يش‌ از آنان‌» يعني: پيش‌ از قريش‌، امت‌هاي‌ ديگر و از جمله‌ «قوم‌ نوح‌ نيز به‌ تكذيب‌ پرداختند و بنده‌ ما را دروغزن‌ خواندند» انتساب‌ نوح‌(ع) به‌ عبوديت ‌حق‌ تعالي‌، گراميداشت‌ و تشريفي‌ براي‌ او و تنبيهي‌ بر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ فقط نوح‌(ع) بود كه‌ در آن‌ وقت‌ هدف‌ از آفرينش‌ خود را ـ كه‌ همانا عبوديت ‌است ‌برآورده‌ گردانيد، چه‌ در آن‌ هنگام‌ بر روي‌ زمين‌ جز او عابد ديگري‌ براي‌ خداوند(ج) وجود نداشت‌ «و گفتند: ديوانه‌اي‌ است‌» امت‌ نوح‌(ع) به‌ وي‌ نسبت ‌ديوانه‌گي‌ را دادند «و با او به‌ درشتي‌ برخورد شد» يعني: نوح‌(ع) با انواع‌ زجر وشكنجه‌ و دشنام‌ و خشونت‌، از ميدان‌ تبليغ‌ رسالت‌ و تبيين‌ نبوت‌ رانده‌ شد و از سوي‌ آنان‌ تحت‌ فشار قرار گرفت‌.
 
	سوره قمر آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ دعا كرد به‌ جناب‌ پروردگار خويش‌ كه: من‌ مغلوب‌ شدم‌؛ به‌ داد من‌ برس‌» وبراي‌ من‌ و دين‌ خويش‌ از آنان‌ انتقام‌ بگير. بدين‌گونه‌ بود كه‌ نوح‌(ع) طالب‌ نصرت ‌بر آنان‌ شد چرا كه‌ به‌ تمرد، سركشي‌ و پافشاري‌ آنان‌ بر گمراهي‌ پي ‌برده‌ و از آنان ‌تماما مأيوس‌ شده‌ بود. روايت‌ شده‌ است‌ كه: يكي‌ از آنان‌ مي‌آمد و نوح‌(ع) را به‌ زير پاي‌ خود افگنده‌ گلويش‌ را آنچنان‌ مي‌فشرد كه‌ از خفگي‌ بي‌هوش‌ بر زمين‌ مي‌افتاد و چون‌ به‌ هوش‌ مي‌آمد، چنين‌ دعا مي‌كرد: «اللهم‌ اغفر لقومي‌ فإنهم‌ لا يعلمون: بار الها! بر قومم‌ بيامرز زيرا آنان‌ نمي‌دانند».
 
	سوره قمر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ درهاي‌ آسمان‌ را به‌ آبي‌ بسيار ريزان‌ گشوديم‌» كه‌ سخت‌، پياپي‌ و سيل‌آسابر آنان‌ فرومي‌ريخت‌.
 
	سوره قمر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از زمين‌ چشمه‌ها برشكافتيم‌» يعني: همه‌ زمين‌ و حتي‌ درون‌ تنورها را كه‌ جايگاه‌ فروزش‌ آتش‌ است‌، چشمه‌هاي‌ روان‌ و بر شكافته‌اي‌ گردانيديم‌؛ «تا آب ‌براي‌ كاري‌ كه‌ مقدر شده‌ بود، به‌ هم‌ پيوست‌» يعني: تا سرانجام‌، آب‌ آسمان‌ و آب ‌زمين‌ براي‌ انجام‌ امري‌ كه‌ در باره‌ آنان‌ فيصله‌ شده‌ بود، جمع‌ شد و به‌ هم‌ پيوست‌.آن‌ امر فيصله‌ شده‌، همانا هلاكتشان‌ با غرق‌ در آب‌ بود.
 
سوره قمر آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او را بر كشتي‌ تخته‌دار و ميخ‌ آجين‌ سوار كرديم‌» يعني: نوح‌(ع) را بر كشتي‌اي‌ كه‌ تخته‌هاي‌ عريضي‌ داشت‌ و ميخ‌ها آن‌ تخته‌ها را به‌ هم‌ محكم‌ پيوسته‌ بود، سواركرديم‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ كشتي‌ نوح‌(ع)، سخت‌ استوار و مستحكم‌ بود.
 
	سوره قمر آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زير نظر ما روان‌ بود» يعني: آن‌ كشتي‌ در منظر و ديدگاه‌ ما و با حفظ و نگه‌داشت‌ ما، روان‌ بود «به‌ عنوان‌ جزاي‌ كسي‌ كه‌ او را ناسپاسي‌ كرده‌ بودند» يعني: روان‌ كردن‌ كشتي‌، پاداشي‌ براي‌ نوح‌(ع) بود؛ همان‌ كسي‌ كه‌ برايشان‌ نعمتي‌ بود و آنها اين‌ نعمت‌ را كفران‌ و ناسپاسي‌ كرده‌ بودند. يا معني‌ اين‌ است: آنان‌ به‌ عنوان ‌جزا و انتقامي‌ براي‌ نوح‌(ع) كه‌ دعوتش‌ را مورد انكار قرار داده‌ بودند، غرق‌ ساخته ‌شدند.
 
	سوره قمر آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ آن‌ را آيتي‌ باقي‌ گذاشتيم‌» يعني: به‌ راستي‌ آن‌ كشتي‌ را به‌ عنوان ‌عبرتي‌ براي‌ عبرت‌گيران‌ باقي‌ گذاشتيم‌ چنان‌ كه‌ تا هنوز هم‌ از وجود كشتي‌ نوح‌(ع) بر كوه‌ «آرارات‌» سخن‌ مي‌رود. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: اين‌ برخوردي‌ را كه‌ با آنان‌ كرديم‌، به‌ عنوان‌ عبرت‌ و موعظه‌اي‌ براي‌ آيندگان‌ باقي‌ گذاشتيم‌ «پس‌ آيا هيچ‌ پندگيرنده‌اي‌ هست‌» كه‌ از اين‌ نشانه‌، پند و عبرت‌ گيرد؟.
 
	سوره قمر آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چگونه‌ بود عذاب‌ من‌ و هشدارهاي‌ من‌؟» يعني: عذاب‌ و هشدارهاي‌ من ‌به‌گونه‌اي‌ هولناك‌ و عجيب‌ بود كه‌ در وصف‌ نمي‌گنجد و بدين‌گونه‌ بود كه‌ براي ‌پيامبر خود نوح‌(ع) انتقام‌ گرفتيم‌.
 
	سوره آل عمران 
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاساً يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از زبيربن‌ عوام‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: در روز احد سرم‌ را بلند كردم‌ و همين‌طور به‌ اطرافم‌ مي‌نگريستم، پس‌ كسي‌ از اصحاب‌ نبود مگر اين‌ كه‌ سرش‌ بر اثر خواب‌ سبك‌ به‌ گريبانش‌ فرو مي‌افتاد، سوگند به‌ خدا(ج) كه‌ در حال‌ خواب‌ سخن‌ معتب‌بن‌ قشير را بسان‌ رؤيايي‌ مي‌شنيدم‌ كه‌ مي‌گفت‌: اگر رأي‌ و نظر ما در كار بود و چيزي‌ از اختيار به‌ ما واگذاشته‌ مي‌شد؛ در اينجا كشته‌ نمي‌شديم‌! پس‌ اين‌ جمله‌ وي‌ را به‌ خاطر سپردم، آن‌گاه ‌خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ فرمود: «سپس‌ بعد از آن‌ اندوه‌ و محنت، آرامشي‌ بر شما نازل‌ كرد» با وجود آن‌ كه‌ اسباب‌ ترس‌ و هراس‌ فراهم‌ بود و اين ‌آرامش‌ به‌ صورت‌ «خوابي‌ سبك» بود «كه‌ گروهي‌ از شما را فرا گرفت» و آنان ‌مؤمناني‌ بودند كه‌ در طلب‌ پاداش‌ الهي‌ به‌ جنگ‌ رفته‌ بودند، پس‌ اين‌ خواب‌ سبك ‌سبب‌ آرامش‌ و سكون‌ دل‌ و زوال‌ غم‌ و پايداريشان‌ در نبرد گرديد. اما طايفه‌ ديگر عبارت‌ بودند از: معتب‌بن‌ قشير و يارانش‌ از منافقان‌ كه‌ به‌ طمع‌ غنيمت‌ بيرون‌ آمده ‌بودند و بعد از دگرگون ‌شدن‌ اوضاع، از تأسف‌ بر خود مي‌پيچيدند و حتي‌ از حضور در معركه‌ آنچنان‌ پريشان‌ و نگران‌ بودند كه‌ سخناني‌ درهم‌ و برهم‌ مي‌گفتند. آري‌! «و گروهي‌ فقط در غم‌ جان‌ خويش‌ بو