11‏متن آيه : ‏‏ مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ‏
 آيه  12‏متن آيه : ‏‏ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ‏ 
‏ترجمه : ‏
«دلش‌ در آنچه‌ ديد، دروغ‌ داخل‌ نكرد» يعني: دل‌ پيامبر ص آنچه‌ را كه‌ چشمش‌ از صورت‌ جبرئيل‌(ع) ديده‌ بود، ناراستي‌ و انكار نكرد لذا آن‌ حضرت‌ ص جبرئيل‌(ع) را به‌ چشم‌ خود ديد و با قلب‌ خود شناخت‌ و در آنچه‌ كه‌ ديد، هرگز شك‌ نكرد «آيا شما با او درباره‌ آنچه‌ مي‌بيند، مجادله‌ مي‌كنيد؟» يعني: بي‌گمان‌ دل‌ پيامبر ص صادق‌ است‌ پس‌ چشمش‌ از آن‌ نيز صادق‌تر مي‌باشد زيرا عرصه‌ ديد چشم‌، معاينه‌ و مشاهده‌ محسوس‌ است‌ كه‌ اين‌ جريان‌ عادي‌ ديد و شناخت‌ اشياء در نزد بشر مي‌باشد و با در نظرداشت‌ اين‌ كه‌ محمد ص جبرئيل‌(ع) را با هر دو چشم‌ خود ديد پس‌ شما منكران‌ چگونه‌ با او در آنچه‌ به‌ چشم‌ سر مي‌بيند، مجادله ‌مي‌كنيد؟! مراد: جدال‌ آنان‌ به‌ ناروا است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:529.txt">آيه  149</a><a class="text" href="w:text:530.txt">آيه  150</a><a class="text" href="w:text:531.txt">آيه  151</a><a class="text" href="w:text:532.txt">آيه  152</a><a class="text" href="w:text:533.txt"> آيه  153</a></body></html>سوره نجم آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا بار ديگري‌ هم‌ او را ديده‌ است‌» يعني: قطعا محمد ص يكبار ديگر نيز جبرئيل‌(ع) را بر صورت‌ حقيقي‌اي‌ كه‌ خداوند(ج) او را آفريده‌، ديده‌ است‌ كه‌ اين‌ديدار دوم‌ در شب‌ اسراء انجام‌ گرفت‌ اما در غير اين‌ دوبار؛ رسول‌ اكرم‌ صجبرئيل(ع) را در صورت‌ انساني‌ مي‌ديدند تا ديدن‌ وي‌ بر ايشان‌ آسانتر باشد.
اما بعضي‌ از مفسران‌ برآنند كه: ضماير در «دنا»، «تدلي‌»، «كان‌»، «اوحي‌» و «رآه‌» همه‌ به‌ خداي‌عزوجل‌ بر مي‌گردد. يعني: خداي‌ عزوجل‌ نزديك‌ شد، فرود آمد، به‌ مقدار فاصله‌ دو كمان‌ از پيامبرش‌ص قرار گرفت‌، بر ايشان‌ وحي‌ نمود وايشان‌ پروردگار متعال‌ را ديدند. حديث‌ شريف‌ بخاري‌ از انس‌(رض) نيز بر اين‌ قول‌گواهي‌ مي‌دهد كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «سپس‌ خداي ‌عزوجل‌ رسول‌ خود رابالاتر از اين‌ برد، به‌ مسافتي‌ كه‌ هيچ‌ كس‌ جز خودش‌ آن‌ را نمي‌داند تا اين‌كه‌ به‌ سدره‌المنتهي‌ رسيد و جبار رب‌ العزه‌ نزديك‌ شد و فرود آمد تا بدانجا كه‌ فاصله‌ او با رسولش‌ به‌ اندازه‌ فاصله‌ دو طرف‌ كمان‌ يا كمتر از آن‌ بود پس‌ در جمله‌ آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بر او وحي‌ كرد، پنجاه‌ نماز بود». ولي‌ رأي‌ راجح‌، همان‌ رأي ‌اول‌ است‌، كه‌ ضماير در «دنا»، «تدلي‌»، «كان‌»، «اوحي‌» و «رآه‌» همه‌ به‌جبرئيل‌(ع) بر مي‌گردد چنان‌ كه‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ مسلم‌ از ابوذر(رض) نيزگواه‌ اين‌ مدعاست‌؛ ابوذر(رض) از رسول‌ خدا ص پرسيد: يا رسول‌ الله! آيا شما پروردگارتان‌ را ديده‌ايد؟ حضرت‌ ص فرمودند: «رأيت‌ نورا: من‌ نوري‌ راديدم‌».
 
	سوره نجم آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نزديكي‌ سدره‌ المنتهي‌» يعني: محمد ص بار دوم‌ در نزديك‌ سدره‌ المنتهي ‌جبرئيل‌(ع) را ديد و درخت‌ سدره‌ (كنار يا عناب‌) به‌ قول‌ جمهور و چنان‌كه‌ در حديث‌ صحيح‌ نيز آمده‌ است‌، در آسمان‌ هفتم‌ است‌. گفته‌ شده‌ كه: علم‌ خلايق‌در سدره‌ المنتهي‌ به‌ پايان‌ مي‌رسد و هيچ‌ كس‌ از ايشان‌ نمي‌داند كه‌ در ماوراي ‌سدره‌المنتهي‌ چيست‌. البته‌ ما به‌ وجود «سدره‌المنتهي‌» چنان‌كه‌ در ظاهر قرآن ‌كريم‌ آمده‌ است‌، ايمان‌ داريم‌ بي‌آن‌كه‌ در باره‌ مكان‌ يا اوصاف‌ آن‌ ـ بيش‌ از آنچه‌ كه‌ راجع‌ به‌ آن‌ در حديث‌ صحيح‌ آمده‌ است‌ ـ سخن‌ بگوييم‌. از جمله‌ درحديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ مسلم‌ از ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «چون‌ مرا به‌ اسراء بردند، در معراج‌ مرا را به‌ سدره ‌المنتهي‌ رسانيدند و آن‌ در آسمان‌ هفتم‌ است‌ (در روايت‌ مسلم‌ از ابن‌مسعود آمده‌ است: و آن‌ درآسمان‌ ششم‌ است)، آنچه‌ كه‌ از زمين‌ به‌ آسمان‌ عروج‌ داده‌ مي‌شود، به‌سوي‌ آن ‌منتهي‌ گشته‌ و از آنجا برگرفته‌ مي‌شود و آنچه‌ كه‌ از فراز سدره‌ المنتهي‌ فرود آورده‌ مي‌شود، نيز به‌ آنجا منتهي‌ شده‌ و از آنجا برگرفته‌ مي‌شود...». ملاحظه ‌مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ حديث‌ شريف‌، «سدره‌ المنتهي‌» را به‌ مثابه‌ پايانه‌ و مرز اصلي‌ ميان ‌دو حقيقت‌ معرفي‌ مي‌كند، حقيقت‌ فراسوي‌ سدره‌ المنتهي‌ كه‌ هيچ‌ كس‌ حتي ‌فرشتگان‌ را بدان‌ علمي‌ نيست‌ و حقيقت‌ اين‌ سوي‌ سدره‌المنتهي‌ كه‌ از آسمان‌ هفتم ‌يا ششم‌ ـ بنابر اختلاف‌ روايات‌ ـ شروع‌ و به‌ زمين‌ منتهي‌ مي‌شود[1]. در وصف‌ ديدار رسول‌ اكرم‌ ص با جبرئيل(ع) در سدره‌ المنتهي‌ نيز در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: «رأيت‌ جبريل‌ بالأفق ‌الأعلي‌، له‌ ستمائة جناح‌، يتناثر من‌ ريشة الدر والياقوت: جبرئيل‌ را در افق‌ اعلي ‌ديدم‌ در حالي‌كه‌ ششصد بال‌ داشت‌ و از پرهاي‌ وي‌ در و ياقوت‌ افشانده‌ مي‌شد».
[1] اين‌ توضيح‌ از مترجم‌ است‌.
	سوره نجم آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كه‌ جنه‌ المأوي‌ نزديك‌ آن‌ است‌» يعني: جنه‌المأوي‌ نزديك‌ سدره‌المنتهي‌ است‌. به‌ قولي: علت‌ تسميه‌ آن‌ به‌ «جنه‌المأوي‌» اين‌ است‌ كه‌ ارواح‌ مؤمنان‌ در آن‌جاي‌ مي‌گيرد. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «ارواح‌ فرشتگان‌، شهدا و متقيان‌ در آن‌جاي‌ مي‌گيرد و علم‌ انبيا (ع) بدان‌ منتهي‌