ند» و تمام‌ هم‌وغم‌ آنها فقط غم‌ جانشان‌ بود و طبعا در چنين‌ حالتي‌ از اضطراب‌ و التهاب‌ نمي‌توانست ‌خواب‌ بر آنها غلبه‌ كند و از جانبي، مستحق‌ اين‌ آرامش‌ هم‌ نبودند «و درباره‌ خدا، گمانهاي‌ ناروا همچون‌ گمانهاي‌ جاهليت‌ مي‌بردند» پندارشان‌ اين‌ بود كه‌ رسالت‌پيامبرص برحق‌ نيست‌ و ايشان‌ پيروز نمي‌شوند و دعوتشان‌ به ‌سوي‌ دين‌ حق، پا نمي‌گيرد «مي‌گفتند» به‌ رسول‌ خداص «آيا ما را در اين‌ كار بهره‌اي‌ هست‌؟» ازنصرت‌ و غلبه‌ بر دشمن‌ تا از غنيمت‌ برخوردار شويم‌؟ هدفشان‌ از اين‌ سخن‌ اين ‌بود كه‌: البته‌ ما را بهره‌اي‌ نيست‌؛ زيرا آن‌ منافقان‌ عقيده‌ نداشتند كه‌ دين‌ اسلام، دين‌ بر حقي‌ است‌ «بگو: سررشته‌ كارها يك‌سر به‌دست‌ خداست» پس‌ نه‌ شما و نه‌ دشمن‌ شما را در آن‌ نقشي‌ نيست، نصرت‌ و فتح‌ از جانب‌ او و شكست‌ و هزيمت ‌هم‌ به‌دست‌ اوست، بدانيد كه‌ عنايت‌ خدا(ج) در حق‌ پيامبرانش، مانع‌ از آن‌ نيست‌ كه‌ پيروزي‌ و شكست‌ در جنگ‌ نوبتي‌ نباشد، اما چيزي‌ كه‌ مهم‌ است، اين‌ است‌كه‌: سرانجام‌ كار چيست‌ و از آن‌ كيست‌؟ «آنان‌ چيزي‌ را در دلهايشان‌ پوشيده ‌مي‌داشتند» كه‌ نفاق‌ بود و آن‌ را براي‌ تو اظهار نمي‌كردند، بلكه‌ از تو همانند كسي ‌كه‌ مطلبي‌ را نمي‌داند و خواهان‌ فهم‌ آن‌ است، سؤال‌ مي‌كردند «مي‌گفتند» گويي‌ كسي‌ مي‌پرسد كه‌ آنچه‌ را در دلهايشان‌ پنهان‌ مي‌داشتند چيست‌؟ پس‌حق‌ تعالي‌ مي‌گويد: آنها در ميان‌ خود، يا در دلهاي‌ خود مي‌گفتند: «اگر ما در اين‌كار اختياري‌ داشتيم، در اينجا كشته‌ نمي‌شديم» يعني‌: كساني‌ از ما كه‌ در اين‌ معركه ‌از بين‌ رفتند، كشته‌ نمي‌شدند «بگو: اگر شما در خانه‌هاي‌ خود هم‌ بوديد، كساني‌ كه‌ كشته‌ شدن‌ بر آنان‌ نوشته‌ شده، قطعا» با پاي‌ خود «به‌سوي‌ قلتگاههاي‌ خويش ‌مي‌رفتند» و گزيري‌ نداشتند از اين‌ كه‌ به‌سوي‌ قتلگاههاي‌ خود بيرون‌ نيايند زيرا قضاي‌ الهي‌ برگشت‌ناپذير است‌ «تا بدين‌سان‌ خداوند آنچه‌ را در دلهاي‌ شماست» از اخلاص‌ و يقين‌ و ثبات‌ و توكل‌؛ در عينيت‌ امر «بيازمايد و آنچه‌ را در دلهاي ‌شماست» از وسوسه‌هاي‌ شيطان‌ «پاك‌ گرداند» و تزكيه‌تان‌ كند «و خداوند به‌ راز سينه‌ها آگاه‌ است» و چيزي‌ از آن‌ بر او پنهان‌ نيست، پس‌ سبب‌ آن‌ كه‌ بندگان‌ را امتحان‌ مي‌كند، اين‌ است‌ تا به‌ مردم‌ حقايق‌ را بنماياند.
 
	سوره قمر آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و هرآينه‌ قرآن‌ را براي‌ ذكر» يعني: براي‌ يادگيري‌ و حفظ «آسان‌ كرديم‌» وكسي‌ را كه‌ جوياي‌ حفظ آن‌ باشد، بر يادگيري‌ آن‌ ياري‌ نموديم‌. به‌قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است: قرآن‌ را براي‌ پندگرفتن‌ و موعظه‌ پذيري‌ آماده‌ كرديم‌ چرا كه‌ در آن‌ انواع‌ پند و اندرز قرار داديم‌ «پس‌ آيا هيچ‌ پندپذيري‌ هست‌» كه‌ از مواعظ وعبرتهاي‌ آن‌ پند و عبرت‌ گيرد. آيه‌ كريمه‌ انگيزشي‌ است‌ بر فراگيري‌ و آموختن‌ قرآن‌، بسيار تلاوت‌ نمودن‌ آن‌ و شتاب‌ كردن‌ در طلب‌ فهم‌ معاني‌ آن‌. چنان‌كه‌نظير اين‌ معني‌ در آيه‌ (97) از سوره‌ «مريم‌» نيز آمده‌ است‌. ابن‌ عباسك مي‌گويد: «اگر خداي ‌عزوجل‌ قرآن‌ را بر زبان‌ انسانها آسان‌ نمي‌كرد، هرگز احدي‌ از خلق‌ نمي‌توانست‌ كه‌ به‌ كلام‌ وي‌ نطق‌ كند». حكمت‌ در تكرار (فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏) تجديد تنبيه‌ و هشدار در مورد لزوم‌ پند گرفتن‌ از قرآن‌ است‌ زيرا هر تكراري‌ در قرآن‌ براي‌ تثبيت‌ و پايدار ساختن‌ معاني‌ در نفوس‌ انسانها مي‌باشد.
 
سوره قمر آيه  18‏متن آيه : ‏‏ كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
آيه  19‏متن آيه : ‏‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«عاد به‌ تكذيب‌ پرداختند» عاد: قوم‌ هود(ع) بودند كه‌ او در ميانشان‌ به‌ پيامبري ‌مبعوث‌ شد اما به‌ تكذيب‌ وي‌ پرداخته‌ و او را آزار و شكنجه‌ دادند «پس‌ چگونه‌ بود عذاب‌ من‌ و هشدارهاي‌ من‌؟» يعني: بشنويد كه‌ عذاب‌ و انذار ما براي‌ آنان‌ چگونه‌ بود: «ما بر آنان‌ بادي‌ صرصر فرستاديم‌» يعني: بادي‌ بسيار سرد. به‌قولي: باد صرصر بادي‌ است‌ كه‌ صداي‌ سخت‌ و هولناكي‌ داشته‌ باشد «در روزي‌ شوم‌ دنباله‌دار» يعني: در روزي‌ كه‌ شومي‌ و ناخجسته‌گي‌ آن‌ پيوسته‌ و مستمر بود و با نحوست‌ خود چنان‌ برآنان‌ استمرار يافت‌ كه‌ تماما هلاك‌شان‌ گردانيد. ابن‌كثير مي‌گويد: «نحوست‌ آن‌ روز بدين‌ جهت‌ مستمر بود كه‌ عذاب‌ دنيوي‌ آنها را به‌ عذاب‌ اخروي‌ پيوست‌ گردانيد». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «اين‌ عذاب‌ در آخرين‌ چهارشنبه‌ ماه‌ نازل‌ شد و كوچك‌ و بزرگ‌ آنان‌ را نابود كرد». مراد اين‌ است‌ كه ‌آن‌ روز، بر كفار قوم‌ عاد نحس‌ و شوم‌ بود، نه‌ بر پيامبرشان‌ و بر مؤمنان‌ پس‌ ذات‌ آن‌ روز نحس‌ نبود بنابراين‌، تشاؤم‌ به‌ عدد (13) و امثال‌ آن‌ از اعداد، شرعا صحيح‌ نيست‌.
 
سوره قمر آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ باد صرصر چنان‌ باد سختي‌ بود «كه‌ مردم‌ را از جا مي‌كند» يعني: آنان‌ را از زير پايشان‌ همچون‌ بر كندن‌ درخت‌ خرما از بن‌ و ريشه‌، از جا مي‌كند. مجاهد مي‌گويد: «باد صرصر آنها را از زمين‌ بر مي‌كند و بر سرهايشان‌ محكم‌ بر زمين ‌مي‌كوفت‌ چنان‌ كه‌ گردنهايشان‌ خرد گشته‌ و سرهايشان‌ از بدنهايشان‌ جدا مي‌شد». به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: آن‌ باد صرصر مردم‌ را از خانه‌هايشان‌ بيرون‌ مي‌كشيد و از زمين‌ بر مي‌كند «گويي‌ آنان‌ تنه‌هاي‌ درختان‌ خرماي‌ از ريشه‌ بركنده‌اي‌ بودند» خداوند متعال‌ آنان‌ را در درازي‌ قد و قامت‌شان‌ ـ آن‌گاه‌ كه‌ باد آنها را از جا برمي‌كند و بر روهايشان‌ بر زمين‌ مي‌كوبيد ـ به‌ درختان‌ خرمايي‌ تشبيه‌ كرده‌ كه‌ بر زمين‌ مي‌افتند درحالي‌كه‌ سر ندارند. منقعر: يعني‌ كنده‌ شده‌ از ريشه‌ خويش‌.
 
سوره قمر آيه  21‏متن آيه : ‏‏ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
آيه  22‏متن آيه : ‏‏ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چگونه‌ بود عذاب‌ من‌ و هشدارهاي‌ من‌؟» تكرار اين‌ عبارت‌ براي‌ تهويل‌ و افگندن‌ بيم‌ و هراس‌ در دلهاست‌ «و قطعا قرآن‌ را براي‌ پند آموزي‌ آسان‌ كرده‌ايم‌ پس‌آيا هيچ‌ پندپذيري‌ هست‌؟» تكرار اين‌ عبارت‌ نيز چنان‌كه‌ گفتيم‌، براي‌ تجديد تنبيه‌ و توجه‌ دادن‌ به‌ آنهاست‌. مفسران‌ براي‌ (للذكر) همچو