رد و آن‌ را پي‌ كرد، يا بر دست‌ دراز كردن‌ به‌ اسباب‌ پي‌ كردن‌ شتر جسارت‌ نموده‌ و شتر را پي‌ كرد. محمدبن‌اسحاق‌ مي‌گويد: «قدار در بن‌ درختي ‌بر سر راه‌ شتر صالح‌ كمين‌ گرفت‌ و ابتدا تيري‌ به‌ سوي‌ آن‌ انداخت‌ و با آن‌ تير عضله‌ ساق‌ پايش‌ را هدف‌ قرار داد، سپس‌ با شمشير بر او يورش‌ برد و پي‌ پاي‌ او را شكست‌ آن‌گاه‌ او را ذبح‌ كرد».
 
	سوره قمر آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چگونه‌ بود عذاب‌ من‌ و هشدارهاي‌ من‌؟» تفسير نظير اين‌ آيه‌ در همين ‌سوره‌ گذشت‌ و نيز آيه‌ بعدي‌ تفسيركننده‌ آن‌ است:
	سوره قمر آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما» در روز چهارم‌ از پي‌كردن‌ شتر «بر سرشان‌ يك‌ فرياد مرگبار فرستاديم‌» چنان‌كه‌ در سوره‌ «هود» آمده‌ است‌. مراد از آن: بانگ‌ مرگبار جبرئيل‌(ع) است‌ «و مانند خار و خاشاك‌ در هم‌ شكسته‌ كومه‌ها، ريز ريز شدند» محتظر: صاحب‌ حظيره‌ و كومه‌ است‌ كه‌ براي‌ گوسفندان‌ خويش‌ آغل‌ (پرچين‌) درست‌ مي‌كند تا آنها را از باد و سرما محفوظ دارد. پس‌ آنان‌ مانند خار و خاشاك‌ خشك‌ درون‌ آغل‌ گوسفندان‌ شدند كه‌ بعد از فروافتادن‌ از ديوارهاي‌ آغل‌، گوسفندان‌ آن‌ را پايمال‌ مي‌كنند.
 
سوره قمر آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ قرآن‌ را براي‌ پندآموزي‌ آسان‌ گردانيديم‌ پس‌ آيا پند گيرنده‌اي‌ هست‌؟» تفسير نظير آن‌ گذشت‌.
 
	سوره قمر آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قوم‌ لوط هشداردهندگان‌ را تكذيب‌ كردند» تفسير نظير آن‌، در آيه‌ (23) گذشت‌.
 
	سوره قمر آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما بر سر آنان‌ باد سنگبار فروفرستاديم‌» حاصب: بادي‌ است‌ كه‌ آنان‌ را با سنگريزه‌ مي‌زند «مگر خاندان‌ لوط را» يعني: جز لوط و پيروانش‌ را «كه‌ به‌ وقت‌سحر نجاتشان‌ داديم‌» سحر: يك‌ ششم‌ آخر شب‌ پيش‌ از طلوع‌ بامداد است‌.
 
	سوره قمر آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نعمتي‌ از جانب‌ ما بود» يعني: اين‌ نجات ‌دادن‌، انعام‌ و مهرباني‌اي‌ از جانب‌ ما بر لوط(ع) و كساني‌ بود كه‌ از او پيروي‌ كردند «هر كه‌ شكر گزارده‌، بدين‌سان‌ او را پاداش‌ مي‌دهيم‌» يعني: هر كس‌ را كه‌ به‌ ما و رسول‌ ما مؤمن‌ است‌ و مطيع‌ و به‌ اين‌ترتيب‌، شكرگزار نعمت‌ ماست‌ و آن‌ را ناسپاسي‌ نمي‌كند، اين‌ گونه‌ پاداش‌ مي‌دهيم‌.
 
سوره قمر آيه  36‏متن آيه : ‏‏ وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ ‏
 آيه  37متن آيه : ‏‏ وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و لوط آنها را از عذاب‌ ما سخت‌ بيم‌ داده‌ بود» يعني: لوط قومش‌ را از گرفتن‌ سخت‌ خداوند متعال‌ و از عذاب‌ بسيار شديد او هشدار داده‌ بود؛ «ولي‌ در هشدارها به‌ جدال‌ برخاستند» يعني: آنان‌ در هشدارها شك‌ نموده‌ و آن‌ را باور نكردند، سپس‌ بدين‌ حد از كفر و انكار نيز بسنده‌ نكرده‌ و جرم‌ بزرگ‌ ديگري‌ را مرتكب‌ شدند: «و از مهمانان‌ او كام‌ دل‌ خواستند» يعني: از لوط(ع) خواستند تا آنان‌ را بر فرشتگاني‌ كه‌ به‌ صورت‌ جواناني‌ امرد و خوبروي‌ نزد وي‌ آمده‌ بودند، دسترسي‌ دهد تا چنان‌كه‌ عادت‌شان‌ بود، با آنها بدكاري‌ كنند زيرا زن‌ گمراه‌ لوط(ع) به‌ آنان‌ پيغام‌ فرستاده‌ و از آمدن‌ چنين‌ مهمانان‌ خوبرويي‌ براي‌ لوط(ع)، آگاهشان‌ كرده‌ بود پس‌ همين‌كه‌ اين‌ خبر را شنيدند، از همه‌ جا شتابان‌ به‌ سوي‌ لوط(ع) روي‌ آوردند ولي‌ او در را به‌ رويشان‌ بست‌ اما آنها شروع‌ به‌ شكستن‌ در كردند و لوط(ع) پيوسته‌ از آنان‌ مي‌خواست‌ كه‌ از مهمانانش‌ دست‌ بردارند «پس‌ديدگانشان‌ را محو ساختيم‌» يعني: چشمانشان‌ را كاملا محو كرديم‌ به‌ طوري‌ كه ‌هيچ‌ شكافي‌ در آنها ديده‌ نمي‌شد چنان‌ كه‌ باد نشانه‌هاي‌ راه‌ را با خاكي‌ كه‌ بر روي‌ آنها مي‌پوشاند، محو مي‌كند. به‌قولي: خداوند(ج) نور چشمانشان‌ را از بين‌ برد، باآن‌كه‌ چشمانشان‌ به‌ حال‌ خود باقي‌ بود. «و گفتيم: عذاب‌ و هشدارهاي‌ ما را بچشيد» يعني: حاصل‌ و مزه‌ هشدارهاي‌ ما را بچشيد. تفسير نظير آن‌ نيز گذشت‌.
 
سوره قمر آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ كه‌ سپیده‌دم‌ عذابي‌ پيگير به‌ سر وقت‌ آنان‌ آمد» يعني: به‌ هنگام ‌بامداد؛ عذابي‌ عام‌، فراگير و پيوسته‌ برآنان‌ فرود آمد كه‌ در ميانشان‌ جا گرفت‌ و از آنان‌ هرگز قطع‌ نشد تا تماما نابودشان‌ كرد. يا مراد اين‌ است‌ كه‌ آن‌ عذاب‌، عذابي ‌متصل‌ و در پيوسته‌ به‌ عذاب‌ آخرت‌ بود. فايده‌ آوردن‌ قيد «بكره‌» بعد از «صبحهم‌»، بيان‌ رخ‌ داد عذاب‌ بر آنان‌ در نخستين‌ لحظات‌ بامداد است‌ زيرا صبح‌ بر زماني‌ دوامدار تا بعد از سپيده‌ و تا هنگام‌ طلوع‌ خورشيد اطلاق‌ مي‌شود و چون ‌بعد از بيان‌ صبح‌، «بكره‌» اضافه‌ شد؛ اين‌ قيد مفيد اين‌ معني‌ گرديد كه‌ فرود آمدن‌ عذاب‌ بر آنان‌ در اولين‌ لحظات‌ بامداد بود.سوره آل عمران آيه  156
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! مانند كساني‌ نباشيد كه‌ كفر ورزيدند» مراد: منافقان‌ ـ به‌ رهبري ‌عبدالله بن‌ابي‌ ـ اند «و به‌ برادرانشان» يعني‌: در حق‌ برادرانشان‌ در كفر، يا درنسب، يا در دوستي‌ و رفاقت‌ «هنگامي‌ كه» به‌ منظور تجارت‌ و مانند آن‌ «به‌ سفررفتند» و در سفر مردند «يا جهادگر شدند» يعني‌: به‌ جهاد بيرون‌ رفته‌ و در جنگ ‌كشته‌ شدند «گفتند: اگر نزد ما مي‌ماندند، نمي‌مردند و كشته‌ نمي‌شدند» اين‌ سخن‌ راگفتند، چراكه‌ به‌ قضا و قدر الهي‌ ايمان‌ نداشتند «تا خداوند اين» پندار را كه‌ اگر به ‌جهاد بيرون‌ نمي‌رفتند، كشته‌ نمي‌شدند «در دلهايشان‌ مايه‌ حسرتي‌ قرار دهد» آري‌! حق‌ تعالي‌ اين‌ پندار را براي‌ افزودن